بررسي جايگاه اهل بيت (عليهم السلام) در قرآن-دكتر مجيد معارف

كتابخانه تخصصي حج > اعتقادات و پاسخ به شبهات > بررسي جايگاه اهل بيت (عليهم السلام) در قرآن

مقدمه
7
زمينة تاريخي سؤال دربارة امامان (عليهم السلام)
9
سخني در طبيعت اجمالي قرآن
12
زمينه‌هاي اجتماعي و سياسي در قرآن
14
جايگاه سبب نزول در فهم آيات تاريخي
17
شخصيت اهل بيت (عليه السلام) در قرآن
20
1 ـ فداكاري بزرگ در آستانة هجرت
22
2 ـ اهل بيت رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) در روز مباهله
25
3 ـ صاحبان فرمان از نظر قرآن
27
4 ـ كمال دين در پرتو ولايت
31
5 ـ ولي و سرپرست مؤمنان
36
6 ـ ابلاغ آخرين فرمان، تكميل رسالت
39
7 ـ منادي برائت از مشركان
45
8 ـ پيشتاز صحنة ايمان و جهاد
48
9 ـ تعيين وصي در نخستين دعوت
50
10 ـ اهل بيت پيامبر (صلّي الله عليه وآله) در كتاب خدا
53
11 ـ پاداش رسالت
55
12 ـ فضيلت انحصاري در انفاق ويژه
59
13 ـ شكوه ايثار
62
14 ـ بهترين آفريدگان
65
15 ـ كوثر رسالت، نسل پاينده
67

كتابخانه تخصصي حج > اعتقادات و پاسخ به شبهات > بررسي جايگاه اهل بيت (عليهم السلام) در قرآن

________________________________________ 1 ________________________________________
بسم الله الرحمن الرحيم
________________________________________ 3 ________________________________________
بررسي جايگاه اهل بيت (عليهم السلام) در قرآن
دكتر مجيد معارف
________________________________________ 7 ________________________________________
مقدمه
بنابر حديثي كه در كتب شيعه و اهل سنّت آمده و همه بر صحّت آن اتفاق نظر دارند رسول گرامي اسلام دو امانت بزرگ از خود به يادگار گذاشت. اين دو امانت قرآن و اهل‌بيت او هستند كه رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) هدايت مسلمانان را در گرو مراجعه به آنان اعلام فرمود. در هدايت‌گري قرآن به ويژه براي پرهيزكاران ترديدي نيست، چراكه قرآن بيّنة ابدي پيامبر و راهنماي هميشگي مسلمانان است.
امّا اهل بيت (عليهم السلام) چه كساني هستند و از نظر سياسي و معنوي چه شئوني دارند كه بر طبق حديث ثقلين، هدايت قرآن با رهبري آنان گره خورده است. اين نوشته بر آن است كه با استفاده از قرآن و اخبار معتبري كه در شأن نزول يا توضيح آيات قرآن وارد شده است، اطلاعاتي دربارة مصاديق اهل بيت به دست دهد و
________________________________________ 8 ________________________________________
خصوصاً دربارة امامت حضرت علي (عليه السلام) و فرزندان او، نظر قرآن را روشن سازد. اهميت اين مباحث وقتي روشن مي‌گردد كه در نظر گيريم:
اولاً: امامت، مهم‌ترين اصل اعتقادي به شمار مي‌رود؛
ثانيا: نام امامان مذهب در قرآن كريم وارد نشده است.
________________________________________ 9 ________________________________________
زمينة تاريخي سؤال دربارة امامان عليهم السلام
زمينة تاريخي سؤال دربارة امامان (عليهم السلام)
مراجعه به برخي از روايات نشان مي‌دهد كه بحث در مورد امامان، از دير باز بين مسلمانان مطرح بوده است. به عنوان مثال كليني (رحمه الله) در كتاب كافي حديثي از ابوبصير نقل كرده ا ست كه او گويد: از امام صادق (عليه السلام) سؤال كردم: آية: {أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَْمْرِ مِنْكُمْ}(1) دربارة چه كساني نازل گرديد؟
امام (عليه السلام) فرمود: «اين آيه در شأن علي (عليه السلام) و دو فرزندش حسن و حسين (عليهما السلام) نازل گرديد.»
ابوبصير گويد: باز سؤال كردم كه: مردم مي‌گويند: از چه جهت خداوند نام علي (عليه السلام) و خاندانش را نبرده است؟
امام صادق (عليه السلام) فرمود: «در پاسخ به مردم بگوييد: دستور نماز خواندن بر رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) نازل شد، در
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . النساء، 59
________________________________________ 10 ________________________________________
حالي كه سخني از سه ركعت و چهار ركعت در ميان نبود، و اين رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) بود كه ركعات نماز را تفسير كرد. دستور پرداخت زكات نازل شد، امّا در آن نيامده بود كه از چهل درهم يك درهم بپردازيد، و اين رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) بود كه نصاب زكات را تفسير كرد. دستور حج نازل شد در حالي كه در آن نيامده بود كه هفت نوبت طواف كنيد، و اين رسول خدا بود كه مراسم طواف را تفسير كرد. بر همين پايه فرمان خدا نازل گشت كه: «از خدا و رسول خدا اطاعت كنيد و نيز از آنان كه از بين شما صاحبان امر باشند.» كه مصداق آن دربارة علي و حسن و حسين (عليهم السلام) ثابت و پابرجا ماند. زيرا در ارتباط با اين دستور بود كه رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) فرمود: «هر مؤمني كه من سرپرست و مولاي او هستم، علي مولا و سرپرست او خواهد بود.» و باز فرمود: «به شما مؤمنان سفارش مي‌كنم كه از كتاب خدا و خاندان من جدا مشويد، كه من از خدا خواسته‌ام كه ميان قرآن و خاندانم جدايي نيفكند تا قيامت كه بر حوض كوثر آنان را به من ملحق مي‌سازد، و خداوند پذيرفت.»... بدانيد كه اگر رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) لب فرو مي‌بست و خاندان خود را معرّفي نمي‌كرد، خاندان فلان و بهمان مدّعي مي‌شدند كه ما صاحب الامر
________________________________________ 11 ________________________________________
شماييم.»1
چنانكه ملاحظه مي‌كنيد در اين حديث امام صادق (عليه السلام) ضمن پاسخگويي به سؤال ابوبصير، به مطلب مهمّ ديگري نيز اشاره كرده است و آن اشاره به طبيعت اجمالي قرآن از يك طرف و لزوم مراجعه به تفسير و سنّت رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) در فهم مجملات قرآن از طرف ديگر است. و بايد گفت كه اين حقيقتي است كه نه تنها در عصر رسول خدا و امامان (عليهم السلام) بلكه در هر دوره‌اي بايد مورد توجه قرار گيرد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . الكافي، 1/287.
________________________________________ 12 ________________________________________
سخني در طبيعت اجمالي قرآن
قرآن كتابي است كه در موضوعات مختلف اعتقادي، اخلاقي، تاريخي و... سخن به ميان آورده و مطالب مهمي را با مخاطبان خود در ميان گذاشته است. و واضح است كه سخن قرآن در بسياري از زمينه‌ها سخني كلّي و به اجمال است كه بايد مورد تبيين وتفسير قرار گيرد. امّا اين مطلب براي قرآن به هيچ عنوان نمي‌تواند نقيصه به شمار آيد.(1) زيرا در مورد كتابي كه مدّعي است دربردارندة تمام حقايق و اسرار آفرينش است، نبايد انتظار داشت كه در عين حال مطالب خود را به شكل جزيي و تفصيلي طرح كرده باشد. آنچه مهم است درك اين مطلب است كه در حكمت الهي چه طرحي جهت تبيين حقايق قرآن و مطالب اجمالي آن انديشيده شده است. اگر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . جهت آگاهي بيشتر در خصوص طبيعت اجمالي قرآن و در عين حال عدم نقيصه بودن اين موضوع ـ خصوصاً از طريق مراجعه به آگاهان به معارف قرآن كه رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) و امامان (عليهم السلام) بوده اند ـ بنگريد به بحارالانوار، (صلّي الله عليه وآله) 2/100.
________________________________________ 13 ________________________________________
جهت يافتن اين سؤال به قرآن مراجعه كنيم متوجه طرح قرآن به شكل زير خواهيم گشت:
1 ـ خداوند خود نخستين مفسّر و مبيّن قرآن است.
2 ـ رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) عامل تبيين قرآن براي مردم است.
در مورد اول خداوند خطاب به رسول خود مي‌فرمايد: (فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ * ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ)1 يعني: چون قرآن را بر تو خوانديم تو از قرائت آن پيروي كن. سپس بدان كه بيان و توضيح آن نيز به عهدة ماست.
از اين آيه به دست مي‌آيد كه خداي تبارك و تعالي علاوه بر نزول آٍيات قرآن به رسول گرامي، حقايقي هم به عنوان تبيين مطالب قرآني به آن حضرت وحي كرده است. و از اين جهت پيامبر اسلام (صلّي الله عليه وآله) در حديثي خطاب به مسلمانان فرمود: «الا انّي قد اوتيت القرآن و مثله معه.»2 يعني: آگاه باشيد كه به من قرآن و حقايقي مانند آن داده شد.
و امّا در مورد دوم خداوند در سورة نحل فرموده است: (وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ)(3)
يعني: (اي رسول ما) اين ذكر (قرآن) را بر تو فرو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . القيامة، 18 ـ 19
2 . سنن ابن ماجه، 1/6، سنن ابي داود، 4/200
3 . النحل، 44
________________________________________ 14 ________________________________________
فرستاديم تا براي مردم آنچه را كه نازل شده تبيين نمايي.
رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) با قول و فعل خود به تبيين مجملات قرآن اقدام مي‌فرمود. مثلاً آن حضرت در مورد كيفيت انجام نماز به اصحاب خود فرمود: «صلّوا كما رأيتموني اصلّي.»1 يعني: به همان گونه كه نماز خواندن مرا مشاهده مي‌كنيد، نماز بخوانيد.
در اينجا فعل رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) در حكم تفسير «اقيمو الصّلوة» است. و در مواردي هم رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) با سخن خود به توضيح مجملات قرآن اقدام مي‌كرد كه نمونه‌هاي آن در تفاسير شيعه و سنّي موجود است. آن حضرت به اين ترتيب برخي از حقايق قرآن را در زمينه‌هاي مختلف از جمله زمينه‌هاي سياسي و اجتماعي ـ كه اكنون مورد بحث است ـ با اصحاب و ياران خود در ميان مي‌گذاشت.
زمينه‌هاي اجتماعي و سياسي در قرآن
از جمله موضوعاتي كه قرآن به طرح آن عنايت فراواني دارد، مسائل اجتماعي و سياسي است. قرآن در اين خصوص مسائل متنوعي را در باب امر به معروف و نهي از منكر، تعاون و همكاري، اتحاد و برادري مسلمانان، مبارزه و جهاد، امامت و رهبري، دفاع از مظلوم و ظلم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . صحيح بخاري، 1/117
________________________________________ 15 ________________________________________
ستيزي و... طرح كرده و مسلمانان را با طبقات و گروه‌هاي اجتماعي از جمله مؤمنان، منافقان، اهل كتاب و معاندان و نيز ويژگي‌هاي اجتماعي و رواني هر گروه آشنا كرده است. بسياري از زمينه‌هاي اجتماعي در قرآن، ترجماني از تحولات سياسي عصر رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) است، امّا روش قرآن در طرح اين حوادث به گونه‌اي است كه بدون آن كه از اشخاص و مسبّبان حوادث نامي به ميان آورد، به طرح آن حادثه يا ذكر ويژگي‌هاي افراد و جرياناتي پرداخته است كه در مسير آن حادثه دست داشته‌اند.
به عبارت ديگر آن قدر كه در قرآن به شناخت جريانات اجتماعي و به اصطلاح تيپ‌شناسي توجه شده است، معرّفي افراد و قهرمانان حادثه مورد توجه نيست. و چنانكه مي‌دانيم در بين معاصران پيامبر (صلّي الله عليه وآله) تنها يك نفر با نام و نشان مورد نكوهش قرآن قرار گرفته كه همان ابولهب است.
اينكه چرا در قرآن كريم معاصران پيامبر (صلّي الله عليه وآله) به شكل مبهم و اجمالي طرح شده‌اند، اين خود دلايلي دارد كه در رأس آن مي‌توان از اهداف تربيتي قرآن و نيز حفظ جاودانگي قرآن و عدم تخصيص آيات قرآن به فرد و دورة خاصّي اشاره كرد. چنانكه امام باقر (عليه السلام) در اين مورد مي‌فرمايد:
«اگر آن طور باشد كه پس از مرگ قومي، آيه‌اي كه در شأن آنان نازل شده نيز بميرد، از قرآن
________________________________________ 16 ________________________________________
چيزي باقي نمي‌ماند، لكن تا آسمان‌ها و زمين برقرار است، قرآن نيز جاري است و براي هر قوم آيه‌اي است كه آن را مي‌خوانند و از آن بهرة نيك و بد دارند.»1
امّا در عين حال به دليل ضرورت آشنايي بهتر با تاريخ اسلام و نيز شناخت افراد و عناصري كه در مسير تحولات مربوط به عصر نزول قرآن قرار داشته اند، دانشمندان اسلامي به ويژه مفسّران قرآن هرگز از شناسايي افراد و جرياناتي كه آيه يا آياتي دربارة آنها نازل شده غافل نبوده‌اند. دانشمندان در اين خصوص دو علم را پايه گذاري كردند كه ريشة هر دو علم، نقل و روايت‌هاي تاريخي است. يكي از اين دو دانش علم مبهمات قرآن2 نام دارد كه به معرّفي افراد و شخصيت‌هاي موجود در سرگذشت‌هاي قرآني و نيز حوادث واقع در عصر نزول قرآن مي‌پردازد. دانش ديگر، علم اسباب النزول است كه در آن، زمينه‌ها و شرايطي كه به نزول آيه يا آياتي منجر شده است مورد تحقيق و مطالعه قرار مي‌گيرد. طبعاً براي شخصي كه به دانستن جزئيات وقايع تاريخي ـ خاصّه از ديد قرآن كريم ـ علاقه‌مند است، پي بردن به مبهمات قرآن و شناسايي با سبب نزول آيات، امري الزامي خواهد بود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . تفسير عياشي، 1/21
2 . الاتقان، نوع هفتادم
________________________________________ 17 ________________________________________
جايگاه سبب نزول در فهم آيات تاريخي
به عقيده دانشمندان علوم قرآني آيات قرآن از جهت ارتباط با شرايط عصر نزول بر دو دسته تقسيم مي‌گردد كه عبارتند از:
الف ـ آياتي كه در پي طرح سؤال و يا وقوع حادثه‌اي نازل شده‌اند.
بـ آياتي كه ابتدائاً به عنوان هدايت مردم نازل شده و طرح سؤال يا وقوع حادثه‌اي در نزول آنها دخالت نداشته است.
واضح است كه پيدايش دانشي موسوم به «اسباب النزول» به دليل وجود آيات دسته اول است. و در قرآن آيات متعدّدي وجود دارد كه وقوع حوادثي موجب نزول آنها شده است. و به همين دليل اين آيات معرّف خوبي در تشريح آن حوادث و نيز شناخت افراد و گروه‌هايي است كه در مسير آن حوادث قرار داشته‌اند. چنانكه آگاهي بر آن حوادث مي‌تواند زمينة بهتري جهت فهم مضمون و محتواي آيات قرآن در اختيار خواننده قرار داده و آنها را از جنبة طرح مسائل فرضي و سمبليك خارج سازد.
به عنوان مثال با مراجعه به سبب نزول سورة كوثر روشن مي‌گردد كه شخصي به نام عاص بن وائل در مكّه به ملامت و استهزاي رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) مي‌پرداخت و به اين
________________________________________ 18 ________________________________________
جهت كه فرزندان ذكور آن حضرت زنده نمانده بودند و آن سرور فاقد پسر بود، ايشان را «ابتر» ـ مقطوع النسل ـ مي‌خواند. چنانكه با درك همين سبب نزول است كه مي‌توان مصداق «كوثر» را فاطمة زهرا (عليها السلام) دانست. زيرا علي القاعده آيات صدر و ذيل اين سورة كوتاه نمي تواند بدون ارتباط و يا هماهنگي با يكديگر باشد. به همين گونه مراجعه به سبب نزول بسياري از آيات ديگر نيز معرفت ويژه‌اي از شخصيت افراد و جريانات صدر اسلام ـ و نيز جناح بندي‌هاي موجود در آن جامعه ـ به دست مي‌دهد.
ناگفته نماند كه در بين آيات دسته دوم نيز آيات فراواني وجود دارد كه گرچه سبب نزول ويژه ـ به معنايي كه گفته شد ـ ندارد. امّا در ذيل آنها رواياتي از پيامبر (صلّي الله عليه وآله) و يا امامان (عليهم السلام) وارد شده است كه خواننده با مقصود آن آيات ـ از جهت انطباق بر برخي از افراد و جريانات ـ آشنا مي‌گردد، مثلاً پس از نزول آية تطهير، رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) ، علي، فاطمه، حسن و حسين (عليهم السلام) را فراخواند و با دعا در حق آنان به همگان فهماند كه اهل بيت مصداقي جز آنان ندارند. امّا به دليل اهميت دانش سبب نزول در فهم صحيح قرآن، علي (عليه السلام) در مقام معرّفي خود مي‌فرمايد:
«از من بپرسيد، سوگند به خدا دربارة چيزي از من نخواهيد پرسيد مگر آن كه شما را از آن باخبر سازم. دربارة كتاب خدا از من بپرسيد. به خدا سوگند آيه‌اي نيست مگر آن كه من آگاهم كه در
________________________________________ 19 ________________________________________
شب نازل شده يا در روز، در دشت نازل شده و يا در كوه.»1
و باز در سخن مشابهي فرمود:
«به خدا سوگند آيه‌اي نيست مگر آن كه مي‌دانم دربارة چه موضوعي و در كجا نازل شده است.»2
شناخت سبب نزول با همة اهميتي كه دارد، در عين حال موضوعي اجتهادي و سليقه‌اي نيست كه با حدس و گمان همراه باشد، بلكه چنانكه گفته شد شناخت مبهمات قرآن و پي بردن به سبب نزول آيات، تنها از طريق مراجعه به نقل و روايت تاريخي امكان پذير است. آن هم نقل و روايت صحيح و اطمينان بخش. زيرا در اين حوزه نيز جعل و تحريف راه يافته و موجب پيدايش فضايل ساختگي براي افراد و گروه‌هايي در تاريخ اسلام شده است. در عين حال محقّقان توانسته‌اند با استفاده از رواياتي كه از سوي امامان شيعه (عليهم السلام) وارده شده و يا سبب نزول‌هاي صحيحي كه از سوي صحابة پيامبر ـ كه خود شاهد نزول آيات بودند ـ نقل شده، بخشي از حقايق مربوط به تاريخ اسلام را روشن سازند. و بايد گفته كه حسّاس‌ترين قضية تاريخي در اين زمينه، شناخت مقام و موقعيت اهل بيت پيامبر (عليهم السلام) مي‌باشد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . الاتقان، 4/233
2 . الاتقان، 4/233

كتابخانه تخصصي حج > اعتقادات و پاسخ به شبهات > بررسي جايگاه اهل بيت (عليهم السلام) در قرآن

________________________________________ 20 ________________________________________
شخصيت اهل بيت (عليه السلام) در قرآن
بدون شك آيات فراواني در قرآن وجود دارد كه ناظر به شخصيّت و مقامات اهل بيت (عليهم السلام) است، چنان كه آيات متعدّدي نيز دربارة دشمنان و مخالفان پيامبر (صلّي الله عليه وآله) و اهل بيت (عليهم السلام) نازل شده است. لكن چنانكه گفته شد مقاصد اين آيات وقتي روشن مي‌گردد كه به روايات صحيحي كه دربارة سبب نزول آنها آمده است مراجعه شود و يا در صورتي كه توضيح و تفسيري در خصوص مفاد آنها از معصومين (عليهم السلام) وارد شده است، ملاحظه گردد. و به عبارت ديگر حقايق اين آيات در پرتو تاريخ صحيح نگريسته شود. با چنين مبنا تعداد آياتي كه ناظر به امامت و وصايت علي (عليه السلام) بوده و يا مقامات و كمالاتي را براي اهل بيت (عليهم السلام) اثبات مي‌كند فوق شمارش است. چنانكه امام باقر (عليه السلام) در حديثي فرمود: «ثلث قرآن دربارٍة ما و دوستان ما و ثلث ديگر دربارة دشمنان ما نازل شده است»؛1
مثلاً در ذيل آية 68 سورة مائده معروف به آية
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . تفسير عياشي، 1/21
________________________________________ 21 ________________________________________
ولايت در تفاسير آمده است:
«پس از آن كه علي (عليه السلام) در حال ركوع انگشتر خود را به سائلي عطا نمود، اين آيه دربارة آن حضرت نازل گرديد»،(1)
و يا در ذيل آية 61 سورة آل عمران يعني آية مباهله آمده است كه:
«رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) در جريان مباهله با مسيحيان نجران به اتفاق علي، فاطمه، حسن و حسين، به محل مباهله پا گذاشت و كس ديگري همراه آن حضرت نبود»2
و آيات فراوان ديگر كه آشنايي با سبب نزول و يا تفسير آنها، انسان را در جريان موقعيت سياسي و معنوي اهل بيت (عليهم السلام) قرار مي‌دهد. لذا بدون اين كه مطرح كرده باشيم كه نام علي و فرزندانش (عليهم السلام) به طور صحيح در آيات قرآن بوده و در نتيجة تحريف، حذف شده است، بر اين باوريم كه مراجعه به توضحيات و يا سبب نزول‌هايي كه در ذيل بسياري از آيات وجود دارد ما را به خوبي در جريان مقام و موقعيت اهل بيت (عليهم السلام) قرار مي‌دهد، مگر آن كه انسان بخواهد با بي اعتنايي به روايات معتبر و به طور كلّي جريانات صحيح تاريخي، به مطالعة قرآن روي آورد كه آن خود به نوعي زنده ساختن شعار انحرافي «حسبنا كتاب الله» خواهد بود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . الكشاف، 1/649
2 . مجمع البيان، 2/762
________________________________________ 22 ________________________________________
در اين قسمت به بررسي آياتي پرداخته مي‌شود كه يا سبب نزول آنها مبيّن فضيلتي براي اهل بيت (عليهم السلام) است. و يا با توجه به روايات معتبر، پس از نزول، انطباقي جز با علي و اهل بيت او (عليهم السلام) نيافته است.
1 ـ فداكاري بزرگ در آستانة هجرت
{وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ}1؛
« و از مردمان كسي هست كه جان خود را در طلب خشنودي خدا مي‌فروشد و خداوند به بندگان مهربان است.»
اين آيه به مناسبت حادثة ليلةالمبيت نازل گرديد. ليلةالمبيت شبي است كه در آن علي (عليه السلام) در بستر پيامبر (صلّي الله عليه وآله) آرميد تا آن حضرت با آرامش خاطر از مكه به مدينه هجرت كند. مفسّران شيعه با استناد به روايات منقول از ائمه (عليهم السلام) و يا اظهارات پاره‌اي از صحابه نزول آية فوق را دربارة علي (عليه السلام) مسلّم مي‌دانند. به عنوان مثال عيّاشي به نقل از جابر و او از امام باقر (عليه السلام) آورده است كه: آية {وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَؤُفٌ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . البقره، 207
________________________________________ 23 ________________________________________
بِالْعِبادِ}، دربارة علي بن ابي طالب نازل گرديد. و آنگاه كه كفار قريش درصدد دستيابي به پيامبر (صلّي الله عليه وآله) و كشتن ا و بودند، علي (عليه السلام) در بستر پيامبر (صلّي الله عليه وآله) خوابيد و بدين وسيله جان خود را تقديم خدا و رسول او نمود.(1)
طبرسي به نقل از ابن عباس نوشته است: «اين آيه، پس از خروج پيامبر (صلّي الله عليه وآله) از مكه به سوي مدينه و خوابيدن علي (عليه السلام) در بستر آن حضرت، در بين مكه و مدينه نازل گرديد.»2
از دانشمندان اهل سنت نيز بسياري نزول آية ليلةالمبيت را در شأن علي (عليه السلام) تأييد كرده‌اند. از جمله ابن ابي الحديد از قول ابوجعفر اسكافي ـ از علماي قرن سوم ـ نوشته است: «همة مفسران روايت كرده اند كه آية {وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي...} به مناسبت خوابيدن علي (عليه السلام) به جاي پيامبر (صلّي الله عليه وآله) در ليلةالمبيت، نازل شده است.»3
اسكافي همچنين معتقد است كه: آية «ليلةالمبيت» تناسب خاصي با آية سي‌ام سورة انفال دارد كه خداوند در آن مي‌فرمايد:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . تفسير عياشي، 1/120؛ و نيز بنگريد به تفسير صافي، 1/241؛ نورالثقلين، 1/204؛ و بحارالانوار، 36/40 ـ 50
2 . مجمع البيان، 1/535
3 . شرح نهج البلاغه، 13/262؛ و نيز بنگريد به مفاتيح الغيب، 5/235؛ روح المعاني، 2/97
________________________________________ 24 ________________________________________
(وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ).
« به خاطر بياور هنگامي را كه كافران نقشه مي‌كشيدند تو را به زندان بيفكنند يا به قتل برسانند، و يا از مكه خارج سازند، آنها چاره مي‌انديشيدند و نقشه مي‌كشيدند و خداوند هم تدبير مي‌كرد و خدا بهترين چاره جويان و تدبير كنندگان است.»
وي مي‌نويسد: «مكر قريش آن بود كه پاي همة قبايل را در كشتن رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) به وسط كشند و مكر خداوند نيز از طريق خوابيدن علي (عليه السلام) به جاي پيامبر (صلّي الله عليه وآله) ظاهر گرديد.»1
ابن ابي الحديد از قول اسكافي اين مطلب را هم اضافه كرده است كه: «حديث فراش( خوابيدن علي (عليه السلام) در بستر رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) )، جريان متواتري است كه جز ديوانه و يا كافر آن را انكار نمي‌كند.»2 به دليل همين فضيلت استثنايي براي علي (عليه السلام) ، بعدها معاويه تصميم گرفت تا با پرداخت چهار صد هزار درهم، سمرة بن جندب را راضي كند تا وي ادعا نمايد كه آية: {وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي...} دربارة ابن ملجم نازل شده است.3
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . شرح نهج البلاغه، 13/262
2 . همان.
3 . شرح نهج البلاغه، 4/73
________________________________________ 25 ________________________________________
سمرة بن جندب به خواستة معاويه تن در داد، اما با توجه به فاصلة نزول آيه با شهادت علي (عليه السلام) به دست ابن ملجم، جز افراد ساده لوح و بي خبر، كسي زير بار روايت سمره نرفت.
2 ـ اهل بيت رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) در روز مباهله
{فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَكُمْ وَنِساءَنا وَنِساءَكُمْ وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَي الْكاذِبِينَ}1
يعني: هرگاه بعد از علم و دانشي كه (دربارة مسيح) به تو رسيد (باز) كساني با تو به محاجه و ستيز برخيزند، به آنان بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خويش را دعوت كنيم، شما هم زنان خودرا، ما نفوس خود را دعوت كنيم، شما هم نفوس خود را، آنگاه مباهله كنيم و لعنت خدا بر دروغ‌گويان قرار دهيم.
شرح و توضيح: مباهله در اصطلاح ديني به معناي نفرين كردن دو نفر به يكديگر است. مراسم مباهله به اين صورت است كه افرادي كه با هم در مطلبي اختلاف نظر دارند و در مقابل دلايل خود قانع نمي‌شوند در يك جا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . آل عمران، 61
________________________________________ 26 ________________________________________
جمع شده، به درگاه خدا تضرّع كنند و از او بخواهند كه دروغگو را رسوا سازد. و امّا جريان مباهله در تاريخ اسلام به اين صورت است كه:
در سال دهم هجري هيئتي از مسيحيان نجران به مدينه آمدند و با رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) ملاقات و گفتگو كردند. در اين ديدار بزرگان مسيحي ـ كه قائل به الوهيّت حضرت عيسي (عليه السلام) بودند ـ تولد آن حضرت بدون داشتن پدر را غير ممكن اعلام كردند، امّا در پاسخ آنها اين آيه نازل گشت كه: «مَثَل عيسي نزد خدا همانند آدم است كه خداوند او را از خاك آفريد سپس به او فرمود: «موجود باش، و او موجود شد. اين حقيقتي از جانب پروردگار تو است، بنابراين از ترديد كنندگان مباش (كه عيسي آفريدة خدا باشد).»
علي رغم اين پاسخ روشن، مسيحيان قانع نشدند. در اينجا آية مباهله نازل گشت و پيامبر (صلّي الله عليه وآله) به امر الهي آنها را دعوت به مباهله كرد. طرفين موافقت كردند كه روز بعد جهت انجام مباهله در محلي حاضر شوند. فرداي آن روز پيامبر (صلّي الله عليه وآله) ـ در حالي كه علي، فاطمه، حسن وحسين (عليهم السلام) به همراه او حركت مي‌كردند ـ به محل مباهله حاضر گشت. امّا گروه مسيحيان به هنگام مشاهدة پيامبر (صلّي الله عليه وآله) و همراهان ايشان احساس كردند كه در صورت مباهله احدي از آنها زنده نخواهد ماند، لذا به
________________________________________ 27 ________________________________________
پيشنهاد بزرگ خود از مباهله صرف نظر كردند و مصالحه با پيامبر و پرداخت جزيه را ترجيح دادند.
آنچه در جريان مباهله اهميت دارد اين مطلب است كه مطابق آية مباهله علي (عليه السلام) مصداق نفس پيامبر (صلّي الله عليه وآله) بوده و حسن و حسين (عليهما السلام) به عنوان فرزندان رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) قلمداد شده‌اند. از اين رو امامان شيعه ـ بعدها ـ در برخورد با مخالفان خود، همه جا با استناد به آية مباهله خود را پسران رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) ناميده و بر ديگران افتخار كرده‌اند.
جريان مباهله با شرحي كه گذشت، از حوادث قطعي و متواتر تاريخ اسلام است كه نه كسي اصل آن را مورد ترديد قرار داده است و نه كسي در مورد همراهان پيامبر (صلّي الله عليه وآله) در روز مباهله، ادّعاي ديگري كرده است. اين حادثه در تفاسير شيعه و سني و در بسياري از كتب حديث وارد شده است.(1)
3 ـ صاحبان فرمان از نظر قرآن
(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَْمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَي اللَّهِ وَ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . از جمله بنگريد به مجمع البيان، 1 / 762؛ تفسير كشّاف، 1/369؛ تفسير القرآن العظيم، 1/379 و صحيح مسلم، 4/1871
________________________________________ 28 ________________________________________
الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآْخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً)(1)
« اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر خدا و صاحبان امر را از خودتان. و هرگاه در چيزي نزاع و اختلاف كرديد، آن را به خدا و رسول او بازگرانيد، اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد. اين كار براي شما بهتر و عاقبت و پايانش نيكوتر است».
در آية شريفه پس از اطاعت از خدا و رسول (صلّي الله عليه وآله) ، سخن از اطاعت مؤمنان از «اولوالامر» به ميان آمده و اين اطاعت، اطاعتي مطلق و بي قيد و شرط است. در اين كه اولوالامر چه كساني هستند، بين مفسّران اختلاف نظر وجود دارد. اهل سنت در تعيين مصداق اولوالامر به اختلاف سخن گفته و مصاديقي چون خلفاي اربعه، امراي سياسي، فرماندهان نظامي و علماي دين، قضات و... را احتمال داده‌اند.(2) در صورتي كه به عقيدة مفسّران شيعه هيچ يك از مصاديق ياد شده در تفسير اولوالامر صحيح نيست. دليل اين مطلب آن است كه در آية مذكور،
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . النّساء، 59
2 . از جمله بنگريد به جامع‌البيان، 5/95، الكشّاف، 1/524؛ روح المعاني، 4/96؛ تفسير مراغي، 2/73؛ معالم التّنزيل، 1/445؛ و تفسير القرآن العظيم، 1/529
________________________________________ 29 ________________________________________
اطاعت از اولوالامر در كنار اطاعت از خدا و رسول به شكل مطلق تكليف شده است و اين افراد جز در بين معصومان (عليهم السلام) مصداقي ندارند. طبرسي پس از بيان اختلاف مفسّران عامه در تعيين اولوالامر مي‌نويسد:
«اصحاب ما (شيعيان) از طريق امامان باقر و صادق (عليهما السلام) روايت كرده‌اند كه اولوالامر همان امامان از اهل بيت پيامبرند كه خداوند اطاعت از آنان را به طور مطلق واجب كرده، همانگونه كه اطاعت از خود و اطاعت از پيامبرش را واجب كرده است. علاوه بر آن جايز نيست كه خداوند، اطاعت از كسي را به صورت مطلق واجب كند مگر كسي كه عصمت او ثابت شود و باطنش همانند ظاهرش باشد و نيز از هر گونه سهو و غلط و كار زشت، مبرّا و در امان باشد و چنين چيزي نسبت به امرا و يا دانشمندان غير قابل حاصل است، لذا خداوند اجلّ از آن است كه به اطاعت از معصيت كار و يا كساني كه از قول و فعلشان انطباقي با هم ندارد، فرمان دهد.»1
در بين اهل سنت، فخر رازي نيز وجود عصمت را لازمة اطاعت مطلق از اولوالامر دانسته و در اين باره به روشني استدلال كرده است، هر چند كه در نتيجه گيري نهايي،‌ اين دانشمند به خطا رفته است.2
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . مجمع البيان، 3/100
2 . مفاتيح الغيب، 10/144
________________________________________ 30 ________________________________________
زمخشري در تفسير خود صاحبان امر را به امراي حق تفسير كرده و مي‌نويسد: امراي جور كه خداوند و رسول او از آنان بيزارند، هرگز نمي‌توانند در آيه ـ از جهت وجوب اطاعت از ايشان ـ عطف به خدا و رسول (صلّي الله عليه وآله) شوند1.
به طوري كه گذشت روايات شيعه مصداق اولوالامر را به روشني تعيين كرده است. به عنوان مثال كليني در كتاب خود حديثي از ابوبصير نقل كرده كه او گويد:
از امام صادق (عليه السلام) سؤال كردم: آيه: «أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَْمْرِ مِنْكُمْ» دربارة چه كساني نازل گرديد؟ امام (عليه السلام) فرمود: «اين آيه در شأن علي (عليه السلام) و فرزندانش حسن و حسين (عليهما السلام) نازل گرديد.» ابوبصير گويد: باز سؤال كردم كه مردم مي‌گويند: از چه جهت، خداوند نام علي (عليه السلام) و خاندانش را نبرده است؟ امام صادق (عليه السلام) فرمود: «در پاسخ به مردم بگوييد: دستور نماز خواندن بر رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) نازل گرديد، در حالي كه سخني از سه ركعت و چهار ركعت در ميان نبود، اين رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) بود كه ركعات نماز را تفسير كرد. دستور پرداخت زكات نازل شد، امّا در آن نيامده بود كه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . الكشّاف، 1/524
________________________________________ 31 ________________________________________
از چهل درهم يك درهم بپردازيد و اين رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) بود كه نصاب زكات را تفسير كرد. و دستور حج نازل شد در حالي كه در آن نيامده بود كه هفت نوبت طواف كنيد، اين رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) بود كه مراسم طواف را تفسير كرد. بر همين پايه فرمان خدا نازل گشت كه: «از خدا و رسول خدا اطاعت كنيد و از كساني كه از بين شما صاحبان امر باشند نيز اطاعت كنيد.» كه مصداق آن دربارة علي و حسن و حسين (عليهم السلام) ثابت و پابرجا ماند. زيرا در ارتباط با اين دستور بود كه رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) فرمود: «هر مؤمني كه من سرپرست و مولاي او هستم علي مولا و سرپرست او خواهد بود.» و ... بدانيد اگر رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) لب فرو مي‌بست و خاندان خود را معرفي نمي‌كرد، خاندان فلان و بهمان مدّعي مي‌شدند كه ما صاحب الامر شماييم.»1
4 ـ كمال دين در پرتو ولايت
(الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِْسْلامَ دِيناً)(2)
«امروز براي شما دينتان را كامل ساختم و نعمت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . الكافي، 1/287؛ با اندكي تلخيص و نيز بنگريد به تفسير عياشي، 1/273؛‌ نورالثقلين، 1/497 الي 507؛ و تفسير الصافي، 1/462 الي 465.
2 . المائده،(3)
________________________________________ 32 ________________________________________
خود را بر شما تمام كردم و اسلام را به عنوان دين بر شما پسنديدم».
اين آيه به فاصلة اندكي پس از جريان غدير خم نازل گرديد. مقايسة مفاد آن با مفاد آية تبليغ گوياي همين حقيقت است. زيرا در آية تبليغ، از ابلاغ فرمان خدا به مردم و ناقص شدن رسالت الهي در صورت عدم ابلاغ آن، سخن به ميان آمده و در اين آيه از كامل شدن دين خدا و تمام شدن نعمت الهي خبر داده شده است، لذا اين دو مطلب با يكديگر ارتباط دقيقي دارند كه بر هيچ متدبّري پوشيده نيست. مفسّران شيعه به طور عام و از مفسّران اهل سنت نيز عده‌اي اين ارتباط را پذيرفته و در كتاب‌هاي خود مورد تصريح قرار داده‌اند. به عنوان مثال طبرسي آورده است: «بنا به رواياتي كه از امامين صادقين (عليهما السلام) نقل شده، پس از آن كه رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) در روز غدير خم، علي (عليه السلام) را به عنوان پيشواي مردم تعيين نمود، آية اكمال نازل گرديد. در اين روايات همچنين آمده است: اين آخرين فريضه‌اي بود كه خداوند نازل فرمود و پس از آن فريضة ديگري نازل نگشت. طبرسي سپس با ذكر سند، روايتي به نقل از ابوسعيد خدري ذكر كرده است كه پس از نزول اين آية رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) فرمود:
«الله اكبر علي اكمال الدين و اتمام النعمة و
________________________________________ 33 ________________________________________
رضا الرب برسالتي و ولاية علي بن ابي طالب من بعدي و قال من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره و اخذل من خذله.»1
مفسّران اهل سنت غالباً معتقدند كه: آية اكمال در حجةالوداع و در روز عرفه نازل گرديد و نزول آن پس از بيان مسائلي چون: ابلاغ آخرين احكام حلال و حرام و به عبارتي كامل شدن دايرة تشريع، آزادي خانة خدا از مظاهر شرك و بت‌پرستي و در نتيجه قطع نفوذ مشركان از آنجا، انجام مناسك حج توسط رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) و مسلمانان صورت گرفت و اين امور موجب يأس كفار از غلبة دوباره بر مسلمانان بوده است2 اما به دلايلي بايد گفت كه احتمالات ياد شده دربارة نزول آية اكمال، احتمالات نادرستي است از جمله:
4 / 1 ـ بسياري از دانشمندان اهل سنت ارتباط آية اكمال و ماجراي غدير خم را پذيرفته و يا لااقل به عنوان يك احتمال در كتاب‌هاي خود نقل كرده‌اند به طوري كه علامة اميني، 16 منبع از منابع اهل سنت را در اين
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . مجمع البيان، 3/246؛ و نيز بنگريد به تفسير عياشي، 1/321؛ تفسير تبيان، 3/435؛ الميزان، 5/278 الي 283 و 299 الي 310؛ و الغدير، 2/115 الي 137
2 . از جمله بنگريد به جامع البيان، 6/80؛ فتح القدير، 2/9؛ و تفسير مراغي، 6/54
________________________________________ 34 ________________________________________
خصوص معرفي كرده است.(1)
4 / 2 ـ اكثر مواردي كه به عنوان مصاديق كامل شدن دين در تفاسير اهل سنت به چشم مي‌خورد ـ از جمله احكام حليّت گوشت‌ها، بيان حلال و حرام الهي، تشريع حج، آزادي خانة خدا از مظاهر بت‌پرستي و ... ـ يا از چنان اهميتي برخوردار نيست كه ارتباطي با كامل شدن دين پيدا كند ويا از مواردي است كه از سال‌ها قبل از نزول آية اكمال تحقّق يافته بود.
4 / 3 ـ در آية شريفه بحث از كامل شدن دين به ميان آمده و اين موضوع با يأس كامل كفار نسبت به مسلمانان پيوند خورده است. اما يأس و نوميدي كفار معنايي جز قطع نفوذ و سلطة آنان بر مسلمانان ندارد كه اين موضوع پس از روشن شدن وضع رهبري در امت اسلامي ـ آن هم بعد از رحلت رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) ـ قابل حصول است.
4 / 4 ـ عده‌اي از مفسّران قائلند كه رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) پس از نزول آية اكمال 81 روز بيشتر زندگي نكرد.(2) با توجه به آن كه مطابق پاره‌اي از روايات، وفات
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . الغدير، 2/116 الي 125 و نيز المراجعات، 188 ضميمة 627: آيةالاكمال.
2 . مفاتيح الغيب، 3/636؛ روح المعاني، 4/91؛ تفسير المنار، 6/116
________________________________________ 35 ________________________________________
رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) در دوازدهم ربيع الاول بوده است1 نتيجه مي‌شود كه روز نزول آية اكمال روز هجدهم ذي الحجة بوده است.
4 / 5 ـ اكثر مفسّران شيعه به ويژه علامة طباطبايي، نزول آية اكمال را تحقّق وعدة الهي كه در آية 55 سورة نور مطرح شده است، دانسته‌اند و مي‌دانيم كه در اين آيه بحث از استخلاف مؤمنان بر زمين و استقرار دين الهي توأم با آرامش و امنيت صالحان است، كه قطعاً نصب علي (عليه السلام) به پيشوايي مؤمنان مقدمة چنين حكومتي بوده است.(2)
4 / 6 ـ امام باقر (عليه السلام) از ولايت علي (عليه السلام) به عنوان آخرين فريضة نازله ياد كرده است .(3) در روايات ديگر تصريح شده است كه اسلام بر پنج ستون استوار شده كه آنها عبارتند از: نماز، زكات، حج، روزه و ولايت4 در تمام اين روايات بر اين مطلب تأكيد شده است كه ولايت به عنوان فريضه‌اي است كه اولي و افضل بر ساير فرائض است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . الكافي، 2/324
2 . الميزان، 5/283؛ تفسير نمونه، 4/268
3 . تفسير عياشي، 1/321
4 . الكافي، 2/18
________________________________________ 36 ________________________________________
5 ـ ولي و سرپرست مؤمنان
(إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ راكِعُونَ)(1)
« همانا ولي و سرپرست شما خدا و رسول او هستند و نيز كساني كه ايمان آورده‌اند، همان‌ها كه نماز بپا مي‌دارند و در حالي كه در ركوع به سر مي‌برند زكات مي‌دهند.»
اين آيه، به آية ولايت معروف است و در سبب نزول آن در تفاسير شيعه و سني آمده است كه: روزي فقيري وارد مسجد رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) شد و از حاضران تقاضاي كمك نمود، اما كسي توجّهي به او نكرد. در اين هنگام علي (عليه السلام) كه در حال ركوع به سر مي‌برد، به سمت فقير اشاره كرد و بدين وسيله به او فهماند كه انگشتري حضرت را براي خود بردارد و در اينجا بود كه آية: «انما وليّكم الله و...» نازل گرديد.(2)
پاره‌اي از روايات تصريح مي‌كند كه نماز علي (عليه السلام) در آن لحظه به صورت نافله و مستحبي بوده است.(3) بنا به
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . همان، 2/18؛ باب دعائم الاسلام روايت 5
2 . التبيان، 3/559؛ 1/355، تفسير القرآن العظيم، 2/74؛ الكشّاف، 1/649؛ معالم التنزيل، 2/49؛ و نيز بحارالانوار، 35/183 الي 206
3 . تفسير عياشي، 1/355؛ به نقل از عمار ياسر
________________________________________ 37 ________________________________________
روايتي از ابن عباس رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) سرگرم وضو و آماده شدن جهت نماز بود كه آية «انما وليكم الله و...» بر او نازل گرديد، در اينجا بود كه رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) وارد مسجد گرديد و از حال كسي‌كه چنين انفاقي نموده است جويا گرديد و متوجه شد كه، چنين كسي جز علي (عليه السلام) نبوده است.(1)
آية ولايت از مهم‌ترين شواهدي است كه دانشمندان شيعه با استفاده از آن امامت بلافصل علي (عليه السلام) را اثبات كرده‌اند. شروع آيه با تعبير «انّما» كه مفيد حصر است، ذكر ولايت مؤمنان زكات دهنده در طول ولايت خدا و رسول، مصداق انحصاري اين مؤمنان به علي (عليه السلام) مطابق روايات معتبر شيعه و سني، و بالأخره مفهوم ولايت در آيه كه چيزي جز سرپرستي و رهبري نيست، همه و همه از قرائني است كه مبيّن امامت علي (عليه السلام) پس از پيامبر (صلّي الله عليه وآله) است. شيخ طوسي در تفسير آيه مي‌نويسد: «بدان كه اين آيه از واضح‌ترين ادله بر امامت بلافصل علي (عليه السلام) پس از پيامبر (صلّي الله عليه وآله) است، زيرا اوّلاً ثابت مي‌گردد كه كلمة ولي در آيه به معناي اوليَ و احق است و ديگر آن كه ثابت شده است كه مصداق: «والذين آمنوا»‌كسي جز علي (عليه السلام) نيست و با اثبات اين دو اصل، دلالت آيه بر امامت علي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . بحارالأنوار،35/200
________________________________________ 38 ________________________________________
(عليه السلام) روشن و واضح است.»1
در مورد آية ولايت پرسش‌هايي مطرح شده است. از جمله آن كه:
چگونه ممكن است علي (عليه السلام) در نماز به كاري غير از راز و نياز با پروردگار خود مشغول گردد؟
در پاسخ بايد گفت: حضور سائل در مسجد و تقاضاي مكرر او از مردم براي كمك به وي، به طور طبيعي توجه هر كسي را جلب مي‌كند. به ويژه آن كه نماز علي (عليه السلام) در آن لحظه، نماز مستحبي بود و احسان به فقير عبادتي است كه اهميت و ثواب آن كمتر از نماز نافله نمي‌باشد.
پرسش ديگر آن است كه آيا اعطاي انگشتري مي‌تواند مصداقي از پرداخت زكات باشد؟
در پاسخ مي‌توان گفت: در بسياري از آيات قرآن تعبير «زكات» به مفهوم شرعي و اصطلاحي آن ـ كه اكنون رواج دارد ـ به كار نرفته است، بلكه زكات به معناي هر گونه انفاق و احسان در راه خداست. زكات به معناي شرعي در سال نهم هجري وضع شده و آ‌يات قرآن و روايات صحيح السند گواه اين مطلب است.(2) لذا تعبير
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . التبيان، 3/559؛ با اندكي تلخيص و نيز بنگريد به استدلال‌هاي علامة مجلسي در بحارالانوار، 35/203 الي 206
2 . التوبه، 103؛ و نيز الكافي، 3/497
________________________________________ 39 ________________________________________
زكات در فراز: «ويؤتون الزكاة و هم راكعون» به معناي احسان علي (عليه السلام) به فقير بوده است. پرسش بعد دربارة الفاظ جمع موجود در آية است. آن هم با توجه به آن كه آيه ولايت اختصاصاً دربارة علي (عليه السلام) نازل شده است.
در پاسخ به اين پرسش، مفسّران به بحث پرداخته‌اند از جمله زمخشري نوشته است:
«اگر كسي بگويد چگونه صحيح است كه آيه در شأن علي (عليه السلام) نازل شده باشد، در صورتي كه لفظ «الذين» به صورت جمع به كار رفته است، خواهم گفت: در اين آيه با آنكه آيه دربارة يك فرد نازل شده، لفظ جمع به كار رفته است تا آن كه ساير مردم نيز به چنين كاري ترغيب شوند و به ثوابي مانند ثواب علي (عليه السلام) دست يازند.»1
البته سخن زمخشري، سخن درستي است لكن تاريخ سراغ ندارد كه پس از علي (عليه السلام) نيز كسي در حال ركوع به چنين كاري دست زده باشد.
6 ـ ابلاغ آخرين فرمان، تكميل رسالت
(يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . الكشاف، 1/649
________________________________________ 40 ________________________________________
لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ)(1)
« اي رسول (ما) آنچه را كه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان. و اگر چنين نكني رسالت او را انجام نداده اي. و خداوند تو را از (خطر) مردم حفظ مي‌كند. خداوند جمعيت كافران را هدايت نخواهد كرد.»
اين آيه با توجه به فراز: (بلّغ ما انزل اليك من ربّك) به آية تبليغ يا آية ابلاغ معروف شده است. مفسّران شيعه و بسياري از مفسّران اهل سنت تصريح كرده اند كه آية تبليغ در سفر حجةالوداع بر پيامبر (صلّي الله عليه وآله) نازل گرديد. و با نزول آن رسول گرامي اسلام (صلّي الله عليه وآله) علي (عليه السلام) را به جانشيني خود منصوب فرمود.(2)
بنابر آنچه اكثر اين مفسّران آورده‌اند؛ پس از بازگشت رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) از حجةالوداع ـ كه در آخرين سال حيات آن حضرت به وقوع پيوست ـ در منطقه‌اي به نام غدير خم جبرئيل بر پيامبر (صلّي الله عليه وآله) نازل گرديد و اين آيه را از طرف خداوند آورد كه: «اي پيامبر! آنچه از جانب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . المائده ، 67
2 . از جمله بنگريد به تفسير قمي، 1/171؛ تفسير عياشي، 1/360 الي 362؛ التبيان، 3/588؛ مجمع البيان، 3/344؛ الصافي، 2/51 الي 71؛ مفاتيح الغيب، 12/50؛ غرائب القرآن، 2/616؛ الدرالمنثور، 2/259؛ و نيز روح المعاني، 6/195
________________________________________ 41 ________________________________________
پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ كن، اگر اين كار را نكردي، رسالت الهي را ابلاغ نكرده‌اي.»
با نزول اين آيه رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) به مسلمانان دستور توقف داد و پس از برپايي نماز ظهر به ايراد خطبه‌ پرداخت. در اين خطبه رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) از بي‌اعتباري دنيا و نزديك بودن رحلت خود سخن به ميان آورد. آن حضرت سپس حديث ثقلين را ايراد فرمود و مردم را به حفظ حقوق اهل بيت (عليهم السلام) سفارش كرد، آنگاه دست علي (عليه السلام) را گرفت و به طوري كه همة مردم بتوانند مشاهده كنند سؤال كرد: «اي مردم، چه كسي از اهل ايمان به آنان سزاوارتر است؟» مردم گفتند: خدا و رسولش داناترند. رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) فرمود: «همانا خدا مولاي من است و من مولاي مؤمنين هستم و اوليَ و سزاوارترم بر آنها از خودشان، پس هر كسي كه من مولاي اويم، علي مولاي او خواهد بود.» حضرت اين سخن را سه بار و به قولي چهار بار تكرار كرد و سپس دست به دعا برداشت و فرمود:
«بار خدايا دوست بدار كسي كه او (علي) را دوست بدارد و دشمن بدار كسي كه او را دشمن بدارد و ياري فرما ياران او را و خوارساز خواركنندگان او را.» در اين هنگام جمعيت گروه گروه جلو آمدند و ضمن بيعت با
________________________________________ 42 ________________________________________
علي (عليه السلام) اين واقعه را به او تبريك گفتند.(1)
از آنچه گذشت روشن مي‌گردد كه مفاد: «ما انزل اليك» چيزي جز اعلام ولايت علي (عليه السلام) نبود. و اين موضوع قبلاً ـ از طريق وحي غير قرآني ـ به رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) گوشزد شده بود. عيّاشي در روايتي از قول ابن عباس و جابر بن عبدالله انصاري آورده است: «خداوند به پيامبر خود فرمان داده بود كه علي (عليه السلام) را به جانشيني خود منصوب سازد و مردم را از ولايت او باخبر نمايد، اما پيامبر (صلّي الله عليه وآله) نگران بود كه مردم بگويند او از پسرعموي خود حمايت كرده و در نتيجه سر به طغيان گزارند؛ تا آن كه خداوند آية: (يا ايّها الرسول بلّغ ما انزل اليك...) را نازل ساخت و پس از آن پيامبر (صلّي الله عليه وآله) در روز غدير ولايت علي (عليه السلام) را اعلام فرمود.»2
لذا آية تبليغ مهم‌ترين دليل بر اثبات امامت بلا فصل علي (عليه السلام) در قرآن است كه جاي ترديد براي حق طلبان باقي نمي‌گذارد. با اين وجود برخي از مفسّران اهل سنت كوشيده‌اند تا با توجيهاتي آية تبليغ را از پيام اصلي آن منصرف سازند مثلاً برخي گفته‌اند كه آية تبليغ در مكه نازل گرديد و با نزول آن رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) مكلّف گرديد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . الغدير، 1/29 الي 34؛ سيرة المصطفي، 693؛ تفسير عياشي، 1/360
2 . همان، 1/360؛ و نيز مجمع البيان، 3/344؛ از قول حاكم حسكاني در شواهد التنزيل
________________________________________ 43 ________________________________________
تا بدون هيچ واهمه حقايق اسلام را به كفار و مشركان ابلاغ نمايد.(1) با آن كه اين مفسّران مي‌دانند كه سورة مائده از سوره‌هاي مدني است كه در پايان عمر رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) نازل شده و قول به مدني بودن آية تبليغ نيز از شهرت زيادي در تفاسير اهل‌سنت برخوردار است.(2)
برخي ديگر گفته‌اند كه: آية تبليغ در مدينه نازل گرديد، اما هدف از نزول آن ترغيب رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) در ابلاغ حقايق وحي به يهود و نصاري بوده است.(3) غافل از آن كه پس از درگيري‌هاي مسلمانان با يهوديان در جنگ‌هاي بني قريظه و خيبر، قدرت و شوكت يهوديان در هم شكسته شد و مسيحيان نيز از همان ابتدا در عربستان فاقد قدرت بوده‌اند و حداكثر مقابلة مسلمانان با آنان، ماجراي مباهله بود كه آن هم منتفي گشت.(4) بنابراين در سال‌هاي پاياني عمر رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) موجبي جهت نگراني پيامبر (صلّي الله عليه وآله) از يهود و نصارا وجود نداشت، تا پيامبر (صلّي الله عليه وآله) از ابلاغ حقايق اسلام به آنان واهمه كند.
مهم‌ترين تشكيك وارده در آية تبليغ به تفسيركلمه «مولا» باز مي‌گردد. عده‌اي از مفسّران اهل سنت معتقدند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . الكشاف، 1/659؛ المنار، 6/467
2 . تفسير القرآن العظيم، 2 / 81؛ البحر المحيط، 4 / 321؛ مفاتيح الغيب، 12 / 50
3 . مفاتيح الغيب، 12/50؛ البحر المحيط، 4/321؛ التحرير و التنوير، 6/255
4 . آل عمران، 61
________________________________________ 44 ________________________________________
كه در حديث: «من كنت مولاه فهذا علي مولاه» مولا به معناي دوست و ياور است نه رهبر و اولي به تصرف، از جمله صاحب تفسير المنار مي‌نويسد:
«حديث غدير خم بر ولايت سلطه كه عبارت از امامت يا خلافت است، دلالتي ندارد، زيرا اين لفظ به اين معني در قرآن وارد نشده است، بلكه مراد از ولايت در اين حديث ولايت نصرت و مودّت است كه در قرآن هم وارد شده است.»1
در نقد اين نظر بايد گفت: لفظ مولا، لفظي مشترك است كه بر معاني متعددي قابل حمل است، امّا قراين موجود در حديث غدير، تعيين كنندة مفهوم واقعي مولا مي‌باشد. اين قرائن متعدد است كه برخي از آن‌ها عبارتند از:
6 / 1 ـ كاربرد كلمة «مولا» در قرآن به مفهوم «اولي»2 بر خلاف نظر صاحب المنار،
6 / 2 ـ نزول آيه تبليغ قبل از معرفي علي (عليه السلام) آن هم با پيام تند: {ان لم تفعل فما بلّغت رسالته}
6 / 3 ـ توقّف مسلمانان در منطقة غدير توسط رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) ،
6 / 4 ـ خطابة پيامبر اسلام (صلّي الله عليه وآله) در غدير خم و
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . المنار، 6/465؛ با اندكي اختصار
2 . الحديد، 15
________________________________________ 45 ________________________________________
زمينه‌چيني آن حضرت از جمله طرح ولايت خود و سفارش به حقوق اهل بيت (عليهم السلام) ،
6 / 5 ـ نزول آية اكمال دين پس از اين ماجرا،
6 / 6 ـ احتجاج علي (عليه السلام) به واقعة غدير جهت اثبات اولويت خود نسبت به ديگران.
6 / 7 ـ زنده ماندن واقعة غدير در تاريخ اسلام و بزرگداشت آن به عنوان عيد بزرگ ، توسط مسلمانان.(1)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . منابع و مطالب تفصيلي را بنگريد در الغدير، 2/88 الي 114

كتابخانه تخصصي حج > اعتقادات و پاسخ به شبهات > بررسي جايگاه اهل بيت (عليهم السلام) در قرآن

________________________________________ 45 ________________________________________
7 ـ منادي برائت از مشركان
(وَ أَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَي النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الأَْكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِي‏ءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ)(2)
يعني (عليهم السلام) «و اين اعلامي است از جانب خدا و رسول او به مردم در روز حج اكبر (عيد قربان) كه خداوند و رسول او از مشركان بيزارند.»
شرح و توضيح: چنانكه مي‌دانيم سورة توبه بدون بسم الله... نازل گرديد تا مظهري از قهر و غضب الهي را نسبت به مشركان به نمايش گذارد. ده آية نخست اين سوره خصوصاً، نشان دهندة چنين مطلبي است و بيزاري صريح خدا و رسولش را نسبت به مشركان نشان مي‌دهد. پس از
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
2 . التوبه،(3)
________________________________________ 46 ________________________________________
نزول اين آيات، رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) اين آيات را به ابوبكر داد و وي را براي قرائت آنها در جمع مشركان روانة مكّه ساخت. امّا هنوز ابوبكر از ميدنه دور نشده بود كه جبرئيل (عليه السلام) نازل گشت و اين پيام را نازل كرد كه:
«انّه لن يؤدّي عنك الاّ انت او رجل منك.» يعني: «اين كار را غير از تو يا كس ديگري كه از تو باشد، كسي ادا نخواهد كرد.»
در اين هنگام رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) علي (عليه السلام) را به دنبال ابوبكر فرستاد و به ا و دستور داد كه آيات سورة توبه را از وي بگيرد و روانة مكّه گردد. ابوبكر به مدينه بازگشت و دليل اين كار را از پيامبر (صلّي الله عليه وآله) جويا گرديد. رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) براي وي توضيح داد كه تغيير مأموريت به دستور الهي صورت پذيرفته است.(1)
مطلب فوق به شرحي كه گذشت مورد قبول اكثر مفسّران اهل سنّت قرار دارد2 و اين بزرگان در تفاسير خود آورده‌اند كه علي (عليه السلام) پس از حضور در جمع مشركان آيات نخست سورة توبه را قرائت كرد و علاوه بر آن، آنان را در جريان مهلت الهي به مشركان قرار داد، مهلتي كه بر اساس آن مشركان تنها چهار ماه فرصت داشتند كه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . بحارالأنوار، 35/289 الي 312؛ در نزول سورة برائت
2 . از جمله بنگريد به تفسير القرآن العظيم، 2/346؛ مفاتيح الغيب، 15/318؛ فتح القدير، 2/334؛ روح المعاني، 10/44 و... .
________________________________________ 47 ________________________________________
با آزادي در مسجدالحرام رفت و آمد كنند و واضح است كه اعلام چنين پيامي ـ آن هم به صورت علني ـ تا چقدر مهم و مخاطره آميز بوده است. آنچه در اين ماجرا از اهميت برخوردار است مسألة توانايي بر انجام چنين مأموريتي است كه تنها در عهدة رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) يا مردي از وي قرار داده شده است و تعبير «رجل منك» اشاره بر همين مطلب دارد.
براي آن كه حقيقت اين تعبير روشن گردد در مقام توضيح بايد گفت كه در عهد جاهليت قرارها و پيمان‌هايي بين افراد و قبايل عرب منعقد مي‌گرديد كه هر كدام حقوق و تعهداتي را براي طرفين پيمان به وجود مي‌آورد. مثلاً اگر شخصي خطاب به ديگري اين جمله را به زبان مي‌آورد كه: «انت منّي و انا منك» وي با ذكر اين جمله در واقع اتصال روحي و معنوي خود را نسبت به او اعلام كرده بود و بر اساس چنين تعبيري طرفين متعهد مي‌شدند كه مواقع خطر به حمايت از يكديگر برخيزند و از هيچ گذشت و فداكاري نسبت به همديگر فروگزار نكنند و چنانكه مي‌دانيم ميان پيامبر و علي (عليه السلام) چنين نسبتي برقرار گرديد و بر اساس همين تعهد بود كه علي (عليه السلام) در شب هجرت پيامبر (صلّي الله عليه وآله) در بستر آن حضرت قرار گرفت تا آن حضرت به مدينه مهاجرت كند و يا در تمام جنگ‌ها دفاع از پيامبر (صلّي الله عليه وآله) را نصب العين خود قرار داد، چنان‌كه
________________________________________ 48 ________________________________________
رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) نيز در بين ياران خود تنها علي (عليه السلام) را به عنوان برادر خود انتخاب كرد و از هيچ فرصتي جهت اعلام حقوق و صلاحيت‌هاي وي فروگزار نكرد، به هر حال اتحاد روحي پيامبر (صلّي الله عليه وآله) و علي (عليه السلام) به حدي رسيد كه مطابق آية مباهله، علي (عليه السلام) نفس پيامبر (صلّي الله عليه وآله) قلمداد گشت و واجد تمام صلاحيت‌ها و اختيارات رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) شناخته شد و از اين رو در اعلان آيات نخست سورة توبه از جانب خداوند اين خطاب رسيد كه: «انّه لن يؤدّي عنك الاّ انت او رجل منك» و رسول خدا با اعزام علي (عليه السلام) به اين مأموريت دشوار، به همگان نشان داد كه چه كسي قادر است به جاي وي قرار گرفته و دقيقاً كارهاي وي را دنبال نمايد.(1)
8 ـ پيشتاز صحنة ايمان و جهاد
(أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ وَعِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآْخِرِ وَجاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ)(2)
يعني: «آيا سيراب كردن حاجيان و آباد ساختن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . جهت اطلاع بيشتر بنگريد به يادنامة علامة اميني، مقالة "حسين منّي و انا من حسين" از استاد محمدباقر بهبودي
2 . التوبه، 19
________________________________________ 49 ________________________________________
مسجدالحرام را همانند (كار) كسي قرار داديد كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده و در راه خدا جهاد كرده است؟ اين دو، هرگز نزد خدا مساوي نيستند و خداوند گروه ظالمان را هدايت نمي‌كند.»
اين آيه به آية سقايت يا آية مفاخره معروف است. شأن نزولي دارد كه مفسّران شيعه و قريب به اتفاق مفسّران اهل سنّت به نقل آن پرداخته‌اند به اين صورت كه: روزي دو تن از بزرگان قريش به نام‌هاي طلحة بن شيبه يا شيبه و عباس بن عبدالمطلب با هم سخن گفته و به تفاخر نسبت به يكديگر مشغول بودند. عباس مي‌گفت: من داراي امتيازي هستم كه كسي از آن بهره ندارد و آن آب دادن به حجّاج است. در مقابل شيبه مي‌گفت: من كليددار خانةخدا و تعمير كنندةآن هستم. در اين هنگام علي (عليه السلام) وارد شد و چون در جريان اين افتخارات قرار گرفت رو به آنان كرد و گفت: «من در مقابل شما حيا مي‌كنم. اما بايد بگويم كه با اين سن كم، افتخاري دارم كه شما از آن بي‌بهره‌ايد» آنها پرسيدند: چه افتخاري؟ حضرت فرمود: «من با شمشير با شما جهاد كردم تا به خدا و رسول او (صلّي الله عليه وآله) ايمان آوريد.»1 و مطابق روايت ديگر علي (عليه السلام) پس از مشاهدة تفاخر آن دو به يكديگر، گفت: «نمي‌دانم شما چه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . مجمع البيان، 5/23؛ به نقل از شواهد التنزيل
________________________________________ 50 ________________________________________
مي‌گوييد ،من به سوي اين قبله، قبل از شما و قبل از تمام مردم، به شش ماه، نماز خواندم، من صاحب جهادم».(1)
در ادامة اين روايت آمده است كه: عباس پس از شنيدن پاسخ‌هاي علي (عليه السلام) خشمگين شد و به نزد رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) رفت و ماجرا را تعريف كرد. پيامبر (صلّي الله عليه وآله) به دنبال علي (عليه السلام) فرستاد و از او در اين باره سؤالاتي كرد. در اين هنگام جبرئيل (عليه السلام) نازل گرديد و اين آيه را آورد كه:
«آيا سيراب كردن حاجيان و آباد ساختن مسجدالحرام را همانند (عمل) كسي قرار داده‌ايد كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده و در راه خدا جهاد كرده است؟...» و در آية بعد نيز خداوند فرمود: «آنها كه ايمان آوردند و هجرت كردند و با اموال و جان‌هايشان در راه خدا جهاد نمودند مقامشان نزد خدا برتر است و آنها همان رستگارانند.»2
9 ـ تعيين وصي در نخستين دعوت
(وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ)(3)
يعني: «و خويشاوندان نزديك خود را انذار كن.»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . همان مآخذ
2 . التوبه، 20؛ و نيز بنگريد به تفسيرالقرآن، 2/241؛ اسباب النزول واحدي ذيل آية 19 توبه
3 الشعراء، 214
________________________________________ 51 ________________________________________
شرح: بر اساس آنچه در تاريخ‌هاي معتبر آمده است، رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) تا سه سال به صورت مخفيانه دعوت مي‌كرد، امّا به دنبال نزول آية: (وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَْقْرَبِينَ)، پيامبر (صلّي الله عليه وآله) مأمور شد كه دعوت خود را علني سازد و در اين راه از خويشان و اقرباي خود آغاز كند.
رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) به همين منظور خويشان خود را دعوت فرمود و پس از چند جلسه پذيرايي دعوت خود را با آنان در ميان گذاشت.
طبري مورخ بزرگ اهل سنّت ماجراي اين دعوت را به نقل از علي (عليه السلام) كه خود شاهد وقايع بوده به اين شكل نقل مي‌كند:
«در آن جمع رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) رو به قوم خود كرد و گفت: به راستي من خير دنيا و آخرت را براي شما آوردم و خداي تبارك و تعالي به من فرمان داده است كه شما را به آن دعوت كنم. پس كداميك از شما مرا در اين كار ياري و همراهي مي‌كند كه در اين صورت او برادر من، وصيّ من و جانشين من در بين شما باشد؟» علي (عليه السلام) در ادامه مي‌فرمايد: «پس بستگان پيامبر (صلّي الله عليه وآله) همگي روي گرداندند. اما من در حالي كه از همه كوچكتر بودم. بپا خاستم و گفتم: «اي پيامبر خدا، من يار و وزير شما در اين كار خواهم شد. در اينجا پيامبر (صلّي الله عليه وآله) گردن مرا گرفت و خطاب به آن جمع گفت: اين شخص برادر من، وصيّ من
________________________________________ 52 ________________________________________
و خليفة من در بين شماست. سخن او را بشنويد و از او اطاعت كنيد. در اينجا آن جماعت در حالي كه مي‌خنديدند، برخاسته، خطاب به ابوطالب گفتند: به تو دستور داد كه فرمان پسرت را بشنوي و از او اطاعت كني!»1
مطلب فوق جريان مشهوري است كه با نقل‌هاي مكرّري در كتب اهل سنّت آمده است. در يكي از اين روايات در تاريخ طبري آمده است؛ روزي شخصي به علي (عليه السلام) گفت: اي امير مؤمنان، با چه ملاكي تو وارث پسر عموي خود شدي و حال آن كه عموي تو عبّاس نتوانست در مقابل تو ادّعايي كند؟ علي (عليه السلام) براي آن شخص ماجراي علني شدن دعوت پيامبر (صلّي الله عليه وآله) و معرّفي او را در آن روز شرح داد و سپس يادآور شد كه به اين دليل بود كه پس از مرگ رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) ، من وارث او شدم نه عموي من.(2)
با تأمّل در روايتي كه گذشت دو مطلب مهم به شرح زير فهميده مي‌شود:
1 ـ خويشان رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) دعوت پيامبر (صلّي الله عليه وآله) را به يك حادثة ناپايدار و گذرا بيشتر تصور كردند تا امري پايدار و ماندني. چه، اگر احتمال موفقيتي براي رسول
1 . تاريخ طبري، 2/321؛ و نيز مجمع البيان، 7/322
2 . تاريخ طبري، 2/322
________________________________________ 53 ________________________________________
خدا (صلّي الله عليه وآله) مي‌دادند بعيد نبود كه از باب آينده‌نگري و حفظ منافع قومي و قبيله‌اي، برخي به رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) ايمان آورند.
2 ـ بيان موقعيت علي (عليه السلام) به عنوان برادر، وصي و جانشين رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) از همان آغاز مورد توجه خدا و رسول (صلّي الله عليه وآله) بوده است و از ا ين رو دعوت مردم به اصل دين با معرّفي علي (عليه السلام) به عنوان جانشين آيندة رسول گرامي همراه بود.
10 ـ اهل بيت پيامبر (صلّي الله عليه وآله) در كتاب خدا
{إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً}1
يعني: «جز اين نيست كه خداوند اراده فرموده تا زشتي و پليدي را از شما اهل بيت بزدايد و شما را از هر جهت (و از هر شائبه‌اي) پاك سازد.»
شرح و توضيح: مفاد اين آيه بدون هيچ ترديدي اثبات كنندة عصمت براي اهل بيت (عليهم السلام) است. زيرا تعبير «رجس» در آيه به معناي آلودگي فكري و روحي است نه آلودگي جسمي و ظاهري. پاك كردن آلودگي جسمي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . الاحزاب، 33
________________________________________ 54 ________________________________________
توسط هر شخصي امكان پذير است و نياز به ارادة خداوند آن هم با قيد انحصاري «انّما» ندارد.
ضمناً در آية شريفة بحث از اعمال ارادة خداوند دربارة گروه خاصّي به نام اهل‌بيت پيامبر (صلّي الله عليه وآله) است و بحث مهم در اين آيه تعيين مصاديق اهل بيت است كه البته در زمان نزول آيه جز علي، فاطمه، حسن و حسين (عليهم السلام) ، نبوده‌اند.
ممكن است كساني تصوّر كنند كه چون قبل و بعد از آية تطهير در سورة احزاب، سخن از همسران رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) به ميان آمده، آنان نيز علي القاعده مشمول تعبير «اهل بيت» قرار گرفته و با مصاديق ذكر شده در شئوني چون عصمت شريك باشند، امّا اين تصوّر به دلايل متعدّدي درست نيست، از جمله (عليهم السلام) روايت‌هايي كه در كتب اهل سنّت آن هم از جانب برخي از همسران رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) وارد شده، نشان مي‌دهد كه اين آيه فقط در شأن علي، فاطمه، حسن و حسين (عليهم السلام) نازل شده است، نه كس ديگر.
از جمله ترمذي در كتاب سنن خود از امّ سلمه روايت مي‌كند كه او گفت: آية تطهير در خانة من نازل شد و در پي آن رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) به دنبال علي، فاطمه، حسن و حسين (عليهم السلام) فرستاد و پس از آن، آنان را در زير عبايي جمع كرد و عرض كرد: «پروردگارا، اينان اهل بيت
________________________________________ 55 ________________________________________
من هستند. رجس و پليدي را از ايشان دور ساز و از هر جهت پاكيزه‌شان بگردان.» من (امّ سلمه) گفتم: اي نبي خدا آيا من با ايشانم؟ امّا پيامبر (صلّي الله عليه وآله) به من فرمودند: در جاي خود باش كه تو فردي عاقبت بخيري.(1)
ترمذي در روايت ديگر از قول انس بن مالك نقل كرده است: (پس از نزول آية تطهير) پيامبر (صلّي الله عليه وآله) تا شش ماه به هنگام نماز صبح از كنار خانة‌ فاطمه (عليها السلام) مي‌گذشت و آنان را به اين صورت براي نماز صدا مي‌كرد:
«الصلاة يا اهل البيت انّما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهّركم تطهيرا»2
و مقصود رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) از اين تكرار آن بود كه همگان بدانند «اهل بيت» مصاديقي جز علي، فاطمه، حسن و حسين (عليهم السلام) ندارد.
11 ـ پاداش رسالت
(قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبي)
يعني: «بگو هيچ پاداشي از شما (بر رسالتم) نمي‌خواهم، جز دوست داشتن نزديكانم.»
توضيح آيه را با طرح دو سؤال آغاز مي‌كنيم:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . همان، 5/328 و 622 و 657
2 . سنن ترمذي، 5/328
________________________________________ 56 ________________________________________
ـ آيا پيامبران الهي در قبال زحمات طاقت فرساي خود ـ براي هدايت بشر ـ طالب مزد بوده‌اند؟
ـ آيا به فرض طلب مزد، انسان‌ها قادرند اجر و مزد پيامبران را بپردازند؟
مراجعه به آيات قرآن نشان مي‌دهد كه پاسخ هر دو سؤال منفي است. در سورة شعراء از زبان پنج تن از پيامبران آمده است كه:
{وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلي رَبِّ الْعالَمِينَ}1
و اين آيه نشان مي‌دهد كه نه تنها پيامبران خواهان پاداش ـ به ويژه مزد مادي ـ نبوده‌اند كه انسان نيز قادر به جبران زحمات پيامبران نيست. در آية ديگري آمده است:
«بگو من در برابر ابلاغ رسالت، پاداشي از شما مطالبه نمي‌كنم مگر آن كه كساني بخواهند راهي به سوي پروردگارشان برگزينند.»2
كه در اين آيه رهيابي انسان به سوي كمال نوعي پاداش براي پيامبر (صلّي الله عليه وآله) اعلام شده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . الشعراء، 109؛ از زبان حضرت نوح، 127 از زبان حضرت هود، 145؛ از زبان حضرت صالح، 164؛ از زبان حضرت لوط و 180، از زبان حضرت شعيب (عليه السلام)
2 . الفرقان، 57
________________________________________ 57 ________________________________________
امّا در اين ميان آيه‌اي در سورة شوريَ وارد شده است كه از مردم دعوت مي‌كند كه پاداش رسالت پيامبر را در نظر گرفته و آن را ادا كنند و اين پاداش چيزي جز مودّت و دوستي نسبت به ذي القرباي پيامبر (صلّي الله عليه وآله) نيست كه خداوند از رسولش خواسته است آن را به اطلاع همگان برساند.
امّا مصداق «قربيَ» در آية واقع در سورة شوري چه كساني هستند؟
برخي مانند ابن كثير با نقل سخني از ابن عبّاس كلمة «قربيَ» را بر قريش تطبيق داده و متعرّض شده‌اند كه خانواده‌اي در قريش نبود، مگر آنكه بين او و رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) پيوندي برقرار بود.(1) ابن كثير خود كلمة «قربيَ» را به معناي مصدري در نظر گرفته و آيه را چنين تفسير كرده است:
«بگو اي پيامبر من در قبال رسالتم از شما مزدي نمي‌خواهم لكن به سبب قرابتي كه بين من و شما وجود دارد، مرا آزار مكنيد».(2)
در مقابل، برخي ديگر از مفسران، مانند زمخشري و فخر رازي «القربيَ» را به معناي خويشان پيامبر (صلّي الله عليه وآله) گرفته و مصداق آن را بر علي،‌ فاطمه، حسن و حسين (عليهم السلام)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . تفسير القرآن العظيم، 4/121
2 . همان، 4/121
________________________________________ 58 ________________________________________
منطبق كرده اند.
زمخشري نوشته است: در روايت است كه چون آية: (قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبي) نازل شد، اصحاب گفتند: اي رسول خدا، خويشان تو كه مودّت آنان بر ما واجب است چه كساني هستند؟
پيامبر (صلّي الله عليه وآله) فرمود: «علي، فاطمه و دو پسرشان»
زمخشري سپس به نقل حديث مفصّلي در دوستي آل محمد (عليهم السلام) مي‌پردازد كه با اين عبارت شروع مي‌شود:
«قال رسول الله: من مات علي حبّ آل محمد مات شهيداً، الا و من مات علي حبّ آل محمد مات مغفوراً له،....»1
فخر رازي پس از ذكر همين مطالب مي‌گويد: اين عقيدة زمخشري بود كه از نظر گذشت. امّا من معتقدم: آل محمد عبارت از كسي است كه امر آنها به رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) باز مي‌گردد و شك نيست كه فاطمه، علي، حسن و حسين (عليهم السلام) بيشترين تعلق و بستگي را به رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) داشته‌اند و لذا است كه آنان مصداق «آل» قرار مي‌گيرند و در عظمت آل محمد همين بس كه: اوّلاً، آنان ـ يعني علي، فاطمه، حسن و حسين (عليهم السلام) ـ خود محبوب رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) بوده‌اند. پس دوستي آنها بر امّت واجب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . الكشّاف، 4/220
________________________________________ 59 ________________________________________
است.
ثانياً، آنان در تشهد نماز، در كنار رسول الله مخصوص به دعا شده‌اند كه: «اللهم صل علي محمد و آل محمد»، كه اين نيز بر وجوب حب و دوستي آنان دلالت دارد.(1)
12 ـ فضيلت انحصاري در انفاق ويژه
(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً ذلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ)(2)
يعني: «اي كساني كه ايمان آورده‌ايد؛ هنگامي كه مي‌خواهيد با رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) نجوا كنيد (سخنان در گوشي بگوييد) قبل از آن صدقه‌اي بدهيد، اين كار براي شما بهتر و پاكيزه‌تر است. پس اگر چيزي نيافتيد، بدانيد كه خداوند آمرزنده و مهربان است.»
اين آيه به آية نجوا معروف است. بنابر آنچه غالب مفسّران ـ از شيعه و سني ـ در تفاسير خود آورده‌اند: در بين اصحاب رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) عده‌اي از ثروتمندان گاه و بيگاه خدمت رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) آمده و با آن حضرت به
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . مفاتيح الغيب، 27/166
2 . المجادله، 12
________________________________________ 60 ________________________________________
نجوا مي‌پرداختند. اين كار علاوه بر آنكه وقت رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) را مي‌گرفت، موجب امتيازي براي اغنيا و نگراني براي فقرا مي‌گشت، در اينجا بود كه آية نجوا نازل گرديد و به مؤمنان دستور داد كه قبل از ملاقات خصوصي با پيامبر (صلّي الله عليه وآله) ، صدقه‌اي به مستمندان بپردازند، اما اغنيا از نجوا خودداري كردند و در نتيجه صدقه‌اي هم پرداخت نگرديد. تا آنكه آية ديگري نازل گرديد كه: (أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ...) يعني: آيا ترسيديد (فقير شويد) كه از دادن صدقات قبل از نجوا خودداري كرديد؟ و با اين آيه، آية قبل نسخ گرديد.(1)
آنچه در مورد آية نجوا اهميت دارد، آن است كه تنها كسي كه به آية نجوا عمل كرد امير مؤمنان علي (عليه السلام) بود. بنا بر آنچه طبري آورده است علي (عليه السلام) خود فرموده است: آيه‌اي در كتاب خدا وجود دارد كه احدي قبل از من به آن عمل نكرده و احدي هم بعد از من به آن عمل نخواهد كرد و آن اينكه من يك دينار داشتم و آن را به ده درهم تبديل كردم و هر زمان مي‌خواستم با رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) نجوا كنم، درهمي را صدقه مي‌دادم.(2)
با توجه به اين حديث، عمل به آية نجوا يكي از
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . مجمع البيان، 9/252؛ مفاتيح الغيب، 29/271؛ جامع البيان، 28/15
2 . تفسير طبري، 28/15؛ و نيز: الدرالمنثور، 6/185؛ معالم التنزيل، 7/24؛ فتح القدير، 5/191
________________________________________ 61 ________________________________________
فضايل اختصاصي علي (عليه السلام) به شمار مي‌رود كه از همان زمان نزول آيه بر ديگر صحابه نيز اين فضيلت مخفي نماند، در اكثر تفاسير اهل سنت از قول عبدالله بن عمر روايت شده است كه او گفت: علي (عليه السلام) داراي سه فضيلت بود كه اگر يكي از آنها براي من حاصل مي‌گشت، آن فضيلت از شتران سرخ موي براي من بهتر بود. نخست تزويج آن حضرت با فاطمة زهرا (عليها السلام) ، ديگر دادن پرچم در روز خيبر به دست او و سوّم آيه نجوا.(1)
با وجود اين، برخي از متعصبان اهل سنت كوشيده‌اند كه اين فضيلت را براي علي (عليه السلام) كم رنگ جلوه دهند. از جمله آنكه مي‌گويند: اگر بزرگان اهل صحابه اقدام به اين كار (پرداخت صدقه) نكردند، نيازي به آن نديدند و يا فرصت كافي نداشتند، يا فكر مي‌كردند مبادا باعث ناراحتي فقرا و وحشت اغنيا گردد. بنابراين اين كار موجب فضيلتي براي علي (عليه السلام) يا سلب فضيلتي از ديگران نمي‌گردد.(2)
ولي گويا اين متعصبان به آية دوم توجه نكرده‌اند كه خداوند به عنوان سرزنش مي‌فرمايد: «آيا (از فقر) ترسيديد كه قبل از نجوا صدقاتي تقديم كنيد؟» علاوه بر آن در ذيل آيه، تعبير توبه به ميان آمده كه از آن استفاده مي‌شود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . اسدالغابه، 4/26؛ مجمع البيان، 9/252؛ معالم التنزيل، 7/44
2 . مفاتيح الغيب، 29/272
________________________________________ 62 ________________________________________
كه: اقدام به پرداخت صدقه و نجوا با پيامبر (صلّي الله عليه وآله) كار مطلوبي بوده است و گرنه خودداري از آن سرزنش و توبه نداشت.(1)
اما سرّ عمل كردن علي (عليه السلام) به آية نجوا در اين است كه آن حضرت اساساً موقعيت ويژه‌اي نزد رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) داشت كه بنا به آن موقعيت به حضور رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) رسيده و از خرمن دانش آن حضرت بهره‌ها مي‌گرفت. حضرت خود در اين باره مي‌گويد:
«كنت اذا سألت رسول الله اعطاني و اذا سكتّ ابتدأني»2
يعني: هرگاه من از رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) چيزي طلب مي‌كردم به من عطا مي‌فرمود و چون ساكت مي‌شدم، آن حضرت ابتدا به سخن مي‌كرد. بر اساس اين موقعيت، نزول آية نجوا نيز نتوانست فترت و فاصله‌اي در برنامة علي (عليه السلام) با رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) به وجود آورد و اشتياق علي (عليه السلام) به ملاقات با رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) موجب گرديد كه او تنها عمل كننده به آية نجوا گردد.
13 ـ شكوه ايثار
(يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً * وَ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . البيان، 279؛ تفسير نمونه، 23/453
2 . سنن ترمذي، 5/595 و 598
________________________________________ 63 ________________________________________
يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلي حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً)(1)
يعني: «نيكوكاران به نذر خود وفا مي‌كنند و از روزي كه شر و عذابش دامن گستر است، واهمه دارند. آنان غذاي خود را با آنكه به آن تمايل (و نياز) دارند به مسكين و يتيم و اسير مي‌دهند.»
شرح و توضيح: در سورة انسان، فرازي وجود دارد (از آية 5 الي 22) كه خداوند در آن به توصيف و تكريم گروهي از نيكان امّت پرداخته است. طبق اين آيات، نيكوكاران به نذرهاي خود وفا كرده و علي رغم تمايلي كه به غذاي خود داشته‌اند آن را به ترتيب به مسكين، يتيم و اسيري بخشيده‌اند، در زمينة اين آيات ـ براي هر خواننده‌اي ـ سؤالاتي مطرح مي‌شود از جمله:
1 ـ اين نيكوكاران چه كساني بوده‌اند؟ تاريخ صحيح و روايات معتبر چه كساني را معرّفي مي‌كنند؟
2 ـ موضوع نذر چه بوده و وفاي به نذر چگونه صورت پذيرفته است؟
3 ـ اين نذر در چه زمان و مكاني تحقق يافته؟ و آيا اين آيات سخن از يك امر واقعي است يا حادثه‌اي فرضي و خيالي؟
هنگامي كه براي يافتن پاسخ اين سؤالات به تاريخ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . الانسان، 7ـ8
________________________________________ 64 ________________________________________
مراجعه مي‌كنيم درمي‌يابيم كه:
ـ اين نيكوكاران كساني جز علي و فاطمه و حسنين (عليهم السلام) و كنيز آنان فضّه نبوده‌اند.
ـ موضوع نذر آنان انجام سه روز روزه آن هم در پي بيماري حسنين (عليهما السلام) بوده و اين نذر با اشارة رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) صورت گرفته است.
ـ پس از شفاي دو كودك، نيكوكاران جهت ايفاي نذر خود، مشقّت سه روز روزه را بر خود هموار كرده‌اند.
ـ اين نذر در مدينه و در اواخر حيات رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) واقع شد و در نخستين روز اداي آن، سائلي به هنگام مغرب، درب خانة نيكوكاران را به صدا درآورد و تقاضاي كمك كرد. اهل بيت (عليهم السلام) كه خود در تنگنا به سر مي‌بردند، طعام مختصر خود را به آن فقير داده و با آب روزة خود را افطار كردند. روز دوم به همين ترتيب يتيمي مراجعه كرد و مورد اطعام قرار گرفت و در روز سوم اسيري حلقة در را به صدا درآورد و از جانب نيكوكاران نيز تكرار ايثار.
در پايان اين حادثة باشكوه، خداي تبارك و تعالي با نزول آيات: (إِنَّ الأَْبْرارَ يَشْرَبُونَ) به ثبت اين حادثة واقعي و نه حكايت فرضي و خيالي ـ چنانكه عده‌اي پنداشته‌اند1 ـ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . مانند قرطبي در جامع الأحكام و ابوحيان توحيدي در البحر المحيط
________________________________________ 65 ________________________________________
تا به هميشه پرداخت. مفسّران اهل سنّت اين گزارش را غالباً در تفاسير خود آورده‌اند1 و از شيعه نيز بزرگاني چون طبرسي2، علامة مجلسي3، علامة اميني4 و علامة طباطبايي5 استدلال‌هاي محكمي بر صحّت اين واقعه ذكر كرده‌اند.
14 ـ بهترين آفريدگان
(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ)(6)
يعني، «كساني كه ايمان آوردند و كارهاي شايسته انجام دادند، آنان بهترين آفريدگان‌اند.»
در اين آيه «خير البريه» به معناي بهترين خلق خداست كه در مقابل «شر البريّه» قرار مي‌گيرد. مطابق رواياتي كه در كتب شيعه و بسياري از تفاسير اهل سنت به چشم مي‌خورد، مصداق «خير البريه» علي (عليه السلام) و شيعيان او هستند. و اين معرفي به وسيله رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) و با نزول آية {خير البريّه} تحقق يافته است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . از جمله بنگريد به الكشّاف، 4/670؛ مفاتيح الغيب، 30/244؛ فتح القدير، 5/349؛ انوار التنزيل، 2/552
2 . مجمع البيان، 10/611 الي 614
3 . بحارالأنوار، 35/237؛ با عنوان: في نزول سورة هل اتي
4 . الغدير، 5/189 و 284
5 . الميزان، 20/363 الي 370
6 . البيّنه،(7)
________________________________________ 66 ________________________________________
در اين خصوص جابر بن عبدالله انصاري گويد: «نزد پيامبر (صلّي الله عليه وآله) نشسته بوديم كه علي (عليه السلام) آمد. پيامبر (صلّي الله عليه وآله) فرمود: قسم به كسي كه جانم در دست قدرت اوست، اين علي و شيعيان او در قيامت رستگاران‌اند، آنگاه اين آيه نازل شد كه: (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ). از آن روز اصحاب رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) هرگاه كه علي (عليه السلام) را مي‌ديدند مي‌گفتند: «جاء خير البريه» يعني: به تحقيق كه خير البريه آمد.(1)
اضافه مي‌شود كه روايات مربوط به آية خير البريه و انطباق آن با علي (عليه السلام) و شيعيان وي، از طرف بسياري از صحابه از جمله: ابن عباس، حذيفه و عايشه نقل شده و از بررسي اين روايات روشن مي‌گردد كه: علي (عليه السلام) در بين معاصران خود بهترين خلق خداوند (بعد از رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) ) بوده و كسي از جهت فضيلت، تقوي و... به پاي او نرسيد و ديگر آنكه تعبير «شيعه» به عنوان پيروان علي (عليه السلام) ، تعبيري است كه نخستين بار از ناحية رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) وضع گرديد و به تدريج اين تعبير براي پيروان علي (عليه السلام) به صورت اسم خاص مورد استفاده قرار گرفت.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . بنگريد به فتح القدير، 5/477؛ الدرالمنثور، 6/379؛ مجمع البيان، 10؛ الغدير، 2/57؛ الميزان، 20/758؛ و نيز المراجعات، 96؛‌ و نيز بخش تعليقات، 62، رقم 111
________________________________________ 67 ________________________________________
15 ـ كوثر رسالت، نسل پاينده
(إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ * إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الأَْبْتَرُ}1
يعني: «ما به تو كوثر (خير و بركت فراوان) عطا كرديم. پس براي پروردگارت نماز بخوان و قرباني كن. (و بدان كه) دشمن تو قطعاً بريده نسل و بلاعقب است.»
شرح و توضيح: به طوري كه طبرسي در شأن نزول اين آيه آورده است: روزي عاص بن وائل سهمي با رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) در مسجدالحرام ملاقات كرده و به گفتگو پرداخت. پس از پايان سخن، جمعي از بزرگان قريش با او ديدار كردند و از وي پرسيدند: با چه كسي سخن مي‌گفتي؟ وي در جواب گفت: با ابتر سخن مي‌گفتم. مقصود او از اين تعبير، رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) بود. زيرا در آن ايّام پسر رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) به نام عبدالله از دنيا رفته بود و عرب كسي را كه پسر نداشت، ابتر (بلاعقب) مي‌ناميد. در اين موقع سورة كوثر نازل گرديد و پيغمبر (صلّي الله عليه وآله) را به كوثر و نعمت‌هاي فراوان بشارت داد.2
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . الكوثر، 1 الي 3
2 . مجمع البيان، 10/836
________________________________________ 68 ________________________________________
شأن نزول ياد شده را اكثر مفسّران شيعه و سنّي در تفاسير خود آورده‌اند، هر چند كه در تفسيركوثر اختلاف نظر فراواني وجود دارد. كوثر به معناي خيركثير است و قطعاً موارد زيادي ـ از جمله قرآن، علم فراوان، نهري دربهشت، نبوت و پيامبري، نسل و ذريه، مقام شفاعت و... ـ وجود دارد كه هر كدام به عنوان مصداقي از كوثر قابل احتمال است. ولي با توجه به شأن نزول ياد شده مي‌توان گفت: از آنجا كه مشركان، رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) را به دليل وفات فرزندان ذُكورش( پسرش) مورد شماتت قرار داده، ابتر خطاب مي‌كردند، خداي تبارك و تعالي با ردّ نسبت ابتر به مخالفان پيامبر (صلّي الله عليه وآله) ، وي را صاحب كوثر اعلام نمود و به آن حضرت دستور داد كه پس از دريافت اين نعمت بزرگ، نماز گزارد و شتر قرباني كند. و با در نظر گرفتن اين نكتة ادبي كه فعل ماضي «اعطينا» حكايت از مضارع محقّق الوقوع دارد، سورة شريفة كوثر متضمّن دو خبر غيبي به شرح زير است:
1 ـ ما به تو خير كثير از جمله نسل و ذرّيّة فراوان عطا خواهيم كرد به طوري كه ابتر و بلانسل نباشي.
2 ـ ملامت كنندة تو ابتر و بلانسل خواهد بود.
چنان كه مي‌دانيم هر دو وعدة الهي تحقّق يافت و
________________________________________ 69 ________________________________________
خداي تبارك و تعالي از طريق وجود مبارك فاطمة زهرا (عليها السلام) نسل پيامبر گرامي (صلّي الله عليه وآله) را در سراسر عالم منتشر ساخت. چنان كه از دشمنان آن حضرت نيز نسل و اثري باقي نگذاشت و يا اگر اثري باقي مانده آنها مجهول و ناشناخته‌اند.
در بين مفسّران اهل سنّت، فخر رازي كه احتمالات زيادي در مصداق كوثر ذكر كرده است، به عنوان نخستين احتمال از قول سدي نوشته است كه: «در بين عرب مرسوم بود كه اگر فرزند پسر كسي از دنيا رود به او ابتر مي‌گفتند. چون فرزندان پيامبر (صلّي الله عليه وآله) در مكه موسوم به قاسم و عبدالله و نيز فرزند ديگر او به نام ابراهيم در مدينه درگذشتند، آنها گفتند كه پيامبر ابتر است و جانشيني ندارد، اما خداوند با نزول اين سوره مشخص كرد كه دشمن پيامبر (صلّي الله عليه وآله) به اين صفت موصوف بوده و نسل آن حضرت تا قيامت تداوم دارد.»1
در پايان يادآور مي‌شود كه در قرآن كريم آيات ديگري وجود دارد كه طبق سبب نزول‌هاي موجود و يا روايات تفسيري معتبر، با اهل بيت رسول خدا (صلّي الله عليه وآله) تطبيق داده شده است. امّا از آن جا كه هدف در تنظيم اين فصل،
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . مفاتيح الغيب، 32/133
________________________________________ 70 ________________________________________
رعايت ايجاز و اختصار بوده است، تنها به ذكر 15 مورد از آيات قرآني بسنده گرديد و طبعاً علاقه‌مندان مي‌توانند جهت اطلاع بيشتر به تفاسير روايي و يا كتاب‌هاي تخصصي ـ كه به جمع آوري آيات نازله در شأن اهل‌بيت (عليهم السلام) پرداخته اند ـ مراجعه كنند.(1)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . از جمله بنگريد به تأويل الآيات الظاهرة في فضايل العترة الطاهرة از سيدشرف الدين نجفي ( از علماي قرن دهم) و بررسي شخصيت اهل‌بيت: در قرآن به روش قرآن به قرآن تأليف دكتر ولي الله نقي‌‌پور.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
14 + 4 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .