روشهای تبلیغی وهابیت

سؤال كننده گرامي : وهابيون براي تبليغ و پيشبرد اهداف پليد خود از وسائل و امكانات و روشها و ترفند هاي مختلف وگوناگونی استفاده مي كنند كه براي آگاهي و پاسخ توجه تان را به مقاله ذيل جلب ميكنم :
(روش هاي تبليغي وهابيت)
وهابيون كه در حال حاضر حكومت را در عربستان كاملا در دست دارند وخود شان را خادم الحرميين معرفي مي نمايند براي گسترش تفكر وانديشۀ وهابيت ، با ابزار و روش هاي مختلف مانند : بوجود آوردن گروه هاي تند رو در كشور هاي اسلامي همچون گروه طالبان در افغانستان و سپاه صحابه در پاكستان ، تسلط و استفادۀ ابزاري از حرميين شريفين ، تحميل و اصرار عقيده ، استفاده از درآمد نفت ، انتشارات وفتاواي ضد شيعي ، درانحصار قرار دادن دانشگاه ها ، مراكز علمي و هم چنين مراكز انتشاراتي ، رسانه ي وكتابخانه ي ، شعار ونداي جهاد با كافران ، تخريب قبور ، اتهامات و نسبت هاي دروغين وتبعيضات كه در داخل عليه ديگران به ويژه شيعه اعمال مي گردد ، تبليغ مي نمايند .
مقدمه
تبليغ از ديرباز در بين جوامع بشري، جايگاه كهن مهم ومؤثري داشته است. بطوريكه زمين هيچگاه از وجود مبلغ خالي نبوده و نخواهد بود واولين موجود بشري به عنوان مبلّغ و داراي پيام، پا بعرصۀ گيتي گذاشت . بهترين انسانهاي برگزيده شده وسفراي عالم بالا، وارستۀ به اين صفت وحاملان پيام الهي براي بشريّت هستند و دراين راستا به عنوان پيامبران الهي و دعوت كنندگان به سوي حق ايفاي وظيفه نموده ومأموريّت خويش را به انجام رسانيدند .قرآن مجيد وقتي وظيفه ورسالت اصلي رسولان الهي را بازگو مينمايد ميفرمايد:« وما علي الرسول الا البلاغ»(1) وروي مسألۀ تبليغ بطورمكرر تكيه كرده است. اميرالمؤمنين علي ( ع )در نهج البلاغه جملۀ معروفي دربارۀ فلسفۀ بعثت انبياءدارد كه ميفرمايد:«فَبَعثَ فيهم رُسُلَهُ وواتَرَ اليهم انبيائَهُ لِيَستَأدُوهم ميثاقَ فِطرَتِهِ ويذكِّرُوهم مَنسِيَّ نِعمَتِهِ و يَحتَجّوا عليهم بالتَبليغِ » يعني خداوند پيامبران را يكي پشت سرديگري فرستاد ، تا وفاداري به پيمان فطرت را از آنان باز جويند و نعمت هاي فراموش شده را به يا د آورند و با ابلاغ احكام الهي ، حجت را بر آنها تمام نمايند.(2) پيامبران الهي دو دسته اند:
1- دستۀ هستند كه هم مبلّغند وهم مشرّع وقانون گذار، مانندحضرت نوح، ابراهيم ، موسي ، عيسي ومحمّد (عليهم السلام ).
2- دسته ديگر وبقيه پيامبران همه مبلغند ولي مُشرّع نيستند .به عبارتي ديگر تمام 124000 پيامبر مبلغ بودند ولي همه مُشّرع نبوده اند.بعد ازخاتم پيامبران حضرت محمد(ص) اوصيا وجانشينان آن حضرت نيزمبلغ اسلام بودند. تبليغ وابلاغ به معناي رساندن وانتقال يك پيام وامرفكري است. ممكن است پيروان هر دين و مذهبي براي انتقال پيام وانديشه خويش به ديگران، اهتمام ورزيده وبا اسلوب وروش گوناگون و استفاده از دستگاه وابزار مختلف ، تبليغ نمايند، حال براي صدق اين قضيه، مهم نيست كه صاحب پيام وبه طبع آن ابزار ومبلغين آ ن درمسير حق وداراي پيام مثبت باشد، يامنحرف وداراي پيام منفي . ونيز ممكن است پيام دهندگان براي تبليغ تفكرات و انديشه خويش ديگران را متهم به نقاط ضعف ونا كار آمدنموده واز خودش وعليه ديگران تبليغ نمايند .فرقه وهابيت كه ريشه ي آن دركشورعربستان وشاخ وبرگ هايش دربرخي كشورهاي ديگر به چشم مي خورد وبيشترين فاصله را با مذهب شيعه ، نسبت به سايرفرقه هاي اسلامي دارد. گرچه دراين مورد كتابها و مقالات به نگارش درآمده ولي بطور منسجم پرداخته نشده ويا به نظر حقير نرسيده است . لذا اينجانب را بر آن داشت كه نخست تعريف كوتاه از تبليغ داشته و سپس پژوهشي باموضوعيت شناسايي روش هاي تبليغي آن داشته باشم. ولي هيچگونه ادعايي مبني بر تكامل وعاري از نقص و عيب بودن اين اثر را ندارم واميد است كه درآيندۀ نزديك محققان وپژوهشگران ديگر،آثار ارزشمندي در اين زمينه عرضه بدارند .

تبليغ چيست ؟
تبليغ : تبليغ در لغت به معناي ايصال ورساندن است ، چنانچه ابن منظور مي گويد : ابلاغ وتبليغ هر دو به معني ايصال است .(3) تبليغ با وصول و ايصال معني نزديك دارد و در فارسي هردو به معناي رساندن و رسيدن به كار مي رود ، اما در زبان عربي ايصال را نمي شود به جاي ابلاغ و بالعكس بكار برد چون در ايصال رساندن در امر محسوس و مادي است اما در ابلاغ و تبليغ به معناي رساندن يك فكر يا يك پيام است يعني در مورد رساندن چيزي به فكر وروح وضمير وقلب كسي بكار ميرود. لذا قرآن كريم ابلاغ وتبليغ را در مورد رسالت كه عبا رت از پيام ها ست بكار برده است . (4)قرآن كريم از زبان پيامبران نقل مي كند:« يا قوم لقد ابلغتكم رسالة ربي و نصحت لكم ولكن لا تحبون الناصحين».(5) اي قوم من ابلاغ رسالت از خداي خود نمودم وشما را نصيحت كردم ليكن شما ازجهل وغرور ناصحان را دوست نمي داريد.يادر باره ي پيامبران مي فرمايد :« وما علي الرسول الا البلاغ» (6) بر پيغمبر جز تبليغ احكام الهي وظيفة نيست .« الذين يبلغون رسالات الله و يخشونه و لا يخشون احد الا الله»(7) آنانكه تبليغ رسالت خدا بخلق كنند واز خدا مي ترسند واز هيچكس جز خدا نمي ترسند .راغب مي گويد : ابلاغ وتبليغ هردو داراي يك معني مي باشد ، ليكن تبليغ بيشتر از ابلاغ استعمال مي شود وبلوغ وابلا غ به معناي رسيدن به هدف نهايي ويا اشراف بر آن است.تبليغ در لغت بمعناي رساندن ،خبر يا مطلبي به مردم وانداختن موضوعي به وسيله اي دراذهان ، ودراصطلاح وسيله اي بسيارمهم براي جذب انسانها ، به سوي افكاروعقايدگوناگون است .(8) تبليغ به دو صورت آمده است ، يكي شيوه عملي كه مبلغ درآن با رفتار واعمال خود پيام را مي رساند وديگر اينكه از شيوه گفتاري پيام را بديگران منتقل نمايند .عناصر تبليغ : مراد از عناصر تبليغ در حقيقت همان چيز هاي است كه تشكيل دهنده پيكر تبليغ است و تبليغ بدون آن تحقق پيدا نمي كنند وآن عناصر عبارتند از :
1 – كسيكه عهده دار ايصال رسالت به مردم است .(پيام آورنده )
2- كسيكه مبلغ از طرف او مامور است تا تبليغ كند .(پيام دهنده )
3- امر يا اموري كه بايد آن را بديگران ابلاغ كند .(پيام )
4- كسانيكه ان امور بايد به آنها ابلاغ شود خواه گروه خاص يا عموم مردم باشد .(پيام گيرنده )اكنون با توجه به معناي لغوي واصطلاحي تبليغ،پيام دهنده براي ايصال وانتقال افكار وپيام خويش به ديگران از هر وسيله اي استفاده كند تبليغ ناميده مي شود .

روش هاي تبليغ وهابيّت
در پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي در ايران ، امام راحل(ره) كه طلايه دار مبارزه با استكبارجهاني و عملاً مروّج اسلام ناب محمدي بود و از طرفي هم شناخته شدن ايران به عنوان ام القراي جهان اسلام ، براي فرهنگ خود پنداري موحّدين واقعي وهابي با داعيه اي دعوت به اسلام واقعي بسيار نا گوار بود ،ازهمين رو فرقه وهابيت به تحريك استكبار و ميل ذاتي خويش كمر بر مقابله با نفوذ رو به رشد ايران و جهان تشيع بسته اند و براي نيل به اهداف خويش ،در زمينه اي تبليغ فرهنگ وهابيت بطور مستقيم و يا غير مستقيم ، تلاش نموده واز هر وسيلۀ در اين راستا استفاده كرده اند . اكنون موضوع اصلي اين نوشتار كه اشنائي با روشهاي تبليغي وهابيت و ابزار كه مورد استفاده شان عليه ديگران به ويژه شيعيان قرار گرفته است دنبال مي گردد.
1) تسلط بر حرمين شريفين و استفاده ابزاري از آن
برخاستن دين مبين اسلام از شبه جزيره عربستان و قرار داشتن بيت الله الحرام در مكه و قرار داشتن مرقد پاك پيامبر در مدينه، عربستان را از نظر تاريخي در موقعيت ممتاز قرار داده است .در نظر بسياري از مسلمانان جهان به ويژه مسلمانان خارج از منطقه خليج فارس عربستان جلوه گاه اسلام واقعي است و وهابيون به عنوان پرده داران خانه كعبه و جانشينان پيامبر اسلام از آن بهره برداري مي كنند .در طول سال ميليون ها زائر از سراسر كشورهاي اسلامي براي زيارت به اين اماكن متبركه مي آيند وهابيون افزون بر اينكه سالانه ثروت هنگفتي ازين راه به دست مي آورند با ايفاي نقش ميزباني مسلمانان و نگهباني حرمين شريفين براي خود اعتبار و امتياز كسب مي كنند و از القاب مانند «خادم الحرميين» ، «متوليان حرمين شريفين» و...استفاده مي كنند . حاكمان سعودي با استفاده از نام بيت الله الحرام و فريضه حج كانون ها و مؤسسات متعددي را تشكيل داده و از اين طريق استفاده تبليغي مي نمايند ، آنان نام وزارت خانه مستقلي به نام « حج » تشكيل داده اند كه وظيفه اساسي آن رسيدگي به مسايل حج و حجاج است وبايد همه علماء و دانشمندان وهابي ، آمادگي كامل براي بر گذاري مراسم داشته باشند و لزوماَ احكام و پرسش هاي شرعي حاجيان را بر طبق مذهب وهابيت پاسخ گويند و همچنين اداره حرمين شريفين ( مكه و مدينه ) از وظايف عمده وزارت حج وشئونات اسلامي است . اين وزارتخانه به طور منظم ، كتاب ها و مجلاتي را براي معرفي مكان هاي تاريخي و اعمال مذهبي مسلمانان طبق مذهب و هابيت چاپ و منتشر مي كند .درفصلنامة فرهنگ پويادرموردبعضي ازمؤسسات ونهاد هايي كه وهابيون ازآن هادر طول سال و بويژه درايام موسم حج ، براي تبليغ تفكر وهابيت استفاده مي كنند آمده است:گفتني است موسسات و نهادهاي متعددي مانند « مجلس الشوراي الدعوه و الارشاد » ، « المجلس الاعلي و الشئون الاسلامية » ، « رياسة شئون الحرم المكي و الحرم المدني » ، « دور الحج في نشرة الدعوة » ، « هيئة الامر با لمعروف و النهي عن المنكر » ، «الرسالة العالية لا دارة الهجره العلمية و االافتاء » ، « الجماعة الخيريه لتحفيظ القران االكريم » و « هيئة الكبار العلماء » زير نظر وزارت حج فعاليت مي كنند كه هريك به سهم خود با برپايي جلسات ، سخنراني ها در داخل و خارج ، تاليف كتب و چاپ و نشريات و توزيع واهداي آنان به ويژه در ايام حج ( ماه هاي ذي القعده و ذي الحجه) به وظايف خويش عمل مي كنند .(9)
2)استفاده از موسم حج
موسم حج يكي ديگر از ابزار هايي است كه وهابيت از آن استفادۀ تبليغي مي نمايد،موسمي كه در آن صد ها حاجي مسلمان از اطراف عالم جمع مي شوند مبلغان وهابيت با غنيمت شمردن اين گرد همايي مسلمانان از سراسر جهان در ايام حج ، نهايت تلاش خود را براي تبليغ وهابيت به كار مي گيرند و از اين موقعيّت به خوبي در نشر افكار خود سوء استفاده مي كنند .آنان مبلّغين زبان دان ر ابين حجاج مي فرستند، وبابحث علمي واهداي انواع كتاب ودعوت به مراكز علمي شان – اگر از شخصيت هاي علمي باشند- به تبليغ مذهب خود مي پردازند . آنان حتّي در بين حجاج شيعه و بويژه ايرانيان كتاب هاي فارسي بر ضدّ شيعه را در تيراژ بسيار بالا به طور مجاني توزيع مي كنند، كتاب هاي كه اهداف آنان را بسيار مرموزانه دنبال مي كند و از اين جهت در صدد تثبيت عقاعد خود وتخريب عقايد شيعه ومذاهب ديگر اسلامي است.اما بايد دانست كه عقايد پوچ وهابيان نه تنها به شيعيان تأثير نمي گذارد، بلكه ساير مذاهب اهل سنّت نيز از عقايد وعملكرد آنها بيزارند. نمونۀ شكست آنان را در ايجاد گروهاي انحرافي همچون طالبان و القاعده وفرجام آنان مي توان دريافت.علي اصغر رضواني مي نگارد:طبق اظهارات يكي از بزرگان ، در كشور تاجيكستان از سوي وهابي ها باغ بزرگي تهيه واز فرهنگيان جهت تدريس در محيط دانشگاه ومدارس اقدام به ثبت نام نموده وپس از يك دوره ي سه ماهه ، حدود 400نفر از برگزيدگان را به سوي عربستان برده ودر دانشگاه «الاسلاميّۀ» مدينۀ منوره طي دوسال دورۀ آموزش مباني وهابيت وراه مبارزه با فرهنگ شيعه ،آنان را به شهر هاي مختلف تاجيكستان وديگر كشور هاي آسياي ميانه اعزام كرده اند . مشابه به اين كار در آذر بايجان شوروي نيز انجام گرفته وحتّي اسم كساني را كه همنام ائمه(ع) بودند ، تغير داده وسپس آنان را براي ترويج افكار وهابيت به كشور مبدأ اعزام نموده اند.(10) وي مي افزايد: «فقط درايّام حجّ سال 1381 ،ده ميليون و685هزار جلد كتاب به 20 زبان زندۀ دنيا ، (غالباً بر ضدّ شيعه )توسط دولت سعودي در ميان زائران خانۀ خدا، توزيع شده است يكي از روحانيون سر شناس شيعه در منطقه ي قطيف كشور سعودي، در شب12رجب سال جاري(1382) در مكّۀ مكرّمه اظهار داشت:كتاب «للّه ثمّ للتاريخ» كه ضد شيعه است رابا كاميون هاي بزرگ در منطقۀ قطيف واحساء در ميان شيعيان به رايگان توزيع كرده اند. ».(11)
3) تحميل و اصرار عقيده
بسياري از مذاهب دنيا پيروان خود را از مطالعه و بررسي ديگران منع نموده و راه تحقيق و تفحص را مي بندد ولي اسلام عزيز است كه در اين قسمت دروازه ها را باز گذاشته و از گفتگو و تحقيق استقبال مي نمايد تا اگر كسي حرف براي گفتن داشته باشد بيايد مطرح نمايد و سخن با منطق و معقول برگزيده شود و در مقابل از تعصب و لجاجت و نشنيدن حرف و منطق ديگران به شدت مذمت نموده است چنانكه در قرآن مجيد مي فرمايد :« و اني كلمادعوتهم لتغفر لهم جعلوا اصابعهم في آذانهم و استغشوا ثيابهم و اصروا و استكبروا استكبارا»(12) خداوندا ! هر زمان آنان را دعوت كردم كه آنها را ببخشي انگشتهارا در گوش قرار دادند ، و لباس بر خويشتن پيچيدند ، در گمراهي خود اصرار ورزيدند ، و شديداً استكبار كردند.و كساني را كه اهل گفتمان و آزاد انديش و انتخاب گرند و به سخنان ديگران بدون تعصب و لجاجت گوش مي دهند و با خرد و بينش پذيراي سخن حق و منطقي اند را بشارت داده است . چنانچه قرآن كريم مي فرمايد : «و الذين اجتنبوا الطاغوت ان يعبدوها و انا بوا الي الله لهم البشري فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئك الذين هدهم الله و اولئك هم اولوالالباب».(13)
17- كساني كه از عبادت طاغوت اجتناب كردند و به سوي خداوند باز گشتند بشارت از آن آنها است ، بنا بر اين بندگان مرا بشارت ده .
18- كساني كه سخنان را مي شنوند و از نيكوترين آنها پيروي مي كنند ، آنها كساني هستند كه خدا هدايتشان كرده ، و آنها خردمندانند .
آيت الله مكارم شيرازي در تفسير نمونه آورده است :در اين آيات ، قرآن از روش مقايسه بهره گيري كرده ، و در مقابل مشركان معتصب و لجوجي كه سر نوشتي جز آتش دوزخ ندارند سخن از بندگان خاص و حقيقت جوي پروردگار به ميان آورده ، مي گويد : « بشارت باد بر كساني كه از عبادت «طاغوت» اجتناب كردند و به سوي خدا باز گشتند . »سپس براي معرفي اين بندگان ويژه مي گويد : « بندگان خاص مرا بشارت ده » .« آنها كه سخنان را مي شنوند ، و از نيكوترين آنها پيروي مي كنند » .« آنها كساني هستندكه خدا هدايتشان كرده و آنها خردمندان و صاحبان مغز و عقلند» .اين دو آيه كه به صورت يك شعار اسلامي در آمده ، آزاد انديشي مسلمانان ، و انتخاب گري آنها را در مسائل مختلف بخوبي نشان مي دهد .نخست مي گويد : « بندگان مرا بشارت ده » و بعد اين بندگان ويژه را به اين صورت معرفي مي كند كه « آنها به سخنان اين و آن بدون در نظر گرفتن گوينده بر مي گزينند » هيچگونه تعصب و لجاجتي در كار آنها نيست ، و هيچگونه محدوديتي در فكر و انديشۀ آنها وجود ندارد ، آنها جوياي حقند وتشنۀ حقيقت ، هر جا آن را بيابند با تمام وجود از آن استقبال مي كنند ، و از چشمۀ زلال آن بي دريغ مي نوشند و سيراب مي شوند .آنها نه تنها طالب حقند و تشنۀ گفتار نيك ، بلكه در ميان « خوب » و « خوبتر » و « نيكو » و « نيكوتر » دومي را بر مي گزينند ، خلاصه آنها خواهان بهترين و برترينند .آري اين است نشانۀ يك مسلمان راستين و مؤمن و حق طلب . (14)وهابي هاي متعصب (سلفي ها ) به طور كامل در نقطه مخالفت اين منطق عاقلانه و عادلانه اسلامي قرار دارند . آنها معتقدند بايد بر داشت خود را در مسئله شرك و توحيد بر ديگران تحميل كرد ، اگر چه از طريق تهديد به قتل و خونريزي و غارت اموال باشد كه اسنادش در كتابهاي بنيانگذار اين مذهب موجود است .آيت الله مكارم مي افزايد :وقتي به عالمان آنها مي گوييم اگر شما عالم هستيد ما هم عالم هستيم و بيش از شما درس خواندايم و كتاب نوشته ايم اگر شما مجتهد هستيد ما هم مجتهد هستيم علماي الازهر و حوزه هاي ديني دمشق و اردن و ساير بلاد اسلامي نيز مجتهدان بسياري دارد چه دليلي دارد كه ديگران مجبور باشند عقيده شما را در باب شرك و توحيد بپذيرند . مي گويند حرف همين است كه ما مي گوييم و اسلام همين است كه ما به آن رسيده ايم فراموش نمي كنيم در سال هاي نخستين كه زيارت خانه خدا مشرف شده بودم در مدينه منظره عجيبي ديدم كه مرا سخت در فكر فرو برد . گروهي بنام آمرين به معروف (از متعصبين وهابي) با ريشهاي بلند اطراف مرقد پيامبر اكرم ا گرفته بودند و هركدام شلاقي در دست داشتند و هركس به قصد بوسيدن مرقد پيامبر نزديك مي شد بر سرش مي كوفتند و مي گفتند هذا حديد هذا خشب و هذا شرك اين ضريح يك قطعه آهن و چوب بيش نيست و اين كار شما شرك است، و فراموش نمي كنم كه در زيارت خانه خدا رفته بودم جمعي را ديدم كه منبر پيغمبر را ببوسند و شرطه ها را كلافه كرده بودند . يك نفر كه ظاهراً از مامورين امر به معروف بود برخاست و اين جمله را گفت : و الله يجوز قتال هولاء بالسيف .تحميل فكر از سوي يك گروه اندك كه از نظر علمي رتبه پايين تر را دارند بر اكثريت مسلمين به هيچ منطقي سازگار نيست ولي سلفي ها معتصب از بد ترين روشها براي تحميل عقيده خود استفاده مي كنند و اين جاي تأسف است . (15)وهابيت حتي دركتب كه برضدبعضي ازفرق ومذاهب اسلامي نوشته اند الفاظ و كلمات ركيك وزننده وعبارات شديداللحني رابه كاربرده اندكه حاكي ازتحميل افكارواصرارعقيده وتك روي اين گروه است.آيت الله مكارم درجاي ديگرآورده است:متعصبان وهابي اخيراً كتابهاي در ردّ بعضي از مذاهب اسلامي نوشته و آنها را در ميان حجا ج پخش مي كند در حالي كه با ادبيات زشت و الفاظ ركيك و مشتمل بر انواع دروغها و تهمت ها و نسبت دادن شرك و كفر به ديگران است ، آنها در كتابها به مخالفين خود از القاب زشت و زننده استفاده مي كند مانند :
در يك جا مي گويد : ايها المشرك( شرح كشف الشبهات ص 77 )
در جاي ديگر مي گويد : اعداء الل (همان ص 79 )
در جاي ديگر : للمشركين شبهة آخري (همان ص 109 )
در جاي ديگر : هوالمشركين الجهال ( همان ص 120 )
در جاي ديگر : اعداء التوحيد ( همان ص 65 )
در جاي ديگر: يك نفر عامي بي سواد بر هزار نفر از علماي مشركين (مسلماناني كه معتقد به شفاعت هستند) غلبه پيدا مي كنند(همان ص68) (16)اخيرا كتابي بعد از پيروزي انقلاب اسلا مي ايران به نام « جاء دورالمجوس» منتشر شده است . در آن كتاب آمده است : خطر حاكمان تهران براي اسلام بيشتراز خطر يهوديها است وما از آنها خيري انتظار نداريم .در ادامه مي نويسد : «مابه خوبي مي دانيم كه آنها به زودي با يهوديهاي اسرائيل هم دست مي شوند وبامسلمانهامي جنگند».(17)
4) استفاده از درآمد نفت
اقتصاد يكي از ابزار هاي مهمي تبليغاتي است زيرا در طول تاريخ كساني بوده است كه با استفاده ازپول وثروت چنان دستگاه تبليغاتي راه انداختند كه انسان هاي زيادي به راحتي از حق چشم پوشيده و در دام اين شيادان گرفتار واسير ماديات شان شدند. سرزمين عربستان داراي ذخاير عظيم نفتي در جهان است بطوري كه تا سال 1984 م 8/168 ميليارد بشكه برآورد شده بود و با توليد روزانه 11 ميليون بشكه نفت در روز ،به اين كشور در داخل سازمان اوپك ودر ميان توليد كننده گان نفت جهاني قدرتي داده است .اين قدرت عظيم مالي امكانات اقتصادي گسترده اي در اختيار وها بيان قرار داده و اين منطقه با جمعيت نسبتا كم خود، تا كنون توانسته است مبالغ هنگفتي در سال صرف كمك به كشور هاي ديگر و نهاد هاي بين المللي كند واز اين طريق ، بر تبليغ اعتقادي و نفوذ واعتبار سياسي خود بيفزايد .حامد الگار در كتاب وهابي گري در بارۀ مهم بودن اين ابزار ميگويد :دو مطلب : نخست آنكه وهابيگري در تاريخ كاملاً طولاني و پر بار انديشه اسلامي جايگاه ويژه اي ندارد اين جنبش كه ازاصالتي عقلاني بر كنار بود اين نيك بختي را داشت كه در شبه جزيره اي عربستان ( هر چند در نجد نقطه اي نسبتاً كوچك و دور افتاده درين شبه جزيره ) و در نتيجه در نزديكي حرمين ، مركز اصلي جغرافيايي جهان اسلام پديدار شود و سرنوشت پشتيبا نان سعودي آن اين بود كه در سده بيستم به ثروت عظيم نفت دست يابند كه بخشي از آن صرف تلاشهاي برا ي تبليغ وهابيگري در جهان اسلام و فراسوي آن شود . اگر اين دو عامل نبود وهابيگري بصورت جنبش فرقه گرايانه اي كم اهميت و ناپايدار به تاريخ سپرده مي شد اين دو عامل تا حدي تناسب با گرايش هاي ديگري در جهان اسلام موجب دوام به نسبت زيادي وهابيگري شد .(18) فراواني در آمد نفت عربستان كه تا حدود 11 ميليون بشكه نفت در روز است و نبود نظارت قانوني بر چگونگي خروج آنان سبب شده است حاكمان آن كشور با گشاده دستي كامل ، ثروت ملي كشور را در راستاي منافع خويش به مصرف برسانند و بوسيله آن در درجه اول كشورهاي عرب و مسلمان و سپس ديگر كشورهاي نيازمند جهان را به سوي خود جلب و از آن طريق اعتبار بين المللي براي خود كسب نمايد . و با ايجاد صندوق سعودي براي توسعه كه در سال 1974 تاسيس شد وامهايي با بهره كم در اختيار اعراب و كشورهاي آفريقا ، آسيا و امريكا لاتين كه بيشتر اين كمك ها نصيب كشورهاي عرب و كشورهاي مسلمان و وهابيت خيز مانند پاكستان و غيره شده است . در كتاب چالش هاي فكري وسياسي وهابيت آمده :« كل ميزان كمكهاي خارجي عربستان كه در سال 1978 نزديك به1ميليارد و500 ميليون دلار بود،درسال1980 به 3 ميليارد و30 ميليون دلار رسيد».(19)حاكمان وهابي مثل رهبر شان محمدبن عبدالوهاب كه ازفقر مردم در ترويج تفكرات خويش سوء استفاده نمود با دادن اين كمك ها افزون بر اين كه توان اقتصادي خود را به نمايش مي گذارد به جلب حكومتهاي كوچك و گاه فقير منطقه مي پردازند به گونه اي كه در برخي موارد وا بستگي اقتصادي رژيم هاي كم درآمد به عربستان ، پيروي سياسي ونظامي آنها را هم در پي دارد ، بهترين نمونه اين رابطه ، روابط عربستان با يمن شمالي و بحرين است . لذا درآمد نفت يكي از ابزار هاي مهم تبليغ وهابيت در جهان به حساب مي آيد .در اين قسمت ، علي اصغر رضواني به بخشي از فعاليت هاي تبليغي وهابي با بهره گيري از درآمد نفت ، تنها در مدت يك سال آماري را بدين شرح ارائه مي دهد :
1- فعاليت 500 مبلّغ در موسوم حج سال 1417 هـ . ق.
2- دعوت از 1000 چچني به عنوان ميهمان در سال 1417 هــ . ق .
3- دعوت از 1400 حاجي از آسياي ميانه به عنوان ميهمان در سال 1418 هـ . ق .
4- تاسيس كتابخانه در دانشگاههاي چين .
5- تبليغ وهابيت در كنفرانس هاي جهان .
6- 2000 مبلغ و 290000 فعاليت تبليغي در مدت يك سال .
7- 5200000 فعاليت تبليغي در عربستان در سال 1418 هـ . ق .
8- 300 جلسه درس د يني در مساجد بحرين در ماه صفر 1418 هـ . ق و 3650 سخنراني و درس ديني و نشر 41176 نسخه نشريه هاي ديني در سال 1417 هـ . ق .
9- 3789 مورد فعاليت تبليغي و پخش 11698 نسخه از نشريه هاي گوناگون دردبي .
10- 1418 سخنراني و موعظه ونشر 13715 نسخه نشريۀ ديني در قطر .
11- 6000 فعاليت تبليغي در فجيره امارات در ماه رمضان 1418 هـ.ق .
12-165296 مورد فعاليت هاي تبليغي در سال 1417 هـ.ق در پاكستان .
13- اعزام مبلغ در افغانستان ، ايران ،هند ، نپال ، موريتاني ، بريتاني ، پاريس وهلند .
14-12990 فعاليت تبليغي در بريتانيا در سال 1417 هـ.ق كه شامل 10800 درس علمي در مدرسه ها ، زندانها ، بيمارستانها و ... بوده است .
15-دورۀ آموزشي براي مبلغان اندونيزي .
16-دورۀ آموزشي براي طلاب تاتارستان .
17-دوره فشردۀ عربي براي روساي جمعيت ها ومراكز اسلامي ونزوئلا .
18- دورۀ فشرده براي مبلغان امريكاي لا تين در آرژانتين .
19- دوره براي مبلغان قزاقستان .
20- دوره براي مبلغان در كنيا .
21- بر پا يي همايش مبلغان در تا يلند .
22- بر پا يي همايش مبلغان در سنگال .
23- بر گذاري دوره اي براي ائمه جماعات ومبلغان در غرب آفريقا .
24- بر گزاري دوره اي براي ائمه جماعات و مبلغان در قرقيزستان .
25- بر گزاري دوره اي براي ائمه جماعات ومبلغان در آمريكا .
26- برگزاري دوره اي تربيت مبلغ در اكراين .
27- تاسيس دانشسراي تربيت مبلغ در چچين .
28- ديدار دبير كل «رابطه العالم الاسلامي » با مسئولان سياسي كشور ها .
29- رسيدگي به مسجد هاي بوسني .
30- ساخت 104 مسجد در فلپين .
31- ساخت وترميم 90 مسجد دربوسني .
32- سهيم شدن در ساخت 1359 مسجد در جهان . .
33- كمك به 300 مسجد در بلژيك .
34- برگزاري دوره اي تربيت مبلغ در روسيه .
35-فعاليت در دانشگاه مسكو .
36- اعطاي بورسيه تحصيلي به 34 كشور .
37- ايجاد دانش سراي علوم عربي و اسلامي در توكيو .
38- 3891 دانشجوي فارغ التحصيل از دانش سراي علوم اسلامي و عربي اندونزي .
39- به راه انداختن كاروانهاي تبليغي كردستان عراق .
40- كمك رساني به 100000 پناهنده آذر بايجاني .
41- چاپ 321000 نسخه كتاب براي بوسني .(20)
محمد حسين ابراهيمي در كتاب تحليل نو بر عقائد وهابيان دراين رابطه مي نگارد :«بعد از فوت شيخ عقيده وآراي او با حمايت و پشتوانۀ سياست هاي داخلي وخارجي به گونۀ ترويج وتبليغ شد كه در زمان حاضر بسياري از حاكمان فعلي عربستان و بر خي از عالمان ديني و قضات شرعي در عربستان از او پيروي مي كنند و بر خي كشور هاي ديگر اسلامي از قبيل پا كستان و بر خي از مردم حاشيه نشين ايران و افغانستان نيز تحت تأثير اين عقايد قرار گرفته اند . وهابيان اين مسلك را در كشور هاي اروپايي و آمريكايي وقارۀ آسيا با سا ختن مسجد و كتابخانه و نشر قرآن كريم و اعزام مبلغان ديني وامثال آن گسترش مي دهند».(21)
5) انتشارات ضد شيعه
يكي ديگر از راه هاي تبليغي وهابيون انتشار و پخش كتب حاوي اعتقادات و تفكرات وهابيت وضد شيعي است كه مبالغ هنگفتي از ذخاير نفتي را دراين مسير به مصرف مي رسانند و كتب مذكور را كهبه زبان هاي مختلف دنيا چاپ شده است پخش نموده واز موسم حج ، استفاده براي رسيدن به اهداف شان از اين طريق استفادۀ قابل توجهي را ميبرند .جعفر مرادي يكي از كار شناسان بحث فرقه ها ونحله هاي اسلا م چنين مي گويد : از زمينه هاي عمدۀ تبليغي وهابيت ، استفاده از موسم حج است . آنها افراد منا ظره كنندۀ فراواني را تربيت نموده اند تا شبهات وهابيت را به زبا نهاي مختلف وچهره به چهره براي حاجيان كشور ها توضيح دهند وكتب وجزوات فراواني به شكل هديه به مردم ميدهند و آرام آرام حاجيان را در سايۀ انحرافات خود شان در مي آورند ، كه برخي آمار در اين زمينه تكان دهنده است ، مثلا در حج سال 1381 ده ميليون و ششصدو هشتادو پنج هزار جلد كتاب (كه اغلب ضدشيعي هستند) به 20 زبان دنيا در بين حاجيان رايگان توزيع شده است .(22) بر خي كتب كه وهابيون عليه شيعه مي نويسند با تيراژ بسيار بالاي چاپ ، ودر كشور ها ي ديگر پخش مي نمايد ، چنانكه علي اصغر رضواني اورده است : يكي از روحانيون سر شناس شيعه در منطقه قطيف كشور سعودي در شب 12 رجب سال 1382 در مكه معظمه اظهار داشته است كه اخيرا كتابي عليه شيعه نوشتند به نام «لله ثمّ تاريخ» و آن را در تيراژ بالايي چاپ وپخش كردند به طوري كه با كاميون هاي بزرگ در منطقه قطيف و احساء در ميان شيعيان به رايگان توزيع كردند و همين كتاب در سال 1380 در يك صد هزار تيراژ چاپ و آن را در كشور كويت توزيع كردند كه يكي از معتمدين آن جا نامه اي به پادشاه كويت نوشت وگفت :اگر اين كتابها توزيع شود كويت به لبنان ديگري مبدل خواهد شد .(23) همانطوري كه ذكر شد كتاب ديگري به نام « جا ء دورالمجوس » (زمانه مجوسيان آمد) را شخصي به نا م عبد الله محمد قريبمصري نوشته است كه در اين كتاب منظور از مجوس ايرانيان هستند ودر اين كتاب آمده است كه انقلاب امام خميني مجوسي وغير اسلامي است . آنها عربي بودن را مساوي با اسلا م ميدانندو بعد ادامه مي دهد :« اين انقلاب كسروي است ومحمدي نيست».آنها شيعيان را پيروان كسروي مي دانند (كسروي يك ديگر انديش منحرف با عقايد موهوم بود كه خودش با عقا ئدش به درك واصل شد ).(24) وهمين طور كتاب هاي تهاجمي ديگري نوشته شده وبلا فاصله به فارسي ترجمه وبه حا جيان فارسي زبان هديه مي شو د .در ماهنامه خبري شيعيان جهان به نقل از آيت الله نوري همداني آمده است : «وهابيت به منظور براندازي شيعيان وتضعيف عقايد آنان پنج هزار كتاب در نقد شيعه منتشر كر ده است ودر مو سم حج سال 1381 بيش از يك ميليون نسخه كتاب بر ضد شيعه ميان حجاج توزيع كرده است» .(25)
6) در انحصار قرار دادن مراكز انتشاراتي و كتابخانه اي
هر كشوري كه متشكل از مذاهب مختلف و قوميت هاي گونا گون با شد با يد تمام آنها جهت پيشرفت و شكوفايي وكشف حقائق ،از حقوق اسلامي و شهروندي خويش بر خوردار بوده تا بتوانند ازادانه ابراز نظرو تبادل افكار نمايند زيرا قبضه كردن گروهي خاصي ومحروم كردن ديگران ،دور از عدالت اجتماعي ودستورات اسلامي و حقوق بين المللي است .در كشور عربستان فعلي متأسفانه اين امر رعايت نشده وتمام مراكز انتشاراتي ورسانه اي منحصرا در اختيار گروه حاكم (وهابيون) قرار دارند وديگران در ازنزوا ومحروميت قرار گرفته اند بطوريكه حتي حق هر گونه تحقيق وپژوهش كه به نفع جر يان حاكم نباشد ممنوع و حتي مجرم شناخته مي شود واز اين طريق عقايد و انديشه هاي ديگران را تضعيف وعقايد وهابيت را تبليغ مي نمايند .عباس جعفري مي گويد:« حكّام وهابي آل سعود تمام امكاناتي را كه از استخراج بي حد وحساب نفت به دست مي ايد در راه تبليغ حكومت استبدادي سعودي وآئين منحرف وهابيت بهره مي گيرند .مهمترين مراكز فرهنگي ورسانه اي (راديو، تلويزيون و مطبوعات) تلاش در معرفي نظام حكومتي آل سعودو آيين وهابيت به عنوان بهترين تشكيلات اداري و مذهب مورد علاقه مردم و هماهنگ با قرآن وسنت نبوي است» .وي مي افزايد: « هر گونه تحقيق وپژوهشي كه با اين بر نامه ها همسو باشد ، تهيه ، تنظيم ، منتشر ، نگهداري وتبليغ مي شود وهر گونه تحقيق وتاليفي كه موافق با مذهب ديگران (به ويژه مذهب تشيع اماميه) باشد انحراف از دين وبدعت وكفر معرفي ومردم را از نزديك شدن به آن منع مي كنند» .(26) در اين قسمت برخي از آن مراكز انحصاري بطور اختصار آورده مي شود:
الف )كتابخانه ها
در كشور وهابي نشين عربستان كتابخانه هاي زيادي با ارقام بالاي ازكتب وجود دارد اما متأ سفانه وهابيت ازاين كتاب خانه ها استفاده انحصاري مي كنند اما وقتي مراجعين از كتابخانه هاي شيعه باز ديد مي كنند كتب اصلي ودسته اول ساير فرق مسلمين حتي وهابيت به وفور به چشم مي خورد وبدون هيچ محدوديتي در اختيار همگان قرار مي گيرد اما اگر يك مُراجع شيعي ويا يك محقق در باره شيعه پژوهشي داشته باشد وبه اين كتاب خانه ها مراجعه كند كتب ومنابع اصلي ودسته اول شيعي را پيدا نخواهد كرد و يا اگر پيدا شود به صورت تحريف شده وناقص خوا هد بود .علي محمدي آشناني در كتاب شناخت عربستان به برخي از اين كتابخانه ها اشاره اي دارد و چنين مي نگارد : تعداد كتابخانه هاي عمومي عربستان در سال 1410 به 60 عدد افزايش يافت و در حال حاضر بيش از يك ميليون جلد كتاب در اين كتابخانه ها موجود است . مهمترين كتابخانه هاي عربستان عبارتنداز:
1- كتابخانۀ شوراي انگليس : در سال 1970 تأسيس شد و داراي 9000 جلد كتاب و 59 مجلۀ دوره اي است .
2- كتابخانۀ فرهنگي.
3- كتابخانۀ انجمن ادارۀ عمومي : در سال 1962 تأسيس گرديد و داراي 050/770/1 جلد كتاب عربي و انگليسي ، 669 مجلۀ دوره اي و 951 نشريۀ دولتي است .
4- كتابخانۀ دانشگاه اسلامي : در مدينۀ منوره ، در سال 1961 تأسيس شد وداراي 000/334 جلد كتاب ، 26000 ، 897 پايان نامه ، اسلايد و ميكروفيلم است .
5- كتابخانۀ عمومي ملك عبدالعيزيز : در سال 1985 تأسيس شد وداراي 068/139 جلد كتاب [عربي] 293/22 جلد كتاب [اساسًا انگليسي] 872 مجلۀ ادواري [عربي و غير عربي] و داراي مجموعه اي از كتب تاريخي و كتب كمياب مرجع مي باشد .
6- كتابخانۀ دانشگاه ملك سعود : اين كتابخانه داراي 1 ميليون جلد كتاب ، 3000 نشريۀ ادواري ، 86000 نشريۀ دولتي و تعداد زيادي كتب خطي كمياب و مرجع است . و يك واحد مركزي با 14 واحد فرعي دارد كه سه واحد آن مخصوص دانشجويان دختر است . استفادۀ عموم از آن ، به شرط ارائۀ معرفي نامه آزاد مي باشد . در اين كتابخانه تعدادي كتب ايراني نيز موجود است كه اكثراً كتب شعر عمر خيام ، رودكي ، سعدي و حافظ مي باشد .
7- كتابخانۀ الحرم [مكه] با 6000 جلد كتاب .
8- كتابخانۀ مدرسة الحديث [مكه] .
9- كتابخانۀ اوقاف مدينه : كتابخانۀ عارف حكمت 6000 جلد كتاب ، و كتابخانۀ محموديه 2000 قرآن .
10- كتابخانۀ ملي ملك فيصل : در سال 1968 تأسيس شد و داراي 000/37 جلد كتاب به زبان عربي ، انگليسي و فرانسه است .
11- كتابخانۀ ملي ملك فهد : عمليات ساختمان سازي اين كتابخانه در سال 1406 هـ. ق. آغاز و با صرف مبلغ 8 ميليون ريال سعودي در سال 1409 هـ. ق. به پايان رسيد . مساحت كتابخانۀ ياد شده 58 هزار متر مربع است كه شامل 30 هزار متر مربع پارك و فضاي سبز و 28 هزار متر مربع بناي سه طبقه مي باشد .
اين كتابخانه در حال حاضر داراي تعداد 30 هزار مدرك و سند درباره تاريخ و توسعۀ كشور است و تا پايان محرم 1412 هـ. ق. نيز تعداد 332/275 سند در مخزن اطلاعات در بخشهاي اطلاعات عمومي ، كتابهاي مرجع الف و ب ، موجود بوده است . همچنين اين كتابخانه داراي 21064 نسخه اصلي مدارك و 2500 تصوير مدارك مي باشد كه در مناطق مختلف كشور نگهداري مي شود . در اين كتابخانه سكه هاي ضرب شده در دوران امويان ، عباسيان ، اشكانيان ، سامانيان ، غزنويان ، آل بويه ، فاطميان ، سلجوقيان ، ايوبيان ، ايلخانان ، مملوكيان عثماني و همچنين سكه هاي برنزي مربوط به دوران قبل از اسلام ساسانيان و بيزانسي نيز وجود دارد .گفتني است اين كتابخانه مجهز به سالن مدارك ، سالن كتب خطي و كمياب ، سالن سمعي و بصري ، سالن مركز اطلاعات و بخش جداگانه زنان مي باشد .
12- كتابخانۀ دانشگاه امام محمد بن سعود
13- كتابخانۀ سرويس اطلاعاتي سازمان ايالات متحده [جده] : داراي 2000 جلد كتاب و 65 نشريۀ ادواري است .
14- مركز اطلاعات سازمان استانداري عربستان سعودي
15- كتابخانۀ مسجد نبوي(27)
ب)مراكز انتشاراتي
وهابيت در كشور عربستان مراكز انتشاراتي زيادي در اختيار دارد كه بصورت فعال براي تبليغ وهابيت كار مي كنند . گفتني است كه قسمتي از فعاليت اين مرا كز اختصاص دارد به نشر كتب ضد شيعي وردّ عقايد مذهب شيعي در جهان وبخشي از فعاليت آن ها مربوط مي شود به نشر آثار وكتب پيشوايان شان مانند ابن تيميه ومحمد ابن عبدالوهاب وديگران ، اما بخش قابل توجهي اين مراكز پيرامون تفسير قرآن وسنت نبوي با داعيه منحصر بودن تفسير اسلامي از ديد گاه علماء آنان با استدلال در دست داشتن سر زمين وحي وتسلط بر حرميين شريفين مشغول فعاليت اند .عباس جعفري در مقالة تحت عنوان «فرقة وهابيّت و عملكرد آن درتاريخ معاصر» مي نويسد : بيش از 117 مراكز انتشاراتي و چاپخانه در زمينۀ چاپ وانتشار كتاب ومجله در عربستان تا سيس شده كه مهمترين آنها به شرح زير است :
1- دارابن الجوزي ، دمام .
2- موسسه اسام ، الرياض .
3- مكتبه الاوس ، المدينه .
4- مكتبة الباز .
5- دار الشروق للنشر والتوزيع ، جده .و غيره...بخش مهمي از كتاب ها منتشر شده به زبان هاي عربي ، انگليسي ، فارسي واردو است . در اين چاپخانه ها غير از كتب قديمي پيشوايان سلفي گري مانند ابن تيميه ، ابن القيم ، ابن كثير ، ومحمد ابن عبدالو هاب ، اختصاص به رد عقايد مذهب شيعه ودشمني وضديت با آن ، به ويژه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران دارد كه ناشران با دستور حاكمان وهابي با جديت بسيار ، آنها را به چاپ رسانيده ودر داخل وخارج عربستان در ميان مسلمانان وغير مسلمانان (بيشتر به صورت اهدايي ) توزيع مي كنند ويكي از مهمترين مسائل كه در در بيشتر اين كتابها به چشم مي خورد ونويسندگان وهابي آن را مطرح مي كنند منحصر دانستن تفسير اسلام وسنت نبوي به مركز وحي (حرمين شريفين) و علما وساكنان آن است وهر گونه عقيده و فكري را كه خارج از محيط حرمين در سراسر جهان مطرح شود باطل مي دانند . آنان با فرا خواني متفكران وجهان اسلام با در اختيار گذاشتن امكانات (كتابخانه وبودجه) در راه اين هدف تلاش مي كنند .(28)
7) استفاده از ابزار رسانه اي (مطبوعات ،راديو ، تلويزيون ، خبر گزاري ها و سايت ها)
يكي از ابزار بسيار مؤثر براي تبليغ واطلاع رساني ابزار رسانه است به ويژه در عصر كنوني كه درعصر ارتباطات قرار گرفته ايم اهميت اين ابزار بيش از پيش براي ما محرز و آشكار مي شود، حاكمان وهابي عربستان كه اين ابزار را در دست دارند براي تبليغ وگسترش مذهب وهابي بطور بسيار فعال عمل مي كنند .عباس جعفري در مقالة خويش در اين رابطه چنين مي نگارد :
1- مطبوعات: در كشور عربستان ،همه مطبوعات در داخل وخارج كشور به زبان هاي عربي وانگليسي با شمارگان بالا ، زير نظر دولت (وزارت تبليغات )وبا بودجه دولتي فعاليت مي كنند .در واقع رسانه ها باز گو كننده خط فكري وسياسي حاكم بر كشور هستند كه دولت آن را ترسيم مي كند . مهمترين روز نامه ها ومجلات عربي وانگليسي عبارتند :
الجزيره ، الرياض ، المدينه المنوره ، عكاظ ، اليوم ،البلاد ، الشرق الاوسط ، الحيات ، المجله ، المستقبل ، الندوه ،الدعوه ، المجتمع ، المسلمون ، اخبار العالم الاسلاميه ، اليمامه و .....
Saudi Business, Arabian sun, Newsfrom Saudi Avabia, Saudi economic Surrey , Saudi Arabia Business Week. .Arab News
2- خبر گزاري (داخلي وخارجي)خبر گزاري داخلي در سال 1970 م تاسيس شده است وبا عنوان عربي «وكاله الانباء السعوديه »وعنوان لاتين« S0P0A» فعاليت مي كند .- خبر گذاري اسلامي «I0P0A»- خبر گذاري خارجي رويتر و آسوشيتدپرس .
3- راديو و تلويزيون : راديو وتلويزيون عربستان در سال 1967 م راه اندازي شده است وزير نظر دولت به ويژه وزارت ا طلاعات ، قرار دارد وبه زبان هاي عربي ، انگليسي ، فارسي ، فرانسوي ، تركي و اردو در جهت سياست هاي فرهنگي ، سياسي كشور بر نامه هاي درون مرزي وبرون مرزي تهيه و پخش مي كند .فعاليت فرهنگي ، راديويي وتلويزيوني براي مردم آزاد نيست و تمام آنها طي فرماني از اظهار نظر مطبوعاتي ورسانه اي ممنوع شده اند ، ورود نشريات خارجي به دليل انتقاد از بر نامه هاي حكومتي سعودي ممنوع است و اعضاي حاكم بر كشور كه همگي از خاندان سعودي و وابستگان آنان هستند، به شدت بر برنامه ها ي رسانه نظارت دارند .(29)
4- سايت هاي فعال :بنا بر گزارش بعضي از سايت ها؛ وهابيت سايت هاي فراواني را براي تبليغ وهابيت در سراسر جهان راه اندازي كرده اند و آمار آن همچنان در حال افزايش است . در يكي از سايت ها با عنوان « پنج هزار سايت اينترنتي ابزار دست وهابيت » چنين آمده است:يك روزنامه الجزايري در گزارشي پيرامون تبليغ وهابيت و سلفي‌گري تكفيري بيان داشت: در حال حاضر بالغ بر 5 هزار سايت اينترنتي وجود دارد كه به ترويج نظريات و عقايد گروه تروريستي القاعده و مبارزات مسلحانه مي پردازند.اشاعه افكاربه نقل از خبرگزاري قرآني ايران (ايكنا)، اين روزنامه الجزايري در گزارشي از افزايش سايت‌هايي كه به ترويج و گروه تروريستي القاعده كه بر پايه فرقه وهابيت پايه‌گذاري شده‌است، پرده برداشت .در اين گزارش آمده‌است: «تاكنون 5 هزار سايت اطلاع رساني براي تبليغ اين گروه تروريستي و تشويق به انجام عمليات تروريستي يا به زعم آنها مبارزات مسلحانه و جهاد وجود دارد كه ازآن به عنوان دستاويزي براي مبارزه با آمريكا بهره مي‌برند .در ادامه بيان شده‌است: «مسئولان اين سايت‌ها كه خود را جهادگران سلفي مي‌نامند از اين حربه براي تبليغ وهابيت و عمليات تروريستي بر ضد مسلمانان استفاده مي‌كنند. اين در حالي است كه در سال 1998 تنها 12 پايگاه اينترنتي در اين زمينه وجود داشت اما پس از حواث يازده سپتامبر و افزايش روند فعاليت اين گروه، اين تعداد در سال 2005 به 4800 سايت و در حال حاضر بالغ بر 5000 سايت اينترنتي است .(30) حسيني قزويني در مجله پويا به نقل از ايت الله جعفر سبحاني مي گويد :«براساس جديدترين آمارچهل هزار سايت وهابي مشغول فعاليت عليه شيعه هستند».(31)
8)استفاده از دانشگاه ها
علم و دانش در دين مقدس اسلام جايگاه وي‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژه وبر جستة دارد و عالمان و دانشمندان ديني از احترام و جايگاه رفيعي بر خوردارند ، خداوند در قرآن كريم مي فرمايد : «يرفع الله الذين آمنوا منكم والذين اوتوا العلم درجات»(32) ‍ خداوند كساني از شما را كه ايمان آورده اند و كساني كه علم به آنها داده شده است درجات عظيمي مي بخشد .خداوند در اين ايه علم را در كنار ايمان قرار داده است كه حكا يت از مقام والاي علم دارد . در تفسير آمده است: اگرچه آيه در مورد خاصي نازل شده است ولي ، با اين حال ، مفهوم عامي دارد و نشان مي دهد آنچه مقام آدمي را نزد خدا بالا مي برد دو چيز است : 1- ايمان 2- علم (33) مراكز علمي ودانشگاه ها سرمايه ارزشمند جوامع بشري بوده و ترقي و پيشرفت بشريت مرهون علم ودانش است . لذا حديث معروف از پيامبر اكرم(ص) در بارۀ طلب علم ودنبال كردن دانش است : دنبال علم باشيد اگرچه در چين باشد ويا از گهواره تا گور دانش بجوييد . حضرت براي طلب علم نه بُعد مكاني مي شناسد ونه طول زماني ، يعني در هركجا ودر هر زمان دنبال علم ودانش با شيد .روشن است كه اين امتيازات زماني مصداق دارد كه علم مفيد با شد واز آن سوء استفاده نشود ودر انحصار كسي يا عدۀ نباشد .متاسفانه در عربستان ، مراكز علمي ودانشگاه ها انحصارا در خدمت جريان حاكم (وهابيت) قرار گرفته است واز آن به عنوان وسيلۀ تبليغي براي وهابيت استفاده مي شود .عباس جعفري براي معرفي برخي از آن دانشگاه ها ونوع فعاليت آن مي نويسد :
1- جامعه ام القري مكه الكرمه : اين دانشگاه در سال 1369ه.ق ابتدا به صورت دانشكده « الشريعه » تاسيس شد و در سال 1401 ه .ق با موافقت مجلس الوزراء به دانشگاه ام القرا تغيير نام داد .هدف از تاسيس اين دانشگاه آموزش زبان عربي و گسترش فرهنگ اسلامي براي برادران و خواهران است و در شهرهاي جده و طائف نيز شعبه دارد . دانشكده هاي « كلية الشريعة » ، « مركز البحوث العلمي » ، « احياء التراث الاسلامية»«مركزالبحوث النفسيه والتربويه »، « مركز ابحاث الحج» ، « المركز العالمي للتعليم الاسلامي » و « معهد تعليم اللغة العربية » زير نظر اين دانشگاه فعاليت مي كند . اين دانشگاه تاكنون كتابها و مجلات متعددي را چاپ و منتشر كرده است .
2- الجامعه الاسلاميه بالمدينة المنوره : اين دانشگاه در سال 1380 ه براي خدمت به جهان اسلام و كمك به آموزش و تربيت علماء ، خطبا و سلفيان مذهبي در مدينه تاسيس شد و تاكنون فعاليت هاي مهمي در زمينه چاپ و نشر كتاب و مجله انجام داده است .
3- جامعه الامام محمدبن سعود الاسلاميه : اين دانشگاه در سال 1394 ه- با هدف خدمت به جهان اسلام در زمينه بحث هاي اسلامي و گسترش و تبليغ آن در كشورهاي گوناگون تاسيس شد . دانشكده هاي مهم « كلية اللغة العربيه » ، « كلية اصول الدين » ، « كلية العلوم اجتماعيه » ، « المعهد العالي للقضاء » و « مركز البحوث » وابسته به آن هستند كه مجلات و كتابهاي گوناگون در زمينه اهداف خود چاپ و توزيع كرده اند .
4- جامعة الملك السعود : اين دانشگاه از سال 1398 ه . ق در زمينه اي مباحث تربيتي ،اقتصادي ، ادبي ، اداري ، بيمارستاني و ساير علوم فني مانند زراعت هندسه بنيان نهاده و آثارو تاليفاتي گوناگون به زبانهاي عربي و انگليسي منتشر كرده است .
5- جامعه الملك عبد العزيز : اين دانشگاه از سال 1405 ه . ق تاسيس شد و در زمينه مباحث اقتصادي و اداري و آداب و علوم انساني و زمين شناسي هندسه و مانند آن فعاليت مي كند از مهمترين مراكز علمي اين دانشگاه « مراكز ابحاث الاقتصاد الاسلامي » است كه تاكنون 207 كتاب و 20 نشريه مهم منتشر كرده و با « سازمان كنفرانس اسلامي » نيز همكاري دارد .(34)
9) استفاده از مراكز فرهنگي
در هر جامعة براي تبليغات واشاعه فرهنگ آن كشور مراكز فرهنگي آن نقش بارز و جايگاه بر جستة دارد ، وهابيت نيز داراي مراكز فرهنگي مهمي هستند كه براي اشاعة فرهنگ وهابيت ومقابله با عقايد وباورهاي ديگران همچون زيارت،دعا ، توسل ، شفاعت ، عزاداري و... از اين مراكز استفاده مي كنند.در فصلنامة فرهنگي – سياسي پويا به معرفي برخي از اين مراكز وفعاليت آنان چنين آمده است :
1- رئاسته ادارات البحوث العلميه و الافتاء و الدعوة و الارشاد ( هيئة كبار العلماء )، در ساال 1391 ه .ق بدستور ملك خالدبن عبدالعزيز فرماني خطاب به شيخ ابراهيم بن محمد آل الشيخ ( از نوادگان محمدبن عبدالوهاب ) صادر و قرار شد گروهي از علماء و دانشمندان وهابي عربستان گرد آيند تا ضمن بحث و بررسي ( بصورت گروهي ) و بدون توجه به مذاهب مشهورچهارگانه اهل سنت(حنبلي ،شافعي، مالكي وحنفي ) فتواهاي لازم براي احكام شرعي را صادركنند و مردم نيز موظف به پيروي از آن مي باشند و رياست اين اداره در سال 1395 ه.ق به شيخ عبدالعزيز بن باز ( آل الشيخ ) واگذار شد .
2- رابطه العالم الاسلامي : اين مركز در سال 1962م توسط ملك سعود در مكه گشايش يا فت وتا كنون 38 سال از تأسيس آن مي گذرد واز پرقدرت ترين سازمانهاي مذهبي در عربستان محسوب مي شود .
وظائف مهم مركز عبارتند از :آموزش هاي اسلا مي ، چاپ وتوزيع قر آن و وكتب اسلامي ، آموزش زبان عربي ، كمك مالي كشورها و اداره ها ومو سسه هاي خيريه در سراسر جهان .مجمو عه اي از مجامع و ادارات وا بسته به اين سازمان عبارتند از :
1- مجمع فقه اسلامي .
2-شوراي عالي جهاني مساجد .
3- مؤتمر (كنفرانس) تربيت اسلامي .
4- جمعيت اسلامي جوانان .
اين سازمان طي ده سال گذشته قريب يك ميليارد ريال صرف ساختمان بنا هاي اسلامي و ترويج اسلام سعودي نموده است ودولت عربستان مبلغ 35 ميليون ريال به سازمانهاي خيريه ،بيمارستانها ودرمانگاه ها درخارج از كشور و 20 ميليون ريال براي نشر ، حفظ قرآن كريم و ارشاد اسلامي كمك كرده است .
امروزه بيش از يك هزار مسجد و صدها مراكز اسلامي در سراسر جهان زير نظر اين سازمان مشغول فعاليت هستند . كمك هاي اين مركز در كشور هاي ديگر براي احداث 2 موسسه اسلامي ، 1259 مسجد و1069 مدرسه ، 200موسسه مذهبي ، 134 دانشگاه ، 41 درمانگاه ،76 بيمارستان و يك دانشكده جهان عرب در پاريس هزينه شدهاست . (35)
عباس جعفري در ادامه مي نگارد :
3- ساير مراكز و مؤسسات مذهبي : مؤسسات و سازمانهاي ديگري كه در عربستان به فعاليت هاي مذهبي – ديني و خيريه مي پردازند عبارتند از :
1- هيئة الامر بالمعروف و النهي عن المنكر
2- الجماعة الخيريه لتحفيظ القران الكريم
3- مجمع الملك فهد لطباعة المصحف الشريف
4- الندوة العالميه للشباب الاسلامي
5- المجلس الاعلي للشئون الاسلاميه (36)
10) استفاده از احساسات مردم و سر دادن شعار جهاد با كافران
ندايي خدا پرستي و خدا جويي در فطرت هر انساني وجود دارد امّا گاهي ممكن است در اثر پيروي انسان از هواي نفس و همدمي با شياطين انسي وجني به اين نداي فطري پاسخ داده نشود بلكه بجاي حق پرستي وخدا پرستي به شرك وچند گانه پرستي كشيده شود ، رسولا ن الهي امدند تا براي شكوفايي اين نداي فطري وبيداري وجدان انسان ها كمك نمايند وانسان ها را از ظلمت كفر وشرك وخود پرستي رهايي بخشيد ه وبسوي مكتب توحيد وخدا پرستي رهنمون باشند ، از زمان طلوع اسلام مسلمانان كه تحت تعاليم مكتب اسلام تربيت شده بودند با شرك وچند گانه پرستي وكفر وانكار حقيقت حساسيت داشته و براي مقابله با اين پديده از جان ودل برخاستند ودر اين راه ازهمه چيز گذشتند. وهابيت كه ازاين حساسيت مسلمين بخوبي آگاه بودند براي جذب وهمسو كردن مردم و نيل به اهداف شان از احساسات مردم با بكار گيري شعارهاي همچون جهاد با كافران ومشركان ، بدعت زدايي ازدين ودعوت به سوي اسلام حقيقي از ديد گاه وهابي استفاده كردند و هنوز اين ابزار را در دست داشته وانسان هاي زيادي را اين دام گرفتار مي كنند . در بعضي كتب شان صراحتا از اين گونه تعابير آمده است كه مشركان عصر ما از مشركان عصر پيامبر بد ترند .محمد ابن عبد الوهاب در باره مسلمانان هم عصر خود مي گويد:« وكثير من اهل الزمان لا يعرف من الآلهه المعبود ة الا هبل و يغوث ويعو ق ونسرا واللات والعزي و مناة ؟ فان جاد فهمه عرف انّ المقامات المعبودة اليوم من البشر والشجر والحجر ونحوها مثل شمسان و ادريس وابوالحديدة و نحو هم منها» ؛ (37) و بسياري از اهل اين زمان از خدايان پرستيده شده به جز هبل ويغوث ويعوق ونسر ولات وعزّي ومنات را نمي شنا سند . اگر فهم درستي داشتند مي فهميدند مقاماتي كه امروز پرستيده مي شوند ، از بشر ودرخت وسنگ ونحو اين ها از خورشيد وماه و ادريس وابو حديده ونحو اين ها ، از قبيل عبادت همان بت ها هستند .وي مي گويد :« شرك كفار قريش دون شرك كثير من الناس اليوم .(38) درجه كفار قريش بسيار پائين تر از شرك مردم امروز است» .درجاي ديگر مي گويد : «فاذا علمت هذا و علمت ما عليه اكثر الناس علمت انّهم اعظم كفرا و شركا من المشركين الذين قاتلهم النبي» .(39) هنگاميكه اين مطلب را دانستي و دانستي آنچه را كه اكثر مردم بر آنند، مي فهمي كه كفر و شرك افراد اين زمان بيشتر از مشركيني است كه پيامبر (ص) با آنان به قتال پر داخت . و ده ها تعابير از اين قبيل كه وهابيت از آن استفاده نموده اند و عقايد ديگران را سر كوب ومردود دانسته و عقايد خويش را تبليغ مي نمايند .حامد الگار مي نويسد :«ترجمة قران به زبان به زبان انگليسي به وسيلة محمد تقي الدين هلالي ومحمد محسن قابل ذكر است كه در سال 1994م در رياض چاپ واز طرف عبدالعزيز بن عبدالله بن باز مورد تأييد قرار گرفت . مترجمان ، علاوه بر مطالب ديگر ، در پايان ترجمة شان مي گويند : ما دريافته ايم بيشتر كساني كه به دين اسلام مي گروند معني واقعي نخستين اصل اسلامي يعني لا اله الااله ، محمد رسول الله را درك نمي كنند . آنجه در پشت اين تعبير زشت نهفته است مشرك شمردن اكثريت قاطع مسلمانان به وسيلة وهابيان است» .(40) سيد محسين امين دركتاب تا ريخچه ، نقد وبررسي وهابي ها مي گويد :وهابي ها مي گويند : مسلمانان بعد از ايمان كافر شدند و پس از يكتا پرستي مشرك گشتند يا اصلا موحد نبوده وايمان نداشته اند وازابتدا كافر بوده اند بلكه بدتراز كفار ! لذا كشتن آنها واجب وخون شان هدر ودارائي واموال شان حلال مي باشد وبنا بقولي مي توان كودكان آنهارا به بردگي گرفت .وبه گفتة صاحب خلاصة الكلام، وهابيان مسلمانان را ظرف ششصد سال يعني پيش از ظهور محمد ابن عبدالوهاب ، كافر ومشرك مي دانندو گويند مسلمانان در اين مدت بدعت ها گذاشته اند .آنها مي گويند : مسلمانان قبور پيامبران ، صالحان وديگر اشخاص معمولي كه برخي از آنها بد كار هم بوده اند ولي مسلمانان آنها را از اولياء الله مي دانند پرستش مي كنند ! وبه همين علت مسمانان همچون مشركين قريش اند كه بت هاي از سنگ و چوب را مي پرستيدند ويا فرشتگان و پريان را پرستش مي كردند وهمچون نصاري هستند كه عيسي ومادرش مريم را عبادت مي كردند .مسلمانان از مرده ها طلب حاجت وكمك مي كنند وآنها رات براي كشف مهمات مي خوانند واز آنان مي خواهند كه درحق شان شفاعت نمايند . آنها پيامبر را صدا زده و او را براي شفاعت نزد خدا مي خوانند و براي او نذر كرده وقرباني مي كشند و قبر او و ديگر پيامبران و صالحان را محترم مي دارند و گنبد وبارگاه بر آنها مي سازند و ضريح فراهم كرده وروي آن شال هاي پشمي مي اندازند و پرده ها وپارچه ها روي آنها مي كشند و چراغ روشن مي نمايند و بدور آنها طواف مي كنند چنانكه بت پرستان به اطراف بت ها مي گشتند وبرا ي ايشان نذر ها ميكردند و آذين مي بستند .مسلمانان براي اين زيارتگاه ها روز هاي ويژۀ قرار داده اند ودر آن روز خاص به طواف درو آن ها مي پردازند و آنها را بوسيده و قبر را مسح مي كنند وبه قصد تبرك از خاك آنها بر ميدارند و كنار آنها نماز مي خواندند بلكه مقابر را نماز خانه قرار مي دهند .مسلمانان به عزم زيارت اين مكان ها حركت مي كنند وروي كاغذ ها جمله هاي متضمن حاجت وتقا ضا بعنوان :« اي سرور من فلان حاجت مرا بر آور ....» وهمه اين كارها و اعملي كه مسلمانان در مقابل مشاهد مي كنند شرك است وعبادت صاحب قبر حساب مي شود .(41) اوليويه كاره مي گويد :«عقيدۀ تكفير وجهاد درسنت حنبلي به خوبي روشن است و عليه مسلمانان غير حقيقي ، فرق مختلف شيعيان افراطي وديگر افراد مرتد بسيار شديد است .مي دانيم كه بنا بر اعتقادات اخوان كه بطور غير مشروط معتقد به تعليمات عبدالوهاب وبالنتيجه ابن تيميه هستند ، كليه مسلمانان بجز خود آنها ، بخصوص اهل حجاز ، شيعيان احسا، كويت وعراق ، مسلمانان ماوراء اردن وسوريه هدف جهاد آنان به شمار مي روند» .(42)
11) اتهامات ونسبت هاي دروغين
اتهام ونسبت هاي دروغين وبكار بردن الفاظ زشت عليه ديگران به ويژه شيعه ، يكي از روشهاي ديگر وهابيون است تا از اين طريق وجهة ديگران را درعالم مخدوش وتصويري بدي از آنها در جهان ترسيم كنند كه اين وسيله را از آغاز پيداييش شان الي كنون مورد استفا ده قرار داده اند ، ديگران به ويژه شيعه را گاهي كافر ومشرك ، گاهي مرتد و بت پرست وبد تر از آن مي نامند .به عنوان شاهد علامه به نقل از رسالۀ تطهير الاعتقاد عن ادران الالحاد نوشته محمد بن اسماعيل يمني صنعاني ( معاصر محمدبن عبدالوهاب ) :« هرگاه سؤال شود كه قبوريون گويند : ما مشرك نيستيم و براي خدا شريك قرار نداده ايم و پناهندگي بر قبر اولياء و انبياء مشرك نيست »در پاسخ مي گوييم :« آنان به زباني سخن مي گويند كه در دلشان نيست اينان معني شرك را نفهميده اند چون تعظيم اولياء و كشتن قرباني براي آنها و امثال آن همگي شرك است و اين سخن شان فائده اي به آنها ندارد چون عمل شان سخن شان را تكذيب مي كند» .وي با مطرح كردن بحث جهل به شرك ادامه مي دهد : « فقها در باب ارتداد گفته اند : اگر شخصي سخني كفر آميز بر زبان براند اگر چه معناي آنرا قصد نكند ، كافر مي شود و اين هم خود دليل آن است كه آنها ماهيت اسلام و توحيد را درك نكرده اند ، پس كافرند ؛ آنهم كافر اصلي نه مرتد . و كسي كه شب و روز و آشكارا و پنهان و از روي ترس و طمع خدا را مي خواند مع ذلك سپس ديگري را نيز مي خواند، در پرستش خدا دچار شرك شده است» .(43) حسيني قزويني مي گويد :وهابيت در كتابي به نام الشيعة و التقريب كه چند سال جلو تر در عربستان سعودي نوشته شده ، مؤلف آن مباني وحدت و تقريب را مطرح مي كند و در پايان مي گويد : ما بايد با مسلمانها وحدت داشته باشيم ولي شيعه را مسلمان نمي دانيم ! اولين شرط تقريب با شيعيان اين است كه ثابت كنند كه مسلمان هستند ! شخصيت شماره دو علمي عربستان چندي پيش بطور رسمي اعلام گرد كه من فتواي دهم كه شيعيان به چند دليل كافر است :اول اين كه اينها قرآن را تحريف شده مي دانند ، دوم اين كه صحابه و سنت پيامبر را قبول ندارند، سوم به اهل بيت متوسل مي شوند، بنابر اين شيعيان عضو امت اسلامي نيستند. در عربستان يك هيئت عالي وجود دارد كه در راس آن مفتي اعظم عربستان است و ازين هيئت بطور رسمي اعلام كرده كه امكان تقريب با شيعه وجود ندارد همان گونه كه تقريب با يهود و نصارا براي ما امكان پذير نيست بر همين اساس است كه عبدالمالك ريگي در ايران شاخه نظامي وهابيت را ايجاد كرده و جنگ مسلحانه با نظام جمهوري اسلامي به عنوان مظهر حكومت شيعي و كشتن شيعيان را واجب و وسيله رسيدن به بهشت اعلام مي كند .زر قاوي – رهبر وقت شاخه نظامي وهابيت در عراق – دو ماه قبل از هلاكت ، رسماً اعلام كرد كه دشمن واقعي ما امروز امريكا و اسرائيل نيستند بلكه شيعيان هستند . در جنگ سي و سه روزه حزب الله لبنان با صهيونيسم، سه تن از رهبران فكري و ديني وهابيت فتوا دادند كه هرگونه مساعدت به حزب الله حرام است چرا كه اينها در حقيقت جسم شيطان هستند ! حتي دعا كردن براي پيروزي حزب الله را گناه كبيره دانستند .(44)عباس جعفري در فصلنامة پويا به نقل از علماي اهل تسنن مي گويد :محمد بن عبدالوهاب اگر مي خواست كسي را وهابي كند ، مي گفت بايد چند شهادتين را جاري كني ، اگر اين شهادت ها را به زبان مي آورد ، او را مسلمان تلقي مي كرد وگرنه گردنش را مي زد ! مي گفت بايد شهادت بدهي كه
1. كافر بودي وبا ورود به اين مذهب مسلمان شدي ؛
2. پدر ومادرت در حال كفر از دنيا رفته ان وحق استغفار براي آنها را نداري ؛
3. تمام علماي اسلامي به حال كفر از دنيا رفته اند و حق طلب مغفرت به آنها را نداري ؛(45)گاهي يك سري عقايد و افعال مضحك وبي اساس را به شيعه نسبت ميد هند كه هيچ احمقي اين كار ها را انجام نخوا هد داد واز اين رو ميخواهند چهره شيعه را در دنيا مخدوش ومنفور جلوه داده و عقايد خويش را در جهان تبليغ نمايند كه برخي از ان ها به عنوان نمونه ذيلا ذكر مي شود: شيعه اجازه مي دهد كه در اطراف مرقدهاي امامان شان طواف كنند و بجاي خانه خدا به حج شاهد مشرفه بروند و شيعه ها قرباني ها و نذورات خود را به پيغمبر و امامان خويش تقديم مي دارد . شيعه ها قبور پيغمبر و ائمه خويش را مسجد مي دانند و آنها را پرستش مي كنند همچون كعبه روبروي آنها به نماز مي ايستند .(46) يكي از اتهامات معروف شان اين است كه درميان عامه شان از دير زمان اين باور را رائج كرده اند كه تمام شيعيان هنگامي كه مراسم حج را به جا مي آورند هدفي پنهاني را در سر مي پرورانند و آن آلوده كردن كعبه مقدس با مدفوع انساني است ، در واقع چنين ادعا مي شود كه دست كم يك شيعه در چند دهه پيش به اين جرم اعدام شده است(47) جعفر مرادي در فصلنامه فرهنگ پويا آورده است :قفاري يكي از اساتيد دانشگاه هاي مدينه، در كتاب « اصول مذهب الشيعة الامامية » آورده است: امام خميني اسمش رادر اذان نماز ها داخل كرده است و حتي از اسم پيغمبر اكرم هم پيش انداخته است. پس اذان نماز در ايران بعد از اين كه (امام)خميني به قدرت رسيد در تمام استان ها وشهر هاي شان اين گونه است : الله اكبر الله اكبر خميني رهبر اشهد ان محمد رسول الله .(48)
12) نشر كتاب ها ي دروغين
يكي ازا بزار تبليغ وهابي ها نشر وانتشار كتاب هاي دورغين عليه مذاهب وفرقه هاي اسلامي است و براي تبليغ وپيشبرد اهداف شان ، دست به مقابله با كتب شيعه و برخي اهل سنت برده وبا حذف برخي عبارات ويا جابجايي بعضي كلمات اهداف شان را دنبال مي كنند. يكي از كارشناسان بحث فرقه ها ونحله هاي اسلام مي گويد: اولين روش وهابيت براي جذب نيرو و تضييع شيعه ، مبارزه با كتابهاي شيعه است . شيعيان بيش از همه مذاهب بلكه همه اديان به گفتمان و استدلال عقلي مي پردازد ، وهابيت كتابهاي را عليه شيعه در چاپخانه هاي اهل سنت به چاپ مي رسانند و با تهديدات فراواني در بين اهل سنت پخش مي كنند . عده اي متوجه اين قضيه مي شود اما دستگاه رسانه اي وهابيت آنقدر با بوق و كرناي قوي عمل مي كنند كه اين تك صداها به گوش جهانيان نمي رسد ، آنها همچنين در كتابهاي اهل سنت دست برده و آنها را بصورت تحريف شده چاپ و منتشر كرده اند .حمايت هاي مالي بسياري هم از اين گونه كتابها مي شود و در مواردي بسياري به چاپخانه ها هم كمك كرده اند تا اين كتابها را با قيمت ارزان در دسترس ديگران قرار گيرد . همين طور كتابها را خريده و بصورت رايگان به كتابخانه هاي بزرگ دنيا اهدا كرده اند تا كتابي كه در كتابخانه اهل سنت است تحريف شده باشد . به عنوان مثال تفسير روح المعاني شيخ محمد آلوسي را – با آنكه فردي شيعه ستيزه بود – پس از حذف تمام احاديثش كه رنگ و بوي مبارزه با وهابيت داشت ،چاپ كرده اند چون او رواياتي را نقل كرده كه مي تواند در تمجيد فضايل اهل بيت(ع) يا نقد تفكر وهابيت مورد استفاده قرار گيرد .كتابهاي ديگري در مكه چاپ شده است كه به شدت عليه شيعه است در بين كتاب نوشته شده : قال علي ابن موسي الرضا : نحن ابناء الله ، علي ابن موسي الرضا گفت : ما پسران خدا هستيم آدرس آن را هم اصول كافي ج 3 چاپ تهران ذكر كرده است . با مراجعه به اين كتاب مي بينيم از ريشه دروغ است در اصول كافي به نقل از حضرت آمده : نحن امناء الله ، ما امين هاي خدا هستيم اما وهابيان در مقام تحريف « م » را به « ب » تبديل كرده اند و نوشته اند : ابناء الله . وي مي افزايد : در ادامه اين تحريف ها ودست بردن درمنابع اسلامي ، كار ديگر آنها گزينش وخلاصه كردن كتاب هاست و دقيقا چيز هاي حذف مي شوند كه در تمجيد از اهلبيت عصمت وطهارت(ع)و يا دال برطعن نسبت به ابابكر وعمر وعثمان و خلفا هستند.(49) هم چنين بنا بر نقل بر خي از سايت ها وهابي ها كتاب هاي را به نام برخي از بزرگان شيعه مانند آيت الله مكارم شيرازي و آيت الله جعفر سبحاني و سيد عبدالها دي حسيني چاپ نموده اند ودر بين مردم توزيع كرده اند در حال كه اين بزر گوارا ن از ان اطلاعي ندارند .خانم ابراهيمي آورده است : « اخيرا وهابيان كتاب هاي را به نام علامه عسكري و آيت الله جعفرسبحاني چاپ ودرمدينه وبقيع توزيع مي كننددرحال كه اين بزر گواران صاحب اين تاليفات نيستند» .(50)
13)تحريف متون و تقطيع كتابها
يكي از ابزار هاي تبليغي وهابيان تحريف كتاب ها ومنابع حديثي و تفسيري و تاريخي مسلمانان است . اگر روايات و يا كلماتي كه در اين گونه كتابها بر ضد آنان آمده باشد آن را تحريف نموده و چاپخانه هارا سفارش به حذف آن نموده و ازمتن كتابها بر مي دارند به همين منظور با چاپخانه ها ارتباط بر قرار كرده وشريك مي شوند و كتابهاي تحريف شده را با قميت ارزان و يا بطور مجاني در بازار و اختيار مردم عرضه مي دارند.علي اضغر رضواني به نقل از محمد ديرثوي مي گويد:«تحريف وحذف احاديث از كارهاي دايمي و هميشگي وهابيان است؛ به عنوان نمونه ، نعمان آلوسي تفسير پدرش شيخ محمود آلوسي را به نام روح المعاني تحريف نمود ، و مطالبي را كه به ضرر وهابيان بود حذف كرد و اگر اين تحريف نبود تفسير او نمونۀ تفاسير محسوب مي شد».(51) آنان در برخي موارد اشتباهات و يا مناقب اهلبيت(عليهم السلام) را چنيني تحريف مي كنند كه بجاي كلمات حساس و سرنوشت ساز ، نقطه چين گذاشته و از پيش چشم خواننده بر مي دارد و يا كلمات را تغيير مي دهند تا معنايي ديگر از ان فهميده شود ويكي از شيوه هاي تحريف شان نيز تضعيف احاديثي است كه با عقايد شان سازگاري ندارد.(52) همچنين آنان به بهانه مختصر و مفيد كردن برخي كتابها ومتون اصلي دست به اختصار مغرضانه و گزينشي مي زنند و اين گونه حقايق را تحريف مي نمايند.
14) آتش زدن كتابخانه ها ومنابع علمي
فجيع ترين كار هاي كه وهابيت مرتكب شد و لكه ننگ آن را در پيشاني شان باقي گذاشت از بين بردن منابع و آتش زدن كتابخانه ها بود ، آنان كتابخانۀ بزرگ «المكتبه العربيه» را كه بيش از 60هزار عنوان كتاب گرانقدر و كم نظير و بيش از 40هزار نسخه خطي منحصر به فرد داشت كه در ميان آن ها برخي از آثار خطي دوران جاهليت و قرار داد يهوديان با كفار قريش بر ضد رسول خدا(ص) بود به آتش كشيد در اين ميان كه آثار خطي حضرت علي (ع) ، ابابكر، عمر، خالدبن وليد و طارق بن زياد و برخي از صحابه پيامبرگرامي (ص) و قران مجيد به خط عبدالله مسعود بود نيز تبديل به خاكستر شد .در همين كتابخانه انواع سلاح هاي رسول اكرم (ص) و بت هاي كه هنگام ظهور اسلام مورد پرستش بود؛ مانند«لات» و«عزي» و«هبل» نيز وجود داشت ازبين رفت. مورخان نقل كرده اند كه وهابيان اين كتابخانه را به بهانه وجود كفريات دران به آتش كشيدند وبا خاكستر يكسان كردند.(53)
15) فتواهاي شديد اللحن
علماءوهابيت بارها فتوا هاي بسيار شديد و تند را عليه شيعه صادر كرده اند ومذهب شيعه را يك مذهب دست ساخته يهودي ، مجوسي ومسحيت ومبتني بر يك سري احاديث جعلي وعقايد پوچ مي دانند آن را غير مسلمان وخطر ناك براي اسلام و غير قابل سازش ميدانند. فؤاد ابراهيم در اين رابطه در نشريه پگاه چنين مي گويد :اگر چه انشقاق شيعه وسني به تاريخ صدر اسلام و مسئله جانشيني پيامبر (ص) باز مي گردد ، ولي ابن تيميه نيز در اين جريان نقش مهمي ايفا كرد . وي پيشگام جدليون سني بود و اعتقادات شيعي را به شيوه نظام مند وبا شدت تمام مورد انتقاد قرار داد .علماي وهابي با الهام از آثار ابن تيميه شيوه وي را در اهانت و توهين به شيعيان در پيش گرفت، به واسطه تبعيت وهابيون از شيوه جدل ابن تيميه ، انشقاق و اختلاف مردم عربستان و بطور كلي مسلمين جهان عميق تر شدند . در دهه 1950 و 1960 م با تلاش علماي بر جسته اهل تسنن و شيعه اختلاف شيعه و سني كمرنگ تر شد و درين رابطه مجموعه نشست هاي در قاهره برگذار شد ، در حالي كه علماي وهابي موضع گيري اهل سنت و شيعيان براي مصالحه و سازش را به شدت مورد حمله قرار دادند . برخي از علماء وهابيت را به عنوان عامل اصلي انشقاق و اختلاف در جامعه اسلامي بر مي شمارند . برخي ديگر اين فرقه را تهديد براي اتحاد ملي عربستان و مسلمين سراسر جهان مي دانند . دكتر«محمدالباهي » انديشمند بر جستة سني معتقد است وهابيت شكاف بين شيعه وسني را عميق تر نموده كه اين امر تاثير منفي موضع گيري وهابيون را بر مي تاباند .(54) « يان ريچارد » معتقد است كه يكي از چيزهاي كه مانع همزيستي مسالمت آميزبين شيعه و سني بر شمرده مي شود وجودفرقه وهابيت و تفكر آنهاست. حميد عنايت نيز وهابيت را بزرگترين چالش شيعيان از صدر اسلام دانسته است.(55) دربين مردم عربستان نيز مواضع سياسي و ديدگاه وهابيون نسبت به شيعيان كه در آثار آنان منعكس مي شود مايه اي اختلاف و تفرقه برشمرده مي شود. فؤادابراهيم مي گويد:كتاب تبديد الظلام و تنبيه النيام الي خطر شيعه و التشيع علي المسلمين و الاسلام نوشتة يكي از جدليون بر جسته وهابي به نام « ابراهيم الجبهان » كه با هزينه نهاد مال ديني وهابي منتشر شد، نمونه اي از اين آثار تحريك آميز است . اين كتاب در اواسط دهه 1970م منتشر شد و پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 1979م در سطح گسترده داخلي و خارج از عربستان توزيع شد . تحصيلات نويسنده اين كتاب بسيار در سطح پاييني است وي از يك دانشگاه ديني فارغ التحصيل نشده و هيچ اثر ديگري نيز تاليف نكرده است . با وجود اين كتاب وي مورد استقبال جامعه وهابيون قرار گرفت و درخلال سالهاي 1988 1976م نه بار تجديد چاپ شد . هدف اصلي اين نويسنده نفي و تقبيح شيعيان است وي در اثر خود ادعا كرده است كه يهوديان در راستاي اهداف خود تشيع را بنيان نهاده است . (56)وي درمورد سطح علمي ونظرات اين جدلي(ابراهيم الجبهان) برجسته وهابي وهمچنين نظرات و آثار وبرخي ديگر ازعلماء و جدليون وهابي مي افزايد :الجبهان به خلاف مفهوم متعارف رافضي آنرا به معناي « كسانيكه اسلام را بطور كلي نفي مي كنند » تعبير نموده است. وي تشيع را به عنوان يك نظام عقيدتي مهم مبتني بر احاديث فاسد و بي اعتبار و مجموعه از انديشه هاي باطل و پوچ معرفي كرده است . از نظر وي تشيع مذهب جديدي است كه از فرقه هاي مجوس ، مسيحيت و يهوديت مشتق شده است و اين مذهب استبدادي و طاغوتي ، آفت و بلايي است كه توسط مراكز يهودي و فراماسونري ، ياوه گويان ، شيادان و احمقان ساخته شده است . آنان كه در مورد كفر و بي ايماني شيعيان ترديد دارند مانند شيعيان مجوسي هستند . در واقع اين انگ ها و نسبت هاي ناروا و بي پايه چيزي جز تكرار تهمت هاي عالم ضد شيعه مشهور ابن تيميه نيست . جدليون وهابيون با الهام از ابن تيميه همين تهمت ها را نسبت به شيعه روا داشتند . « محب الدين الخطيب » در مصر و «احسان اللهي ظاهر » در پاكستان از جدليون مشهوري بودند كه ادبيات جدلي وهابي را ترويج كردند . وهابيون در اواسط دهه 1950م به منظور منع از مصالحه و سازشي شيعيان و اهل تسنن و براي اثبات سازش ناپذيري شيعه و سني ،اثر الخطيب بنام « الخطوط العريضه » را منتشر و توزيع نمودند ، زيرا الخطيب در اين كتاب تشيع را ديني كاملا متفاوت با اسلام معرفي كرده بود . بدين ترتيب علماي وهابي هرگونه مصالحه و سازش شيعه و سني را نفي كردند .يكي از علماي افراطي و تندرو سعودي بنام شيخ بن جبرين با الهام از الخطيب در ين رابطه چنين مي گويد : « آنان كه هنوز در مورد رافضي بودن شيعيان ترديد دارند بايد اثر الخطيب بنام « الخطوط العريضه » و آثار « احسان اللهي ظاهر » و « غفاري » را در مورد عقايد و آراي شيعيان مطالعه كنند . شيخ بن باز ، مفتي اعظم عربستان سعودي نيز معتقد است تشيع ديني متفاوت و مجزا از اسلام است و همانگونه كه مصالحه اهل تسنن با يهوديان مسيحيان و بت پرستان امكان پذير نيست سازش شيعيان و رافضيان نيز غير ممكن است . (57)محمد خالد الحداس ، از اساتيد دانشگاه اسلامي مدينه درين رابطه مي گويد : وهابيون با شيعه سازش نمي كنند وچون اختلاف اين دو گروه از مباني و اصول ديني نشأت مي گيرد اين مصالحه بي پايه و اساس است .وهابيون بر اختلافات اساسي بين شيعه و سني تاكيد مي كنند و در آثار ضد شيعي آنان دو مقوله سبّ و رفض به عنوان مهمترين موضوعات تحريك آميز معرفي شده و معني رفض را نفي خلفاي سه گانه ، اصحاب و همسران پيامبر به ويژه عايشه دختر ابابكر و حفصه دختر عمر سب و نفي مشروعيّت خلافت خلفاي سه گانه مي دانند .(58) وهابيون افراطي شيعيان را دشمن مي پندارند و با آنان به مشابه يك دشمن رفتار مي كند در سال 1991م عبد الله بن عبد الرحمن الجبرين يكي از اعضاي وقت شوراي عالي علماء فتواي صادر كرد كه بر بناي آن شيعيان مرتد معرفي شده است و ريختن خون آنان را مباح و دانسته است وي در ژانويه 1994 م در پاسخ به سوالي در خصوص نماز شيعيان در مساجد سني فتوايي صادر كرد و طي آن تصريح كرد كه شيعيان دشمن هستند و به دليل دروغي كه به خدا بستند در جنگ با خدايند . وي در فتوايي ديگر همان سال در پاسخ به سوالي درباره نحوه برخورد با شيعيان در محل كار گفت : نشاندادن انزجار ، بيزاري و تنفر نسبت به آنها ضروري است و تلاش براي انقياد و سركوب آنها اولي است.(59)
16) اعمال تبعيضات داخلي
يكي از حربه هاي كه وهابيون براي تبليغ وهابيت استفاده مي كند اعمال تبعيض است كه اين امر ، در عربستان سعودي متأسفانه به شدت اعمال مي گردد و وهابيت ساير فرق به ويژه فرقه شيعه را در تنگنا و محروميت قرار دادند تا از اين طريق آنها مجبورشوند مذهب وهابيت را بپذيرند به عبارت ديگر استفاده از حق شهروندي بدون تمايز يك شيعه، در عربستان، منوط به اختيار مذهب وهابيت مي باشد . كه ما ذيلاً به برخي موارد آن اشاره مي نماييم :

الف )تبعيض دربُعد آموزش
يكي از تبعيضات كه در كشور عربستان بر عليه شيعيان از طرف وهابيون شديدا اعمال مي شود تبعيض در مدارس ودانشگاه ها است بطور كه روحيه آن هادايما با الفاظ وتعابير زشت معلمين وهابي شان دراذيت، ونظرات وآثار علمي شان قرباني تعصبات متحجرانه وهابيت مي شود .بهزاد احمدي در اين رابطه مي نويسد : از بعد آموزشي در مدارس و دانشگاه ها نيز درجات بالاي تبعيض قابل مشاهده است . دانشجويان شيعه از تعصب و خصومت آشكار اساتيد وهابي كه مرتباً آنها را به عنوان كفار ، مشرك يا رافضي مي خوانند در عذابند ، آنها در دانشگاها به سختي پذيرفته مي شوند و به عنوان كادر اجرايي يا آموزش استخدام در نمي آيند . در مقاطع تحصيلي تكميلي بخصوص در دانشگاهاي علوم ديني نظير دانشگاه محمد بن سعود يا دانشگاه اسلامي در مدينه دانشجوياني كه پايان نامه خود را عليه شيعيان بنويسد تشويق شده و پايان نامه هاي آنان را با هزينه دولت چاپ و منتشر مي شود.(60) در بعد آموزش ديني نيز وضعيت بسيار تبعيض آميز و طالبانه است رژيم سعودي آموزش ديني را از پايين ترين سطوح تا سطوح عالي آنچه در مراكز دولتي و چه در مراكز خصوصي تحت نظارت و كنترل خود دارد و روحانيون شيعه حتي اجازه ندارند كه به شكل خصوصي به آموزش آموزه هاي شيعه بپردازد . ازين رو بسياري روحانيون تحصيلات خود را در عراق يا ايران مي گذرانند و به عربستان باز مي گردند .(61)

ب) تبعيض از بُعد ديني و اعتقادي
در كشور تحت حكومت وهابيون عربستان آ زادي ديني و اعتقادي وجود ندارد به طور كه اقليت هاي مذهبي آن سرزمين ولو اصالتا مال همان مرزوبوم باشند نمي توانند مراسمات ديني و عنعنات مذهبي شان را بطور آزاد بر گزار نمايند . شيعيان عربستا ن كه حتي قبل از ظهور وهابيت بلكه از همان زمان طلوع اسلام در آن سرزمين ساكن بودند ، در زمان حاضراز آزادي ديني و اعتقادي برخور دار نيستند. نويسندگاني به نام هاي كراهام اي. فولر و رند فرانكه در مقالة تحت عنوان «شيعيان عربستان سعودي»مي نويسند : شيعيان عربستان سعودي به لحاظ مذهبي در معرض تبعيض ديني نظام مند رسمي و قانوني قرار دارند . آنها تنها شيعيان جهان اسلامندكه بطوررسمي مسلمان بودنشان انكارمي شود. در سال 1927 م علماي رده بالاي سعودي فتوايي صادر كردند كه دليلي بر كافر بودن شيعيان داشت يعني محكوميت آنان به عنوان افرادي مرتد و كافر ، كه سطوح مجازات مرگند . اين اعلاميه بيان مي كرد كه شيعيان حق ندارد اعمال ديني شان را بجا آورد و اگر اين تحريم را زير پا بگذارند بايد از سرزمين مسلمانان تبعيد شوند .در سال 1991م يك عالم رده بالاي شان بنام بن جبرين با صدور فتوايي دوباره بر كافر بودن شيعه تاكيد كرد با صدور چنين حكمي كشتن آنان از لحاظ فقهي غير مشروع نخواهد بود .(62) در جاي ديگر مي افزايند :به گفته شيعيان آنان اجازه ندارند هيچ نوع آثار نوشته شده اي مذهبي در باره تشيع در اختيار داشته باشند و در صورت تلاش براي وارد كردن چنين آثاري باز داشت مي شوند . اذان به شكل شيعي اش مجاز نيست و بايد به روش سنيان مطابقت داده شود . پليس اخلاقي ( مطوعين ) اغلب در خيابانها براي شيعيان ايجاد مزاحمت مي نمايند . خوردن غذاي شيعيان در مراسم بزرگداشت روز عاشورا بطور رسمي براي سني ها ممنوع است . و وهابي هاي افراطي گوشتي را كه شيعيان ذبح كرده باشند نمي خرند چرا كه آنرا « نجس » مي دانند . بر اساس عرف وهابي ، مردان شيعي نمي توانند با زنان سني ازدواج كنند .(63) مهدي بهرام شاهي در نشريه پگاه آورده است :«در سال 1927 م علماي وهابي فتواي صادر كردند كه به موجب آن شيعيان ملزم مي شدند اعتقاداتشان را ترك نموده و به وهابيت بگروند ، پس از صدور اين فتوا اقدامات خشونت آميزي عليه شيعيان صورت گرفت و وهابيون تلاش كردند حسينيه ها و مساجد را بر چينند و لي به علت پايداري و مقاومت شيعيان تلاش وهابيون ناكام ماند»(64) .وي در ادامه مي نويسد : اسما عيليه ها مصمم شدن مانند شيعيان اماميه شرقي عربستان مراسم سوگواري شهادت امام حسين(ع) را بطور علني بر گذار كنند كه اين تصميم واكنش حكو.مت وهابيون را در پي داشت اين حركت اسماعيليان با تشديد فعاليت هاي تبليغي وهابيون در منطقه مقارن بود ، وهابيون تمام تلاش خود را بكار گرفتند تا اسماعيليان را به كيش خود در آوردند ، به علت نا مناسب بودن شرايط جامعه عربستان براي فعاليت گروهي و اجتماعي شيعيان نتوانستند به طور رسمي خود را سازماندهي كنند. بنا بر اين علت اتخاذ اين رويه نبود آزادي بيان وعقيده در كشور عربستان است.(65) ور نر در كتاب جامعة شيعة نخاوله در مدينه منوّره مي نويسد :يكي از علماي وهابي به نام ناصر بن سليمان العمر در بارة وضعيّت شيعيان در عربستان وفعاليت شان گزارشي را براي عبدالله بن باز تهيه كرده ودر آن مي نويسد : حضرت شيخ عبدالله بن باز (حفظه الله) وحضرات گرامي اعضاي كبارالعلماء سلام عليكم .به استناد حديث نبوي «الدين نصيحة» بر خود واجب مي دانم در اين ياد داشت شما را نسبت به رافضيان وفعاليت هاي آنان و اهداف پنهان وخطر ناك شان با خبر سازم .سروران : من اين حقايق را در اختيار شما مي گذارم و شما خود مي دانيد براي برائت ذمّه وكمك به مسلمانان چگونه عمل كنيد آشكار است :
الف - چراغاني ، نصب پلاكارت ،بر گزاري سخنراني ، توزيع شيريني در حسينيه هاي قطيف و احساء به مناسبت هاي خاص مانند عيد غدير يا تولد اين امام و آن امام .
ب- ساختن حسينيه و گذاشتن بلند گو ها در آن .
ج- بيشتر رافضيان هنگام حضور درمسجد نبوي كتا بهاي متعلق به مذهب خود را به همرا داشته ودر آن جا مي خوانند .(66)بهزا د احمدي در مقالة با عنوان «جامعه شيعي در عربستان سعودي » مي نويسد :در حال كه عربستان بيش از 37850 مسجد دارد و تاكنون بيش از1600 مسجد در سراسر دنيا ساخته است شيعيان عربستان حق ندارد مسجدي براي خود بنا كنند و تاريخ ساخت محودو مساجد بوجود نيز به زمان حكومت عثماني ها باز مي گردد . علاوه بر اين بسياري از مساجد و حسينيه هاي شيعيان در شهرهاي مختلف شيعه نشين تخريب شده و شيعيان خانه هاي خود را بطور مخفي به مسجد و حسينيه تبديل كرده است . مساجد شيعيان در روزهاي مراسم مذهبي توسط پليس بسته مي شود و شيعيان حق ندارند ، در شهرهاي چون قطيف ، حتي مراسم جشن عروسي خود را در هتل ها يا اماكني عمومي برگذار كنند . (67)

ج) تبعيض فرهنگي
در نظام آموزش و پرورش نيز تعاليم وهابي بر شيعيان تحميل مي شوند آنها نه تنها اجازه تعليم تشيع را ندارند بلكه مجبورند آموزه هاي وهابي را كه مشتمل بر تقبيع رسمي و تحريم تشيع هستند فرا گيرند در درس تعليمات ديني كه بخش مهمي از برنامه آموزشي مدارس از دوره ابتدايي تا دبيرستان است تنها وهابيت تعليم داده مي شود و تشيع آشكارا حتي در مناطق شيعه نشين محكوم مي گردد . كتب درسي ديني بر عقايد متحجرانه وهابي تاكيد مي ورزند و آن دسته از عقايد اعمالي را كه با وهابيت ناسازگار باشد كفر و شرك مي خوانند .مدارك زيادي گواهند كه بر خي از دانش آموزان بويژه دختران نوجوان بر اثر تبليغات مذهبي ضد شيعي دست از تشيع كشيده اند از اين روست كه شيعيان نگران از دست دادن فرهنگ و هويت شان هستند و بيم آن دارند كه در فرهنگ تحميلي حكومت جذب شوند ، فرهنگي كه از جمله اهدافش تضعيف تشيع به عنوان يك مذهب و سنت است .(68)

د) تبعيض درتصدي و اجراي قانون
در سر زمين عربستان شيعيان از حقوق قانوني بدون تبعيض به عنوان يك شهروند عربستاني بر خوردار نيست و تبعيضات در تصدي پست ها ومناصب دولتي واجراي قانون عليه شيعيان اعمال مي گردد. كراهام اي. فولر و رند فرانكه در مقالة خويش مي نويسند : «شيعيان از تمامي مشاغل مهم حكومتي محروم اند و حتي در امور مربوط به مناطق خود نيز از حق خود مختاري و خود گرداني بر خوردار نيستند وبراي شيعيان دست كم پنجاه در صد دانشگاه ها و موسسات تحقيقاتي ممنوع است در دادگاه به شيعيان اجازه شهادت داده نمي شود و علاوه بر آن جايگاه شيعيان با سنيان در دادگاه برابر نيست . در دادگاه هاي سعودي هيچ قاضي شيعه اي وجود ندارد» .(69) بهزاد احمدي در نشريه پگاه مي نويسد : «از مظاهر تبعيض آشكار اين است كه تا كنون از شيعيان در پست هاي رسمي حكومت يا اصلا حضور نداشته است و يا بطور نادر حضورداشته است وتاكنون هيچ وزيري ويا عضو كابينه اي سلطنتي شيعه نبوده است».(70)

ه) تبعيض اقتصادي
در حكومت وهابيت شيعيان در بخش اقتصادي نيز از آن حقوق كه يك شهروند وهابي استفاده مي كند بطور يك سان بر خوردار نيست بلكه كما كان تبعيض اعمال مي گردد. كراهام اي. فولر و رند فرانكه دراين باره نيز در مقالة خويش مي نويسند: « استان الحساء از رفاه عمومي كه مشخصة بخش هاي ديگر كشور است سهمي ندارد . شيعيان منطقه مرتب ازكار اخراج مي شوند زنان شيعه از زمانهاي گذشته حق معلم شدن را نداشته اند اين در حالي است كه معلمي يكي از اندك مشاغلي است كه درين كشور پادشاهي براي زنان مجاز نيست» . (71)تمام اين تبعيضات كه از طرف وهابيون عليه شيعيان صورت مي گيرد با هدف گسترش وتبليغ انديشه هاي وهابيگري وتضعيف مذهب وفرهنگ شيعه اعمال مي گردد زيرا آنان مي خواهند از اين طريق شيعيان را در تنگنا وفشار قرار دهند تا از مذهب شان دست كشيده و مجبورا به مذهب وهابي گرايش پيدا كنند .
17) تخريب قبور
1.مسلمانان از آغاز پيدايش اسلام تا قرن حاضر ، هرگاه يكي از بزر گان دين از دنيا رحلت كرده است ، به جهت شدت علا قه و احترامي كه براي او در حال حياتش قائل بوده اند ، پس از مرگ نسبت به مرقد او اهميت واهتمام ويژۀ قائل شده اند وبراي ابراز محبت و احترام به صاحب آرامگاه به زيارت مرقد او مي روند ، گاه در جوار مرقدش به دعا وعبادت پروردگار عالم مشغول گشته وبراي آسايش و راحتي زيارت كنندگان اقدام به تأسيس بنا و ساختمان نموده اند وگاه از روي تقدس وحرمتي كه براي صاحب مرقد قائل بوده اند ، بر قبر او به عنوان تجليل وتكريم ، قبّه وبار گاه ساخته اند و بالاخره براي روشنايي بنا ، شمع وچراغ روشن كرده اند . اين گونه اعمال تقريباً در تمام دوران اسلامي وجود داشته و به صورت يك سنت در جامعۀ اسلامي درآمده است . اما وهابيّت با تمام اين اعمال به عنوان مظاهري از شرك و بت پرستي ، به شدّت مخالفت ورزيده و براي از بين بردن اين ارزش ها وباور هاي ديني سخت مي كوشند وبراي تحقق اهداف شان دست از هيچ جنايتي برنداشتند . نجم الدين طبسي نمونه هايي از فتاواي آنهارا در اين مورد بدين شرح آورده :
2.صنعاني مي گويد : با رگاه به منزلۀ بت است چون كاري كه مردم زمان جاهليت براي چيزهاي به نام بت ، انجام مي دادند ، همان كار را « قبوريون » براي چيز ي كه نام آن را قبر يا مشهد ولي گذاشته اند ، انجام مي دهند . به هر حال همان عمل مردم دوران جاهليت است ، با اسم ديگر ؛ لكن با تغيير اسم از بت بودن خارج نمي شود.(72)
3. ابن قيم (شاگرد ابن تيميه) گويد: بنا هاي قبور ، به صورت بت ها و طاغوت ها بر گرفته شده و مورد پرستش قرار مي گيرد . ويران نمودن آنها واجب است وپس از قدرت بر ويراني ، ابقاي آنها به همان صورت –حتي يك روز – جائز نيست ؛ چرا كه آن ها به منزلۀ لات و عزّي و يا بزرگترين شرك ها است .(73)
4. وهابيان در نامة به شيخ الركب المغربي ، تصريح كردند : به تحقيق آنچه كه از تعظيم قبور انبياو غير آنان ، به صورت بنا وگنبد برا فراشته مي شود ، از جمله وقايعي است كه پيامبر (ص) ازآن خبر داده است . حضرت فرمود ده است : قيامت بر پا نمي شود مگر آنكه زنده اي از امت من به مشركان ملحق مي شوند و گروهي از امت من به پرستش بت ها بپردازند.(74)
5.قاضي القضات وهابي ها (عبدالله بن سليمان بن بليهد) در روز نامۀ امّ القري مي گويد : تا قبل از قرن پنج ساختن قبّه وبنا معمول نبود ، و اين بدعتي است كه از قرن پنجم به بعد ايجاد شد .(75)
6.پاسخ منسوب به علماي مدينه : ممنوعيّت ساختن بناء بر قبور اجماعي است . احاديث صحيحي بر ممنوعيّت آن دلالت دارد ؛ از اين جهت گروهي بر تخريب كردن آن فتوي دادند .(76) اين بود نمونه هاي از فتاواي رهبران فرقۀ وهابيت كه با دلايل سخيف و بر خي زمينه سازي ، ان ها را صادر نمودند وبا حملات بسيار وحشيانۀ براي تخريب قبور و مراقد بزرگان دست بكار شدند تا از اين طريق عقايد ومقدسات ديگران و به ويژه شيعه را سركوب نموده وتفكر خود شان را به جهان تبليغ نمايد . بر اساس نقل صلاح الدين مختاري – از نويسندگان وهابي – وهابي ها به فرماندهي امير سعود در سال 1216 هـ .ق ، با لشكر عظيم از مردم نجد و عشاير جنوب حجاز و تهامه به سوي عراق حركت كردند . آنان در ماه ذي القعده به شهر كربلا رسيدند و آنجا را محاصره كردند .(77) سپس به صورت غافلگيرانه وارد كربلا شدند و بسياري از اهل آنجا را در كوچه و بازار و خانه ها كشتند . آنان گنبد و حرم امام حسين(ع) را خراب كردند و جواهر هاي حرم را به چپاول بردند و سنگ روي قبر را كه با دانه هاي زمرد و ياقوت و جواهرات ديگر آراسته شده بود كندند ،آنچه از اموال ، اسلحه ، لباس، فرش ، طلا و قرآن هاي نفيس در شهر يافتند ربودند .(78) و نزديك ظهر از شهر بيرون رفتند در حالي كه نزديك به دو هزار ارتش از اهل كربلا را كشته بودند . امير سعود با سپاهي مركب از بيست هزار مرد جنگي به شهر كربلا حمله ور شدند و چنان رسوايي در شهر به وجودآوردند كه در وصف نمي گنجد . حتي گفته اند آنان در يك شب بيست هزار تن را به قتل رساندند وكلاً نزديك پنجاه نفر را نزديك ضريح و پانصد نفر را بيرون ضريح به قتل رساندند و به هر كس برخوردند بي رحمانه كشتند و حتي بر پيران و خرد سالان نيز رحم نكردند .در كتاب پاسخ به شبهات وهابيت طاهري خرم آبادي آمده است:مرحوم علامۀ عاملي در آخر جلد هفتم مفتاح الكرامه ـ كه يك كتاب فقهي است ـ مي نويسد : « اين جزء از كتاب بعد از نيمه شب نهم رمضان المبارك 1225 به دست مصنّف خاتمه يافت در حالي كه دل در نگراني و تشويش بود ؛ زيرا اعراب عنيزه ـ كه وهابي هستند ـ اطراف نجف اشرف و مشهد حسين (ع) را احاطه كرده اند ؛ راهها را بسته و زوّاري كه از زيارت نيمه شعبان به اوطان خود باز مي گشتند ، غارت نموده و جمع كثيري از آنان را كشتند كه بيشتر زوّار ، ايراني بوده اند و گفته مي شود عدد كشه شدگان يكصد و پنجاه نفر بوده اند .»(79) در كتاب چالش هاي فكري وسياسي وهابيت آمده : سيد ابوطالب اصفهاني ، مقيم هندوستان در سفر نامه خود ، از هنگام بازگشت از لندن و عبور به كربلا مي نويسد : قريب بيست و پنج هزار وهابي با اسب هاي عربي و شترهاي نجيب وارد كربلا شدند و صداي « اقتلوا المشركين » و « اذبحوا الكافرين » ( مشركان را بكشند وكافران راسرببريد ) سر دادند . بيش از پنج هزار نفر را كشتند و زخمي هاي بي شماري بجا گذاشتند . در صحن مقدس ، خون از بدن هاي سر بريده روان ، و گنبد و حجره هاي ضحن از لاشه مقتولان ، پر بود . شدت آن حادثه به حدي دلخراش و سنگين بود كه وقتي من بعد از يازده ماه مجدداً وارد شهر كربلا شدم ، هنوز اين حادثه آن قدر تازگي داشت كه جزنقل آن حادثه چيزي ديگر نبود و راويان اين حادثه بزرگ ، درهنگام حكايت مي گريستند و از شنيدن آن موها بر بدن سست مي شد ... (80)در كتاب مذكور چنين ادامه ميدهد :سنت جون فيلبي مي گويد : شمشير بر گردن هاي اهل كربلا نهادند و مردم را بي رحمانه كشته و هم اشياي قيمتي را غارت كردند .دكتر محمد عوض الخطيب مي گويد :لشكري نزديك به بيست هزار نفر از اعراب نجد ، كربلا را محاصره كردند و ناگهان وارد شدند . اهل آنجا را به سرعت كشتند و حتي براي كودكان نيز راه نجاتي نبود .خزينه ها و جواهرهاي نفيس را بردند و ضريح را از جاي خود كندند . . .موقعيت بسيار وحشت ناك و قربانگاه بس بزرگي بود كه خون به سيلاب تبديل شده بود. وهابيان پس از كشتار بي رحمانه اهل كربلا هتك حرم حسيني راهي نجف شدند .چون اهل نجف ، جريان كربلا و غارت مدينه را شنيده بودند ، كمي آمادگي داشتند . ازين رو به برداري دفاع بر خواستند . حتي زنها از خانه ها بيرون آمده بودند و مردان خود را براي مقابله تحريك مي كردند تا اسير قتل و غارت وهابي ها نشوند در نهايت اين كار باعث شكست مهاجمان و عقب نشيني آنان گرديد .(81) در مورد جنايات وهابي ها در نجف اشرف آمده : «آنان در سال1221 هـ .ق بار ديگر به نجف حمله كردند و نزديك بود شهر را تسخير كنند ولي باز شكست خوردند و شماري از آنها كشته شده بودند بر گشتند .آنان در جمادي الثاني سال 1222 هـ .ق دگر بار به نجف حمله كردند ولي اهل نجف آمادگي كامل داشتند از شهر دفاع كردند . همچنين در سال 1225 هـ .ق نيز به نجف هجوم آوردند و راه زوار را بستند و شمار زيادي ( نزديك به يكصد و پنجاه نفر از زائران ) را ميان كوفه و نجف كشتند».(82)و در مدت نزديك به 10 سال چندين بار شديدترين حمله ها را به اين دو شهرانجام دادند.در باره اي جنايات وحشيانه وهابي در تخريب آثار ارزشمند اسلامي چنين نگاشته است : «سپاه وهابيان به فرماندهي امير سعود ، در هشتم محرم سال 1218 هـ .ق وارد مكه شد و آنجا را اشغال كرد . مردم مكه كه پيش تر خبر جنايت وهابي ها را در طايف شنيده بود از تكرار فاجعه ، ترسيدند و سلطه او را پذيرفتند . آن گاه امير سعود از آنان خواست كه قبه و بارگاهايي را كه بر قبور ساخته اند با دست خود ويران كند . ازين رو وهابي ها به همراه جمع زيادي از مردم ، با بيل و كلنگ به سمت گورستان جنة المعلّي رفتند و گنبدهاي زادگان پيامبر(ص) ، علي(ع) و خدجه(س) را ويران كردند».(83)واما در مورد جنايت هاي وهابيت در تخريب قبرستان بقيع وبا خاك يكسان كردن مزار امامان معصوم چنين آورده :وهابيان درسال 1220هـ .ق به دستور امير سعود در سال به مدينه حمله كردند و پس از يك سال و نيم محاصره ، شهر را به اشغال در آوردند . قاضي شهر را كه از شهر بيرون كردند و مردم را از زيارت مرقد مطهر پيامبر و بزرگان مدفون در بقيع باز داشتند .آن گاه امير سعود به وهابيان دستور داد تا آثار و قبور بقيع را ويران كنند . ازين رو به همراه آنان به قبرستان بقيع يورشي بردند و آنچه از قبه ها و آثار بر روي قبور بود با خاك يكسان كرند . از جمله قبر چهار امام معصوم . امام حسن مجتبي ، امام زين العابدين ، امام محمد باقر ، امام جعفر صادق عليهم السلام را و همچنين قبر عبدالله پدر پيامبر اسلام را خراب كردند و هر آنچه از اشياي قيمتي و گران بها يافت مي شد غارت كردند .
نتيجه:
بعد از فوت شيخ محمد، فرزندانش وآل سعود بر كشور عربستان حكومت دارند و باهم براي گسترش اين تفكر به ويژه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران ، در سراسرجهان تلاش مي كنند .آنها با در دست داشتن منابع وذخائر نفت وگازوتسلط بر حرميين شريفين ازروشهاي مختلف مانند ايجاد رعب ووحشت وترورتوسط گروه هاي تند رو در كشور هاي اسلامي ،اصراروتحميل عقيده ، اكمال و اعزام مبلغ در كشور ها ، انتشار وپخش كتب ، درانحصار قرار دادن مراكز انتشاراتي و رسانه اي وكتابخانه اي ، استفادة مغرضانه از دانشگاه ها ومراكز علمي وفرهنگي ، استفاده از احساسات مردم با شعار هاي جذاب همچون جهاد با كافران ، نجات اسلام و بدعت زدايي عليه مخالفين شان وصدور فتوا هاي شديداللحن عليه آنها ، اعمال هر گونه تبعيض در داخل عربستان ، تخريب قبور آرامگاه اولياء وبزرگان دين ، تحريف كتب اصلي ونشر كتاب هاي دروغين وهمچنين اتهامات و نسبت هاي دروغين عليه شيعيان استفاده نموده وشبانه روزبراي تضعيف مذهب شيعه و گسترش تفكر وهابيت با شعار مبارزه با شرك و بدعت هاي رايج ، تبليغ مي نمايند گرچه امروزه بعضي از وهابيون تجدد گرا نگاهي معتدل تري نسبت به رفتار با شيعيان دارد . از آن جاي كه هرزمان روش ومتد خودش را دارد و وهابيت متعصب نيز با همان سلاح و مدل روز به ميدان خواهد آمد ، لذا بر ما لازم است باآگاهي و هوش ياري در پي شناسايي روش هاي جديد اين عنصر خطر ناك باشيم تا در جهت تحريف زدايي از اسلام عزيز ودفاع از حقانيت مذهب شيعه وبيداري مسلمين از دام هاي وهابي موفق تر عمل كرده باشيم.

پي نوشت ها :
1.مائده / 99 .
2.دشتي ،محمد، نهج البلاغه، ص38 ( خطبه اول ، قسمت 36و37 ) .
3. لسان العرب ،ج8،ص ، 419.
4. موگهي ، عبدالرحيم ، تبليغ و مبلغ درآثار شهيد مطهري ، صص 22و23 .
5.اعراف/ 79 .
6.مائدة / 99.
7. احزاب/ 39 .
8.بچاري ، جعفر ، تبليغ ، ص18.
9.جعفري ، عباس،فرهنگ پويا ، فصلنامه فرهنگي –اجتماعي وسياسي ، ش 7 ، اسفند 1386..9
.سلفي گري ، ص197 .10
.مجلّۀ ميقات ، شمارۀ 43، ص 198 ، به نقل از روزانۀ عكاظ ، مورّخ 11/9/81 11
نوح / 7 . .12
13. زمر / 17 و 18 .
14.مكارم شيرازي ، ناصر، تفسيرنمونه ، ج 19 ، صص 411 ، 412 و 413 . 
15.همو ، وهابيت بر سر دو راهي ، صص 48 ، 52 و 54
16.همان ص38.
17. مرادي ، جعفر،فرهنگ پويا ، فصلنامه فرهنگي –اجتماعي وسياسي ، ش 7 ، اسفند 1386.
18. الگار ، حامد ،وهابيگري ، ترجمة احمد نمايي، صص 14.13 . 
اسد علي زاده ، اكبر،چالش هاي فكري و سياسي وهابيت ، ص116..19
20.رضواني، علي اصغر،سلفي گري وپاسخ به شبهات،صص204و205.
21. ابراهيمي ، محمد حسين ،تحليلي نو بر عقايد وهابيان ، ص24.
22.مرادي ، جعفر،فرهنگ پويا ، فصلنامه فرهنگي –اجتماعي وسياسي ، ش 7 ، اسفند 1386..
23.سلفي گري وپاسخ به شبهات، ص198.
24. مرادي ، جعفر،فرهنگ پويا ، فصلنامه فرهنگي –اجتماعي وسياسي ، ش 7 ، اسفند 1386.
25 . ماهنامه خبري و تحليلي شيعيان جهان ، ص7
فرهنگ پويا ، فصلنامه فرهنگي –اجتماعي وسياسي ، ش 7 ، اسفند 1386 .26
27. محمدي آشناني ، علي ، شناخت عربستان ، صص 56.59 .
28. جعفري، عباس ، فرهنگ پويا ، فصلنامه فرهنگي –اجتماعي وسياسي ، ش 7 ، اسفند 1386
29. جعفري، عباس ، فرهنگ پويا ، فصلنامه فرهنگي –اجتماعي وسياسي ، ش 7 ، اسفند 1386.
16/4/1387 www.askquran.ir/showthread.php 30.
31. حسيني قزويني ، فرهنگ پويا ، فصلنامه فرهنگي –اجتماعي وسياسي ، ش 7 ، اسفند 1386 .
32. مجادله / 11.
33. مكارم شيرازي ، نا صر، تفسير نمونه ج 23 ،ص454 .
34. جعفري، عباس ، فرهنگ پويا ، فصلنامه فرهنگي –اجتماعي وسياسي ، ش 7 ، اسفند 1386.
35. جعفري، عباس ، فرهنگ پويا ، فصلنامه فرهنگي –اجتماعي وسياسي ، ش 7 ، اسفند 1386
36. همان ،
37. رضواني ، علي اصغر، مباني اعتقادي وهابيان ، ص74 ، به نقل از الدررالسنيه ،ج1 ص117 .
38. همان ، به نقل از دررالسنيه ص 120 .
39. همان ، به نقل از دررالسنيه ص 160 .
40. الگار ، حامد ، وهابيگري ، ترجمه احمد نمايي ، ص 50 .
41.امين ، سيدمحسن ، تاريخجه ، نقد و بررسي وهابي ها ، ترجمه ونگارش سيدابراهيم سيدعلوي ،صص152و151.
پل بون آنفان ، شبه جزيره عربستان ، ترجمه دكتر اسدالله علوي،ج1، ص 317. 42.
43.علامه ، امين ، كشف الارتياب ،صص .211 و 212
44.حسيني قزويني، فرهنگ پويا ، فصلنامه فرهنگي –اجتماعي وسياسي ، ش 7 ، اسفند 1386
45.جعفري، عباس ، فرهنگ پويا ، فصلنامه فرهنگي –اجتماعي وسياسي ، ش 7 ، اسفند 1386.45
46. قزويني ، سيد محمد حسن ،فرقه وهابي ، ترجمه علي دواني ص 21
47.گراهام اي . فولرور ند فرانكه ، مترجم خدجه تبريزي ، دو ماهنامه اطلاع رساني پژوهشي مركزجهاني علوم اسلامي ،ش، 20،
مهر و آبان 1385و وهابيان ص347.
48.مرادي، جعفر ، فرهنگ پويا ، فصلنامه فرهنگي –اجتماعي وسياسي ، ش 7 ، اسفند 1386.48
49. همان.
50.ابراهيمي،محبوبه ، فرهنگ پويا ، فصلنامه فرهنگي –اجتماعي وسياسي ، ش 7 ، اسفند 1386.
سلفي گري و پاسخ به شبهات ص194 .51
همان .52
همان به نقل از تاريخ آل سعود ج1 ،ص158؛آل سعود من اين الي اين، ص 47.... . 53
فؤاد ابراهيم ، ترجمه مهدي بهرام شاهي ، نشريه پگاه ، ش 226 ، اسفند 1386 .54
همان .55
56. فؤاد ابراهيم ، ترجمه مهدي بهرام شاهي ، نشريه پگاه ، ش 226 ، اسفند 1386 .
57. همان.
58.همان .
59.احمدي لفوركي ، بهزاد ، نشريه پگاه ،ش 219 ، آبان 1386.
60. احمدي لفوركي ، بهزاد ، نشريه پگاه ،ش، 219 ، آبان 1386.
61.همان .
62.گراها م اي ، فولر ورند فرانكه ، مترجم خديجه تبريزي ، دو ماهنامه اطلاع رساني پژوهشي مركز جهاني علوم اسلامي ،مهر وآبان
1385 ، ش 20 .
63. همان
64.بهرام شاهي ، مهدي ،نشريه پگاه ، ش 227،اسفند 1386 ..64
65. همان .
66. اند ، ورنر ، جامعة شيعة نخاوله در مدينة منوره ، ترجمه رسول جعفريان ، صص 152و153 .
67. احمدي لفوركي ، بهزاد ، نشريه پگاه ،ش219، آبان 1386 .
68. گراها م اي ، فولر ور ند فرانكه ، مترجم خديجه تبريزي ، دو ماهنامه اطلاع رساني پژوهشي مركزجهاني علوم اسلامي ،مهر وآبان 1385 ، ش 20 .
69.همان .
70.احمدي لفوركي ، بهزاد ، نشريه پگاه ،ش219، آبان 1386.
71. گراها م اي ، فولر ور ند فرانكه ، مترجم خديجه تبريزي ، دو ماهنامه اطلاع رساني پژوهشي مركزجهاني علوم اسلامي،مهر وآبان 1385 ، ش 20
72 . طبسي ، نجم الدين ، رويكرد عقلاني بر باور هاي وهابيت ، ج5 ، ص 13 .
 73. همان ، ص 14 .
. همان .74
همان ..75
همان . 76.
77. چالش هاي فكري و سياسي وهابيت ، صص 67 و 68 ، نقل از تاريخ المملكة ، السعوديه ، ج 1 ، ص 73
78.همان ، نقل از عثمان بن بشر النجدي ، عنوان المجد في التاريخ النجد ، ج 1 ، ص 121
79. طاهري خرم آبادي ، سيد حسن ، پاسخ به شبهات وهابيت ، ج 1 ، ص 20 ، به نقل از مفتاح الكرامه : 7 / 653
80. چالش هاي فكري و سياسي وهابيت ، صص 68و69 نقل از ميرزا طالب اصفهاني ، سير طالبي ، ص 408 .
81. همان ، نقل از ماضي النجف ، حاضرها ، ص325
82. همان ، نقل از صفحات من تاريخ جزيرة العرب الحديث ، ص 177
83 . همان ، نقل از الدرر السنيّه ، في الرد علي الوهابية ، ج 1 ، ص 153 .

منابع:
1.قرآن كريم
2.ابراهيمي ، محمد حسين ،تحليلي نو بر عقايد وهابيان ، قم، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه ،چاپ چهارم1379
3.ابن منظور، محمدابن مكرم ، لسان العرب ، بيروت چاپ سوم1414 ه.ق.
4.اسد علي زاده ، اكبر : چالش خاي فكري و سياسي هاي وهابيت ، قم ،مركز پژوهش صدا وسيماي اسلامي ، چاپ دوم 1386.
5.الگار ، حامد : وهابيگري ، ترجمه احمد نمايي ،مشهد ،بنياد پژوهش هاي اسلامي ، 1387.
6.امين ، سيد محسن : تاريخچه ، نقد وبررسي وهابي ها ، ترجمه سيد ابراهيم سيد علوي ،تهران ، امير كبير ،چاپ چهارم 1376.
7.اند ، ورنر ، جامعة شيعة نخاوله در مدينة منوره ، ترجمه رسول جعفريان ،قم، دليل، چاپ اول1379
8.بچاري ، جعفر، تبليغ ، قم، نورالنور، چاپ اول 1383.
9.بختياري ، محمدعزيز، شيعيان افغانستان، قم ، انتشارات شيعه شناسي، چاپ اول 1385.
10.رضواني ، علي اصغر، سلفي گري (وهابيت) و پاسخ به شبهات ، قم ، مسجدمقدس جمكران ، چاپ ششم، 1388.
11.رضواني ، علي اصغر، مباني اعتقادي وهابيان، قم ، مسجدمقدس جمكران ، چاپ سوم، 1386
12. روزنامه كيهان.
13. طاهري خرم آبادي ، سيد حسن ، پاسخ به شبهات وهابيت،قم دفتر انتشارات اسلامي ،چاپ، دوم138613
14. طبسي ، نجم الدين ، رويكرد عقلاني بر باور هاي وهابيت ، قم ، اميرالعلم، چاپ اول 1384
15.صالحي ، سيدعباس ، هفته نامه پگاه ، قم ، موسسه فرهنگي پاسدار اسلام . ش 226 ، 4اسفند 1386.-15
16.فاضل، مجتبي، اخبار شيعيان( ماهنامه خبري و تحليلي شيعيان جهان) ،قم، انتشارات شيعه شناسي،ش دوم، سال1364
17. فقيهي ، علي اصغر : وهابيان ،تهران ، اسماعيليان ، چاپ دوم 1364.
18. محمدي آشناني ، علي ، شناخت عربستان ،تهران، مشعر، چاپ اول 1381.
19.راها م اي ، فولر ور ند فرانكه ، مترجم خديجه تبريزي ، دو ماهنامه اطلاع رساني پژوهشي مركزجهاني علوم اسلامي ،مهر وآبان 1385 ، ش 20
20.گروه نويسندگان زير نظر پل بون آنفان ، شبه جزيره عربستان در عصرحاضر ، ترجمه دكتر اسدالله علوي،ج1، مشهد، آستان قدس رضوي، بنيادپژوهشهاي اسلامي، چاپ 1378.
21.مكارم شيرازي ، ناصر، تفسيرنمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ سي ويكم 1373.
22.مكارم شيرازي ، ناصر : وهابيت بر سر دوراهي ،قم ، مدرسة الامام علي (ع) چاپ اول 1384.
23. موگهي ، عبدالرحيم ، تبليغ و مبلغ درآثار شهيد مطهري ،قم، دفتر انتشارات اسلامي ،چاپ اول 1377.
24.وحيدي ، س ، م ، نگرش بر وهابيت ، بيا مكتب اهل بيت ، چاپ اول 1373. -25
25. نشريه فرهنگ پويا،فصلنامه فرهنگي–اجتماعي وسياسي،نشريه دانشجويي پويا،قم،ش7، اسفند1386.
26.ويژه نامه مذهبي فرهنگي هبأت محبين اهل بيت (ع) ، ص 3 ، اصفهان1386 – 27.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
6 + 12 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .