ديدگاه اهل سنت نسبت به مقام حضرت علي ع چگونه ميباشد؟

اهل سنت اميرالمؤمنين علي(ع) را بعنوان خليفه چهارم قبول دارند و محبت او را لازم مي دانند (غير از ناصبي ها) و همين طور فضائل زيادي را براي آن حضرت نقل نموده اند.»(صحيح مسلم، باب امارت و خلافت، ج6، ص3 و ر.ك: بحوث في الملل و النحل، شيخ جعفر سبحاني، ج6، ص58-61)
.
.
.
.

امام علي(ع) از ديدگاه دانشمندان اهل سنت
احمد بن حنبل (پيشواي مذهب حنبلي)
او مي گويد: آن همه فضيلتها كه براي علي بن ابي طالب بوده و نقل شده براي هيچ يك از اصحاب رسول خدا نبوده است. (المراجعات، سيد عبدالحسين شرف الدين، چاپ سوم، ص 218.)
همچنين وي از پيامبر اكرم(ص) نقل كرده كه به فاطمه(س) فرمود: «آيا راضي نمي شوي كه من تو را به كسي تزويج كنم كه اولين مسلمان است و علمش از همه بيشتر و حكمتش از همه عظيم تر است.» (مسند احمد، ج 5، ص 26؛ مجمع الزوائد، ج5، ص 101 )
محمد بن ادريس (پيشواي مذهب شافعي)
دربارۀ علي(ع) سروده اي دارد كه چنين است:
لَو اَنَّ المُرتَضَي اَبدَي مَحَلَّهُ
لَصَارَ النَّاسُ طُرّاً سُجّداً لَهُ
وَ مَاتَ الشَّافِعِي وَ لَيسَ يَدْرِي
عَلِيٌّ رَبُّهُ اَمْ رَبُّهُ الله
«هرگاه علي جايگاه و حقيقت خويش را براي مردم آشكار كند، هر آينه مردم دسته دسته در برابر او به سجده خواهند افتاد، شافعي مُرد و عاقبت نفهميد علي(ع) پروردگار است، يا الله پروردگار اوست.» (فضايل حضرت علي(ع)، والعاديات، چاپ دارالحديث، قم، ص 17.(
همچنين از سروده هاي اوست:
عَلِيٌّ حُبُّهُ جُنُّة
اِمَامُ النَّاسِ وَ الجَنَّة
وَصِيُّ المُصطَفَي حَقّاً
قَسِيمُ النَّارِ وَ الجَنَّة (ديوان شافعي، چاپ مصر، ص 32.)
«دوستي علي سپر آتش دوزخ است؛ او امام انسانها و پريان است؛ او در حقيقت جانشين مصطفي و تقسيم كننده بهشت و دوزخ است.»
همچنين امام شافعي در جاي ديگر مي گويد: به من گفته‌اند رافضي شدي (از حق روي گرداندي)؛ گفتم: هرگز دين و اعتقادم رفض نيست؛ ولي بدون شك دوست مي دارم بهترين امام و بهترين هادي را. اگر معني رفض، دوستي وصيّ پيامبر (علي بن ابيطالب) است، به درستي كه من رافضي تر از همه مردم هستم. (امام علي(ع) خورشيد بي‏غروب، محمد ابراهيم سراج، مؤسسه انتشارات نبوي، تهران، چاپ اول، 1376 ش، ص 287.(
ابن صبّاغ مالكي (انديشمند مالكي مذهب)
وي دربارۀ فضايل امام علي(ع) مي گويد: «حكمت از گفتارش چيده مي شد و دانشهاي آشكار و نهاني به قلبش بسته بود، هميشه از سينه اش درياهاي علوم، جوشان و امواجشان خروشان بود، تا آنجا كه رسول خدا(ص) فرمود: «أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا؛ من شهر علمم و علي(ع) باب (در) آن است.» (امام علي(ع) از نگاه انديشمندان غير شيعه، اكبر اسدعليزاده، مؤسسه امام صادق(ع)، قم، چاپ اول، 1381 ش، ص 50.)
ابن ابي الحديد (شارح نهج البلاغه و دانشمند معتزلي مذهب)
او مي گويد: «وَ مَا أَقُولُ فِي رَجُلٍ أَقَرَّ لَهُ أَعْدَاؤُهُ وَ خُصُومُهُ بِالْفَضْلِ وَ لَمْ يُمْكِنْهُمْ جَحْدُ مَنَاقِبِهِ وَ لَا كِتْمَانُ فَضَائِلِهِ؛ چه بگويم دربارۀ مردي كه دشمنانش به فضايل و مناقب وي اعتراف مي كنند و هرگز براي آنان مقدور نشد كه مناقبش را انكار نموده و فضايلش را بپوشانند!
آن گاه مي افزايد: تو خود مي داني كه بني اميّه، زمامداري اسلام را در شرق و غرب روي زمين به دست آوردند و با هر نوع حيله گري در خاموش ساختن نور او كوشيدند و هرگونه لعن و افترا را بر علي(ع) بالاي منابر ترويج نمودند، هر كس كه او را مدح و توصيف مي كرد، مورد تهديد قرار مي گرفت. هر روايتي كه فضيلت علي(ع) را بازگو مي كرد، ممنوع ساختند. حتي از نامگذاري به نام علي جلوگيري كردند. همه اين اقدامات و تلاشها جز ظهور عظمت و جلالت شخصيت علي(ع) نتيجه اي در پي نداشت... در حقيقت اين همه نابكاريهاي بني اميه مانند پوشانيدن آفتاب با كف دست بود... .
من چه بگويم دربارۀ مردي كه همۀ فضيلتها به او منتهي مي شود و هر مكتب و هر گروهي خود را به او منسوب مي نمايد. آري اوست رئيس همۀ فضيلتها (شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج 1، ص16.)
من چه بگويم دربارۀ مردي كه اهل همه مذاهب غيراسلامي كه در جوامع اسلامي زندگي مي كنند، به او محبت مي ورزند و حتي فلاسفه اي كه از ملت اسلامي نيستند، او را تعظيم مي نمايند... . (همان، ص 28 و 29.)
همچنين مي نويسد: «چه بگويم در حق كسي كه از ديگران در هدايت پيشي گرفت، به خدا ايمان آورد و او را عبادت نمود، در حالي كه تمام مردم سنگ را مي پرستيدند... .» (همان، ج 3، ص 260.)
«او در عبادت، عابدترين مردم شمرده مي شد؛ نماز و روزه اش از همگان بيشتر بود و مردم نماز شب و ملازمت بر اذكار و مستحبات را از آن حضرت آموختند.» (همان، ج 1، ص 27.)
«مبادي جميع علوم به او بازمي گردد. او كسي است كه قواعد دين را مرتب و احكام شريعت را تبيين كرده است. او كسي است كه مباحث عقلي و نقلي را تقرير نموده است.» (شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج 1، ص17.) آن گاه كيفيت رجوع هر يك از علوم را به امام علي(ع) توضيح مي دهد.
عبدالله بن عباس
وي كه از جمله مفسّران بزرگ مسلمان – به ويژه اهل سنّت – محسوب مي شود، علم خود و صحابه را در برابر علم علي(ع) چونان قطره اي از دريا مي داند و در مورد آن حضرت مي گويد: «آيه اي در قرآن نيست، مگر آنكه علي، مصداق بارز آن است، خداوند ياران پيامبر را در جاهاي بسياري مورد سرزنش قرار داده است، ولي دربارۀ علي(ع) جز خير و نيكي ياد نكرده است.» (امام علي در آينه عقل و قرآن، محمدجواد مغنيه، ص 125؛ علي(ع) از نگاه ديگران، جمعي از نويسندگان، دفتر نشر و پخش معارف با همكاري انتشارات امام باقر(ع)، مشهد، 1380 ش، ص 104.)
فخر رازي (دانشمند و مفسّر معروف اهل سنّت)
«هر كس در دين خود، علي بن ابي طالب را پيشواي خود قرار دهد، همانا رستگار شده است؛ زيرا پيامبر(ص) فرمود: «اللَّهُمَّ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَ عَلِيٍّ حَيْثُ دَار؛ (تفسير الكبير، محمد بن عمر فخر الرازي، چاپ مصر، قاهره، 1357 ق، ج 1، ص 111.) خداوندا! علي هرگونه باشد، حق را بر محور وجودش بچرخان.»
خوارزمي (اديب و خطيب مشهور اهل سنّت)
آيا چون ابوتراب، جوانمردي هست؟ آيا چون او پيشواي پاك سرشتي روي زمين وجود دارد؟ چشم مرا هر گاه درد فراگيرد، توتيايش خاكي است كه پاي او بدان رسيده باشد. علي همان است كه شبانگاه در محراب از دل مي خروشيد و مي گريست و روز با چهره اي خندان در گرد و غبار ميدان جنگ فرو مي رفت.
او از زرد و سرخ بيت المال مسلمين بهره اي نمي گرفت. او همان شكننده بتها بود؛ هنگامي كه بر دوش پيامبر پا نهاد. گويا همه مردم بسان پوستند و مغز، مولاي ما علي است... .» (الغدير، ج 4، ص 397.)
زمخشري (اديب و دانشمند اهل سنّت)
وي دربارۀ شخصيت امام علي(ع) مي گويد: من چه بگويم دربارۀ مردي كه فضايل او را دشمنانش از راه كينه جويي و حسد انكار كردند و دوستانش از بيم جان، باز از اين ميان آن قدر فضيلتهاي وي انتشار يافته كه شرق و غرب عالم را فراگرفته است. (داستان غدير، جمعي از دبيران، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، قم، 1362 ش، ص 284.)
همچنين اين انديشمند اهل سنت ضمن نقل حديث قدسي: «مَنْ اَحَبَّ عَلِيّاً أَدْخَلَهُ الْجَنَّةَ وَ إِنْ عَصَانِي وَ مَنْ أَبْغَضَ عَلِيّاً أُدْخِلُهُ النَّارَ وَ إِنْ أَطَاعَنِي؛ (امام علي(ع) خورشيد بي‏غروب، محمد ابراهيم سراج، مؤسسه انتشارات نبوي، تهران، چاپ اول، 1376 ش، ص 270.) يعني خداوند فرمود: هر كس علي را دوست بدارد، او را وارد بهشت مي كنم، هر چند مرا نافرماني كند و هر كس علي را دشمن بدارد، او را به آتش جهنم درآورم، ولو اينكه مرا اطاعت كرده باشد.»
نكته شايان توجه اينكه دوستي و ولايت آن امام همام سبب كمال ايمان است و با كمال ايمان، معصيت در فرعي از فروع، زيانبخش نيست؛ ولي با فقدان ولايت و محبت آن حضرت ايمان ناقص است؛ از اينرو فاقد آن، مستحق آتش جهنم خواهد بود.
جاحظ (اديب، سخندان و سخن شناس معروف)
وي مي گويد: «عَلِيِّ ابْنِ اَبِيطَالِب كَرَّمَ الله وَجْهَهُ، پس از رسول خدا از همگان فصيح تر، دانشمندتر و زاهدتر و در رابطه با حق سخت گير است و پس از پيامبر(ص)، امام خطباي عرب به طور مطلق به شمار مي رود.» (در آستانه آفتاب، عبدالرحمن رضايي، دانشگاه علوم رضوي، مشهد، 1380 ش، ص16.)
اين انديشمند اهل سنت مي گويد: «سخن گفتن دربارۀ علي(ع) ممكن نيست. اگر قرار است حق علي ادا شود گويند غلوّ است و اگر حق او ادا نشود دربارۀ علي(ع) ظلم است.» (چهارده معصوم ، آيت الله حسين مظاهري، ص 41.)
بيهقي (دانشمند نامي اهل سنت)
وي دربارة فضايل امام علي(ع) چنين روايت نموده كه پيامبر اكرم(ص) فرمود: «مَن اَحَبَّ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى آدَمَ(ع) فِي عِلْمِهِ وَ إِلَى نُوحٍ(ع) فِي تَقْوَاهُ وَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ(ع) فِي حِلْمِهِ وَ إِلَى مُوسَى(ع) فِي هَيْبَتِهِ وَ إِلَى عِيسَى(ع) فِي عِبَادَتِهِ فَلْيَنْظُرْ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(ع)؛ (امالي، شيخ طوسي، دار الثقافة، قم، 1416، مجلس 14، ص 416؛ ر.ك: ارشاد القلوب، ديلمي، انتشارات شريف رضي، 1412 ق، ج 2، ص 363.) هر كس دوست دارد به علم و دانش آدم(ع) بنگرد و مقام تقوا و خود نگهداري نوح(ع) را [مشاهده نمايد] و بردباري حضرت ابراهيم(ع) را [نظاره كند] و به عبادت موسي(ع) [پي ببرد]، بايد به علي بن ابي طالب نظر بيندازد.»
اين روايت بيانگر اين حقيقت است كه حضرت علي(ع) جامع صفات پيغمبران اولوالعزم است. از اين رو، در روايت طولاني ديگري از «صعصعۀ بن صوحان» آمده است كه خود حضرت نيز به اين حقيقت اشاره نموده است:
«اگر چه تمجيد و تجليل از خويشتن زشت است، ولي از باب اظهار نعمت الهي مي‌گويم كه من بر موسي، عيسي، ابراهيم، آدم، نوح، سليمان و ... برتري دارم.» (انوار النعمانية، سيد نعمت الله جزائري، شركت چاپ تبريز، ج 1، ص 27.)
شيخ محمد عبده (وي از بزرگ‏ترين روحانيون دانشمند اهل سنت، مفتي اسبق مصر، مصلح بزرگ و معاصر سيد جمال الدين اسد آبادي بود.)
وي مي‌گويد: در هنگام مطالعه نهج البلاغه، گاهي يك عقل نوراني را مي‌ديدم كه شباهتي به مخلوق جسماني نداشت، اين عقل نوراني از گروه ارواح و مجردات جدا شده و به روح انساني پيوسته و آن روح انساني را از لباسهاي طبيعت تجريد نموده و تا ملكوت اعلا بالا برده و به عالم شهود و ديدار روشن‌ترين انوار نائل ساخته است و با اين وصف شگفت‌انگيز، پس از رهايي از عوارض طبيعت در عالم قدس آرميده است.
لحظات ديگري صداي گوينده حكمت را مي‌شنيدم كه واقعيات صحيح را به پيشوايان و زمامداران گوشزد مي‌كرد و موقعيتهاي ترديدآميز را به آنان نشان مي‌داد و از لغزشهاي اضطراب‌آور بر حذرشان مي‌داشت و آنان را به دقايق سياست و طرق كياست راهنمايي مي‌كرد و به مقام واقعي رياست آشنا مي‌ساخت و به عظمت تدبير و سرنوشت شايسته بالا مي‌برد. (شرح نهج البلاغه، شيخ محمد عبده مقدمه، ص 7 و 10.)
وي در مقدمه شرح نهج البلاغه مي‌نويسد: «در همه مردم عرب زبان، يك نفر نيست مگر اينكه معتقد است سخن علي(ع) بعد از قرآن و كلام نبوي، شريف‌ترين، بليغ‌ترين، پرمعني‌ترين و جامع‌ترين سخنان است.» (سيري در نهج البلاغه، استاد مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، تهران، 1373 ش، چاپ دهم، ص 17 – 18.)
عبدالفتّاح عبدالمقصود (نويسنده و دانشمند مشهور مصري)
او مي‌نويسد: من همواره اخلاق و موهبتهاي الهي و آنچه را كه تشكيل دهنده شخصيت است، مقياس شناخت عظمت انساني قرار مي‌دهم؛ از اينرو بعد از پيامبر(ص) كسي را نديده‌ام كه شايسته باشد پس از او قرار گيرد يا بتواند در رديفش بيايد جز پدر فرزندان پاك و برگزيدة پيامبر؛ يعني «علي بن ابي طالب»، و من در اين سخن به طرفداري از تشيّع وارد نشده‌ام، بلكه اين رأيي است كه حقايق تاريخ گوياي آن است.
امام، برترين مردي است كه مادرِ روزگار تا پايان عمر خود چون او نزايد، و اوست كه هرگاه هدايت‌طلبان به جستجوي اخبار و گفتارش برآيند، از هر خبري براي آنان شعاعي مي‌درخشد. آري او مجسمه‌اي از كمال است كه در قالب بشريت ريخته است. (جلوه ولايت، عذرا انصاري، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، قم، 1376 ش، چاپ اول، ص 304.)
دوستي علي سپر آتش دوزخ است؛ او امام انسانها و پريان است؛ او در حقيقت جانشين مصطفي و تقسيم كننده بهشت و دوزخ است
امام علي(ع) از ديدگاه برخي از مخالفانش
معاوية بن ابي سفيان
معاويه از بزرگ ترين دشمنان امام علي(ع) است و پيوسته در كنار پدرش (ابوسفيان) با مسلمانان جنگيده و سرانجام در «فتح مكّه» كه سال هشتم هجرت بود، به ناچار «اسلام» را پذيرفت، ولي در باطن «كفر» خود را حفظ نمود. (شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج 15، ص 114 و 174.)
مخالفتهاي آشكار و پنهان معاويه و عمّال وي و طغيانهاي بي‌حدّ و حساب آنان در برابر امام علي(ع) به گونه‌اي است كه خاص و عام به آن اعتراف مي‌كند و كسي نيست كه اين واقعيت را انكار نمايد. دشمني معاويه نسبت به امام علي(ع) از حدّ فزون است، تا آنجا كه دشمنيهاي او نسبت به امام علي(ع) و يارانش در مقايسه با عداوتها و ظلمهاي پدرش ابوسفيان نسبت به پيامبر اكرم(ص) و مسلمانان بيشتر بوده است.
مگر «معاويه» و دار و دسته‌اش هشتاد سال بر ضدّ امام علي(ع) قيام نكردند؟ مگر آنان در منابر رسمي و نماز جمعه‌ها بر سبّ و ناسزاگويي مولا علي(ع) بسيج نشدند؟
مگر سرمايه‌ها و درهم و دنانير «بني اميه» براي نابود كردن فضايل و مناقب اميرالمؤمنين(ع) به كار گرفته نشد؟
مگر معاويه نبود كه در مقابل امام علي(ع) صف آرايي كرده و جنگيد و سرانجام، مسلمانان را نيز فريب داد و با حيله و نيرنگ به مسند خلافت نشست و مردم را از حكومت صالحان محروم گردانيد؟
سخن كوتاه اينكه: با تمام تلاشهاي پليد، بسيج دولتي و مزدور كردن مبلّغان خودفروش و ... سرانجام نتوانستند بر مراد خويش نائل آيند، بلكه گاه و بي گاه خود نيز مجبور مي‌شدند لب به اعتراف گشوده و فضايل مولي الموحّدين علي(ع) را بازگو كنند؛ زيرا حقيقت سرانجام پيروز است.
با مراجعه و مطالعه در منابع اصيل شيعه و سني، درمي‌يابيم كه حتي دشمنان درجه يك آن امام همام در مواضع متعدد در مورد عظمت شخصيت، كمال و فضايل آن حضرت سخنها گفته‌اند؛ از معاويه اعترافات مهم و قابل توجهي در مورد عظمت شخصيت و فضايل مولي الموحدين علي(ع) نقل شده است.
در اينجا به اختصار و از باب نمونه به ذكر برخي از اعترافات معاويه، طرفداران، عمّال و كارگزاران وي و برخي ديگر از مخالفان آن حضرت مي‌پردازيم.
معاويه در نامه‌اي به امام علي(ع) نوشت: «به جانم سوگند كه من منكر فضايل اسلامي و خويشاوندي تو با رسول خدا(ص) نيستم.»
همچنين معاويه به ابوهريره گفت: «گمان نمي‌كنم كه من براي زمامداري، از علي شايسته‌تر باشم.» (امام علي(ص) خورشيد بي‌غروب، محمد ابراهيم سراج، ص 345.)
روزي معاويه به وزير و مشاورش (عمرو بن عاص) گفت: «به خدا سوگند من حتماً مي‌دانم كه اگر علي(ع) را بكشم، مستحق آتش دوزخ خواهم شد و چنانچه او مرا در اين جنگ (صفين) بكشد، باز هم من در آتش خواهم بود! عمرو بن عاص پرسيد: پس چرا با علي مي‌جنگي؟ معاويه گفت: «پادشاهي نازا است!( بحار الانوار، علامه مجلسي، ج 33، ص 50)

دیدگاه ها

حضرت جبرئیل از جانب خداوند اسلام را به پیامبر عرضه نمود به ابجد اسلام 132 امام کل 132 اسلام 132 اسلام132 مکعب132محبوب دینی132یا اصل132بدین الله132به معجزه132محممد132 محبوب علی 132امام کل132 نشانه دین واقعی الله راه الله اصل اسلام 132 امام کل 132یعنی{ اول خلیفه الله 60 آدم داود هارون علی 72 +60= 132 اسلام132 به ابجد کلمه الله 41+25شیعه اصل اسلام=66 علی ولی الله 66+66 الله = 132 اسلام 132قلب 132 اسلام 132 امام کل 132 بدین الله132 بدین الله 132 اسلام 132 +64 دین = 196 دین اسلام 196 اصوله دین 196 ضرب 14 معصوم خانواده اصلی پیامبر اسلام میشود 196 دین اسلام 196 به ابجد حجامت 452- 320 سرطان عمری=132 اسلام132 در جمع یاران جبرئیل رو به امیرالمومنین علی(ع) نمود و فرمود سلام بر خلیفه چهارم پیامبر فرمود خلیفه اول آدم ابولبشر است خلیفه دوم داود نبی خلیفه سوم هارون برادر موسی و خلیفه چهارم علی بر محمد مصطفی جانشین مصطفی این مرتضی مولاء علیست کلمه جانشین پیامبرتان رامشخص فرمائیداگر توانستید این جانب مذهب شما را میپذیرم علی110امام جانشین محمدعلی ابن ابی طالب 110 جانشینه حضرت محمد ابن عبدالله110بااولین امام دین الله جانشین محمد110کلید اسرارالله محمد علی110شهید محراب زاده محراب بجان محمد110جان نبی حیدرست وارث پیغمبراست 110 اهل دین الله جانشین محمد علی 110نماینده الله جانشین محمد علی 110جانشین اصلی آخرین پیامبر الهی 110اصل اسلام حق شیعه محمد علی110رهبراصلی جانشین محمد علی 110یا خلیفه حضرت خاتم الانبیاء110امام خلیفه اول حضرت محمدی110 امام جانشین محمدعلی ابن ابی طالب110اصل اسلام حق شیعه محمدعلی 110رئیس بدین الله محمدعلی110خلیفه اول امام واقعی مسلمین110 جانشین محمد امام علی ابن ابی طالب110زاده محراب شهید محراب علیست بهترین درمان برای سیاتیک سه بار حجامت است که با اولین حجامت تمام دردها برطرف ودرمان می شود شیعه یعنی ش شما ی یار ع علی ه هستید به ابجد حکم الله حکم قرآن 475-541 فتنه ها= 66الله 66علی ولی الله 66 66= 132 اسلام به ابجدبرترین دین 926-541عمر ابوبکر=385 با آل قرآن 385 فلسفه دین الله 385با قانون الهی دین الله 385یا الله وصی بحق محمد 385با آل قرآن385 شیعه 385راز اهل عالم 385 شیعه 385بدین واقعی اسلام 385فلسفه دبن الله 385 به دین الهی الله محمد علی 385به اهله محمد فاطمه علی385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385اهل دین فرقه اصلی دین اسلام812 114 سوره قرآن= 926-541 فتنه ها = 385برترین دین 926-541عمر ابوبکر=385 با آل قرآن 385 فلسفه دین الله 385با قانون الهی دین الله style="font-family: verdana; color: #ff0000; font-size: xx-large;">اهل دین فرقه اصلی دین اسلام812 114 سوره قرآن= 926-541 فتنه ها = با کلمه الله 66 امام ودین و مذهب وجانشین پیامبرخود را ثابت کنیدبه ابجد الله66 علی ولی الله66 +66 الله=132اسلام132+ 64دین=196دین اسلام 196 کلید بدین الله 196کلید اسلام196امام کل دین196کلید بدین الله196 کلید اسلام196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود196 به ابجد دین 64 با سه کلمه دین پروردگار و پیامبر و امام خود را مشخص کنید به ابجد دین 64+ 132 اسلام = 196دین اسلام 196 کلید بدین الله 196 کلید اسلام 196 دین اسلام 196 دین 64 الله محمد علی 64 جانشین محمد علی64+ 64= 128کلیددین128 حسین128 کلید دین است کسی که حسین ندارد دین ندارد به ابجد دین 64 الله محمد علی 64 جانشین محمد علی64 بدین قائم آل محمد64امام برگزیده الله64دین 64 الله محمد علی 64 جانشین محمد علی64 امام برگزیده الله64کلید بدین الله64کلید سره الله 64کلید اسرارالله 64بنده صالح بدین اسلام 64ریشه ولایت امامت64 عترت رسول الله تمام مقصد ما مکتب ماست کسی که دین ندارد سیاست نداردبدبخت ترین مردم کسیستکه نمازنمی خواندو مجرداست دین مجرد کامل نیست نصف دین هم که ندارد بیچاره اهل عالم است خداوند به آدم بی نمازاحتیاج ندارد کیفر بی نمازدرمحشرقعر دوزخ است اینم آیه قرآن خداوند می فرماید ما مجرمان را سخت عقوبتخواهیم کردآنهاشجره ملعونه هستندان من المجرمین منتقمون 74 والشجرتها الملعونه 74جایگاه شمر جایگاه ابن ملجم74قعر دوزخ مقام شیطان74حجامت کن سکته نکن حجامت فتح است مابقی فاتحه حجامت حج امت حجامت کن سکته نکن به پشت هر نبی مهر نبوت به پشت هر امام مهر امامت به پشت ما بوود مهر حجامت شود کورو کچل هر بی حجامت جهنم بوده جاشان در قیامت حجامت کن سکته نکن کسی که حجامت نشه سکته کنه حقشه و مثل الاغ می میرد گوساله به دنیا می آید و گاو از دنیا می رود به علم ریاضی قرآن علمی علم ابجد سفارش رسول الله که فرمود علم ابجد را یاد بگیرید که همه آن شگفتی میباشد وای بر عالمی که علم ابجد نداند تمام فرقه های باطل دین را به مبارزه علمی دعوت مینمایم نام شیعه چندین بار در قرآن آمده به قرآن رجوع کنیم بجز اهل بیت پیامبر آیه ای در باره فرقه های باطل دین یک آیه هم نیامده وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ این آیه34 حرف دارددین الله34 +25 اصل اسلام=59 مهدی59 یعنی9 5=14 معصوم کشته شد زهرای اطهر زان سبب گفته در قرآن تمام آیه ها حق با علیست آیه 34حروف دارد 34 34= 68+ 68=136 مومن 136 علی 136 به ابجد کبیر و صغیر علی 136 این آیه ابجد مولاء علیست 136 یعنی نشانه دین یعنی نماینده الله به ابجد 136 یعنی 6ضربدر 3+1= 19 شب قدر 19 رمضان در محراب نماز صبح سپید اگر علی در محراب نماز شهید نمی شد در دنیا و آخرت حقش ضایع می شد 46محمد علی 46نماینده الله 46 امام بدین الله 46 شرع دین اسلام 46 کلید اسرار46 لوح محفوظ46 اسلام علیک 46 اقتدواعلی46 وارثان محمد46 الحمدو لله 46محمد20 +26 علی = 46 ماه 46 +46= 92 محمد 18 ذالحجه" غدیر خم = 110 دین الهی 110 ولی دین 110 علی 110 جلوه الله 110 ولی دین 110 حامیان110 دین الهی 110 ولی دین 110 بحق110اهل دینی110حامیان110 دین الهی 110 یمین110 کسانی که نامه اعمالشان به دست راستان داده میوشد آیه 38-39 مدثر کل نفس بما کسب الا اصحاب الیمین همه در قیامت در گرو اعمالشان هستند الا احصاب یمین اصحاب علی 110 یمین110 بدون هیچ نگرانی به بهشت میروند اصحاب یمین �إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤتُونَ الزَّكاةَ وَ هُم راكِعُونَ� (المائده - 55) امام علی در نماز انگشتر خویش را به فقیر بخشید برو ای گدای مسکین در خانه علی زن که نگین 110 نگین110 یمین 110 علی 110 نگین 110 دین الهی 110 به ابجدولی46ماه46 محمد20+ 26علی=46ولی 46+ 46=92 محمد92+ 18ذالحجه"غدیرخم =110 دین الهی 110 علی110جلوه الله110ولی دین110 نگین110 حامیان 110 دین الهی 110 ترجمه آیه فوق جز اين نيست كه ولى شما خداست و رسول او و آنان كه ايمان آورده ‏اند، همان ايمان آورندگانى كه اقامه نماز و اداى زكات می‏كنند در حالى كه در ركوع نمازند انگشتر به گدا می دهند برو ای کدای مسکین دره خانه علی زن در غدیر 26 علی 26 امام دین 26 راه حق 26 وصیت 26بیعت26انتخاب درست26 غدیر 26دوازده امام 12 14 معصوم = 26 راه حق 26علی 26 جان قرآنه26امام دین26 علی26 پنج تن آل عباء 677 منهای 541 عمر و ابوبکر = 136 علی مولاء مومن 136 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 25 شیعه25 اصل اسلام 25 ارباب جهان25 شاه مردان25 اصل اسلام25 بسیجی25گنج اسم اعظم25دین امت25شناخت الله25نام الله25حکم خدا25شیعه25کعبه25حرم خدا 25راه انسانه 25نقشه راه25آل الله25باآل قرآن25اصل اسلام 25اصل حق 25نام آدم25رسوله25نام محمد25 پیامبر25 بسیجی25 اصل اسلام25بسیجی25 بسیج مدرسه عشق است بسیجی عاشق الله ست بسیجی مجاهد فی سبیل الله ست به ابجد الله 66+ 253 اصل اسلام = 319 شهید319 مذهب الله محمد علی 319 راه الهی الله 319 مذهب الله محمد علی319بسیجی مظلوم عالم است بسیجی خاطره خوش دوران جهاد است بسیجی جان امام مهدیست بسیج 15 قرآن 15 بسیج 15وبسیجی مجاهد الله 66بسیجی امام واقعی66الله66+66علی ولی الله= 132اسلام 132ای کاش مسئولین بما بسیجیان هم نظر داشتند و فقط درجنگهایادما نکنند آیا شد از فرماندهان جانبازبسیج بپرسید مشگل شما چیست مسلح شدن فرماندهان بسیجی زمان جنگ امنیت جامعه را بالا می برد آنان که کت و شلوار اتو شده با کراواتهای رنگین برخود افسار می زنند بدانند این انقلاب را خدای بسیج نجات داد25 بسیجی25اصل اسلام25شیعه25 ارباب جهان25پیامبر فرمودفقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه25شیعه25 اصل اسلام 25 ارباب جهان25بسیجی 25 یم

شبانگاه در حال مطالعه مقالاتی در مورد عدل و احسان برای موضوع رساله دکتری خود بودم که در این بین به صفحه در اینترنت برخوردم که راجع به عدل و احسان علی (ع) و فضایل آن حضرت مطالب و وقایعی را ذکر کرده بود. هرچند بسیاری از آنها را در دوران تحصیل و در منبر وعاظ شنیده بودم اما برخی از آنها برایم تازگی داشت و بی اختیار در آن دل شب به یاد مظلومیت ها، دینداری و خدا ترسی و تقوی آن حضرت، دقایقی چند بی اختیار اشک ریختم و منقلب شدم. کاش برادران اهل سنت و برخی به ظاهر شیعیان، به جای تفرقه و اختلاف افکنی به دنبال ایجاد مهرو محبت متقابل به یکدیگر باشند و به عقاید هم احترام گذاشته و یکدیگر را کافر و ملحد نخوانند و از آفتی که جهان اسلام با ظهور فرقه های تروریستی و تکفیری که نه به شیعه رحم می کند و نه به سنی، رهایی یابند.آفتی که دود آن به چشم مسلمانان رفته و می رود و نفعش نصیب صهیونیست شده است.آمین یا رب العالمین

السلام علیک یاامیرالمومنین

اهل سنت به جایگاه تمام اصحابه رسول الله (ص) ارزش بسیار بسیار بالایی قائل هستن و ماها اصلا در جایگاهی قرار نداریم که در مورد اصحابه و رفتار اون بزرگواران بخواهیم نظر بدیم باید به بهترین شکل ممکن احترام و تکریم کنیم واقعا خدا دل کسی رو تاریک نکنه بخاطر قساوت قلبی که خودمون ایجاد میکنم ارزوی هدایت و سعادت

خیلی خیلی ممنون واقعا خوب بررسی کردین

مولا علی واقعا بعد پیامبر بی همتا هست الهی به قعر جهنم برن دشمناش والهی اونهایی که ندانسته و نشناخته با مولای ما مخالفن خدا قلبشان را هدایت کنه انشالله

السلام علیک یا امیرالمومنین یا علی ع

اینها که میدونن امام علی چه فضایلی داشته پس چرا باز هم......!؟ خدا دل کسی رو تاریک نکنه!

سلام چند خطی از مطلب ديدگاه اهل سنت نسبت به مقام حضرت علي ع چگونه ميباشد؟ رو خوندم ممنون از زحمات شما .

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .