توسل و رابطه آن با توحيد- حسین رجبی

توسل و رابطه آن با توحيد

توسل چيست و رابطه آن با توحيد چگونه است؟
7
واسطه ها در عالم تكوين و تشريع
12
توسل از نگاه علما و دانشمندان شيعه و اهل سنّت
20
نظر علماي ديوبند هند
21
گفتار برخي ديگر از علماي اهل سنّت
25
توسل به دعاي پيامبر (صلي الله عليه وآله) در حيات برزخي
28
دليل بر جواز و مشروعيت توسل
31
منع از توسل، از بدعت هاي امويان
37
پرسش هايي از منكران توسل
38

كتابخانه تخصصي حج > اعتقادات و پاسخ به شبهات > توسل و رابطه آن با توحيد

________________________________________ 3 ________________________________________
توسل و رابطه آن با توحيد
نويسنده:
حسين رجبي
________________________________________ 7 ________________________________________
بسم الله الرحمن الرحيم
در اين نوشتار توسل كه يكي از واژه هاي قرآني (وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ) مي باشد همراه با استدلال از قرآن، روايات و فتاواي بزرگان اسلامي به طور اختصار مورد بررسي و تحقيق قرار مي گيرد. اميد است كه با تبيين ديدگاه صحيح شيعه و اهل سنّت ابهامات و پرسش هاي مهم مسئله توسل برطرف گردد و بدين جهت همدلي بيشتري بين امت اسلامي برقرار و دست تفرقه افكنان در مسائل مذهبي كوتاه شود.
توسل چيست و رابطه آن با توحيد چگونه است؟
توسل يعني واسطه قرار دادن چيزي براي رسيدن به هدف مشخصي كه انسان براي دست يابي آن تلاش مي كند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . مائده: 35
________________________________________ 8 ________________________________________
وسيله گاه مادي و گاه معنوي است. گاه انسان است و گاه غير انسان. گاه خدا است و گاه اعمال و رفتار خوب مثل نماز، روزه و غير آن. وگاه اراده قوي، اظهار محبّت و دوستي و مانند آن مي باشد. زيرا اين مطلب روشن است كه در نظام توحيدي، خداوند بزرگ، جهان را با ابزار و اسباب فراواني آفريده است، و عقيده به واسطه ها براي رسيدن به هدف، يك عقيده توحيدي مي باشد، چون خداوند تمام اسباب و علل تكويني و تشريعي را قرار داده است و انكار كردن واسطه ها با توحيد واقعي ناسازگاري دارد. از نگاه انسان موحّد، مؤثّر و آفريننده جهان يكي است و ساير واسطه ها اگر اثري دارند مانند: رفع تشنگي به واسطه آب و رفع گرسنگي به واسطه غذا و اگر دكتر مريضي را مداوا نموده و شفا مي دهد تمامي اين اثر بخشي از جانب خداوند بزرگ در واسطه ها نهاده شده است. البته انسان موحّد واسطه ها را مؤثر استقلالي و در عرض خدا نمي بيند. بنابراين همان گونه كه مستقل ديدن واسطه ها برخلاف توحيد است انكار واسطه ها و توجه نكردن به آن ها نيز مخالف توحيد مي باشد.
توضيح مطلب:
از آنجا كه انسان ها در مشكلات و گرفتاري هاي خود همواره در جستجوي پناهگاهي مي باشند كه بتوانند با بيان مشكلات خود از سختي ها و ناراحتي ها رهايي يابند و روحيه خود را متحول و دگرگون نمايند و از سويي هر چه زمان رو به
________________________________________ 9 ________________________________________
جلو مي رود گرفتاري هاي روحي، معنوي و مادي بيشتر مي شود و ضرورت ارتباط با معنويت بيشتر احساس مي گردد بدين جهت مسأله توسل جايگاه خاصي در بين مردم داشته و دارد. اين پناهگاه بر اساس عقيده و باور اشخاص متفاوت است گاه پناهگاه خود را يك انسان و گاه يك بت يا طاغوت قرار مي دهد و گاه به خداي لايزال پناهنده مي گردد و ذات اقدسِ او را ملجأ خويش بر مي گزيند. روشن است كه عقلاي عالم كسي را به عنوان پناهگاه خود بر مي گزينند كه قدرت و توانايي داشته باشد. زيرا موجود ضعيفي كه به خود نمي تواند سودي برساند، چگونه مي تواند مشكل گشاي ديگران باشد. و از سويي تمام انسان ها در يك حد و مساوي مي باشند جز كساني كه خداي بزرگ به آنان توانايي بخشيده است و روشن است كه خداي بزرگ در اثر عبادت و بندگي خالصانه برخي از افراد را به مقامي مي رساند كه مي توانند با اجازه و افاضه الهي راه گشاي مشكلات مادي و معنوي مردم باشند. اين گونه افراد و موجودات را خداوند واسطه بين خود و خلق قرار مي دهد، گاه آنان را مبعوث مي كند و رسالت تبليغ را به عهده آنان قرار مي دهد تا در پرتو عنايت رباني و وحي الهي راه گشاي انسان ها در ظلمت ها و تاريكي ها باشند، گاه آنان را واسطه طلب آمرزش و قرب خودش مي داند. روشن است كه هيچ كس شايستگي اين دو مقام را ندارد، مگر كساني كه به مقام معنوي والايي دست يافته باشند در قرآن مي فرمايد: (وَ مِنَ
________________________________________ 10 ________________________________________
خدايت به مقام محمود و پسنديده اي مي رساند. اين مقام محمود پسنديده چه مقامي است؟ روشن است كه مقام معنوي بلندي در پيشگاه خداي بزرگ مي باشد كه هركس نمي تواند به آن دست يابد. در آيه ديگر مي فرمايد: (وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضي) به زودي پروردگارت به تو مقامي مي بخشد تا به آن خشنود گردي.حق شفاعت، حق ولايت،اطاعت وديگر حقوقي كه پيامبران و ائمه دارند به خاطر اين مقامي است كه خداوند به آنان عطاكرده است و گرنه هيچ انساني بر ديگري حقي ندارد. بنابراين خداي بزرگ برخي افراد را براي رساندن وحي و هدايت آنان واسطه قرار داده تا اساسي ترين پيام وحي يعني توحيد را به خلق برسانند. پس اعتقاد به اين مقام براي پيامبر (صلي الله عليه وآله) ، منافاتي با توحيد و اين كه مرجع و پناهگاه واقعي در مشكلات، خداي متعال است ندارد و هيچ فرد يا موجود ديگري لياقت ندارد مگر اين كه خداوند اين لياقت را به او عطا كرده باشد. و توحيد واقعي اين است كه ملجأ و پناهگاهي جز او وجود ندارد (لا إِلهَ إِلاَّ اللهُ) وليكن از آنجا كه خداي بزرگ
جسم نيست و از اوصاف جسمي و مادي نيز منزّه و پاك مي باشد وجود واسطه ها براي راهنمايي و مشكل گشايي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . اسرا: 79
2 . الضحي: 5
________________________________________ 11 ________________________________________
واسطه در حكومت بين خدا و خلق نداريم حضرت علي (عليه السلام) فرمود: «كَلِمَةُ حَقّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ» سخن حقي است كه برداشت باطل كرده اند. و اين استفاده و برداشت غلط مي باشد زيرا خدا به صورت مستقيم نمي تواند بين مردم حاكميت داشته باشد جز با انتخاب خليفه شايسته. شايد بتوان گفت كه نخستين انحراف در توحيد بهوسيله خوارج بوجود آمد. در صورتي كه توحيد صحيح آن است كه واسطه هايي كه خداوند قرار داده بپذيريم نه آن كه نفي كنيم. خداي بزرگ در قرآن
اطاعت از خود را عبادت دانسته است و هركس را كه از غير خدا اطاعت و پيروي كند مشرك مي داند. چنان كه مي فرمايد:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . انعام: 57
2 . نهج البلاغة: خطبه 40
________________________________________ 12 ________________________________________
(يا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطانَ...) روشن است كه عبادت
شيطان به اطاعت و پيروي از او مي باشد و از سويي اطاعت پيامبر و اولوالأمر را در راستاي اطاعت خود قرار داده پس اطاعت واسطه ها را توحيد صحيح معرفي فرموده است و چنان چه از واسطه هايي كه خداوند معرفي فرموده اطاعت نشود، شرك مي باشد. (أَطِيعُوا اللهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي اْلأَمْرِ مِنْكُمْ).
پس هر ولايت واطاعتي كه در جهت ولايت واطاعت خدا باشد توحيد صحيح مي باشد و هر اطاعتي كه بر خلاف اطاعت خدا و رسول و اولوالأمر باشد شرك در اطاعت خواهد بود. خواه اطاعت از شيطان يا هواي نفساني و خواه اطاعت از انساني كه اجازه فرمانروايي از طرف خداوند به او داده نشده و يا ...
بنابراين، واسطه خواه در حاكميت و ولايت، خواه در رساندن رزق وروزي و هر چيز ديگر، اگر با اجازه الهي باشد توحيد وگرنه شرك خواهد بود.
واسطه ها در عالم تكوين و تشريع
واسطه ها گاهي در عالم تكوين و وجود خارجي است و گاه در عالم تشريع و آوردن دين و وحي; فرشتگان واسطه بين خدا و بندگان در عالم تكوين و تشريع مي باشند مثلا در قبض
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . مريم: 44
2 . نساء: 59
________________________________________ 13 ________________________________________
انسان ها واسطه مي باشند، و گاه برخي از پيامبران با اذن الهي در عالم تكوين مؤثر بوده اند چنان كه درباره حضرت عيسي (عليه السلام) مي فرمايد: (وَأُبْرِئُ اْلأَكْمَهَ وَاْلأَبْرَصَ وَأُحْيِ الْمَوْتي بِإِذْنِ اللهِ) پيامبران الهي واسطه رساندن وحي و دين الهي به مردم مي باشند. پس انكار واسطه ها در تكوين و تشريع بر خلاف قرآن مي باشد. از اين رو توحيد واقعي آن است كه انسان موحّد هرچه در مسير الهي قرار گيرد و با اجازه خدا و تأييد شرع مقدس باشد آن را پذيرفته و عين توحيد بداند و در مقابل هر چه در جهت خلاف مسير الهي و بدون اذن خدا باشد شرك بداند.
نكته ديگر اين است كه از ديدگاه توحيد واقعي چون واسطه ها استقلالي از خود ندارند و هرچه دارند از جانب خدا مي باشد هرگز اعتقاد به واسطه ها منتهي به شرك نمي شود زيرا به واسطه ها نگاه استقلالي نمي شود كه اگر اين گونه بشود هر چند آن واسطه پيامبر اسلام باشد شرك است. برخي از فرقه ها با اين ديدگاه هر نوع واسطه را نفي نموده و آن را
شرك مي دانند امّا با توضيحي كه داده شد به خوبي روشن مي شود كه اين ديدگاه و برداشت، صحيح و منطبق با قرآن،
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . انعام: 61
2 . آل عمران: 49
________________________________________ 14 ________________________________________
سنّت و سيره پيامبر اسلام و ساير ائمه نمي باشد بدين جهت قرآن كريم تمامي كساني را كه پيش از اسلام خداي متعال را كنار گذاشته و واسطه هايي كه در مسير الهي نمي باشد ـ مانند بت ها ـ انتخاب كردند، مشرك دانسته است زيرا مشركين بدون اذن الهي موجوداتي را كه سودي ندارند برگزيده و آنها را معبود خود قرار دادند.
پس كساني كه برخوردها و اعمال مسلمانان را در رابطه با احترام و بزرگداشت آثار پيامبر اكرم، اهل بيت، صحابه و اولياء شرك مي دانند و گاه اين اعمال را با اعمال مشركان صدر اسلام مقايسه مي كنند به هيچ وجه صحيح نمي باشد و قياس آن با رفتار مشركان صدر اسلام غير عاقلانه است زيرا هيچ مسلماني غير خدا را پرستش نمي كند بلكه قبور انبيا و اوليا را به خاطر اظهار محبت و احترام زيارت مي كنند و چون اين بزرگواران از مقام والايي در پيشگاه خدا برخوردار مي باشند و خداي متعال به آنان مقام شفاعت بخشيده است، آنان را در طلب شفاعت و رفع ساير مشكلات واسطه قرار مي دهند تا از خداي متعال طلب رفع مشكل نمايند.
آيا درخواست رفع مشكل از افرادي كه به مقام محمود رسيده و با اجازه خدا مي توانند مشكل گشا باشند شرك مي باشد؟
هيچ مسلماني چنين شيوه اي را با توحيد واقعي ناسازگار نمي بيند زيرا همانطور كه در زمان حيات پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) ،
________________________________________ 15 ________________________________________
اصحاب و ياران، آن حضرت را مورد توجه و واسطه قرار مي دادند پس از حيات نيز به همان ملاك، واسطه قرار دادن حضرت جايز و انكار آن بدون دليل است. روشن است كه انسان در دستيابي به مقام معنوي و قرب الهي بايد با واسطه قرار دادن اعمال و عقيده صالح به خدا توجه كند، نماز، روزه، حج و ساير اعمال واسطه تقرب به خدا مي شوند چنان كه عقيده به توحيد واقعي، نبوت و محبت اهل بيت نقش به سزايي در تقرب دارد.
از جمله اعمالي كه در تقرب به خدا نقش دارد دعا و خواستن از خدامي باشد و روشن است كه صرف خواندن غير خدا شرك نيست بلكه خواندني شرك است كه بدون اجازه خدا و يا خواندن كسي در عرض خدا و قائل شدن اثر مستقل براي او. وگرنه همه مسلمانان در گرفتاري هاي مادي و غير مادي از غير خدا كمك مي گيرند و كسي آنان را مشرك نمي داند.
در حديث آمده است «كه هركس نداي مسلماني را بشنود (ياللمسلمين) اي مسلمانان مرا كمك كنيد، پاسخ او را ندهد مسلمان نيست.» آيا در خواست از مسلمانان و استمداد از آنان استمداد از غير خدا نيست؟ آيا در خواست از مرده شرك مي باشد؟ چرا در خواست از شخصي كه از دنيا رفته شرك مي باشد؟ بر چه اساس و با چه معياري شرك بر آن صدق مي كند؟ آيا چون انسان با مرگ، بدن مادي او نيست و نابود شده و چيزي نمي فهمد؟ يا چون از غير خدا درخواست كرده و
________________________________________ 16 ________________________________________
غير خدا را واسطه قرار داده شرك مي باشد؟ روشن است كه انسان با مرگ نيست و نابود نمي شود. هيچ مسلماني چنين عقيده اي ندارد بلكه صريح آيات و روايات بر اين دلالت دارد كه انسان با مرگ حيات جديدي را آغاز مي كند و از انسان هاي زنده بيشتر مي فهمد.
آيا مردگان سخن ما را نمي شنوند؟! آيا روايات شيعه و اهل سنّت بر اين دلالت ندارد كه هرگاه به زيارت قبور مي رويد و سلام مي دهيد سلام شما را مي شنوند؟! آيا در نماز به پيامبر (صلي الله عليه وآله) ، سلام و درود نمي فرستيم؟! آيا پيامبر اسلام بر كشته شدگان مشركان در جنگ بدر خطاب نفرمود كه اكنون بچشيد آنچه را انكار مي كرديد؟! آيا پيامبر در پاسخ برخي از افراد كه پرسيدند يا رسول الله مگر آنان مي فهمند، نفرمود: آري از شما بهتر مي فهمند؟!
آيا در قرآن نفرمود كه شهدا زنده اند و در نزد خدا روزي مي خورند؟ مگر مقام پيامبران و ائمه از شهدا كمتر است؟! آيا فرشتگان سلام ما را نزد پيامبر و ائمه نمي برند؟!
بنابراين مردگان بويژه پيامبران و ائمه (عليهم السلام) در عالم برزخ از افراد زنده بيشتر مي فهمند بلكه به وسيله عنايت و قدرت الهي احاطه بيشتري پيدا مي كنند؟
آيا پيامبران و اوليا در عالم برزخ به دعا مشغول نمي باشند؟ آيا پيامبران و ائمه نمي توانند در عالم برزخ براي امت دعا نمايند؟
________________________________________ 17 ________________________________________
قهراً اگر مسلمانان به مقام پيامبر و ائمه و زندگي پس از مرگ آشنايي داشته باشند پاسخ مثبت مي دهند كه آنان مي توانند براي امت دعا نمايند؟! آيا خواندن چنين افرادي شرك است؟ اگر خواندن اين افراد در حال برزخ شرك است در حال حيات هم نيز بايد شرك باشد زيرا غير خدا را واسطه قرار داده و خوانده است؟ در حالي كه هيچ كس شرك نمي داند، زيرا اگر فرد زنده اي را به صورت مستقل و در عرض خدا بخواند شرك است.
پس معيار زنده يا مرده بودن نيست بلكه معيار شرك آن است كه فردي را در عرض خدا معبود گرفته و مورد خطاب قرار دهيم.
روشن است كه نسبت شرك دادن به فردي يا گروهي، به سليقه افراد نيست بلكه بايد معيار صحيح، قرآن يا رواياتِ صحيح باشد و اعمالي كه مسلمانان انجام مي دهند با معيار توحيد منطبق است نه معيار مشرك.
اگر كسي بگويد معيار شرك، واسطه بودن است و چون پيامبر و ائمه را واسطه قرار داده ايد شرك مي شود، پاسخ اين مطلب از گذشته روشن شد كه صرف واسطه بودن شرك نمي باشد زيرا خداوند پيامبران را واسطه بين خدا و خلق قرار داده اگر واسطه بودن علامت شرك باشد بايد خداوند دستور به شرك داده باشد. واسطه ها در صورتي موجب شرك مي گردد كه در مسير غير خدا باشد و واسطه را معبود خود بداند.
________________________________________ 18 ________________________________________
جاي تعجب است كه برخي افراد هر نوع توسل را انكار
مي كنند، به چه دليل واسطه بين خدا و خلق انكار مي شود؟ آيا در اين نظام عالم غير از واسطه ها چيزي ديده مي شود؟ نظام عالم بر اساس اسباب و مسبّبات تشكيل شده است آيا پيامبران واسطه بين خدا و خلق نيستند؟ آيا فرشتگان مرگ و حيات، واسطه بين خدا و خلق نيستند؟ آيا عوامل طبيعي و غير طبيعي واسطه نيستند؟ آيا هنگام بيماري، طبيب را واسطه در مداواي بيمار نمي دانيم؟ آيا آب واسطه رفع تشنگي، غذا واسطه رفع گرسنگي، خورشيد وسيله نور، آتش وسيله سوزندگي و... نيست؟
پس از نگاه توحيد صحيح و انسان موحّد واسطه ها وسيله اي هستند كه از جانب خداوند هر كدام مأموريت خاصي را بر عهده دارند و آياتي نظير: (فَلا تَدْعُوا مَعَ اللهِ أَحَداً)به هيچ وجه دلالتي بر انكار واسطه ندارند بلكه در قرآن به اين حقيقت اشاره مي كند كه غير خدا را در نظام عالم مؤثر ندانيد و هر موجودي را كه به صورت مستقل صاحب اثر بدانيد با توحيد منافات دارد اما انسان موحّد، واسطه ها را بدون استقلال مي بيند و اثري كه در مداواي بيمار پيدا مي شود و يا آب رفع تشنگي مي كند و يا حضرت عيسي مرده را زنده و يا مريض را شفا مي دهد اينها مؤثرند اما تأثير آن ها با اذن خدا مي باشد.
اگر خانه كعبه، حجرالاسود، سعي بين صفا و مروه و... مورد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . جن: 18
________________________________________ 19 ________________________________________
توجه و احترام مسلمانان است و به سوي آن ها نماز مي خوانند بدون ترديد معبود مسلمان ها سنگ و خاك و مكان نيست بلكه اين ها واسطه مي باشند چون آيه و نشانه براي رسيدن به خدامي باشند، چنان كه در سجده بر آدم نيز همين ملاك وجود داشته است.
پس وقتي يك سنگ يا يك مكان، نشانه و راه رسيدن به خدا باشد آيا وجود پيامبر بزرگوار اسلام نشانه و وسيله قرب و نزديكي انسان به خدا نمي شود؟ بنابر اين واسطه قراردادن موجودي خواه انسان باشد يا غير انسان، خواه دعا باشد يا عمل طبيعي، خواه مرده باشد يا زنده، در صورتي موجب شرك مي شود كه واسطه ها را در اثر بخشي مستقل بدانيم امّا اگر معتقد باشيم كه خداوند آن ها را براي رفع نيازهاي ما آفريده در اين صورت چون براي آن موجودات اثر مستقلي جز واسطه فيض بودن قائل نمي باشيم، عين توحيد است.
اگر به قرآن و اسماي الهي، به نماز و حج متوسل مي شويم عين توحيد است. چون خداوند دستور فرموده و در راستاي توحيد قرار دارد.
پس توسل به قرآن مجسّم و تجسم يافته اسماي الهي و نماز و همه خوبي ها يعني رسول خدا و حضرت علي و اولاد ايشان با همان ملاك عين توحيد مي شود و انكار آن موجب انكار توحيد مي گردد بلكه يك نوع انحراف در انديشه توحيدي به شمار مي آيد.
________________________________________ 20 ________________________________________
پس معيار شرك اين است كه موجودي به طور مستقل در
عرض خدا مورد توجه و تقديس قرار گيرد و گرنه هيچ موحّدي را در عالم پيدا نمي كنيد حتي كساني كه خود مدعي آن هستند كه هر نوع واسطه اي شرك است، گرفتار شرك مي شوند.
لازم به ياد آوري است كه أخيراً در بين اهل سنّت يك حركت و جرياني مشاهده مي شود كه مخالف افكار و روش بزرگان سلف آنان است، در نوشته ها و كتاب هايي كه منتشر مي كنند به گونه اي زيارت و توسل را زير سؤال مي برند؟ در صورتي كه علماي بزرگ اهل سنّت در طول تاريخ با اين جريان مخالف بوده اند بلكه توسل را مشروع و جايز دانسته اند براي آن كه اين مطلب روشن و مستند باشد بخشي از گفتار علماي اهل سنّت را ذكر مي كنيم تا تضاد و دوگانگي بين اين دو ديدگاه روشن شود و در نهايت خوانندگان خود داوري نمايند. وظيفه هر مسلماني آن است كه سخن را بشنود و حق را برگزيند. (فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ).
توسل از نگاه علما و دانشمندان شيعه و اهل سنّت
ديدگاه ونظر علماي شيعه در مسأله توسل روشن است زيرا به اجماع و اتفاق توسل را مشروع و جايز مي دانند البته با اين
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . زمر: 17 و 18
________________________________________ 21 ________________________________________
شرط كه معيارصحيح توحيد عملي شود و موجودي در عرض خدا و مسقل در اثر قرار داده نشود. علماي اهل سنّت نيز همين نظر را دارند گر چه تفرقه افكنان بهويژه وهابيت همواره تلاش مي كنند كه مجموعه عقايد و باورهاي مورد اتفاق را به گونه اختلافي نشان دهند. براي روشن شدن اين واقيت ها بخشي از نظرات علماي اهل سنّت را ذكر مي كنيم.
نظر علماي ديوبند هند
در ميان مسلمانان حنفي مذهب شبه قاره هند دو فرقه مهم وجود دارد كه از نظر ديدگاه هاي اعتقادي متفاوت اند، اين دو فرقه عبارت اند از ديوبندي ها و بريلوي ها. فرقه بريلوي در اصل منسوب به روستاي بريله هندوستان است، بدين جهت به آن بريلوي گفته شده كه رهبر آن به نام مولانا احمد رضا خان از آن روستا بوده است و اين مسلك را پايه ريزي كرده است.
ديوبند نيز روستايي در هند است كه دارالعلوم اسلامي در آنجا تأسيس شده است كه به آنان ديوبندي مي گويند.
اين دو گروه در آغاز به يكديگر نزديك بودند امّا به مرور زمان اختلافات اعتقادي فراواني بين آنان بروز كرد، به گونه اي كه امروز ديوبندي ها، بريلوي ها را مشرك، و بريلوي ها ديوبندي ها را وهابي مي دانند و هر گروه به دفاع از خود مي پردازد.
________________________________________ 22 ________________________________________
از جمله اعتقادات بريلوي ها مي توان به مواردي چون علم غيب، مفتاح الغيب بودن پيامبر اكرم، حاضر و ناظر بودن پيامبر، نور بودن پيامبر اكرم، مدد خواستن اولياي الهي، طواف بر قبر و...اشاره كرد.
در مورد گستره اين دو گروه بايد گفت بيشتر علماي اهل سنّت پاكستان، هند و ايران ديوبندي هستند. پس از گسترش وهابيت در سرزمين حجاز آنان ارتباطاتي با برخي از كشورهاي اسلامي از جمله شبه قاره هند برقرار كردند. در زماني كه خاندان شريف به كمك عثماني ها و وهابي ها از حرمين بيرون رانده شد، احمد رضا خان نامه اي به علماي حرمين نوشت و در آن نامه سعي كرد وهابي بودن ديوبندي ها را ثابت كند. وي در آن نامه هفتاد ايراد بر ديوبندي ها وارد كرد و فتوا به كفرشان داد.
پس از آن ديوبندي ها نيز نامه اي نوشتند و سخنان او را افترا دانسته و تصريح كردند كه آنها مقلد و پيرو مذهب امام اعظم بوده و وهابي نمي باشند و 26 سؤال اعتقادي آنان را پاسخ داده و براي علماي حرمين فرستادند كه مورد تأييد آنان قرار گرفت. اين نامه همراه پرسش ها و پاسخ ها به نام «المهند علي المفند» چاپ شده است.
اين كتاب بهترين نوشته اي است كه در عقايد و ديدگاه هاي اهل سنّت نوشته شده زيرا درگيري و نزاع اعتقادي بين گروه بريلوي و ديوبندي سبب شد كه هريك از اين دو گروه
________________________________________ 23 ________________________________________
ديدگاه هاي خويش را روشن و خود را از نسبت وهابي بودن پاك و مبرّا سازند.
يكي از علماي اهل سنّت چابهار آن را به فارسي ترجمه كرده اند. تفصيل ديدگاه هاي اين دو فرقه را مي توان از آن كتاب دريافت نمود.
كتاب المهند علي المفند در پاسخ اين پرسش كه آيا جايز است كسي پس از وفات پيامبر (صلي الله عليه وآله) در دعا به آن حضرت متوسل شود، مي نويسد: «عندنا و عند مشايخنا يجوزالتوسل في الدعوات بالانبياء و الصالحين من الاولياء و الشهداء والصديقين في حياتهم و بعد وفاتهم بأن يقول في دعائه اللهم اني أتوسل اليك بفلان أن تجيب دعوتي و تقضي حاجتي الي غير ذلك كما صرح به شيخنا و مولانا الشاه محمد اسحق الدهلوي و بينه في فتاواه شيخنا و مولانا رشيد احمد الگنگوهي...».
«از ديدگاه بزرگان و اساتيد ما توسل در دعاها به پيامبران، افراد شايسته از اوليا، شهدا و صديقين در حيات و پس از مرگ جايز است به اين صورت كه خدايا به واسطه فلان پيامبر يا بنده خوبت به تو متوسل مي شوم تا دعاي مرا اجابت و خواسته مرا بر آورده سازي. به اين ديدگاه مولانا محمد اسحاق دهلوي تصريح فرموده و مولانا رشيد احمد گنگوهي آن را در فتاواي خود روشن ساخته است.»
اين ديدگاه در روايات نيز بيان شده است.
________________________________________ 24 ________________________________________
دراين كتاب برخي از عقايد اهل سنّت را به روشني بيان كرده كه از جمله آن مي توان به موارد زير اشاره كرد:
1ـ زيارت رسول الّله داراي برترين درجات قرب و بالاترين ثواب هاست چنان كه ـ مي توان گفت ـ قريب به واجب است. لذا در وصف كسي كه صرفاً براي زيارت پيامبر به مدينه برود و هيچ انگيزه اي نداشته باشد، خود پيامبر فرموده است:
«بر من حقي است كه در قيامت شفيع او باشم».
2ـ زميني كه جسدمطهرپيامبر (صلي الله عليه وآله) روي آن قراردارد افضل علي الاطلاق است و حتي بر عرش و كرسي برتري دارد.
3ـ جايز است در برابر قبر شريف پيامبر (صلي الله عليه وآله) ايستاد و گفت: يا رسول الّله براي آمرزش و مغفرت من شفاعت كن و يا با توسل به شما مي خواهم مسلمان بميرم.
4ـ ابوهريره از پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) روايت كرده كه حضرت عيسي (عليه السلام) هبوط نموده و مراسم حج انجام مي دهد و بر قبر من حاضر شده و بر من سلام مي دهد و من جواب سلام او را مي دهم. طبيعي است كه جواب دادن هنگامي مصداق دارد كه جواب دهنده سلام را بشنود.
5ـ همه پيامبران در قبور خود با جسد مادي مانند دنيا زنده هستند و نماز، روزه و... انجام مي دهند از اين رو بعضي گفته اند كه ارث آنان قابل تقسيم نيست و كسي نمي تواند با همسرشان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . همان

كتابخانه تخصصي حج > اعتقادات و پاسخ به شبهات > توسل و رابطه آن با توحيد

________________________________________ 25 ________________________________________
ازدواج كند.
نزد اهل سنّت و مشايخ آنان بهتر آن است كه در وقت زيارت و دعا رو به طرف چهره مبارك پيامبر (صلي الله عليه وآله) نمود.
6ـ از بزرگان ديوبند نقل شده است كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) در قبر شريف زنده اند و علاوه بر شنيدن سلام از نزديك، سلامي كه از دور به آن حضرت فرستاده شود توسط فرشتگان به ايشان مي رسد و حتي اعمال امت نيز توسط فرشتگان بر آن حضرت عرضه مي شود، ولي آنچه در اين عصر شنيده مي شود كه ثواب سلام و صلوات به روح حضرت نمي رسد بر خلاف اجماع امت است...».
گفتار برخي ديگر از علماي اهل سنّت
ـ نورالدين سمهودي مي گويد: «استغاثه و شفاعت و توسل به پيامبر و جاه و بركت او نزد خداوند از كردار انبيا و سيره سلف صالح بوده و در هر زماني انجام مي گرفته است; چه قبل از خلقت و چه بعد از آن، حتي در حيات دنيوي و در برزخ. هرگاه توسل به اعمال صحيح است; همان گونه كه در حديث غار آمده، توسل به پيامبر اولي است...».
ـ دكتر عبدالملك سعدي مي گويد:
«هرگاه كسي بگويد: ألّلهم انّي توسلت اليك بجاه نبيّ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . كتاب المهند علي المفند.
2 . وفاء الوفا، ج4، ص1372
________________________________________ 26 ________________________________________
أو صالح; كسي نبايد در جواز آن شك كند، زيرا جاه همان
ذات كسي نيست كه به او توسل شده، بلكه مكانت و مرتبه او نزد خداوند است و اين، حاصل و خلاصه اعمال صالح او است. خداوند متعال در مورد حضرت موسي مي فرمايد: (وَ كانَ عِنْدَ اللهِ وَجِيهاً) و نزد خدا آبرومند بود...».
ـ قسطلاني مي گويد: «بر زائر رسول خدا سزاوار است كه زياد دعا و تضرّع و استغاثه، طلب شفاعت و توسل به ذات پاك رسول خدا (صلي الله عليه وآله) نمايد...».
ـ زرقاني در شرح آن مي گويد: «...بايد به پيامبر توسل جست، زيرا توسل به آن حضرت سبب فروريختن كوه هاي گناهان است...».
ـ ابن الحاج ابو عبيدالّله عبدري مالكي مي گويد:
«... مرده اي كه به زيارتش مي رويم اگر از كساني باشد كه اميد بركت از او مي رود، بايد به او توسل جست و پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) در رأس آنها است...».
ـ حسن بن علي سقاف شافعي مي گويد: «توسل، استغاثه و طلب شفاعت از بزرگ مردم(محمد پيامبر و چراغ تاريكي ها) از امور مستحبي است كه بر آن تأكيد فراوان شده است، به ويژه هنگام گرفتاري ها.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . احزاب: 69
2 . البدعة في مفهومها الاسلامي، ص 45
3 . المدخل، ج 1، ص 254
________________________________________ 27 ________________________________________
و سيره علماي اهل عمل و اولياي اهل عبادت، بزرگان محدثين و امامان سلف بر اين بوده است».
ـ نووي در برخي از كتاب هايش قائل به استحباب توسل شده است.
ـ غماري در مقدمه كتابش مي نويسد: «استحباب توسل در مذهب شافعي و ديگران (حنبلي، حنفي، مالكي)، شايسته شمرده شده است...
ـ ابن حجر مكّي از اشعار شافعي اين دو بيت را كه بر توسل شافعي به اهل بيت پيامبر دلالت دارد نقل مي كند:
آل نبيّ ذريعتي و هم اليه وسيلتي
أرجو بهم أعطوا غداً بيدي اليمين صحيفتي
ـ زيني دحلان مي گويد: «هركس ذكرهاي پيشينيان و دعاها و اوراد آنان را دنبال كند در آنها مقدار زيادي از توسل به ذوات مقدسه مي يابد. و كسي بر آنان ايراد نگرفت، تا اين كه اين منكران(وهابيان) آمدند. و اگر قرار باشد كه نمونه هاي توسل را جمع كنيم كتابي عظيم مي شود...».
علامه اميني در توجيه توسل مي فرمايد: «توسل بيش از
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . حاشيه الايضاح علي المناسك، ص 450 و 498; شرح المهذّب (المجموع) ج 8، ص 274; شرح الاذكار، باب اذكار الحجّ، ص 307
2 . غماري، مقدمه ارغام المبتدع الغبيّ بجواز التوسل بالنبّي
3 . صواعق المحرقة، ص 18
4 . زيني دحلان، الدرر السنية، ص 31
________________________________________ 28 ________________________________________
اين نيست كه شخصي با واسطه قرار دادن ذوات مقدسه به
خدا نزديك شود و آنها را وسيله برآورده شدن حاجات خود قرار دهد، زيرا آنان نزد خدا آبرومندند; نه اين كه ذات مقدس آنان را به طور مستقل در برآورده شدن حاجت هايش دخيل بداند، بلكه آنان را مجاري فيض، حلقه هاي وصول واسطه هاي بين مولي وبندگان مي داند... با اين عقيده كه تنها مؤثر حقيقي در عالم وجود خداوند سبحان است و تمام كساني كه متوسل به ذوات مقدسه مي شوند همين نيّت را دارند، حال اين چه ضدّيتي با توحيد دارد؟...».
توسل به دعاي پيامبر (صلي الله عليه وآله) در حيات برزخي
عقيده مسلمانان جواز بلكه رجحان اين نوع توسل است، ولي در مقابل، وهابيان قائل به عدم جواز و حرمت آن مي باشند.
ابن تيميّه كه از سران مخالفان توسل است و وهابيت بيشتر افكار خود را از او گرفته اند مي گويد:، «توسل; يعني اين كه انسان از پيامبر طلب كند تا برايش دعا كند; همان گونه كه شما به انساني زنده مي گويي: براي من دعا كن. همان طور كه صحابه از پيامبر مي خواستند تا برايشان دعا كند. اين در مورد زنده ها صحيح و مشروع است، ولي در مورد مردگان از انبيا و
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . الغدير، ج 3، ص 403
________________________________________ 29 ________________________________________
صالحان مشروع نيست...»
از آن چه بيان شد بطلان اين تفكر روشن گرديد; زيرا روايات و بلكه آيات نيز صحت توسل پس از مرگ را ثابت مي كند. به روايات اشاره كرديم اينك برخي از آيات را نيز ذكر مي كنيم:
1ـ خداوند متعال مي فرمايد: (وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوّاباً رَحِيماً); «و اگر اين مخالفان هنگامي كه به خود ستم كردند (و فرمان هاي خدا را زيرپا گذاردند) به نزد تو مي آمدند و از خدا طلب آمرزش مي كردند و پيامبر هم براي آنها استغفار مي كرد، خدا را توبه پذير و مهربان مي يافتند».
2ـ توسل فرزندان حضرت يعقوب به آن حضرت براي آن كه از خداوند براي ارتكاب گناهشان طلب آمرزش نمايد، (يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنّا كُنّا خاطِئِينَ) در اين آيه پدر را با «ياي» منادا خطاب نموده از اين رو سخن كساني را كه مي گويند خواندن غير خدا جايز نيست مردود مي سازد، افزون
بر اين كه پدر را واسطه بين خود و خدا قرار دادند اگر واسطه
گرفتن اشكال داشت بايد حضرت يعقوب مي فرمود كه خودتان به صورت مستقيم از خدا طلب آمرزش نماييد، چنان كه امروز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . زيارة القبور، ص 24 ـ 25
2 . نساء: 64
3 . يوسف: 97
________________________________________ 30 ________________________________________
برخي از وهابي زده ها تكرار مي كنند.
ممكن است كسي ادعا كند كه آيه، ظهور در زمان پيامبر دارد، در حالي كه اين ادعاي بدون دليل است زيرا اگر درباره اين آيات اين ادعا را بكنيم درباره آيات ديگر كه احكام و عقائد را در حضورآن حضرت بيان فرموده، مي توان اين ادعارا كرد كه اين دستورات مخصوص زمان حضور مي باشد و كسي چنين ادعايي نمي كند افزون براين كه به چه دليل مخصوص زمان حضور مي باشد؟ آيا در آيه و روايتي آمده است كه توسل به زنده جايز و به غير زنده غير جايز است؟ آيا معيار جواز و عدم جواز يا معيار توحيد و شرك زنده و مرده مي باشد؟ اگر معيار اين باشد بايد توسل به زنده هر چند او را مستقل و در عرض خدا بدانند صحيح باشد در صورتي كه هيچ مسلماني اين را صحيح نمي داند بلكه آن را غير مشروع و شرك مي داند. علاوه بر اين به تنقيح مناط و اخذ ملاك مي توان آن را به عصر بعد از وفاتشان نيز تعميم داد، زيرا انسان هميشه و در هر زمان گناه كار است و به وسيله اي نياز دارد تا او را براي طلب مغفرت از خداوند واسطه قرار دهد. از همين رو، صحابه بعد از پيامبر با تمسك به اين آيه از آن حضرت طلب استغفار مي نمودند. اين مطلب علي الخصوص با اثبات حيات برزخي و وجود ارتباط بين عالم برزخ و دنيا هموارتر خواهد شد.
بيهقي و ابن ابي شيبه نقل مي كنند: در زمان خلافت (خليفه دوّم) قحطي شديدي بر مردم روي آورد. بلال بن
________________________________________ 31 ________________________________________
حرث از اصحاب رسول خدا كنار قبر پيامبر (صلي الله عليه وآله) آمد و عرض
كرد: اي رسول خدا براي امتت باران طلب كن زيرا آنان نزديك است كه هلاك شوند رسول خدا در عالم رؤيا به او فرمود: زود است كه آنان سيراب شوند. در اين حديث بلال به دعاي پيامبر متوسل شده است.
حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايد:
«شخصي سه روز بعد از دفن رسول خدا (صلي الله عليه وآله) وارد مدينه شد و خود را روي قبر رسول خدا (صلي الله عليه وآله) انداخت و خاك آن را بر سر ريخت و عرض كرد: اي رسول خدا! گفتي، ما هم گفتارت را شنيديم، از جانب خداوند بود ما نيز اطاعت كرديم، از جمله آياتي كه بر تونازل شد، اين بود: (وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُواأَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ...); من به خود ظلم كرده ام، آمده ام تا برايم استغفار نمايي. از داخل قبر ندا داده شد كه تو به طور حتم بخشيده شدي.
دليل بر جواز و مشروعيت توسل
براي جواز و مشروعيت توسل افزون بر دلايلي كه بيان شد مي توان به ادله اي ديگر تمسك كرد كه به برخي از آنها
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . زيني دحلان، الدررالسنيه، ص 18
2 . نساء: 64
3 . الروض الفائق، ص 380، وفاءالوفاء، ج 4، ص 1399; المواهب اللدنية، ج4، ص583; صالح الاخوان، ص540; مشارق الانوار، ج1، ص121
________________________________________ 32 ________________________________________
اشاره مي كنيم:
1ـ علامه سمهودي مي نويسد: «پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) پس از دفن فاطمه بنت اسد فرمود: الّله الذي يحيي و يميت... اغفر لامي فاطمة بنت أسد و وسّع عليها مدخلها بحق نبيك و الانبياء الذين من قبلي». خدا كسي است كه مي ميراند و زنده مي كند خدايا ببخش مادرم فاطمه دختر أسد را (پيامبر اسلام به خاطر كمك هاي فراوان فاطمه بنت اسد در دوران كودكي، احترام نموده وبه نام مادر خطاب فرموده است) و جايگاه او را وسيع گردان به حق پيامبرت و پيامبران پيش از من.
2ـ ترمذي و ابن ماجه از محدثين اهل سنّت حديث عثمان ابن حنيف را نقل مي كنند كه مردي نابينا نزد پيغمبر (صلي الله عليه وآله) آمد و عرض كرد: خدا را بخوانيد تا مرا شفا دهد پيامبر اسلام فرمود: اگر خواسته باشي صبر كن كه براي تو بهتر است و اگر خواسته باشي دعا مي كنم عرض كرد دعا كنيد آن حضرت دستور داد كه وضو بگيرد و سپس اين دعا را در پيشگاه خداوند بخواند:
«اللهم اني اسئلك و اتوجه اليك بنبيّك محمد نبيّ الرحمة، يا محمد انّي توجهت بك الي ربّي في حاجتي ليقضيها، اللهم شفّعه فيّ».
بار خدايا من از درگاه تو درخواست دارم و به سوي تو توجه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وفاء الوفاء، ج3، ص889
2 . سنن ترمذي كتاب الدعوات، باب 118، سنن ابن ماجه، كتاب اقامة الصلاة و السنة، باب 189
________________________________________ 33 ________________________________________
مي كنم با واسطه پيامبرت محمد (صلي الله عليه وآله) پيامبر رحمت، اي محمد! من به وسيله تو به پيشگاه پروردگارم درباره برآورده شدن حاجات خود توجه كردم تا آن حاجات را برآورده كني بار پروردگارا شفاعت او را درباره من بپذير. از اين روايت به خوبي استفاده مي شود كه توجه به پيامبر و كمك گرفتن از آن حضرت نه تنها مشروع است بلكه مستحب مي باشد و اين نحوه دعا و توسل اختصاص به زمان حيات آن حضرت ندارد و اگر توسل ممنوع بود پيامبر اسلام از اين گونه دعا در توسل جلوگيري مي كردند و به آن فرد نابينا مي فرمودند: چرا نزد من آمدي برو به صورت مستقيم از خداوند بخواه كه درخواست از غير خدا شرك مي باشد در صورتي كه پيامبر اسلام نه تنها جلوگيري نكردند بلكه به او چگونگي توسل را بيان فرمودند و اين نحوه توسل براي پس از وفات آن حضرت نيز صحيح مي باشد و هيچ دليلي بر انكار آن جز تعصّب و ناآگاهي از توحيد واقعي نمي باشد.
3ـ طبراني در المعجم الكبير، به سند صحيح از عثمان بن حنيف نقل مي كند: شخصي به جهت حاجتي مكرّر نزد عثمان بن عفّان مراجعه مي نمود، ولي عثمان به خواسته اش توجهي نمي كرد; تا اين كه در بين راه عثمان بن حنيف را ـ كه خود راوي است ـ ملاقات كرده و از اين موضوع شكايت كرد. عثمان بن حنيف به او گفت: آبي را آماده كن و وضو بگير; به مسجد برو و دو ركعت نماز بگزار و بعد از اتمام نماز، پيامبر را
________________________________________ 34 ________________________________________
وسيله قرار ده و بگو: «الّلهم انّي أسألك و أتوجه اليك
بنبيّك محمّد صلّي الّله عليه وآله و سلّم نبيّ الرحمة، يا محمّد انّي أتوجّه بك الي ربّي فتقضي لي حاجتي»، آن گاه حاجت خود را به ياد آور. عثمان بن حنيف مي گويد: شخص ياد شده آن اعمال را انجام داد، آن گاه به سوي خانه عثمان روان شد، فوراً دربان آمد و او را نزد عثمان بن عفان برد، عثمان نيز او را احترام شاياني كرد. سپس حاجتش را به طور كامل بر آورد و به او گفت: من همين الآن به ياد حاجت تو افتادم و هرگاه بعد از اين، از ما حاجتي خواستي نزد ما بيا...آن گاه عثمان ابن حنيف گفت: اين دستور از من نبود، بلكه روزي خدمت پيامبر بودم كه نابينايي نزد حضرت آمد و از كوري چشم خود شكايت نمود. حضرت ابتدا پيشنهاد كرد كه صبر كند ولي او نپذيرفت. سپس به او همين دستور را داد و آن شخص نيز بعد از اداي آن بينا شد و به مقصود خود رسيد.
4ـ حاكم نيشابوري در مستدرك روايت كرده است پس از آنكه حضرت آدم خطا را مرتكب شد عرض كرد: يا ربّي اسئلك بحق محمد (صلي الله عليه وآله) لما غفرت لي، فقال: يا آدم كيف عرفت؟ قال: لانك لما خلقتني نظرت الي العرش و وجدت مكتوباً فيه: لا اله الا الله محمد رسول الله فرأيت اسمه مقروناً مع اسمك، فعرفته احبّ الخلق عليك» پروردگارا از تو درخواست مي كنم به حق محمد (صلي الله عليه وآله) كه گناه من را ببخشي، پس فرمود اي آدم چگونه شناختي او را؟ گفت: هنگامي كه مرا آفريدي به سوي عرش نگاه كردم در آن چنين جمله اي يافتم، هيچ معبودي جز خدا نيست و محمد رسول خداست پس به خاطر نزديك بودن اسم او با اسم تو شناختم كه محبوب ترين مخلوقات در پيشگاه تو مي باشد.
5ـ احمد بن حنبل روايت مي كند: كه مسروق به عايشه گفت: از تو مي خواهم به صاحب اين قبر (قبر رسول الله) چه چيزي شنيدي از رسول خدا درباره خوارج، گفت: شنيدم رسول خدا را كه مي فرمود: انهم شرالخلق و الخليقه يقتلهم خيرالخلق و الخليقه و اقربهم عندالله وسيلة» خوارج بدترين خلق و آفريده شده خدا هستند كه مي كشد آنان را بهترين خلق و آفريده خدا و كسي كه نزديك ترين وسيله خلق است در پيشگاه خدا.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . المستدرك علي الصحيحين، ج 3، ص 108
2 . الاصابه، ج 4، ص 382
3 . حلية الاولياة، ج 3، ص 121
ذهبي، حافظ هيثمي، متقي هندي و ديگران.
4 . سير اعلام النبلاء، ج 2، ص 118، رقم 7
5 . مجمع الزوائد، ج 9، ص 256
6 . كنزالعمال، ج 13، ص 636، ج 8، 376
1 . مستدرك، ج2، ص615
2 . مسند احمد، ج 1، ص 140
________________________________________ 36 ________________________________________
6ـ دارمي در سنن خود از ابوالجوزاء أوس بن عبدالّله نقل مي كند: در مدينه قحطي شديدي پديد آمد. عده اي نزد عايشه آمده و از اين امر شكايت كردند. عايشه گفت: به سراغ قبر پيامبر رويد و از آن جا دريچه اي به سوي آسمان باز كنيد تا بين قبر حضرت و آسمان فاصله اي نباشد. آنان چنين كردند. خداوند نيز به بركت توسل به حضرت باران فراواني به آنها عنايت كرد، تاآن كه سبزي ها رشد كرده و شتران چاق شدند...
از آن جا كه حديث به دليل وجود سعيد بن زيد در سند آن، موافق با عقيده «الباني» نبوده در صدد تضعيف آن بر آمده است، در حالي كه سعيد بن زيد از رجال صحيح مسلم است و يحيي بن معين او را توثيق نموده است. هم چنين بخاري، ابن سعد، عجلي، ابوزرعه، ابوجعفر دارمي و برخي ديگر از رجال اهل سنّت او را توثيق نموده اند.
7ـ قسطلاني نقل مي كند: «عربي در كنار قبر پيامبر ايستاد و عرض كرد: بار خدايا! امر كردي تا بندگان را آزاد كنيم، اين حبيب تو است و من بنده تو، مرا از آتش جهنم به حق پيامبرت آزاد گردان. هاتفي ندا داد: اي مرد!چرا آزادي از جهنم را تنها بر خودت خواستي و براي جميع مؤمنين نخواستي؟ برو كه تو را آزاد نمودم».
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . سنن دارمي، ج 1، ص 43
2 . تهذيب التهذيب، ج 4، ص 29
3 . قسطلاني، المواهب اللدنية، ج 4، ص 584
________________________________________ 37 ________________________________________
منع از توسل، از بدعت هاي امويان
حاكم نيشابوري به سند خود از داود بن ابي صالح نقل مي كند: مروان روزي وارد روضه رسول خدا شد مردي را ديد كه صورت(پيشاني) خود را بر روي قبر گذارده است. مروان دست به شانه اش گذاشت و گفت: مي داني كه چه مي كني؟ آن مرد سر خودرا بلند كرد. مروان ديد او ابوايوب انصاري است. او خطاب به مروان فرمود: آري، مي دانم كه چه مي كنم! من به خاطر اين سنگ ها نيامده ام، بلكه براي رسول خدا آمده ام. آن گاه از رسول خدا نقل كرد كه فرمود: «اگر كسي كه اهل است والي دين گردد، بر دين نگرييد، بلكه زماني بر دين بگرييد كه غير اهل والي آن شود».
آنچه بيان كرديم گوشه اي از آيات و روايات و گفتار بزرگان اهل سنّت درباره توسل بود كه حجت و دليل را براي همه پيروان مذاهب روشن مي كند هر چند افرادي نمي خواهند اين حقايق را بپذيرند. روشن است كه اگر شارع مقدس در آيه و روايتي مي فرمود كه مسلمانان نبايد به افرادي كه از دنيا رفته اند متوسل شوند، حجت تمام بود امّا اكنون نه تنها دليلي بر نفي نداريم بلكه دليل بر جواز مشروعيّت آن وجود دارد.
اگر خداي بزرگ روز قيامت از منكران توسل بپرسد كه بر اساس كدام آيه و روايت توسل به روح پيامبران و ائمه (عليهم السلام) را
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . مستدرك حاكم، ج4، ص560، حديث 8571; شفاءالسقام، ص152; وفاءالوفا، ج 4، ص 1353 و 1404; مجمع الزوائد، ج 4، ص2
________________________________________ 38 ________________________________________
انكار كرديد آيا پاسخي دارند؟ پس لازم است كه در صحت و عدم صحت يك عقيده و عمل به قرآن و سنّت، گفتار علماي بزرگ هر مذهب را معيار قرار دهيم. از سويي هر فردي بدون احاطه علمي نمي تواند وارد اين بحث هاي دقيق و ظريف بشود زيرا آثار بسيار نامطلوبي براي پيروان مذاهب دارد، نويسندگان اهل سنّت بايد مرزهاي اعتقادي و فقهي مذهب حنفي و اشعري را با افكار ديگران خلط نكنند و علماي صاحب فكر و آشناي به مباني مذهبي اهل سنّت اجازه ندهند كه پاره اي از افراد كه از سواد چنداني برخوردار نمي باشند به اظهار نظر در مسائل حساس مذهبي و ديني بپردازند، به گفته فقيه حنفي (ابن عابدين) هيچ عالم صاحب فكري و هيچ مجتهدي حكم به تكفير مسلماني را صادر نمي كند.
پرسش هايي از منكران توسل
پس اگر توسّل نا مشروع يا بدعت يا شرك مي باشد بايد:
1 . بسياري از علماي پيشين را كه مذاهب اهل سنّت را پي ريزي نموده اند مشرك بدانيد زيرا همانگونه كه بيان شد آنان توسل را جايز مي دانند.
2 . بايد صحابه اي را كه به پيامبر متوسّل مي شدند مشرك بدانيم، مگر ابوايوب انصاري به قبر پيامبر (صلي الله عليه وآله) متوسل نشد؟ مگر عمر بن خطاب به عموي پيامبر متوسّل نشد؟
3 . اگر توسل شرك است چرا در قرآن آمده كه فرزندان
________________________________________ 39 ________________________________________
حضرت يعقوب براي آمرزش گناهان نزد پدر رفته و او را واسطه قرار دادند؟ پس (نعوذ بالله) قرآن دستور به شرك داده است؟
4 . اگر توسل شرك است بايد در هنگام مراجعه گناهكاران نزد پيامبر، آنان را از اين عمل جلوگيري نموده و مي فرمود: مستقيم از خدا بخواهيد.
5 . اگر توسل شرك و نا مشروع است چرا بلال بن حرث كه از اصحاب پيامبر (صلي الله عليه وآله) است براي طلب باران نزد قبر پيامبر آمد و از آن حضرت طلب باران كرد و به طور مستقيم از خداوند درخواست نكرد؟
6 . اگر توسل ممنوع است چرا پيامبر (صلي الله عليه وآله) در هنگام دفن فاطمه بنت اسد خداوند را به حق پيامبران سابق و حق پيامبري خودش سوگند داد؟
7. اگر توسل بدعت است چرا پيامبر (صلي الله عليه وآله) فرد نابينايي را كه جهت شفا يافتن، به وجود مبارك آن حضرت متوسل شده بود، او را نهي نفرمود؟ در حالي كه به عكس، رسول خدا (صلي الله عليه وآله) به او دعايي را آموخت كه در آن توسل به پيامبر (صلي الله عليه وآله) و طلب درخواست شفاعت از آن حضرت مي باشد.
8 . اگر توسل شرك است چرا حضرت آدم (عليه السلام) به پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) پيش از خلقت آن حضرت متوسل شد؟
9 . اگر توسل ممنوع است چرا هنگام مراجعه عدّه اي نزد عايشه، آنان را كنار قبر پيامبر (صلي الله عليه وآله) فرستاد تا براي رفع قحطي
________________________________________ 40 ________________________________________
شديدي كه پيش آمده بود به آن حضرت متوسل شوند؟
10 . اگر توسل شرك است چرا بزرگان اهل سنّت مثل ابن حبّان به قبر امام رضا (عليه السلام) متوسل شدند؟ همو مي گويد هرگاه براي من مشكلي پيش مي آيد، نزد قبر آن حضرت مي روم و براي رفع مشكل دعا مي كنم، برآورده مي شود.
11 . اگر توسل شرك باشد نبايد علماي بزرگ مذاهب بر جواز آن توصيه نمايند چنان كه در متن اين نوشتار بيان شد؟
12 . اگر صرف توسل و استمداد از غير خدا شرك باشد بايد يك نفر موحّد در عالم نداشته باشيم زيرا هر انساني در اين عالم با نيازهاي مختلفي روبرو مي شود و چون خود به تنهايي نمي تواند برطرف كند از غير خودش كمك و مدد مي گيرد و اين استمداد از غير خدا به شمار مي آيد و شرك محسوب مي شود.
13 . اگر توسل و واسطه قرار دادن شرك باشد نبايد بين زنده و مرده فرق قائل شد زيرا ملاك توحيد و شرك آن است كه موجودي را مستقل يا غير مستقل در اثر بدانيم نه حيات و مرگ را؟ زيرا از نگاه انسان موحد، انسان با مرگ نابود نمي شود، بلكه حيات او در برزخ بيشتر است. امام غزالي مي گويد: از هر كسي كه در حال حيات استمداد مي شود پس از وفاتش نيز مي توان استمداد كرد.
14 . اگر تعظيم و احترام به قبور پيامبر و ائمه به خاطر اظهار محبّت و ارادت شرك و عبادت غير خدا باشد بايد تعظيم
________________________________________ 41 ________________________________________
پدر و مادر و استاد و بزرگان هم شرك باشد، در حالي كه
خداوند متعال در قرآن راجع به احترام پدر و مادر فرموده:
(وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ); «و بال هاي تواضع خويش را از محبّت و لطف در برابر آنان فرود آر».
پس روشن است كه تعظيم و احترام شرك نيست وگرنه خداوند دستور نمي فرمود و هيچ مسلماني آن را شرك نمي داند.
15 . اگر توسل نامشروع بود، امام شافعي به اهل بيت پيامبر متوسل نمي شد.
16 . اگر توسل شرك بود، امام شافعي متوسل به قبر ابوحنيفه نمي شد.
ابن حجر مي نويسد: امام شافعي هنگامي كه در بغداد بود كنار ضريح ابوحنيفه مي آمد، زيارت مي كرد و سپس براي برآورده شدن حاجت هاي خود به آن متوسل مي شد.
17 . آيا به علّت عدم آگاهي در نحوه و چگونگي توسل بايد اصل توسّل را انكار نمود؟
نحوه توسل بر چند قسم است، گاه توسل به گونه اي است كه در دعا خدا را مي خوانيم تا به عظمت پيامبران و اولياء انسان را كمك نمايد. و گاهي از پيامبران و اولياء مي خواهيم كه چون آنان در پيشگاه خداوند از مقام بلندي برخوردار
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . اسرا: 24
2 . شواهد الحق، ص24
________________________________________ 42 ________________________________________
مي باشند از خدا بخواهند كه به انسان كمك نمايد. و مرحله سوم اين است كه از پيامبران و اولياء مي خواهيم كه مشكل را برطرف نمايند. بدون ترديد دو مرحله نخست نه تنها با توحيد ناسازگاري ندارد كه عين توحيد است و اگر كسي آن دو را انكار كند يا مغرض است و يا نادان. و امّا مرحله سوّم دو صورت دارد، اگر گوينده اين سخن پيامبران و اولياء را موجود مستقل و در عرض خدا بداند شرك است و اگر از اين جهت متوسل مي شود كه خداوند به آنان اجازه داده و اين مقام را بخشيده است; در اين صورت مثل دو قسم نخست هيچ گونه اشكالي ندارد. پس توسل در يك صورت اشكال دارد و در دو صورت ديگر هيچ گونه اشكالي ندارد. آيا به خاطر اين يك قسمت شايسته است كه به صورت كلّي آن را انكار و شرك بدانيم؟ آيا صرف عدم آگاهي مي توان يك امر معنوي را كه نقش زيادي در گرايش مسلمانان به ويژه جوانان به مسائل معنوي و الهي دارد انكار نمود؟
18 . از آنجا كه طبق صراحت سخن پيامبر اسلام «الاعمال بالنيّات» عمل وقتي كامل مي شود كه همراه با نيّت باشد. آيا مي توان عمل يك مسلمان را بر معنايي حمل نمودكه موجب كفر مي شود؟ يا بايد با نگاه خوشبينانه آن را بر معناي صحيح حمل نمود؟
19 . اگر توسل و استعانت از غير خدا شرك يا بدعت باشد چرا حضرت موسي به خاطر درخواستي كه قوم او داشتند به
________________________________________ 43 ________________________________________
آنان نفرمود كه شما با اين درخواست براي خداوند شريك قرار داديد.
(وَ لَمّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا يا مُوسَي ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرائِيلَ).
«هنگامي كه بلا بر آنها مسلط مي شد مي گفتند: اي موسي! از خدايت براي ما بخواه به عهدي كه با تو كرده رفتار كند، اگر اين بلا را از ما مرتفع سازي قطعاً به تو ايمان مي آوريم و بني اسرائيل را با تو خواهيم فرستاد.»
پس معلوم مي شود كه خواسته آنان از حضرت موسي با توحيد و يگانه پرستي يكسان بوده و بوي شرك از آن استشمام نمي شود زيرا حضرت موسي به دليل عهد و پيوندي كه با خدا داشت يعني رسالت و نبوت و ولايت، قوم او براي رفع گرفتاري و سختي ها به حضرت موسي متوسل شدند زيرا حضرت موسي به خاطر عهد و پيوندي كه با خدا در رسالت، نبوت و ولايت داشت از مقام بلندي برخوردار بود و اين مقام را خداوند به او داده بود. بدين جهت بني اسرائيل گفتند: اي موسي! خدايت را براي ما بخوان به سبب عهدي كه باتو دارد، اگر اين بلا را تو از ما دور كني، به طور قطع به تو ايمان مي آوريم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . اعراف: 134
________________________________________ 44 ________________________________________
بنابراين اگر گرفتاري براي كسي پيش آيد هيچ كس جز خداوند و يا كسي كه با او پيمان نبوي و ولايت دارد نمي تواند بر طرف سازد.
20 . اگر استغاثه و فريادرسي از غير خدا شرك است چرا پيروان حضرت موسي در گرفتاري ها از او طلب كمك مي كردند.
حضرت موسي دو نفر را ديد كه با هم نزاع مي كنند يكي از طرفداران او و ديگري از دشمنانش بود، مرد اسرائيلي از موسي كه پيامبر خدا بود و از نظر قدرت و توان نيروي فراواني داشت درخواست كمك كرد: اي پيامبر خدا به فريادم برس و از دشمني كه مي خواهد مرا بكشد نجاتم ده. حضرت موسي بدون درنگ به كمك او شتافت و مرد قبطي را به قتل رساند.
(... فَاسْتَغاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَي الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسي فَقَضي عَلَيْهِ).
21 . وهابيون مي گويند پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) كه از دنيا رفته است پس از مرگ گفتار ما را نمي شنود اگر چنين است چرا در تشهد نماز خطاب به آن حضرت سلام داده مي شود: السلام عليك ايها النبي و رحمة الله وبركاته؟
22 . اگر اموات سخن زنده ها را نمي شنوند چرا در روايات از جمله صحيح مسلم آمده است كه هرگاه به زيارت اموات رفتيد با آنان اين گونه سخن بگوييد: السلام عليك يا اهل
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . قصص، 15
________________________________________ 45 ________________________________________
الديار من المؤمنين و إنا ان شاء الله بكم لاحقون...»
23 . آيا عقيده به اين كه انسان پس از مرگ چيزي را نمي شود مخالف رواياتي نيست كه در صحيح بخاري آمده كه پيامبر (صلي الله عليه وآله) فرمود: شخصي كه از دنيا رفته صداي كفش مردمي راكه براي تشييع جنازه اش آمده اند مي شنود.
24 . اگر اموات نمي شنوند چرا پيامبر اسلام پس از جنگ بدر بر سر چاهي كه كشته شدگان مشركان را در آن انداخته بودند حضور يافتند و خطاب فرمود: آيا وعده هاي خدا را راست يافتيد آيا مشركان پس از مرگ مي شنوند ولي پيامبر (صلي الله عليه وآله) و يارانش پس از مرگ نمي شنوند؟
25 . وهابيون مي گويند: بناي بر قبور، ضريح و گنبد بدعت و حرام است و بايد تخريب شود، چرا گنبد و بارگاه قبر پيامبر (صلي الله عليه وآله) را خراب نكرده اند؟
26 . اگر گنبد و بارگاه بدعت و حرام است چرا بر روي قبور بزرگان اهل سنت مانند ابوحنيفه، شافعي و ديگران بارگاه ساخته اند. آيا تمام علمايي كه در طول تاريخ آمدند و اين بارگاه را تخريب نكرده اند اهل بدعت بودند؟
27 . اگر ملاك شرك، صرف كمك از غير خداوند باشد بايد تمام اسباب ظاهري در جهان كنار گذارده شود و به طور نمونه در قرآن مي فرمايد: (أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَحْرُثُونَ * أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . صحيح بخاري، كتاب الجنائز باب الميت يسمع خفق النعال.
2 . صحيح بخاري، كتاب المغازي، باب قتل أبي جهل
________________________________________ 46 ________________________________________
أَمْ نَحْنُ الزّارِعُونَ) بايد بگوييم زارع خداوند است، پس
كشت وزرع و آماده كردن زمين را براي روياندن به وسيله كشاورز رها كنيم، در اين صورت خدا بزرگ كشاورزي را از مردم سلب كرده و منحصر در ذات مقدس خود دانسته است در حالي كه خداوند در عالم هستي اسباب و وسايل قرار داده است.
بنابراين، وسيله قرار دادن اسباب در عالم هستي با توجه به اين كه اين اسباب و وسايل براي رسيدن به مقاصد و مصالح قرار داده شده است، هيچ گونه مخالف و منافي توحيد نخواهد بود. همچنين كساني كه خداوند آنان را واسطه فيض خود قرار داده، هيچگونه منافات و مخالفتي با طلب، ياري خواستن و پناه جستن ندارد. زيرا اين افراد را از جانب خداوند نيرويي عطا شده كه بيش از قدرت و تواني است كه با اسباب ظاهري در عالم هستي وجود دارد، و اعمال اين قدرت منافاتي با توحيد ندارد بلكه مكمّل توحيد است.
28 . آيا اگر شخص بيماري كه نزد حضرت عيسي مي رود و مي گويد: اي كسي كه ادعاي مقام نبوت داري، مرده اي را زنده كن، يا از اين گِل مخلوقي درست كن، يا كوري را شفا ده، آيا اين شخص نسبت به پروردگار خود ـ با اين درخواست از
حضرت عيسي ـ شرك ورزيده است؟ (أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَة
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . واقعه، 64
________________________________________ 47 ________________________________________
مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللهِ وَ أُبْرِئُ اْلأَكْمَهَ وَ اْلأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتي بِإِذْنِ اللهِ).
بنابراين پيامبران و اولياي الهي از نيرويي برخوردارند كه ديگران ناتوان مي باشند. از اين رو آنان مجراي فيض الهي قرار دارند تا بدين ترتيب حجّت خدا بر بندگان باشند. پس همان طور كه توسل به اسباب در عالم شرك نيست زيرا به مخلوقات خداوند متوسل شده اند، همين طور استعانت واستمداد از مجاري فيض الهي (پيامبر و اولياء) نيز شرك نخواهد بود.
و ده ها چراي ديگر كه با استفاده از روايات و تاريخ مي توان مطرح نمود و براي روشن شدن حقيقت توسل به همين اندازه بسنده مي كنيم. لازم به يادآوري است كه بيشتر سؤالات ياد شده از روايات و منابع معتبر وهابيون مي باشد كه بسياري در متن اين نوشتار با آدرس آمده است.
اميدواريم كه با مطالعه دقيق اين نوشتار ابهام اساسي كه براي منكران توسّل وجود دارد برطرف گردد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . آل عمران، 49

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 11 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .