اثبات ائمه دوازده گانه شیعه با استناد به قرآن کریم و روایات نبوی

یکی از بحثهای جدي واصولي میان شیعیان و اهل سنت این است که چگونه می توان ائمه دوازده گانه ای را که به کرات پیامبر از آمدن آنها خبر داده است را به اثبات رساند.
برای بررسی این موضوع لازم است تا در چند مطلب آن را پیگیری کنیم:
مطلب اول: آيا مي‌توان مسأله امامان دوازده‌گانه عليهم السلام با تمام اهميتي كه دارد از قرآن كريم استنباط كرد؟
به یقین اگر اسم و رسمي از امامان در قرآن بود، قطعاً دستخوش تحريف قرار مي‌گرفت و هر مذهبي از مذاهب اسلامي اماماني را جايگزين آن‌ها مي‌ساختند؛ ولي نمي‌توان پذيرفت در قرآن ـ هر چند با رمز و كنايه ـ به اين مسأله اشاراتي نشده باشد.
احاديث متواتري از رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم در منابع شيعه و اهل سنّت نقل شده است كه مي‌گويد: خلفاي راستين پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم دوازده نفرند. البته برخي از اهل سنّت تفسيرهاي گوناگوني ارائه داده‌اند؛ ولي دانشمنداني از اهل سنّت كه بهره‌اي از انصاف دارند، تصريح كرده‌اند كه مقصود، امامان دوازده‌گانه از اهل بيت عليهم السلام هستند كه علي ابن ابي طالب عليه السلام در رأس آن‌ها قرار دارد و همگي آن‌ها از قريش يا بني هاشم مي‌باشند و آخرين آن حضرت مهدي عليه السلام است (احمد حنبل، بي‌تا: ج2، ص35؛ ترمذي، بي‌تا: ج2، ص35؛ هيثمي، 1417: ص113؛ حاكم نيشابوري، 1418: ج4، ص510).
اكنون يك پرسش اصولي در اين جا مطرح مي‌شود كه با توجه به اهميتي كه امامت و خلافت در اسلام دارد، چرا در قرآن به صراحت، سخني از دوازده امام به ميان نيامده است، تا فصل الخطابي براي مذاهب اسلامي باشد و مسلمانان از اين طريق بتوانند به اتحاد حقيقي دست يابند.
در پاسخ به اين پرسش، ذكر مقدماتي لازم است:
1. همه مسائل در قرآن نيامده است
بدون ترديد، همة مسائل و احكام اسلامي به صورت كلي و جزئي با حفظ كميت و كيفيت، در قرآن كريم نيامده است و مراد از آيه (لَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ) (انعام، 59) مقام علم الهي است نه قرآن كريم. اگر در برخي از روايات هم به لوح محفوظ تفسير شده، مقصود، همان علم الهي است.
قرآن كريم، به مثابه قانون اساسي است كه بيشتر به كلياتي از اصول عقايد (توحيد، نبوت و معاد) و اجمالي از احكام عبادي و جزايي، فردي، اجتماعي و اخلاقي پرداخته و ساير مقرّرات و تفصيل احكام عملي و جزايي و مدني را به سنّت نبوي موكول نموده است؛ چرا كه به حكم (وَمَا يَنْطِقُ عَنْ الْهَوَي * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي * عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَي) (نجم، 5-3)، رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم از روي هواي نفس سخن نمي‌گويد و گفتار او جز وحي الهي چيزي نيست كه به وي تعليم و القا مي‌شود؛ پس گفتار پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم عين وحي است و مطابق آيه (مَا آتَاكُمْ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا) (حشر، 7) مسلمانان موظف هستند به اوامر و نواهي حضرت رسول به عنوان دستور الهي عمل كنند؛ گرچه در قرآن نباشد؛ به همين دليل، سنّت نبوي، براي همه مسلمان‌ها، حجت شرعي و تكليف آور مي‌باشد.آيه (أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُوْلِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ) (نساء، 59) نيز همين حقيقت را بيان مي‌كند و مقصود تنها اطاعت رسول در بيان احكام و مسايل ديني كه در متن قرآن آمده نيست؛ بلكه مراد، اوامر و نواهي رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در جنگ و صلح و ساير احكام و مسايل اجتماعي است.
2. بعضي از رموز قرآن براي ما قابل درك نيست
قرآن ـ همان گونه كه از رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم به صراحت بيان شده و نيز به دلايل اعجاز ـ كلام الهي است، نه سخن رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم و از سنخ نوشتار بشري نيست (متقي هندي، 1409: ج1، ص103)؛ به همين دليل بشر از آوردن يك سوره كوچك مثل آن عاجز است و از نظر معنا نيز تفسيري دارد و تأويلي، باطني دارد و ظاهري، عباراتي دارد و اشاراتي، حقايقي دارد و لطايفي، محكماتي دارد و متشابهاتي (همان، ص4؛ صبحي صالح، 1387: خ18) كه براي هر يك، مخاطبان ويژه‌اي است. بسا ممكن است رموز همه مسائل در اين كتاب باشد؛ ولي فعلاً و در شرايط كنوني نمي‌توانيم آن رموز را درك كنيم و در آينده روشن خواهد شد.
فخر رازي از مفسرین اهل سنت در مقدمه تفسيرش درباره سوره حمد مي‌گويد: «ممكن است از فوايد و نفائس گران سنگ سوره حمد، ده‌ها هزار مسأله و حكمت استنباط شود؛ گرچه حسودان بعيد مي‌شمارند» (فخر رازي، 1411: ج1، ص3).
وي درباره جمله «اعوذ بالله من الشيطان الرجيم» مي‌گويد: «مشتمل بر ده‌ها هزار مسأله است» (همان، ص4).
در هر حال، كلام خدا، مشتمل بر بطون و معاني فراوان و عجايب بسيار است و به فرموده اميرالمؤمنين عليه السلام به نقل از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم: القرآن بحر، لا يدرك قعره. له ظهر و بطن فظاهره حكم و باطنه علم عميق، ظاهره أنيق و باطنه عميق … لا تحصي عجائبه و لا تبلي غرائبه؛ براي قرآن، ظاهري است و باطني؛ ظاهرش حكم است و دستور و باطنش علم است و حكمت. صورتش زيبا و نشاط آور و باطنش مانند دريا عميق و ناپيدا است. عجايب آن، قابل شمارش نيست و غرايبش را پاياني نباشد (مجلسي، 1404: ج92، ص17 و ج77، ص134؛ متقي هندي، 1409: ج7، ص402).
3. تفسير و تأويل چيست؟
تفسير در لغت، به معناي كشف و اظهار و پرده برداري است. «اسفر الصبح» يعني صبح گاهان دميد يا زن پرده از رخسارش افكند (ابن منظور، 1408: ج6، ص36).
كلمه تأويل، هفده بار در قرآن آمده است و به معناي بازگشت دادن چيزي به هدف اصلي و نهادن آن در جايگاه واقعي آن است. اگر تفسير، مطابق قواعد ادبي باشد، در آن محدوديتي نيست؛ ولي در تأويل ـ همان گونه كه از آيه (و ما يعلم تأويله الا الله) (آل عمران، 7) بر مي‌آيد ـ محدوديت برقرار است و فقط پيغمبر و امامان معصوم عليهم السلام از تأويل آيات آگاهند. تفسير، بيان مفاهيم وضع الفاظ است؛ خواه حقيقت باشد يا مجاز؛ ولي تأويل باطن معناي لفظ است (سيوطي، 1370: ج4، ص193).
راغب اصفهاني مي‌نويسد: «تفسير، اعم از تأويل است و بيشترين كاربردش در الفاظ و مفردات است؛ اما تأويل، بيشترين كاربردش در معاني و جمله‌ها است» (راغب، 1418: كلمه فسّر). به همين دليل است كه اجراي احكام الهي غالباً بر اساس تفسير است و گاهي بر پايه تأويل؛ ولي عمل به تأويل كار كساني است كه از علم غيب، بهره‌مند و از گناه، معصوم مي‌باشند. در قرآن مجيد مي‌خوانيم: حضرت موسي با حضرت خضر عليهم السلام هم سفر شد و مشاهده كرد او كارهاي عجيبي انجام مي‌دهد كه با ظواهر شرع نمي‌سازد؛ كشتي مستمندان را سوراخ مي‌كند، ديوار خراب شده را تعمير مي‌نمايد و نوجواني را بدون جرم و گناه مي‌كشد. اين كارها براي حضرت موسي عليه السلام تحمل ناپذير بود؛ از اين رو حضرت خضر عليه السلام آن پيامبر بزرگوار، نخست حكمت كارهايش را بازگو كرد و سپس فرمود: (سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبراً)؛ و به زودي تأويل كارهايي را كه نتوانستي تحمل كني به تو خبر خواهم داد (كهف، 78).
تعبير بعضي از خواب‌هاي پيچيده نيز از اين مقوله است؛ يعني برگردانيدن مضمون ظاهري رؤيا به مفهوم واقعي آن. قرآن كريم از زبان حضرت يوسف عليه السلام پس از رسيدنش به حكومت و خضوع يازده برادر او و آمدن پدر و مادرش، مي‌فرمايد: (يا أبت هذا تأويل رؤياي من قبل)؛ اي پدر جان! اين است تأويل رؤياي پيشين من» (يوسف، 100) كه اشاره است به خضوع يازده برادر و پدر و مادرش برابر او.
دوازده امام عليهم السلام در قرآن
با توجه به اين مقدمات، اينك در پاسخ پرسش مطرح شده مي‌گوييم: در قرآن كريم به صورت كلي و به طريق رمز و راز، از دوازده امام عليهم السلام ياد شده است كه اين مطلب را پس از بررسي و دقت مي‌شود فهميد، چرا كه بعضي از آيات متضمّن قرائن و شواهد كلامي و عقلاني است كه پس از تأمل بسيار و با كمك تفسير و تأويل، مي‌توان به آن دست يافت. در عين حال، معناي ظاهر آن نيز براي عموم درست است و حجت به شمار مي‌رود. اين آيه كه به شمار امامان اشاره مي‌كند، چنين است: (انّ عدّة الشهور عند الله اثنا عشر شهراً في كتاب الله يوم خلق السموات و الارض منها اربعة حُرُم ذلك الدين القيم فلا تظلموا فيهنّ انفسكم)؛
تحقيقاً شمار ماه‌هاي سال، دوازده ماه است. اين حقيقت در كتاب خدا و روزي كه آسمان‌ها و زمين را آفريد، چنين بوده است. از اين دوازده ماه، چهار تا، حرام است. اين است دين استوار. پس در آن چهار ماه حرام، به خويشتن ستم روا مداريد» (برائت، 36).
قراين و شواهد كلامي
نكته‌ها و قرايني در آيه مذكور هست كه مي‌تواند خوانندگان هوشيار و عالمان با انصاف را با ياري فكر و تأمّل، به مقصد اصلي و تأويل باطني رهنمون باشد. اين نكات، عبارت‌اند از:
1. ميان تمام ملت‌ها و پيروان مكتب‌ها، سال دوازده ماه است و اين، موضوعي است بسيار بديهي و هيچ خردمندي آن را انكار نمي‌كند. از اين رو آوردن ادات تأكيد بر اثبات اين كه هر سال، از دوازده ماه تشكيل شده است، با حفظ فصاحت و بلاغت آن، تأييدي است بر وجود ماه‌هاي قمري، نه شمسي. در عين حال، بايد توجه داشت كه افزوده شدن اين نوع قرائن كلامي، خواننده را به يك معناي باطني نيز راهنمايي مي‌كند؛ چرا كه گفته‌اند: «زيادة المباني تدلّ علي زيادة المعاني؛ افزايش حروف، مقدمات، قيود و قرائن لفظي و مقامي، دليل است بر فزوني معاني».
2. قيد «عند الله» در آيه به حسب ظاهر، مقابل «عند الناس» است؛ يعني شايد سال، نزد همه مردم دنيا دوازده ماه نباشد. البته ممكن است قيد مذكور، اشاره به قانون خلقت و بيانگر سير طبيعي ماه نيز باشد؛ زيرا ممكن است مردم، سال و ماه‌ها را از نوع قراردادهاي اعتباري و عرفي بدانند و طبق خواسته خود به كمك افكار عمومي با وضع قوانين اعتباري تغيير دهند؛ چنان كه مسلك پوشالي «بابي» و «بهايي» سال را به زعم خود نوزده ماه دانسته و ماه را نيز نوزده روز قرار داده‌اند.
واژه «عند الله» گذشته از اين، به طور غير مستقيم مي‌خواهد اين گونه عقايد انحرافي را نفي كند، تا آنچه كه مطابق حركت كائنات است و بر محور حق مي‌گردد، به اثبات برساند؛ يعني حركت زمين به گرد خورشيد و ماه، توليد فصول چهارگانه مي‌كند و ماه و سال را مشخص مي‌سازد.
3. قيد «في كتاب الله» به قرينه «يوم خلق السموات و الأرض» شامل تورات، انجيل، زبور داوود و صحيفه‌هاي ابراهيم خليل و نوح نبي مي‌شود و قرآن را نيز در بر مي‌گيرد؛ يعني در تمام كتاب‌هاي آسماني، اين حقيقت عيني و طبيعي كه سال، دوازده ماه دارد، منعكس شده و بيانگر اين است كه در غير كتاب‌هاي آسماني، ممكن است خلاف اين گفته شود؛ در صورتي كه در كتاب‌هاي آسماني و اعتقاد ملت‌ها، سال به دوازده ماه تقسيم شده است؛ مانند سال و ماه‌هاي رومي، ايراني، عربي، اروپايي، چيني و ژاپني. البته اسامي ماه‌ها ميان ملت‌ها مختلف است؛ ولي شمارگان آن‌ها از دوازده ماه تجاوز نمي‌كند. وانگهي، كتاب تكوين را نيز در بر مي‌گيرد؛ چرا كه در سير ساختار طبيعي و حركت زمين، ماه‌هاي قمري همواره دوازده بار طلوع و غروب دارند.
4. از همه مهم‌تر، جمله «ذلك الدين القيّم» است كه دوازده ماه را دينِ استوار و آيين مستقيم به شمار آورده است. ممكن است گفته شود جزء دين بودن ماه‌ها، به علت اين است كه برخي ماه‌ها مشتمل بر احكام و تكاليفي خاص است؛ مانند ماه مبارك رمضان كه روزه گرفتن در آن ماه بر مسلمان‌ها واجب مي‌شود يا ماه ذيحجه كه حج خانه خدا بر كساني كه استطاعت دارند، واجب مي‌شود؛ ولي آيه در مقام بيان اين حقيقت است كه تمام ماه‌هاي دوازده‌گانه جزء دينِ استوار و مستقيم است، نه اين كه چون بعضي از ماه‌ها مشتمل بر دستورات ديني مي‌باشد و در ماه‌هاي ديگر، فرايض مذهبي ديده نمي‌شود، آيه تمام آن‌ها را جزء دين واقعي مي‌شمارد. نيز اين امر، از باب تغليب نمي‌تواند باشد؛ چرا كه غلبه با ماه‌هايي است كه احكام واجب در آن‌ها نيست.
علاوه بر اين كه از فراز «ذلك الدين القيّم» چنين برداشت مي‌شود كه هر ماهي به نوبه خود و مستقلاً جزو دين مي‌باشد. علاوه بر اين، مشركان و مكاتب الحادي نيز معتقدند هر سال دوازده ماه دارد، بدون اين كه در مذهب شرك، ماه‌هاي دوازده‌گانه را دخيل بدانند.
5. «فلاتظلموا فيهن أنفسكم» به حسب ظاهر مي‌خواهد بگويد در ماه‌هاي حرام با ايجاد جنگ و نزاع، به خودتان ظلم مضاعفي روا نداريد. در هر حال، ظاهر آيه نيز بر همه مسلمان‌ها حجت و بر همگان تكليف آور است كه در ماه‌هاي حرام، جنگ و خون ريزي را ترك كنند، تا حرام مضاعفي مرتكب نشوند. همة اين تفسيرها به نوبه خود صحيح هستند؛ ولي آيات قرآن بر خلاف معمول مكتوبات بشري، تفسيري دارد و تأويلي، ظاهري دارد و باطني و در باطن آن نيز باطني است و… كه همگي حجت هستند و با هم تضادي ندارند.
مقتضاي اعجاز قرآن
وجود الفاظ و در معاني اعجاز قرآن مجيد ايجاب مي‌كند كه هم تفسير ظاهري حجّت باشد و هم مفهوم باطني و تأويل‌ها؛ چرا كه اين مفاهيم، در طول هم قرار دارند، نه در عرض يك‌ديگر. هر مخاطبي در خور ظرفيت و استعدادي كه دارد مي‌تواند دقايق و حقايق مضاعفي را از كتاب الهي بفهمد؛ به ويژه آن دسته از آياتي كه در بردارندة قرائن لفظي و عقلاني و قرينه مقامي است كه عبور از مفهوم ظاهري را به سوي معاني باطني با رعايت احتياط و دقت كافي، تأييد مي‌كند.
افزون بر اين، اگر اسامي امامان در آيات قرآن به گونه صريح و مشخص ذكر مي‌شد، نه تنها موجب وحدت مذاهب اسلامي نمي‌گرديد، بلكه زمينه تحريف و تغيير قرآن مجيد فراهم مي‌شد؛ زيرا از سوي منحرفان و فرقه‌هاي مختلف اسلامي، اسامي ديگري جايگزين آن‌ها مي‌شد و در نتيجه بين مسلمانان درباره نسخه‌هاي قرآن اختلافات شديدي پيش مي‌آمد و هر گروهي قرآني را با اسامي خاص پيشوايان خود به چاپ مي‌رساندند و قرآن از حجيّت و سنديت مي‌افتاد. البته همان‌گونه كه يادآوري شد، در خصوص اين آيه و برخي آيات ديگر، به دليل اهميت معناي باطني، قيود و قرائني ذكر شده است كه به وضوح، ما را به وجود دوازده امام و خليفه رهنمون مي‌سازد.
وانگهي جا داشت گفته شود مشتمل بودن سال بر دوازده ماه ميان همة انسان‌ها يك اجماع جهاني است و هيچ كس در آن ترديد ندارد؛ از اين رو به كار بردن اين همه تأكيدهاي لفظي مثل: «انّ»، «عند الله»، «يوم خلق السموات و الارض» و «في كتاب الله» ضرورتي نداشت. بايد گفت صحيح است؛ ولي قطعاً در اين نوع بيان، حكمت‌هاي ظاهري و اسرار باطني در ميان بوده است كه مسلمانان را مي‌خواهد به تأويل آيه نيز برساند. عبارت «منها أربعة حرم» به حسب ظاهر، به ماه‌هاي حرام اشاره دارد و تكاليف فردي و اجتماعي را مشخص مي‌كند؛ ولي در مقام تأويل، اشاره به امامان چهارگانه است كه به دلايلي بايد حرمت آن‌ها را مسلمانان بيش‌تر پاس مي‌داشتند كه حرمت شكني كردند.
تأويل چهار ماه حرام به چهار امام معصوم
در هر صورت اگر آيه فوق به دوازده امام تأويل شود، تمام تأكيدها مقبوليت يافته و حكمت، افزوني پيدا خواهد كرد و به مفهوم ظاهري آيه هم لطمه‌اي وارد نمي‌شود. در اين صورت، تأويل نهايي از ماه‌هاي حرام ـ همان گونه كه در احاديث اهل بيت عليهم السلام رسيده است ـ عبارت مي‌شود از چهار امامي كه نامشان علي است: علي بن ابي طالب عليه السلام، علي بن الحسين عليه السلام، علي بن موسي الرضا عليه السلام و علي بن محمد الجواد عليه السلام (عروسي حويزي، 1412: ج2، ص187؛ بحراني، 1417: ج1، ص404).

وجود اوصياي دوازده‌گانه در اديان
روايات بسياري در منابع شيعه و سنّي آمده است كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:
هر سنّتي كه در اديان گذشته بوده، مو به مو در آيين اسلام هم هست. از جمله اين سنت‌ها، داشتن دوازده وصي و خليفه است؛ چنان كه غيبت و ظهور رهبر و امام نيز از سنّت‌هاي اديان ابراهيمي است كه در اسلام نيز اصل غيبت و ظهور رهبري وجود دارد (طبراني، بي‌تا: ج4، ص204؛ سيوطي، بي‌تا: ج2، ص444).
در اين كه پيامبران اولوا العزم هر يك دوازده وصي داشته‌اند، ترديدي نيست و در قرآن و سنت به برخي از آن‌ها تصريح شده است. موسي بن عمران عليه السلام دوازده نقيب، حضرت عيسي عليه السلام دوازده حواري و ابراهيم و نوح عليهم السلام هم هر يك دوازده وصي داشته‌اند. قرآن كريم به صراحت يا به كنايه، بعضي از آن‌ها را ذكر كرده است: (و قطّعنا‌هم اثنتي عشرة أسباطاً أمماً)؛ قوم موسي را به دوازده گروه منشعب كرديم» (اعراف، 160؛ مائده، 12). در آيه‌اي ديگر مي‌فرمايد: (و لقد أخذ الله ميثاق بني إسرائيل و بعثنا منهم اثني عشر نقيباً)؛ همانا خداوند، از بني اسرائيل پيمان گرفت و دوازده نقيب و بزرگ از ميان آن‌ها برانگيختيم» (همان).
همان‌گونه كه مي‌بينيم، سخن از برانگيختن و انتصاب دوازده وصي است، نه انتخاب امت. آلوسي، از مفسّران اهل سنّت، ذيل همين آيه مي‌نويسد: «نقباي بني اسرائيل، وزيران موسي بودند و سپس به مقام نبوت رسيدند» (آلوسي، بي‌تا: ج6، ص78).
حتي كلمه «اثنتا عشره» در آيه ذيل نيز ظاهري دارد و تأويلي. در سوره بقره مي‌فرمايد: (فقلنا اضرب بعصاك الحجر فانفجرت منه اثنتا عشرة عيناً)؛ ]به موسي[ گفتيم: عصايت را بر سنگ بكوب، ]تا عصا را به سنگ زد[ از آن، دوازده چشمه جاري شد» (بقره، 60)؛ در صورتي كه يك چشمه پر آب، به مثابه رودخانه بزرگ مي‌توانست تمام اقوام بني اسرائيل را سيراب كند؛ از اين رو نجم الدين رازي در تفسير بحر الحقايق در تأويل آيه فوق مي‌گويد:
مقصود از آب، چشمه‌هاي حكمت است. چشمه‌هاي حكمت، حكيمان دوازده‌گانه را مي‌طلبد و كلمه «لا اله الا الله» نيز از دوازده حرف تشكيل شده و هر يك از آن حروف، چشمه ساري است از علم و معرفت. حكمت اين دوازده حرف در كلمه توحيد و اخلاص است كه اساس دين و سرچشمه نقيبان دوازده‌گانه‌اند و ممكن است رمز و اشاره به دوازده امام و خليفه در تمام اديان الهي نيز باشد.
در حقايق التفسير ذيل آية فوق از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه «عين» را به معرفت تأويل مي‌كند و نخستين منزل معرفت را توحيد و عبوديت مي‌داند و آن را به موارد ديگر مانند چشمه صداقت و اخلاق سرايت مي‌دهد (اسلمي، بي‌تا: ج1، ص246).
مشابه اين كلام در تأويل آيه (و بئر معطّلة و قصر مَشيد) (حج، 45)؛ نيز آمده است. چاه‌هاي سرگرداني كه صاحبانش نابود و آب هايش در زمين فرو رفته و بي‌مصرف مانده است؛ نه كسي از آن، آب برمي دارد و نه تشنه‌اي سيراب مي‌شود. امام صادق عليه السلام فرمود:
مقصود از «قصر مشيد»، آن قصري است كه به دليل عدم مراجعه مردم در حال خرابي است، و منظور از «بئر معطّله» امام صامت و ساكت و راكد است و «قصر مشيد» امام ناطق مي‌باشد كه مردم او را ترك كرده‌اند (طباطبايي، 1361: ج16، ص396).
در سوره اعراف مي‌فرمايد: (و قطعناهم اثنتي عشرة اسباطاً امماً) (اعراف، 16)؛ قوم موسي را به دوازده گروه منشعب كرديم تا هر سبطي طايفه‌اي باشند». در آيه‌اي ديگر مي‌فرمايد: (و بعثنا منهم اثني عشر نقيباً) (مائده، 12)؛ و دوازده بزرگ و نقيب از ميان قبايل بني اسرائيل مبعوث كرديم تا ]هر كدام امامي براي گروهي باشند و هر امامي از علم و حكمت الهي، گروه خود را سيراب كنند[».
پس نتيجه مي‌گيريم هدف از چشمه‌هاي دوازده‌گانه نقباي دوازده‌گانه‌اند كه هر يك بايد گروهي را رهبري و از سرچشمه حكمت سيراب كنند.
اگر به آيه «يوم ندعوا كل أناس بإمامهم» توجه كنيم، خواهيم فهميد همان امام كه در دنيا امت را هدايت يا گمراه مي‌كند همان رهبر آخرتي نيز هست كه آنان را به بهشت يا جهنم مي‌كشاند.
در خصوص امامان دين، آيات ديگري نيز هست كه از طرق خاصه و عامه به امامان شيعه تفسير و تأويل شده است و فرضاً اگر كسي اشارات و كناياتي را كه درباره امامان دوازده‌گانه در قرآن رسيده است، قبول نداشته باشد، از پذيرش احاديث نبوي كه از طريق شيعه و اهل سنّت به صورت متواتر رسيده است، گريزي ندارد. ما بخشي از آن احاديث را از باب نمونه مي‌آوريم:
مطلب دوم: امامان دوازده‌گانه در منابع اهل سنّت و شيعه
جاي هيچ ترديدي نيست كه حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم روايات مختلفي درباره امامان دوازده‌گانه بيان كرده است كه از طريق مجامع حديثي شيعه و سنّي به تواتر به ما رسيده است. يكي از مضامين آن روايات اين است كه «خلفاي بعد از من، دوازده نفرند كه تمام آن‌ها از قريش يا بني هاشم هستند». اكنون فهرستي از عناوين اين نوع احاديث را مي‌آوريم و براي فزوني بصيرت، از هر عنوان، نمونه هايي از رواياتي كه از طريق منابع اهل سنّت رسيده است، بازگو مي‌كنيم.
الف. دوازده امام و تصريح بر آنان
مجموعه احاديثي كه به مضمون فوق از سنّي و شيعه به ما رسيده، 271 حديث است كه به ذكر چند نمونه بسنده مي‌كنيم:
1. صحيح بخاري از محمد بن المثني و او از غندر و به ترتيب از شعبه و عبدالملك نقل كرده است كه از جابر بن سمره شنيدم كه مي‌گفت: «سمعت النبي صلي الله عليه و آله و سلم يقول: «يكون اثناعشر اميراً» فقال كلمة لم أسمعها. فقال أبي: «يقول: كلهم من قريش» (ترمذي، همان: ج2، ص45)؛ در اين حديث، امامان دوازده‌گانه به دوازده امير و رهبر تعبير شده‌اند كه از تبار قريشند.
2. مسلم در صحيح خود، با سند صحيح از جابر بن سمره از پدرش نقل مي‌كند كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مي‌فرمود: «ان هذا الأمر لاينقضي حتي يمضي فيهم اثناعشر خليفة كلهم من قريش؛ قطعاً حاكميت اسلام تمام نمي‌شود، مگر اين كه دوازده خليفه بر او بگذرد كه تمام آن‌ها از نسل قريش باشند» (مسلم، بي‌تا: ج2، ص191).
3. ابوداوود نيز در صحيح خود از جابر بن سمره نقل مي‌كند: «سمعت رسول الله يقول: «لايزال الدين عزيزاً إلي اثني عشر خليفة فكبر الناس وضجّوا…»؛ شنيدم رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: «پيوسته دين اسلام، عزيز و سربلند خواهد بود، تا دوازده خليفه بر آن حكومت كنند. مردم تكبير گفتند و بلند گريستند» رسول اكرم پس از تكبير و گريه شوق اصحاب، كلمه‌اي فرمود كه آن را نشنيدم. از پدرم پرسيدم؛ گفت: «كلّهم من قريش؛ همگي از قريشند» (سجستاني، 1404: ج2، ص207).
به اين مضمون، روايات فراواني رسيده است كه از مجموع آن‌ها به دست مي‌آيد كه حضرت، به صورت قضيه شرطيه فرموده است: در صورتي كه امامان دوازده‌گانه با اراده مردم بر امت حكومت كنند، ملت اسلام پيوسته عزيز و پيروز خواهند بود و اگر آنان حكومت نكنند، هرج و مرج پيش خواهد آمد؛ چنان كه در حديثي از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم پرسيدند: «ثم يكون ماذا؟ ثم يكون الهرج». چنان كه در بعضي از روايات ديگر به فتنه‌هاي ويرانگري بعد از رحلت خود نيز اشاره كرده است.
در صحيح بخاري از طرق مختلف از پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم نقل شده است كه فرمود: «يرد علي يوم القيمه رهط من أصحابي فيجلون عن الحوض فأقول: يا ربّ اصحابي. فيقول: إنك لاعلم لك بما أحدثوا بعدك. إنهم ارتدوا علي أدبارهم قهقري؛ در قيامت، گروهي از اصحابم به من وارد مي‌شوند. آنان را از حوض پراكنده و دور مي‌سازند. عرضه مي‌دارم: خدايا! اين‌ها اصحاب من هستند. مي‌فرمايد: نمي‌داني بعد از تو چه كردند؛ آن‌ها مرتد شدند و عقب گرد كردند» (بخاري، 1407: ج18، ص148).
در صحيح مسلم نيز حديثي مشابه از عايشه نقل شده است.
ب. برابر بودن خلفاي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم با نقباي بني اسرائيل
در يك سلسله از روايات، آمده است كه خلفاي بعد از پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم به عدد نقباي بني اسرائيل هستند. در اين باب، از طريق شيعه و سنّي مجموعاً چهل حديث رسيده است كه به نمونه‌اي از احاديث اهل سنت اكتفا مي‌كنيم:
حاكم در مستدرك از مسروق نقل مي‌كند: شبي در مسجد نشسته بوديم و قرآن مي‌خوانديم. كسي پرسيد: «‌اي أبا عبدالرحمن! آيا از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم پرسيديد كه چند نفر خليفه بر اين امت حكومت خواهند كرد؟» گفت: «آري؛ پرسيدم. فرمود: اثنا عشر عدد نقباء بني اسرائيل» (احمد حنبل، همان: ج4، ص501؛ سيوطي، همان: ج1، ص350؛ متقي هندي، همان: ح14971).
ج. قريشي بودن دوازده امام
بيش از سي روايت از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم رسيده است كه مي‌فرمايد: خلفاي دوازده‌گانه از قريش و تبار هاشم هستند. اكنون به دو نمونه از آن‌ها كه از اهل سنّت نقل شده، اشاره مي‌كنيم:
1. ابن ابي الحديد معتزلي از امام علي عليه السلام نقل مي‌كند كه فرمود: «إن الأئمة من قريش غرسوا في هذا البطن من هاشم لاتصلح علي سواهم و لا تصلح الولاة من غيرهم؛ تحقيقاً امامان از نسل قريش در نسل بني هاشم كاشته شده‌اند و غير آنان، صلاحيت امامت را ندارند و همچنين حاكمان از غير بني هاشم صلاحيت و شايستگي براي خلافت ندارند» (حاكم نيشابوري، همان: ج4، ص73).
ابن ابي الحديد مي‌نويسد:
سخن امام علي عليه السلام با اصول معتزله نمي‌سازد؛ ولي من سخن علي را قبول دارم؛ چرا كه به گونه متواتر ثابت است كه پيامبر در شأن او فرمود: «إنه مع الحق و إن الحق يدور معه حيث دار؛ علي، تحقيقاً با حق است، به هر سو بگردد، حق هم به همراه او مي‌گردد» (ابن ابي الحديد، 1404: ج2، ص287).

امامان دوازده‌گانه كيانند؟
مطابق رواياتي كه امامان دوازده‌گانه را از قريش و از تبار هاشم مي‌داند، مي‌توان حكم كرد كه امامان دوازده‌گانه از اهل بيت و عترت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مي‌باشند؛ چنان كه شيخ سليمان قندوزي حنفي، از محققان اهل سنّت، در بيان مراد جدي رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم از احاديث اثنا عشر مي‌نويسد:
مراد و مقصود حضرت رسول از روايات «اثنا عشر»، امامان دوازده‌گانه از اهل بيت آن حضرت مي‌باشد و ممكن نيست آن را بر خلفايي از اصحاب حمل كرد؛ زيرا عدد آن‌ها كمتر از دوازده است. همچنين نمي‌توان بر خلفاي بني اميه هم حمل كرد؛ زيرا عددشان بيشتر از دوازده مي‌باشد. مضاف بر اين، به دليل ظلم فاحشي كه آن‌ها بر اولاد پيغمبر روا داشتند، بعيد است كه رسول اكرم آن‌ها را خليفه خود بشناسد. دليل سوم اين كه آنان از بني هاشم نبودند.
ابوبكر بن عربي مي‌نويسد:
اگر ما دوازده نفر را به حسب صورت شماره كنيم، به سليمان منتهي مي‌شود و حال آن‌كه خلفاي عباسي بيست و هفت نفرند. اگر از جهات معنوي آن‌ها را رديف كنيم، پنج نفر مي‌شوند خلفاي اربعه و يكي هم عمر بن عبدالعزيز بوده من ديگر معنايي براي حديث سراغ ندارم (ابن عربي، بي‌تا: ج9، ص68).
وانگهي علي و يازده فرزندانش از اهل بيت هستند كه به اعتراف بزرگان اهل سنت با احدي از اصحاب و مردم قابل قياس نمي‌باشند (ابن جوزي، بي‌تا: ص212؛ طبري، بي‌تا: ج3، ص180؛ حسكاني، بي‌تا: ج2، ص270).
د. ذكر نام اول و آخر امامان دوازده‌گانه
يك سلسله احاديث است كه نام اول و آخر امامان در آن ذكر شده است. در اين باب، در مجموع، 94 حديث آمده است كه به يك نمونه از طريق اهل سنّت بسنده مي‌كنيم.
حافظ ابراهيم جويني با ذكر سند از عبدالله بن عباس نقل كرده است كه پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:
إن أوليايي و أوصيائي حجج الله علي الخلق بعدي اثناعشر أولهم أخي و آخرهم ولدي. قيل: «يا رسول الله! من اخوك؟» قال: «علي بن ابي طالب». قيل: «فمن ولدك؟» قال: «المهدي. إنه يملأ‌ها قسطا و عدلا كما ملئت جوراً و ظلماً»؛
خلفا و اوصياي من و حجت‌هاي خدا بعد از من، دوازده نفر خواهند بود كه نخستين آن‌ها برادرم است و آخرين آنان، فرزندم. گفته شد: «اي رسول خدا! برادرت كيست؟ فرمود: «علي بن ابي طالب». گفته شد: «فرزندت كيست؟» فرمود: «مهدي؛ همان كسي كه دنيا را پر از عدل و داد كند، پس از اين كه پر از ظلم و جور شده باشد» (قندوزي، 1418: ص443).
ه‍. امامان دين از اهل بيت پيامبرند
رواياتي از طريق سني و شيعه وجود دارد كه نشان مي‌دهد امامان دوازده‌گانه از اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم هستند. حافظ ابو منصور با سند خود از ابو سعيد خدري چنين روايت كرده است:
صلّي بنا رسول الله صلوة الأولي ثم أقبل بوجهه الكريم علينا: «يا معاشر اصحابي! إنّ مثل أهل بيتي فيكم مثل سفينة نوح و باب حطة بني اسرائيل فتمسكوا بأهل بيتي، الأئمة الراشدين من ذريتي فإنكم لن تضلّوا أبداً». فقيل: «يا رسول الله! من الأئمة بعدك؟» قال: «اثناعشر من أهل بيتي» أو قال: «من عترتي»؛
پيامبر با ما نماز جماعت اقامه كرد. پس از نماز ظهر، روي خود را به ما كرد و فرمود: «‌اي گروه‌هاي اصحاب من! بدانيد مَثَل اهل بيت من، ميان شما همانند كشتي نوح است؛ پس به اهل بيت من تمسّك نماييد؛ يعني امامان راشد از نسل من. اگر به ايشان تمسّك پيدا كنيد، قطعاً هرگز گمراه نخواهيد شد» (همان، صص240-242).
مرحوم اربلي مي‌گويد:
بر علماي اهل سنّت است كه اين دوازده نفر را براي ما مشخص كنند و آنان دو راه بيشتر ندارند: يا دوازده تن از غير امامان شيعه معيّن مي‌كنند كه چنين چيزي امكان ندارد؛ چرا كه حاكمان امر خلافت از صحابه و بني اميه و بني عباس، بيش از پنجاه تن هستند، يا اثبات كنند كه اخبار وارده در اين باب ـ با وجود تواتر و صحت سند ـ ضعيف و غير صحيح هستند و نبايد به آن‌ها اعتماد كرد. در اين صورت، همه مسلمان‌ها از آنان مي‌پذيرند.
يا ناگزير، به قسم سوم ملتزم مي‌شوند و چاره‌اي جز اعتراف به امامان دوازده‌گانه (مطابق عقيده شيعه اماميه) ندارند. مذهب زيديه نيز بايد به اين عقيده ملتزم باشند؛ البته اگر انصاف و حق طلبي را راه و رسم خود قرار دهند و از عناد و لجاجت دست بردارند؛ چرا كه اسم و رسم امامان دوازده‌گانه براي شيعه مشخص شده، آن هم با روايات متواتر و روشن كه شك و ترديدي در صدور آن‌ها از رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم نيست (اربلي، همان: ج2، ص146و148).
روايات اهل سنّت هم بر امامان دوازده‌گانه تصريح دارند؛ با وجود آن كه آن بزرگواران را عملا از خلافت ظاهري بازداشتند و از منصب خدادادي شان بركنار كردند؛ اين امر، به عقيده اماميه ضرري نمي‌رساند؛ چرا كه نشانه مظلوميت امامان شيعه است. بي‌جهت نيست كه حضرت علي عليه السلام فرمود: «و ما علي المؤمن من غضاضه في أن يكون مظلوماً مالم‌يكن شاكاً في دينه…؛ براي مؤمن تازگي ندارد از اين كه مظلوم واقع شود، تا هنگامي كه در دين شك نكند (تستري، بي‌تا: ص98). چنان كه عمار بن ياسر در جنگ صفّين گفت: «والله لوضربونا حتي يبلّغونا سعفات هجر لعلمنا أنا علي الحق و انهم علي الباطل؛ به خدا سوگند! اگر ما را به قدري بزنند، تا به منطقه نخلستان‌هاي خرماي هجر برانند و عقب نشيني كنيم، هر آينه يقين خواهيم دانست كه بر حق هستيم و معاويه و اصحابش بر باطلند» (اربلي، 1381: ج2، ص146و148).
خطيب خوارزمي با ذكر سند، اين روايت را از رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم نقل مي‌كند كه خداوند متعال در شب معراج فرمود:
يا محمد! إني خلقتك و علياً و فاطمه و الحسن و الحسين و الأئمة من ولد الحسين من شبح نوري و عرضت ولايتكم علي أهل السموات و الأرض فمن قبلها كان عندي من المؤمنين و من جحدها كان عندي من الكافرين؛
‌اي محمد! من تو را و علي و فاطمه و حسن و حسين و امامان از فرزندان حسين را از لمحه‌اي از نور خود آفريدم. آن گاه ولايت شما را بر اهل آسمان‌ها و زمين عرضه داشتم. پس هركسي پذيرفت، نزد من از مؤمنان به شمار مي‌آيد و كسي كه انكار كرد، در شمار كافران قرار مي‌گيرد … (جويني، 1400:ج2، ص319؛ قندوزي، همان: ج3، باب93، ص160).
و. دوازده امام با ذكر نام و نشان
در منابع سنّي و شيعه در اين باب، پنجاه حديث رسيده است كه به ذكر يك نمونه اكتفا مي‌كنيم:
در كتاب فرائد السمطين از مجاهد و ابن عباس حديثي نقل شده است كه به ترجمه آن مي‌پردازيم:
يك نفر يهودي به نام «نعثل» به حضور پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم آمد و پس از پرسش درباره خداوند و پاسخ گرفتن، پرسيد: «اكنون از وصي و جانشين خودت بگو كه كيست؟ چرا كه پيغمبران اولواالعزم همگي وصي و خليفه داشته‌اند و موسي، پيامبر ما يوشع بن نون را وصي خود قرار داد».
پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: «وصي من، علي بن ابي طالب است و پس از وي دو سبط من حسن و حسين هستند و پس از آن دو، نه تن از امامان از صلب حسين خواهند بود».
يهودي عرض كرد: «اي محمد! نام و مشخصات آن‌ها را برايم بيان كن». فرمود: «بعد از حسين، پسرش علي است و بعد از او فرزندش محمد و سپس فرزندش جعفر و بعد از او فرزندش موسي و بعد از وي فرزندش علي و بعد از او فرزندش محمد و پس از وي فرزندش علي و بعد از او و پس از او فرزندش حسن و پس از او فرزندش مهدي است؛ اين‌ها هستند امامان دوازده‌گانه».
يهودي گفت: «بگو تا بدانم علي و حسن و حسين، مرگشان چگونه است؟» فرمود: «علي با شمشيري كه بر فرقش زده مي‌شود، كشته مي‌شود و حسن، به زهر جفا و حسين، سرش از بدنش جدا مي‌شود».
يهودي پرسيد: «جايگاه آنان كجاست؟» فرمود: «در بهشت، در مقام من هستند».
يهودي فرياد زد: «شهادت مي‌دهم: معبودي جز خداوند نيست و اين‌كه تو رسول او هستي و شهادت مي‌دهم كه آنان بعد از تو اوصيايت هستند. من در كتاب‌هاي پيشين و در آنچه موسي با ما عهد كرده بود، يافتم كه در آخر الزمان پيغمبري خواهد آمد كه به او احمد و محمد گفته مي‌شود. او خاتم همه پيامبران است و بعد از وي پيامبري نيست و نخواهد آمد و پس از او، اوصيايش دوازده نفرند. اول آن‌ها پسر عمّ و شوهر دختر او است و دوم و سوم، دو برادرند از فرزندان پيغمبر، اولي را به وسيله شمشير مي‌كشند و دومي را به وسيله زهر و سومي را با عده‌اي از اهل بيتش با لب تشنه در غربت، شهيد مي‌كنند…. نُه نفر از اوصياي پيغمبر اسلام از فرزندان سومي هستند. اوصياي پيامبر به عدد اسباط بني اسرائيل دوازده نفرند».
پيغمبر فرمود: «آيا اسباط را مي‌شناسي؟»
عرض كرد: بلي. اول از اسباط، لاوي بن برخيا است. هم او بود كه شريعت خويش را پس از فرسوده شدن، ظاهر ساخت و با قرطيساي ـ قرشيطا ـ پادشاه جنگيد تا او را كشت». سپس پيغمبر فرمود: «در امت من نيز همان واقع خواهد شد كه در بني اسرائيل رخ داد. امام دوازدهم از فرزندان من غيبت مي‌كند و ديده نمي‌شود. او روزي ظاهر خواهد شد كه از اسلام، جز اسمي باقي نمانده باشد و از قرآن و كلام خدا مگر درسي باقي نباشد. در اين موقعيت است كه خداي متعال، اذن ظهور مي‌دهد، تا او اسلام را تجديد نمايد. خوشا به حال آنان كه او را دوست داشته باشند و از وي پيروي نمايند! و بدا به حال دشمنان و مخالفان وي و خوش به حال آنان كه از وي راهنمايي بجويند! (قندوزي، همان: ص440-442؛ جويني، همان: ج2، صص132و134).

دیدگاه ها

مهدی59کاملترین دین 59کاملترین مرد59آخرین امام دین اسلام59 مهدی59 مقدس ترین امام بجهان59 کاملترین دین59 کاملترین مرد59 مهدی9+ 5=14 معصوم عشق14 نبوت 14 امامت14عشق14یعنی 1+4=5 تن آل عباء خانواده رسول خدا (ص) 59با عشق امامت دین اسلام 59کاملترین دین 59 کاملترین مرد59مهدی59 مولاء پس چه کسی دشمن شماست فرقه های تمام ادیان الهی نام شما می آید اشک می ریزند اینها از من بیشتر عاشق شما هستند شب و روز برای دیدن شما دعا می کنند 41امتحان امت اسلام41به غدیر خم41

آلبوم تصاویر حضرت مهدی(عج)

به ابجدکعبه دلها41 +41 اصل دین اسلام41 امام واقعی41جانشین اصلی41کلمه الله 41+41وارث الله41 دین ارباب جهان41دین شاه مردان41 دین شیعه41دین پیامبر41دین کعبه41دین محمده41دین آل الله41با دین آل قرآن 41اصل دین اسلام 41دین انسان کامل41 دین انسان نمونه41امتحان امت اسلامی 41امتحان امت اسلامی41آیه صادقین:که 41 حروف دارد {یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین}قرآن که می فرماید: ای اهل ایمان، تقوا داشته و با صادقین باشید و در روایات بیان شده است که: منظور از صادقین حضرت علی(ع) و اهل بیت پیامبر(ص) می باشند.41 بسم رب شیعه 41اصل دین اسلام41جانشین الله41وارث الله41حامی الله41امام واقعی41یاورقرآن41 سردارسپاه عشق41دین پیامبر41 دین شیعه41امام واقعی41خلیفه اسلام 41وارث الله41 سلطان جهان اسلام41جانشین اصلی 41یاور قرآن41 جانشین الله 41+41اصل دین اسلام=82 امام82 مهدی به ابجد صغیر وکبیرمیشود 82مهدی 82مهدی82 امام82 نور قرآنی قرآن علی82 امام واقعی دین پیامبر82دین پیامبر دین شیعه 82 امام82جانشین اصلی وارث الله 82حقانیت اسلام یاورقرآن 82امام واقعی جانشین اصلی 82مهدی میباشدبه ابجدکبیروصغیرمهدی 82+114 سوره قرآن = 196دین اسلام 196 به ابجد کبیر و صغیرالف بالای تشدید الله86+110دین الهی =196دین اسلام196به ابجدکبیروصغیر مهدی 82+114سوره قرآن = 196 دین اسلام 196 امام کل دین 196 اسلامه مهدی196قلب دین 196 دین اسلام196 دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود196 دین اسلام 196شیعه یعنی دین الهی 110+135 دین الله +128 کلید دین +12 امام = 385 شیعه دین 64 لطفا دین خود را ثابت کنیدعلی 110+135فاطمه +128 حسین +12 امام = 385 شیعه به ابجد کبیر دین 64 و به ابجد صغیر عشق الله راه الله 64 معجزه قرآن محمد 64 تنها برگزیده دین 64نماینده واقعی دین الله 64 طلسم قرآن کریم 64 اسم الله محمد علی 64 دین 64 محمد علی 46+18 ذالحجه" غدیر خم =64 دین 64 کلید بدین الله 64 کلید بدین الله64 نشانه دین محمد64 اسم الله محمد علی 64معجزه قرآن محمد64 +64=128 حسین128 کلید دین 128 امام الهی 128 امام همام 128 کلید دین 128حسین128کلید دین 128
به ابجد کلمه الله 41+25 اصل اسلام شیعه = 66 الله 66+66= 132 اسلام 132قلب 132 اسلام 132 امام کل 132 بدین الله 132+64 دین 64 الله محمد علی = 196 دین اسلام 196 امام کل دین 196 کلید اسلام 196ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 دین اسلام 196 کلید دین 196 منظور 14 معصوم خانواده محترم رسول خدا را 14 معصوم کلید اسلام 196 دین اسلام 196 میگویند به قرآن رجوع کنیم بجز اهل بیت پیامبر آیه ای در باره فرقه های باطل دین یک آیه هم نیامده وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ این آیه344 حرف دارددین الله34+25شیعه =59 مهدی59 یعنی9+5=14 معصوم {کلمه الله 41+41 اصل دین اسلام41=82 امام 82 مهدی 82 دین شیعه41+41 دین پیامبر =82 امام 82 مهدی82 آخرین سرورا امام دین اسلام 82با آخرین مکتب حق دین اسلام 82فرمانده دین حق اسلامی 82 کعبه دلها 41+ 41 اصل دین اسلام = 82 امام 82 مهدی 82 معجزه صحف ابراهیم82 ابجد صغیر راه الله 32+32منصب الله 32فرمانده32=64 الله محمد علی64 محور اصلی قرآن64 دین64 الله محمد علی 64 +18 الله =82به ابجدامام82کلمه الله اصل دین اسلام82 شرف اسلام واقعی بدین محمد82 امام82امام واقعی خلیفه اسلام82با دین واقعی اسلام محمد82 دین الله 82 امام 82 امام واقعی کل دین اسلام 82مهدی82خلیفه واقعی امام اسلام82مهدی به ابجد کبیر و صغیر میشود82 امام واقعی خلیفه اسلام82به ابجدکبیرو صغیر82امام واقعی کل دین اسلام82امام حق کل جهان اسلام 82به ابجد صغیر راه الله 32+32منصب الله32=64 دین64 الله محمد علی 64 فرمانده کل بدین 64 نماز روزه خمس زکات 64دین 64+18 الله =82 امام 82 به ابجدکلمه الله اصل دین اسلام82 شرف اسلام واقعی بدین محمد82 امام82امام واقعی خلیفه اسلام82با دین واقعی اسلام محمد82 دین الله 82 امام 82 امام واقعی کل دین اسلام 82مهدی82 خلیفه واقعی امام اسلام 82 مهدی82 به ابجد کبیر و صغیرمهدی میشود 82 امام واقعی خلیفه اسلام 82 به ابجدکبیرو صغیر82امام واقعی کل دین اسلام82+82=164+32 راه الله = 196دین اسلام 196 به ابجد صغیر راه الله 32+ 32منصب الله32=64 دین64+64=128کلید دین128 حسین 128کلید دین 128به ابجدامام 82 کلمه الله اصل دین اسلام82 شرف اسلام واقعی بدین محمد82 امام82امام واقعی خلیفه اسلام82با دین واقعی اسلام محمد82 دین الله 82 امام 82 امام واقعی کل دین اسلام 82مهدی82 خلیفه واقعی امام اسلام 82 مهدی به ابجد کبیر و صغیر میشود 82 امام واقعی خلیفه اسلام 82 به ابجدکبیروصغیر82امام واقعی کل دین اسلام82 {مغز دین اسلام 1243-1202 سه خلیفه = 41 اصل دین اسلام41 {کلمه الله 41+41اصل دین اسلام41 دین شیعه41+41 دین پیامبر =82 امام 82 مهدی 82 مهدی به ابجد صغیر23+59مهدی به ابجد کبیر 59هی العلیاء 59 معجزه حق الله 59با امام حق دین الله 59به ابجد کبیر مهدی 59 آخرین امام دین اسلام 59 عشق ارباب کعبه59 با اصل اسلام واقعی 59 ارباب بحق کعبه 59وصغیرمهدی 23+59=82 امام82مهدی میباشدبه ابجد کلمه الله 41+25 شیعه=66خلیفه اسلام ناب محمد66 توحید عدل امامت 66 امام سرافراز اهل بهشت 66به مهدی 66 الله 66+66= 132 اسلام 132قلب 132 اسلام 132 امام کل 132 بدین الله 132+64 دین = 196 دین اسلام 196 امام کل دین 196 کلید اسلام 196ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 دین اسلام 196 کلید دین 196 منظور 14 معصوم خانواده محترم رسول خدا را 14 معصوم کلید اسلام 196 بهترین دین ها 737-541 فتنه ها عمر ابوبکر = 196دین اسلام 196 اصل دینی 196 اصوله دین 196 دین اسلام 196میگویند

«أَفَمَن يَمْشِي مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِي سَوِيًّا عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ» (الملک،
وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ جانشین پیامبر باید ابجد صغیرش با ابجد کبیر الله جمع شود نام پیامبر درست شود علی26 +66 الله = 92 محمد در غدیر خم دین اسلام کامل شد و پیامبر دست امام علی را به عنوان جانشین الهی بالا برد و کفار مدینه بجای غسل و تدفین رسول خدا به سقیفه بنی قراضه رفتند بدون حظور پیامبر و مولای شیعیان علی هر شورایی باطل است هر پیامبری قبل از وفات جانشین خود را به امر الله مشخص می کند در قرآن می فرماید 110ولی دین 110علی 110حامیان 110دین الهی 110 إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُون‏ [ii]

110ولی دین 110یعنی: ولی و سرپرست و رهبر شما تنها خداست و پیامبران او و آنها که ایمان آورده اند و نماز را بر پا میدارند و در حال رکوع زکات می پردازند.

بسیاری از مفسران و محدثان در شأن نزول این آیه نقل کرده اند که این آیه در شأن علی (ع) نازل شده است.از جمله سیوطی در "الدر المنثور " در ذیل همین آیه از ابن عباس نقل کرده است که علی(ع) در حال رکوع نماز بود که سائلی تقاضای کمک کرد وآن حضرت انگشترش را به او صدقه داد.پیامبر از او پرسید: چه کسی این انگشتر را به تو صدقه داد ؟سائل اشاره به به علی (ع) کرد و گفت:آن مردی که در حال رکوع است. در این هنگام آیه "انما ولیکم الله و رسوله "نازل شد.
در همان کتاب روایات متعدد دیگری به همین مضمون از "ابن عباس" و "سلمة بن کهیل" و خود "علی (ع)" نقل شده است

همین معنا در کتاب "اسباب النزول "واحدی از "جابر بن عبدالله" وهمچنین از "ابن عباس" نقل شده است

زمخشری در تفسیر "الکشاف" و فخر رازی در تفسیر "الکبیر" همین معنی را نقل کرده اند.
طبری نیز در تفسیر خود روایات متعددی در ذیل این آیه و شأن نزول آن نقل می کند که اکثر آنها می گوید درباره حضرت علی (ع) نازل شده است
گروه عظیم دیگری نیز البحر المحیط این روایت را با عبارات مختلف در حق علی (ع) آورده اند از جمله در کتاب "کنز العمال"حاکم حسکانی در "الشواهد التنزیل"
مرحوم علامه امینی در "الغدیر" حدیث فوق و نزول این آیه را در باره علی (ع) از کتب زیادی از اهل سنت (حدود بیست کتاب با ذکر دقیق مدارک و منابع آن) نقل کرده است

3-آیه اولی الامر: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم یعنی :ای کسانی که ایمان آورده اید اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید رسول خدا(ص)و اولی الامر از خودتان را.

حاکم حسکانی حنفی نیشابوری در "الشواهد التنزیل" در ذیل این آیه پنج حدیث نقل کرده که در همه آنها عنوان "اولی الامر"بر علی (ع) (به عنوان یک مصداق روشن) تطبیق شده است.

ابو حیان اندلسی مغربی در تفسیر "البحر المحیط"در میان اقوالی که در باره معنی اولی الامر نقل کرده ، از سه نفر از مفسرین نقل می کند که منظور از آن امیران سرایا یا ائمه اهل بیت (ع) است

در اینجا "اولوالامر صیغه جمع است و مفهوم آن تمام امامان معصوم را شامل می شود.

در تفسیر "برهان" نیز دهها روایت از منابع اهل بیت(ع) در ذیل این آیه است که می گوید :آیه مزبور در باره علی (ع) ،یا آن حضرت و سایر ائمه اهل بیت (ع) نازل شده است.حتی در بعضی از این روایات، نام ائمه دوازده گانه اهل بیت (ع) یک یک آمده است

4-آیه صادقین: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقینَ یعنی: ای کسانی که ایمان آورده اید تقوای الهی داشته باشید و (همیشه) با راست گویان باشید.

سیوطی در "الدر المنثور" و خوارزمی در "مناقب"و زرندی در"درر السمطین"و عبدالله شافعی در "مناقب" و حاکم حسکانی حنفی نیشابوری در "الشواهد التنزیل"و شیخ سلیمان قندوزی حنفی در "الینابیع الموده" و جمع دیگری از بزرگان اهل سنت در ذیل این آیه روایاتی نقل کرده اند که مراد از اولوا الامر حضرت علی (ع) و اوصیاء او تا روز قیامت هستند.

5-آیه قربی : ِ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی ‏ یعنی:بگو من هیچ پاداشی از شما بر (ادای) رسالتم در خواست نمی کنم ،جز مودت و دوستی نزدیکانم را.

تمام مفسران شیعه و گروهی از مفسران اهل سنت گفته اند: منظور از"ذوی القربی"، نزدیکان پیامبر اکرم (ص) است.

در این آیه محبت ذوی القربی به عنوان اجر رسالت شمرده شده است ودر آیات دیگر اجر مذکور وسیله قرب الهی و به سود مردم ذکر شده ( قُلْ ما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ إِنْ أَجْرِیَ إِلاَّ عَلَی اللَّه‏ یعنی : بگو هر اجر و پاداشی از شما خواسته ام برای خود شماست، اجر من تنها بر خداوند است ...) و ( قُلْ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ یَتَّخِذَ إِلی‏ رَبِّهِ سَبیلا یعنی :بگو من در برابر ابلاغ رسالت هیچ گونه پاداشی از شما مطالبه نمی کنم مگر کسانی که بخواهند راهی به سوی پروردگارشان برگزینند.) از ضمیمه کردن این آیات چهار گانه به یکدیگر به خوبی می توان نتیجه گرفت که پیامبر اسلام(ص)نیز مانند سایر پیامبران الهی اجر و پاداشی برای شخص خود از مردم نخواسته است بلکه مودت ذوی القربای او راهی به سوی خداست .وچیزی صددرصد به نفع خود آنها ، چرا که این مودت دریچه ای است به سوی مسأله امامت و خلافت وجا نشینی پیامبر اسلام (ص)در امت وهدایت مردم در پرتو آن.
از مجموع روایاتی که در تفسیر آیه آمده است نیز می توان چنین نتیجه گیری کرد که بدون تردید آیه مورد بحث ناظر به مسأله امامت و خلافت است که می تواند به عنوان اجری برای رسالت شمرده شود، اجری که مردم را به خدا نزدیک می کند و نفعش عاید خود آنها می شود

بهترین راه اثبات امامت امام علی(ع) برای اهل سنت، تمسک به قرآن و روایاتی که در توضیح آنها در کتب خودشان نقل شده است، می باشد و البته بدیهی است که انسان باید حقیقت جو باشد تا به توجیهات ناصواب و غیر عقلانی متوسل نشود و چشم را به روی حقیقت نبندد.

در قرآن مجید آیات فراوانی است که با استفاده از احادیثی که از پیامبر اکرم (ص) در شأن نزول آنها وارد شده است، امامت امام علی (ع) را اثبات می نمایند. به آیاتی چند توجه فرمایید:

1. آیه تبلیغ: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک...[i]» که طبق روایات معتبر از اهل سنت در جریان غدیر خم نازل شده است و در این روز تاریخی پیامبر(ص) با اعلام ولایت و جانشینی حضرت علی(ع) رسالت خود را تکمیل فرمود.

2. آیه ولایت: «انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلاة...[ii]» که ولایت حضرت علی (ع)[iii] در کنار ولایت خدا و رسول(ص) قرار داده شده است.

3. آیه اولی الامر: یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم...[iv]» که اطاعت از اولی الامر را به نحو مطلق واجب کرده است، و از این الزام مطلق بدست می آید که امام باید معصوم باشد لذا غیر از حضرت علی(ع) که از عصمت برخوردار نیست، نمی تواند امام باشد. علاوه روایاتی که از کتب اهل سنت در ذیل این آیه به معرفی حضرت علی(ع) به عنوان امام و جانشین پیامبر (ع) پرداخته است، بیش ار اندازه است .

4. آیه صادقین: یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین...[v]» که می فرماید: ای اهل ایمان، تقوا داشته و با صادقین باشید و در روایات بیان شده است که: منظور از صادقین حضرت علی(ع) و اهل بیت پیامبر(ص) می باشند.

سنن الترمذي: ج 4 ص 135 ح 2779.

امت من به هفتاد و سه فرقه تقسيم خواهد شد كه تمام آنها اهل آتش جهنم هستند بجز يك فرقه.

از اين رو، بر ما لازم است راجع به مذهب صحيح و فرقه ناجيه در كلام رسول الله صلي الله عليه واله وسلم بحث و تحقيق بكنيم تا بتوانيم بهترين فرقه را انتخاب كرده و از آن پيروي كنيم.
أدله شيعه بر فرقه ناجيه بودن خود

تمام مذاهب اسلامي، ادعا كرده اند كه آن ها فرقه ناجيه هستند و ديگران فرقه باطل. اما در اين ميان تنها مذهبي كه براي اثبات ادعاي خود از قرآن و سنت؛ حتي از كتاب هاي مخالفان خود دليل و مدرك معتبر دارد، مذهب اماميه اثني عشريه است. هر چند كه اين ادله بسيار گسترده است؛ اما به دليل اختصار تنها به چند دليل بسنده مي كنيم:

من مات بلا إمام مات ميتة جاهلية (هر كس بدون امام بميرد به مرگ جاهلي مرده است)

الله زیباترین کلمه موجود در بین تمامی کلمات است و هیچ کلمه ای در هیچ زبانی زیباتر از کلمه الله نیست به طوری که خداوند در قرآن کریم فرمود: کلمة الله هی العلیا یعنی کلمه الله برترین است.و اما دلیل خداوند در تفسیر این آیه نهفته است. اگر کلمه الله حرف اولش را حذف کنیم میشود "لله" یعنی برای خدا و اگر حرف دومش را حذف کنیم میشود "له" یعنی برای او و اگر حرف سومش را حذف کنیم می شود "ـهُ=هو" یعنی او حالا در کلمات بدست آمده دقت کنید... الله:خدا ، لله:برای خدا ، له:برای او ، هو:او .او ، برای او ، برای خدا ، خدا ، با کمی فکر کردن در کلمات بدست آمده می بینیم که مقصد کلمات بدست آمده یک شخص واحد است ، الله کسی است که حتی بند بند اسمش گواه بر یکتایی اوست.
وقتی همه کلام حق را بپذیرند {کلمه الله41+41 اصل دین اسلام41 امام واقعی41دین پیامبر41 دین شیعه41+41دین پیامبر =82 امام82مهدی82هی العلیاء59
به ابجد کبیرمهدی59وصغیر 23+59=82 امام 82 مهدی
میباشد به ابجد کلمه الله 41+25 اصل اسلام شیعه = 66 الله 66+66= 132 اسلام 132قلب 132 اسلام 132 امام کل 132 بدین الله 132+64 دین 64 الله محمد علی = 196 دین اسلام 196 امام کل دین 196 کلید اسلام 196ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 دین اسلام 196 کلید دین 196 منظور 14 معصوم خانواده محترم رسول خدا را 14 معصوم کلید اسلام 196 دین اسلام 196 میگویند پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد کبیر فرقه 385 شیعه385با آل قرآن385 بدین واقعی اسلام 385 اسلام واقعی الله 385 شیعه 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه385 فقط دین اسلام 385 شیعه 385 علی کیست جانشین66 علی آئینه حق66 الله66+25 پیامبر=92محمد 92محمد +18ذالحجه" غدیر خم =110علی 110دین الهی 110ولی دین 110 محمد 92یعنی 2ضربدر 9= 18 ذالحجه" غدیر خم دین اسلام کامل شد اکملکت لکم دینکم روزی که دین اسلام کامل شد روزی که شیطان22 شیطان 22مقصر22دشمن اسلام22عمر22 ابابکر22گنده لات22شرور22نابکار22 عمر به امام علی تبریک گفته و74 روز بعد با جمع کردن هیزم به درب خانه امام علی را به آتش کشید و موجب شهادت همسر امام علی دختر حضرت محمد(ص)در18 سالگی شد وپسرش حضرت محسن(ع) شد اهل دینی رضایت الله1587-1202سه خلیفه =385 شیعه 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 دین واقعی اسلام 385 شیعه 385 به ابجد صغیر حق 12 اسلام 12انجمن 12نجاتبخش 12مقدس 12اسلام 12حق12 را بپذیرند مرزها برداشته شده و اسلام مرز نمی شناسد جهان را در خواهد نوردید برای یاران مهدی فقط حق مهم است و رضایت الله 74 فرقه مرد باشند و حق را بپذیرند تا باعث سربلندی جهان اسلام شویم دشمنان نبود ما و شما را می طلبند شیطان در کمین است مرد باشید و دست برادری بما دهید تا اسلام شکوفا تر شود نام شیعه چندین بار در قرآن آمده به قرآن رجوع کنیم بجز اهل بیت پیامبر آیه ای در باره فرقه های باطل دین یک آیه هم نیامده ولی نام شیعه 12بار در قران آمده وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ این آیه34 حرف دارد34+25=59 مهدی59 یعنی9+5=14 معصوم کشته شد زهرای اطهر زان سبب گفته در قرآن تمام آیه ها حق با علیست آیه 34حروف دارد 34+34= 68+68=136 مومن 136 علی 136 به ابجد کبیر و صغیر این آیه ابجد مولاء علیست 136 یعنی نشانه دین یعنی نماینده الله به ابجد 136 یعنی 6ضربدر 3+1= 19 الله 19 نماینده الله در غدیر 26 علی 26 امام دین 26 راه حق 26 وصیت 26بیعت26انتخاب درست26 غدیر 26دوازده امام 12 +14 معصوم = 26 راه حق 26علی 26 جان قرآنه26امام دین26 علی26 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 25 شیعه25فرقه 25 کعبه25 آل الله 25 شیعه 25انسان کامل 25با آل قرآن25 آل الله 25شاه مردان 25 ارباب جهان25 زنده باد25اصل حق25 اصل اسلام25ماه تابانه 25شیعه25 آل الله 25باآل قرآن25اصل دین 25شاه مردان 25 ارباب جهان25اولین 25استاد اعظم 25نظر قرآن25نفس قرآن 25گنج قرآنه25 راستگوها 25 ابن رسول 25استاد اعظم 25 جان خاتمی25 تقواء 25عدالت 25 در تورات عبرانی ماشیع 25ماشیع 25شیعه در کتاب شاکمونی 25ایستاده 25به عرش 25نظر قرآن 25 خوش آمدی 25زنده باد25اصل حق25 اصل اسلام 25شیعه 25 انسان کامل25زنده باد 25 بسیجی 25 دلاور25جرعت 25 ضربان قلب25 قدرت و باطریش باید 25 باشه قلبه25 شیعه25ضربان قلب25جان کلام25به هر دری زدند که تو را در به در کنند دست علی بر سر توست ای ناخدای پیرگنده لات بودند لاتهای قدیم قصب می کردند خلافت با زمین آخرش هر لات توبه می کند یا به خنجریا تبر اره هم بر گردن آنها نبوده کارگر هم شرور یاغی عاصی دلیر توبه میکردند اما هم که دیر خشت اول چون نهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج یاغی وعاصی به هر کار خلاف گنده لات بی خدای بی حیای نابکار آل شیطان آل نابکار ابجد آل عمر باشد برار گنده لات نابکار بی پدر قاصب دین خداوندعمربه ابجدفساد تباهی 563-541 فتنه ها = 22 اندیشه تکفیر 1180-1202 سه خلیفه =22 شیطان22
به ابجدشیطان22مقصر22دشمن اسلام22عمر22گنده لات22نابکار22شرور22دینها22عمر 22شرور22نابکار22 عمر22لا مذهب22با وحشت22ارعاب 22پررو22تهدید22 ارعاب شرور22نابکار22سرکشها22انسان سرکش 22خائن هست22گنده لات22درآتشه 22دوزخه22شرور 22نابکار 22عمر22با قاصبها22ابابکر22 سرکشها22ارعاب 22ک.سکشها22 انسان سرکش22بدبختی22دشمن اسلام22 22لعنت22باوحشت22 ارعاب22مجرمان22 منافقان22عمر22لامذهب22نابکار22دینها22عمر22تهدید 22ارعاب22 بناحقه22نابحقه22دینها 22احمقه22 خردجال22 عمر22گنده لات نابکار22بی پدر22سگ پدری22لاشخورا22دشمن اسلام 22عمر22گنده لات22شرور22نابکار22گورخر 22نیرنگ22 دروغ22کلک 22کید22مکارا22روباه 22ابابکر22بدبختی22 سوره سجده آیه 22 ان من المجرمین منتقمون قرآن میفرماید ما مجرمان را سخت عقوبت خواهیم کردابجداین آیه قرآن ابجد ابوبکر عمر عثمان 74 میباشد ان من المجرمین منتقمون74عمر ابوبکر عثمان74والشجرتها الملعونه 74شجره خبیث دین اسلامی 74 بدین نامرد بخبیث نا اهل 74 شجره خبیث دین اسلامی 74عمر ابوبکر عثمان 74 ابجدشان 74 میباشد
دوتن از خاندان آل سعود شیعه شدند بفرموده این دو تن ظالم و مقصر عالم ابوبکر و عمر میباشند به علم ابجد قرآن ظالم 971 منهای 430 مقصر= 541 عمر و ابوبکر 541 میباشند خلفاء با زور شمشیر جاهلان و بت پرستان رهبران سیاسی مردم شدند و رهبر دینی امیر المومنان علی همان کسی که در کعبه به دنیا آمده و در کعبه به دوش رسول خدا خاتم پیغمبران رفته و بت های کعبه را شکسته و جای پیغمبر فقط یک جانشینه بحق110 میتواند بخوابد و با کوثر قرآن ازدواج کند عشق فاطمه شود و دره خیبر از جا بکند او جانشین بحق رسول خداست علی مولای جهان است اولین کسی که به پیامبر لبیک گفت و پیامبر را یاری نمودولی عمر و ابوبکر بت پرست و بعد از 41 سال بت پرستی آنهم به دروغ ایمان آوردند بحقیقت مذهب اسلام 803-541 عمر و ابوبکر = 262-231 ابوبکر= 31 قرآن ناطق 31 کلام حق 31 یعنی 5 تن +12 امام +14 معصوم = 31 بحقیقت مذهب اسلام ائمه شیعه میباشند به ابجد حقیقت مذهب 669-451 عمر و ابوبکر= 128 حسین (ع) میباشد 114حکم الهی 114 مردان اسلام 114 +30جزء آن = 144 ضرب عالم امکان محمد است و جمال محمد علیست 12 ضربدر 12= 144نماینده دین اسلامی 144 دینه جهانیها 144 با عال علی 144 بآلی علی 144 با سلام و خسته نباشید همانطور که نیاز است است انسانها را بالا ببرد تا طبقه 74 نیاز است مغز انسانها هم باید بالا برود جانشین محمدی 516 -541فتنه ها عمر ابوبکرفتنه ها =25 شیعه25 کعبه 25 شیعه 25 فرقه 25 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 25 شیعه25 به ابجد پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 25با آل قرآن25شیعه25فرقه25 کعبه25 آل الله 25اصل اسلام 25شیعه 25انسان کامل25ساحت مقدس25بطن اسلام25با آل قرآن25 آل الله 25شاه مردانارباب جهان25 زنده باد 25اصل حق25 اصل اسلام25ماه تابانه 25 شیعه25 آل الله 25باآل قرآن25اصل اسلام 25اصل اسلام 22شاه مردان 25 ارباب جهان25اولین 25استاد اعظم 25نظر قرآن25 نفس قرآن 25گنج قرآنه25 راستگوها 25 ابن رسول 25استاد اعظم 25 جان خاتمی25 تقواء 25عدالت 25 در تورات عبرانی ماشیع 25ماشیع 25شیعه در کتاب شاکمونی 25ایستاده 25به عرش 25نظر قرآن 25 خوش آمدی 25زنده باد25اصل حق25 اصل اسلام 25شیعه 25 انسان کامل25زنده باد 25 بسیجی 25 دلاور25جرعت 25 ضربان قلب25 قدرت و باطریش باید 25 باشه قلبه25 شیعه25ضربان قلب 25جان کلام25 اصل اسلام 22 انسان کامل25 شیعه 25 انسان نمونه 25 نظر قرآن 25 نظر ماهه 25 آل الله 25با آل قرآن 25 اولین 25 فرقه 25 دین آدم25 با سلام به برادر عزیزم ممنون از جواب شما شما برادر دینی ما هستید کسی که اشهد ان لا اله الا الله محمد رسوالله بگوید برادر دینی من است من از فردا میخواهم غسل کنم و همه مسلمین را دوست داشته باشم چه شیعه چه سنی چه حنبلی چه تنبلی چ مارکی برادران عمری ننگشان نیاید که به آنها عمری تبلی گفته میشود 114حکم الهی 114 مردان اسلام 114 خداوند سال را بخاطر 5 تن و 12 امام و 14 معصوم سال را 365 روز قرار داد ضرب 5 تن و 12 امام و 14 معصوم هر کدام در خودش جمع سه ضرب میشود 365 روزسال 5+6+3= 14 معصوم به ابجد اسلامه حق 245با احکام دین حق 245 یعنی اسلامه حق 245= 110علی +135 فاطمه = 245 احکام دین144 ضرب عالم امکان محمد استوجمال محمد علیست اسلام یعنی چه به ابجد کبیر و صغیر اسلام 144 ضرب 12 امام در 12 = 144 میباشد دین اسلام یعنی چه دین اسلام به ریاضی قرآن 196 ضرب 14 معصوم در خودش 196 میباشد پنج تن هم یعنی ضرب 5 در 5 = 25 شیعه 25 کعبه 25 جمع این سه ضرب میشود 365 روز سال 5+6 +3= 14 معصوم 114 مردان اسلام 114 حکم الهی114 اگر خطها ریز میباشد کنترل را بگیرید و قلتک موس را به جلو بچرخانید بزرگ نمایی میشود با سلام خدایا مردانه قرآن 651- 541 عمر و ابوب کر= 110 مردانه قرآن 110 علی و دین را برای اسلام نگه دار و عددشان را از 20 تا هزار بیشتر کن از کار خدا در تعجبم یک انسان میشود اینها و یک انسان به راه کج و ذلالت وهابی میشودبه ابجد231 ابوبکر 231قاصببپول 231 براه کج231راه دزدی 231دزده دینه اسلامی 231 ابوبکر 231راه دزدی 231 دزد دین اسلامی 231امرخلافت و امامت دو مقوله از هم جداست مثل رهبر دینی و ریاست جمهوری خداوندبرای محیا کردن اصل امامت 124 هزار پیامبر فرستاد تا مسئله امامت تحقق یابد همه برای خدا و خدا برای مهدی گل سر سبد عالم علی را خدا بخاطر مهدی آفرید 124 هزار پیامبر را بخاطر علی و علی را بخاطر مهدی (عج )خطی که کره زمین را به دوقسمت مساوی جدا میکند و عددی که حق و باطل را مشخص میکند1202 میباشد هزار نام خدا در دعای جوشن کبیر1000 +202 محمد و علی = 1202 و ابجد آیه 22 سوره سجده ان منالمجرمین منتقمون 1202 ابجد ابوبکر و عمر و عثمان هم 1202شما اگر شیعه هستی طرفدار حق و اگر طرفدار سه خلیفه هستی طرفدار شیطان میباشی به ابجد شیطان 22 عمر 22 ابابکر 22 دروغ 22 مقصر 22 هذیان 22 قرطاس22بدبختی22عمر22گنده لات22شرور22نابکار22عمر22 کید 22 کلک22تنفر 22انزجار22عمر22گنده لات22دشمن اسلام 22مقصر22عمر22
1. اهمیت حج

قال علی علیه السلام:

الله الله فی بیت ربکم لا تخلوه ما بقیتم فانه ان ترک لم تناظروا.

علی(ع) فرمود:

خدا را! درباره خانه پروردگارتان در نظر داشته باشید تا هستید، آن را خالی نگذارید. زیرا اگر حج متروک شود نظر رحمت خدا از شما قطع خواهد شد.

بحارالانوار ج 96 16

2. حج و توجه بسوی خدا

عن ابی جعفر الباقر علیه السلام فی قول الله تبارک و تعالی:

«ففروا الی الله انی لکم منه نذیر مبین » قال: حجوا الی الله.

امام باقر(ع) درباره آیه شریفه «ففروا الی الله انی لکم منه نذیر مبین » فرموده است: منظور از فرار بسوی خدا آن است که آهنگ حج کنید.

معانی الاخبار ص 222

3 لبیک و قربانی

عن علی علیه السلام قال:

نزل جبرئیل عی النبی صلی الله علیه و آله و سلم فقال: یا محمد مر اصحابک بالحج و الثلج، فالحج رفع الاصوات بالتلبیة و الثلج نحر البدن.

امام علی علیه السلام فرمود:

جبرئیل بر پیامبر فرود آمد و گفت: ای محمد یارانت را به عج و ثج فرمان ده. عج یعنی فریاد و لبیک برآوردن و ثج یعنی قربانی کردن شتران.

معانی الاخبار ص 224.

4 حج اکبر و اصغر

عن معاویة بن عمار، قال:

سئلت ابا عبدالله علیه السلام عن یوم الحج الاکبر فقال: هو یوم النحر و الاصغر العمرة.

معاویة بن عمار گوید:

از امام صادق علیه السلام پرسیدم روز حج اکبر چه روزی است؟ حضرت فرمود: روز حج اکبر روز عید قربان است و حج اصغر عمره است.

معانی الاخبار ص 295

5 آثار حج

عن الرضا علیه السلام قال:

ما رایت شیئا اسرع غنا و لا انفی للفقر من ادمان الحج

از امام رضا علیه السلام نقل شده که فرمود:

هیچ چیزی را بیشتر از حج مداوم، در بی نیازی و فقر زدائی مؤثر ندیدم.

بحار الانوار، ج 74، ص 318

6 مرگ در راه حج

عن ابی عبدالله علیه السلام قال:

من مات فی طریق مکة ذاهبا اوجائیا امن من الفزغ الاکبر یوم القیامة.

امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس در راه رفت و برگشت مکه بمیرد از اندوه بزرگ روز قیامت ایمن خواهد بود.

ملاذ الاخیار ج 7 223

7 حرمت مهمانان خدا

عن ابی عبدالله علیه السلام قال:

الحاج و المعتمر وفدالله ان سالوه اعطاهم و ان دعؤه اجابهم و ان شفعوا شفعهم و ان سکتوا ابتداهم و یعوضون بالدرهم الف الف درهم

امام صادق علیه السلام فرمود:

حاجی و عمره گزار مهمان خدایند. اگر چیزی بخواهند به ایشان دهد. اگر او را بخوانند، پاسخ می گوید. اگر شفاعت کنند. شفاعت ایشان را می پذیرد، اگر سکوت کنند، با آنان آغاز سخن می کند و در برابر هر درهمی که خرج کرده اند، یک میلیون درهم به آنان می پردازد.

ملاذ الاخبار ج 7 226

8 آمادگی برای احرام

عن حماد بن عیسی قال:

سئلت ابا عبدالله علیه السلام عن التهیؤء اللاحرام، فقال تقلیم الاظفار و اخذ الشارب و حلق العانة.

حماد بن عیسی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم. برای احرام چگونه باید آماده شد؟

فرمود: با گرفتن ناخن ها، کوتاه کردن شارب و تراشیدن موی بالای شرمگاه.

ملاذ الاخیار، ج 7 308

9 نظر به کعبه

عن الباقر علیه السلام من نظر الی الکعبة لم یزل یکتب له حسنة و یمحی عنه سیئة حتی یصرف بصره عنها.

امام باقر -علیه السلام- فرمود:

هر کس به کعبه نگاه کند. تا وقتی به آن می نگرد مدام کار نیک برایش نوشته می شود و گناهش پاک می شود تا وقتی دیده از آن برگرداند.

بحار الانوار ج 96 65

10 نیت حج

عن ابی عبدالله -علیه السلام- قال:

الحج حجان، حج لله و حج للناس، فمن حج لله کان ثوابه علی الله و الجنه و من حج للناس کان ثوابه علی الناس یوم القیامة.

امام صادق -علیه السلام- فرمود:

حج دوگونه است: حجی برای خدا و حجی برای خلق، هر کس برای خدا حج گزارد، پاداشش آنست که خدا که وی را به بهشت درآورد و هر کس برای مردم حج گزارد، پاداش وی روز قیامت برعهده مردم خواهد بود.

بحار الانوار ج 96 24

11 روزه ایام تشریق در منی

سئل الصادق علیه السلام لم کره الصیام فی ایام التشریق؟ فقال:

لان القوم زوار الله و هم فی ضیافته و لا ینبغی للضیف ان یصوم عند من زاره و اضافه.

از امام صادق -علیه السلام- سئوال شد:

چرا روزه ایام تشریق «11 - 12 - 13 ذی حجة » نامطلوب است. حضرت فرمود: زیرا مردم، زائران خدا و مهمان وی هستند. و شایسته نیست که مهمان در نزد میزبان و کسی که به دیدارش رفته روزه بگیرد.

بحار الانوار ج 96 34

12 حج یا جهاد

عن الصادق -علیه السلام- انه قال:

ما سبیل من سبیل الله افضل من الحج الا رجل یخرج بسیفه فیجاهد فی سبیل الله حتی یستشهد.

امام صادق -علیه السلام- فرمود:

هیچ راهی از راههای خدا برتر از حج نیست مگر اینکه مردی شمشیر بردارد و در راه خدا جهاد کند تا شهید گردد.

بحار الانوار ج 96 49

13 ثواب طواف

عن النبی صلی الله علیه و اله و سلم انه قال:

من طاف بهذا البیت اسبوعا و احسن صلاة رکعتیه غفرله.

پیامبر اکرم -صلی الله علیه و آله- فرمود:

هرکس هفت بار به دور این خانه طواف کند و دو رکعت نماز طواف را بخوبی انجام دهد. گناهش آمرزیده شود.

بحارالانوار ج 96 49

14 حج و تجدید میثاق

قال ابو جعفر علیه السلام والحجر کالمیثاق و استلامه کالبیعة و کان اذا استلمه قال:

اللهم امانتی ادیتها و میثاقی تعاهدته لیشهدلی عندک بالبلاغ.

امام باقر -علیه السلام- فرمود:

حجرالاسود مثل یک پیمان است و دست کشیدن بر آن چون بیعت [با خدا] است وقتی حضرت دست بر حجرالاسود می کشید می فرمود: خدایا! امانتم را ادا کردم. میثاق خود را تجدید کردم، تو گواه باش که من وظیفه ام را بپایان رساند.

بحار الانوار ج 96 48

15 اهمیت حج

عن ابی عبدالله -علیه السلام- قال: لایزال الدین قائما ما قامت الکعبة.

اما صادق -علیه السلام- فرمود: تا کعبه برپاست دین برپاست.

بحار الانوار ج 96 57

16 فلسفه نام کعبه

عن ابی جعفر -علیه السلام- قال:

قلت له: لم سمی البیت العتیق؟ قال: لانه حر عتیق من الناس و لم یملکه، احد.

از امام باقر -علیه السلام- سؤال شد، چرا کعبه را بیت العتیق نامیده اند؟

فرمود: زیرا این خانه آزاد است و رها شده و در ملکیت هیچ کس درنیامده است.

بحارالانوار ج 96 59

17 مثلث مقدس

عن ابی عبدالله -علیه السلام- قال: ان الله عزوجل حرمات ثلاث لیس مثلهن شی ء کتابه و هو حکمه و نوره و بیته الذی جعله قبلة للناس لایقبل من احد توجها الی غیره و عترة نبیکم.

امام صادق -علیه السلام- فرمود:

خدای عزوجل سه ناموس محترم و مقدس دارد که هیچ چیز به حرمت آن نرسد.

کتابش که فرمان او و نور اوست و خانه اش که آنرا قبله مردم قرار داده و توجه به جایی غیر آن از هیچ کس پذیرفته نیست و عترت پیامبر شما.

بحار الانوار ج 96 60

18 نذر کعبه

عن علی -علیه السلام- قال:

لو کان لی وادیان یسیلان ذهبا و فضة ما اهدیت الی الکعبة شیئا لانه یصیر الی الحجبة دون المساکین.

امام علی -علیه السلام- فرمود:

اگر دو رودخانه مواج از طلا و نقره داشته باشم هیچ چیز به کعبه اهدا نخواهم کرد، زیرا به پرده داران «ناشایست » می رسد نه به مساکین و مستمندان.

بحارالانوار ج 96 67

19 امنیت حرم

عن عبدالله بن سنان، عن ابی عبدالله -علیه السلام- قال قلت:

ارایت قوله «و من دخله کان امنا» البیت عنی اوالحرم؟ قال:

من دخل الحرم من الناس مستجیرا به فهو امن و من دخل البیت من المؤمنین مستجیرا به فهو امن من سخط الله و من دخل الحرم من الوحش و السباع و الطیر فهو امن من ان یهاج او یؤذی حتی یخرج من الحرم.

عبدالله بن سنان گوید به امام صادق -علیه السلام- گفتم:

بفرمایید منظور از آیه «و من دخله کان امنا» چیست؟ کعبه مورد نظر است یا حرم؟ فرمود: هر کس از مردم به حرم پناه آورد در امان است. هرکس از مؤمنین بر حرم پناه آورد از خشم خدا در امان است و هر حیوان وحشی و درنده و پرنده ای که داخل حرم شود. در امان است از ارعاب و اذیت تا از آن بیرون رود.

بحار الانوار ج 96 74

20 چهار شهر برگزیده

قال رسول الله صلی الله علیه و آله ان الله اختار من البلدان اربعة فقال عزوجل: و التین والزیتون و طور سینین و هذا البلد الامین. و التین المدینة و الزیتون بیت المقدس و طور سینین الکوفة و هذا البلد الامین مکة.

رسول خدا -صلی الله علیه و آله- فرمود:

خداوند از شهرهای چهار شهر برگزیده است و فرموده: والتین و الزیتون و طور سینین و هذا البلد الامین. منظور از تین مدینه و منظور از زیتون بیت المقدس است و مقصود از طور سینین کوفه و مقصود از این شهر امن، مکه معظمه است.

بحار الانوار ج 96 77

21 حج از مال حرام

قال ابو جعفر علیه السلام لایقبل الله عزوجل حجا و لاعمرة من مال حرام

امام باقر -علیه السلام- فرمود:

خداوند عزوجل، حج و عمره از مال حرام را قبول نمی کند.

بحارالانوار ج 96 120

22 آداب حج

عن ابی جعفر قال:

ما یعبؤ بمن یؤم هذا البیت اذا لم یکن فیه ثلاث خصال:

ورع یحجزه عن معاصی الله و حلم یملک به غضبه و حسن الصحابة لمن صحبه.

امام باقر -علیه السلام- فرمود:

کسی که قصد این خانه می کند اگر سه خصلت نداشته باشد، مورد اعتنا قرار نخواهد گرفت:

1- ورعی که او را از گناهان بازدارد.

2- بردباری که جلو خشمش را بگیرد.

3- حسن معاشرت با همراهان.

خصال ج 1 97 و بحار الانوار ج 96 121

23 معافیت بانوان در مناسک حج

عن ابی جعفر علیه السلام قال:

لیس علی النساء اجهار التلبیة و لاالهرولة بین الصفا و المروة ولااستلام الحجر الاسود و لادخول الکعبة و لاالحلق انما یقصرون من شعورهن...

امام باقر -علیه السلام- فرمود:

برای زنان در حج این امور لازم نیست:

1- بلند گفتن لبیک 2- هروله بین صفا و مروه [که نوعی دویدن است]

3- دست کشیدن بر حجرالاسود 4- ورود به کعبه 5- سرتراشیدن، تنها باید قدری از موی خود را کوتاه کنند.

بحارالانوار ج 96 189

24 توزیع و رحمت در اطراف کعبه

عن ابی عبدالله -علیه السلام- قال:

لله تبارک و تعالی حول الکعبة عشرون و مائة رحمة منها ستون للطائفین و اربعون للمصلین و عشرون للناظرین.

امام صادق -علیه السلام- فرمود:

خداوند تبارک و تعالی در پیرامون کعبه صدو بیست بخش رحمت دارد، شصت قسمت آن برای طواف کنندگان چهل قسمت برای نمازگزاران و بیست قسمت برای ناظران کعبه است.

بحارالانوار ج 96 202

25

حجر اسماعیل قال ابوعبدالله علیه السلام ان اسماعیل دفن امه فی الحجر و جعل له حائطا لئلا یوطا قبرها.

امام صادق -علیه السلام- فرمود:

اسماعیل -علیه السلام- مادرش را در حجر دفن کرد و برای آن دیواری قرار داد تا قبرش زیر گامها قرار نگیرد.

بحار الانوار ج 96 204

26 360 طواف

عن ابی عبدالله -علیه السلام- قال:

یستحب ان تطوف ثلاث مائة و ستین اسبوعا عدد ایام السنة فان لم تستطع فما قدرت علیه من الطواف.

امام صادق -علیه السلام- فرمود:

مستحب است که 360 طواف به تعداد روزهای ایام سال بجای آوری، اگر نتوانستی هر قدر که ممکن شد طواف کن.

بحار الانوار ج 96 204

27 دست کشیدن بر رکن حجرالاسود

قال رسول الله صلی الله علیه و آله طوفوا بالبیت واستلموا الرکن فانه یمین الله ارضه یصافح بها خلقه.

پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله- فرمود:

دور خانه خدا طواف کنید، رکن «حجر الاسود» را دست بسائید، زیرا به منزله دست است خدا در زمین است که با بندگانش دست می دهد.

بحار الانوار ج 96 202

28 نماز در مسجد الحرام

عن الباقر -علیه السلام- قال:

صلاة فی المسجد الحرام افضل من مائة الف صلاة فی غیره من المساجد.

امام باقر -علیه السلام- فرمود:

یک نماز در مسجد الحرام از صد هزار نماز در مساجد دیگر برتر است.

بحار الانوار ج 96 241

29 آب زمزم

قال رسول الله صلی الله علیه و آله ماء زمزم شفاء لما شرب له پیامبر اکرم -صلی الله علیه و آله- فرمود: آب زمزم به هر قصدی بنوشد برای آن شفاست.

بحار الانوار ج 96 245

30 دعا در عرفات

عن الرضا -علیه السلام- قال: کان ابو جعفر یقول:

ما من بر و لا فاجر یقف بجبال عرفات فیدعو الله الا استجاب الله له.

اما البر ففی حوائج الدنیا و الاخرة و اما الفاجر ففی امر الدنیا.

امام رضا-علیه السلام- فرمود:

هیچ نیکوکا و بدکاری در کوههای عرفات دعا نمی کند مگر اینکه خدا دعایش را می پذیرد. دعای نیکوکاران را در حوائج دنیا و آخرت و دعای بدکاران را در کار دنیا می پذیرد.

بحار الانوار ج 96 251

31 اهمیت عرفات

عن النبی -صلی الله علیه و آله- قال:

اعظم اهل عرفات جرما من انصرف و هو یظن انه لن یغفرله.

پیامبر اکرم -صلی الله علیه و آله- فرمود:

گناه کسی از همه بزرگتر است که از عرفات برگردد و خیال کند آمرزیده نخواهد شد.

بحار الانوار ج 96 248

32 ثواب رمی شیطان

عن ابی عبدلله -علیه السلام- فی رمی الجمار قال:

له بکل حصاة یرمی بها تحط عنه کبیرة موبقة.

امام صادق -علیه السلام- درباره رمی جمرات فرمود:

با هر سنگریزه ای که حاجی می زند یک گناه کبیره هلاکت بار از وی فرو می ریزد.

بحار الانوار ج 96 273

33 فلسفه رمی

عن علی بن جعفر عن اخیه موسی -علیه السلام- قال:

سئلته عن رمی الجمار لم جعل قال:

لان ابلیس اللعین کان یتراءی لابراهیم -علیه السلام- فی موضع الجمار. فرجمه ابراهیم -علیه السلام- فجرت السنة بذلک.

علی بن جعفر می گوید: از امام کاظم -علیه السلام- پرسیدم: چرا رمی جمرات واجب شده است؟

فرمود: چون ابلیس لعین در جایگاه این سنگها برای ابراهیم -علیه السلام- ظاهر شد و آن حضرت او را سنگسار کرد، این کار در حج سنت شد.

بحار الانوار ج 96 273

34 قربانی حج

قال علی بن الحسین -علیه السلام- فی حدیث له:

اذا ذبح الحاج کان فداه من النار.

امام سجاد -علیه السلام- در ضمن یک حدیث فرمود:

وقتی حاجی قربانی را ذبح کند در برابر آتش جهنم فدیه او خواهد بود.

بحار الانوار ج 96 288

35 دفن مو در منی

عن جعفر عن ابیه -علیه السلام- قال:

ان الحسن و الحسین کانا یامران بدفن شعورهما بمنی.

امام باقر -علیه السلام- از پدرش نقل کرده است که حضرت فرمود:

امام حسن و امام حسین علیهم السلام دستور می دادند موهایشان در منی دفن گردد.

بحار الانوار ج 96 302

36 زیارت پیامبر صلی الله علیه و آله

عن النبی -صلی الله علیه و آله- انه قال:

من رای [زار] قبری حلت له شفاعتی و من زارنی میتا فکانما زارنی حیا.

پیامبر اکرم -صلی الله علیه و آله- فرمود:

هر کس قبر مرا زیارت کند شفاعت من برای او روا گردد. و هر کس پس از مرگ به زیارت من بیاید گویا در زندگی مرا دیدار کرده است.

بحار الانوار ج 96 334

37 وداع کعبه

عن ابراهیم بن محمود قال:

رایت الرضا -علیه السلام- ودع البیت فلما اراد ان یخرج من باب المسجد خر ساجدا ثم قام فاستقبل الکعبة و قال:

اللهم انی انقلب علی ان لا اله الا الله.

ابراهیم بن محمود گوید:

اما رضا -علیه السلام- را در حال وداع کعبه دیدم. وقتی می خواست از در مسجد بیرون رود. به سجده افتاد سپس برخاست و رو به کعبه کرد و گفت: خدایا! من با عقیده توحید «لا اله الا الله » بازمی گردم.

بحار الانوار ج 96 370

38 حج و رهبری

عن ابی جعفر -علیه السلام- قال:

انما امر الناس ان یاتوا هذه الاحجار فیطوفو بها ثم یاتونا فیخبرونا بولایتهم و یعرضوا علینا نصرهم.

امام باقر -علیه السلام- فرمود:

مردم مامور شده اند بیایند دور این سنگها طواف کنند سپس نزد ما بیایند و اعلام وابستگی و حمایت و یاری نمایند.

بحار الانوار ج 96 374

39 استقبال و مصافحه حاجیان

عن ابی عبدالله علیه السلام من لقی حاجا فصافحه کان کمن استلم الحجر.

امام صادق -علیه السلام- فرمود:

هر کس با حاجی دیدار کند و با او مصافحه نماید گویا بر حجرالاسود دست کشیده است.

بحار الانوار ج 96 384

40 ولیمه حج

قال رسول الله صلی الله علیه و آله:

لا ولیمة الا فی خمس فی عرس او خرس او عذار او وکار او رکاز فاما العرس فالتزویج، و الخرس النفاس بالولد و العذار الختان و الوکار الرجل یشتری الدار و الرکاز الذی یقدم من مکة.

رسول خدا -صلی الله علیه و آله- فرمود:

ولیمه ای نیست مگر در پنج مورد:

1- در عروسی 2- در تولد کودک 3- در ختنه سوران 4- در خرید منزل 5- در بازگشت از سفر مکه.

بحار الانوار ج 96 384

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
6 + 7 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .