رويکرد شناسي تبليغ در وهابيت

رويکرد شناسي تبليغ در وهابيت

وهابيت به کمک ثروت قابل توجه در اختيار خود و بهره‌گيري از ابزارها و روش‌هايي که به خدمت گرفته است و همراهي‌هايي از سوي بنگاه‌هاي عظيم تبليغاتي نظام سلطه در کنار خود مي‌بيند، هجمه گسترده‌اي را بر انديشه‌ها و باور‌هاي ديني اصيل اسلامي تحميل نموده است. آنچه خطر اين تهديدات را روز افزون پر رنگ مي‌کند تغيير سياست‌ها، رويکردها و روش‌هاي تبليغي وهابيت از حالتي افراط‌گرايانه و تعصيب آميز به وضعيتي تساهل آميز و همراه با لحاظ اقتضاي شرايط زماني‌ـ مکاني و نوع مخاطب است. هر مقدار ناسزاگويي هاي گذشته اثر معکوس بر مخاطبين مي‌گذاشت، غير مستقيم گويي و انعطاف و نرمي در کلام امروز آنان براي مخاطب ابهام آفرين و شبهه‌زا خواهد بود و آنان را به اهداف خود نزديک‌تر خواهد ساخت. در نگاهي جامع‌تر مي‌توان رويکرد هاي وهابيت را به سنتي و مدرن تقسيم نمود، با اين حال در هم تنيدگي روش‌هاي قديمي و جديد آن‌ها مانع از آن مي‌شود که در اين متن بتوان تفکيک جدي ميان آن‌ها قائل شد. در ادامه به برخي‌ رويکرد‌ها و سياست‌هاي تبليغي وهابيت اشاره مي‌شود.

شايان ذکر است که موارد پيش رو، حاصل استقراء نظرات و تجربيات عالمان و انديشمندان برجسته شيعه از مواجهات خود با وهابيت است. به علت رعايت اختصار، حتي المقدور از ذکر مصاديق هر يک از اين رويکرد‌ها خودداري شده است و اين در حالي است که مي‌توان صفحات بسياري را به ذکر استنادات اين موارد اختصاص داد.

1. ائتلاف و همگرايي استراتژيک و منفعت طلبانه با اهل سنت

واقعيت اين است که وهابيت در ذات خود، فاقد هر گونه تحمل ديدگاه‌هاي مخالف، حتي در ميان قاطبه اهل سنت است. تکفير علماي برجسته‌اي از اهل سنت و تحريم آثار مهمي از تراث عامه، گواهي بر اين مدعا است. اين تنافر و ضديت که در بدو پيدايش اين فرقه بسيار پر رنگ و نمايان دنبال مي‌شد، امروزه جاي خود را به يک تغيير استراتژيک منفعت طلبانه و مصلحت جويانه داده است. عصر ارتباطات و رسانه موجب گرديده که افراط گرايي وهابيت برجسته شده و بقاي اين جريان را به مخاطره اندازد. به ويژه آنکه ضعف و خدشه غير قابل پنهان سازي برخي اعتقادات و رويکرد هاي کلامي آنان، خطر انزوا و حذفشان را تقويت کرده است. بدين منظور سياستگذاران و طرح ريزان اين فرقه، در يک چرخش مصلحتي، رو بناي اقدامات خود را به گونه‌اي تنظيم کرده‌اند که حداقل اختلاف و تضاد را با ديدگاه‌هاي عامه داشته باشند. آنان در تلاشند تا با کذب، شايعه و بزرگ نمايي، تشيع را دشمني مشترک، خطرناک و هول آفرين براي اهل سنت و وهابيت جلوه دهند. اين دشمن تراشي وهابيت را از موضع انزوا خارج ساخته و ائتلافي استراتژيک با اهل سنت را به دنبال خواهد داشت. بودجه‌هاي هنگفت در اختيار وهابيون و امکانات گسترده در خدمت آنان، منافعي را براي اهل سنت و ترويج انديشه‌هاي کمتر زاويه دار آنان با وهابيت موجب خواهد شد و امتيازاتي را به ارمغان خواهد آورد. گرچه در دراز مدت، وهابيت اميد واهي دارد که از گسترش روز افزون شيعه کاسته و در فرصت مقتضي و با فراغ بال بتواند به سراغ نبرد با آنچه بدعت‌هاي اهل سنت مي‌داند برود. به عنوان شاهدي بر اين مطلب مي‌توان به نام گذاري کتب به صورتي که ملهم وحدت اعتقادي وهابيت با اهل سنت باشد اشاره نمود. مثلاً کتاب‌هاي «معتقدات اهل الاسلام» و يا «عقيده اهل السنه والجماعه» در زمره منشورات وهابيت هستند که همين القاي اشتراک اعتقادي آنها با اهل سنت را پي جويي مي‌‌کنند.

2. استخراج مطالب ضعيف و شاذ و بيان آنان به عنوان نظر مشهور علماي شيعه

روايات ضعيف و شاذ، از سوي آنان از کتب شيعه استخراج گرديده و با پردازش و بزرگنمايي، به عنوان نظري مقبول و مشهور بازتاب داده مي‌شود. استناد به افراد ضعيف و علماي داراي نظرات مخالف با راي مشهور و ادعاي همراهي جمهور شيعه با اين آراء از رويکردهاي مورد پيگيري‌ وهابيت، جهت ارائه تصويري مخدوش از تشيع است. به طور مثال مي‌توان به انتساب نظريات شاذ مرحوم محدث نوري در مورد تحريف قرآن به جمهور شيعه اشاره نمود. از ميان علماي معاصر نيز فتاوي برخي از علما و مراجع تقليد با همين رويکرد برجسته شده به عنوان نظر شيعه بازتاب داده شده است.

3. عوام‌گرايي و طرح مباحث عرفي

نگاهي به نامه‌ها و خطابه‌هاي محمد بن عبدالوهاب نشان مي‌دهد که مهم‌ترين عامل موفقيت وي در مقايسه با ابن تيميه را نمي‌توان محتواي مطالب ارائه شده از سوي او دانست زيرا وي چيزي بيش از پيشينيان خود و ابن تيميه بيان نکرده است. اما علت آن که ابن تيميه در جريان سازي اجتماعي نتوانست موفقيتي به دست آورد و برعکس آن، محمد بن عبدالوهاب توفيقات چشمگيري را در همراه سازي اقشار مختلف مردم کسب نمود، عرفي‌گرايي و سخن گفتن به زبان عامه مردم و ساده گويي محمد بن عبدالوهاب بود. وي بسيار عوامانه و همانند خود مردم صحبت مي‌کرد و لذا توانست اقبال عمومي را با خود همراه سازد و اثر گذار باشد. به نظر مي‌رسد کثرت طرح برخي مباحث عرفي در ميان قشر عوام جوامع شيعي و سني نشانگر آن باشد که وهابيت پس از مواجهه با ناکامي‌هاي حاصل از مکاتبات گفتمان‌ها و مناظرات با علماي برجسته شيعه و اهل سنت و عدم کسب توفيق در اقناع قشر نخبگاني جوامع نسبت به باور داشت‌ها و عقايد افراطي خود جامعه مخاطب خود را به سطح عامه مردم تنزل داده‌اند. در اين عوام گرايي، استدلال و برهان، جاي خود را به جدل و مغالطه داده است و به جاي زبان علمي از ادبياتي عامه پسند براي القاي مفاهيم مورد نظر استفاده مي‌شود. اين رويکرد توانسته است نظر مساعد برخي از لايه‌هاي داراي سطح نازل‌تر آگاهي و بينش نسبت به معارف ديني از ميان اهل سنت و شيعه را جلب نموده و يا دست کم شبهاتي را در ذهن آنها پديد آورد. از باب نمونه مي‌توان به بحث‌هاي نام گذاري و نيز ازدواج فرزندان ائمه(ع) به نام‌هاي مشابه نام خلفا و نيز ازدواج فرزندان آنان با خلفا و افرادي هم راستاي مکتب آنان اشاره کرد.

وهابيت، اين مباحث را که داراي بستر تاريخي است و صحت و سقم و نيز کم و کيف آنها مي‌بايست با روش تاريخي مورد بررسي قرار گيرد، به مباحث عرفي بدل کرده است و آنان را در ادبياتي متناسب با فرهنگ و سنت امروز با زباني عامه پسند با مسأله حب و بغض گره زده و غرض ورزانه آنها را مصادره به مطلوب مي‌کند.

4. سرمايه‌گذاري بر روي احصاء و آموزش شيوه‌هاي برقراري ارتباط مؤثر

يکي از رويکرد‌هاي وهابيت، تمرکز و سرمايه‌ گذاري بر فراگيري و به کارگيري شيوه‌هاي برقراري ارتباطي کار آمد و موثر است. جايگاه به ظاهر رفيع اصل امر به معروف و نهي از منکر در ميان اعتقادات يک وهابي، منجر شده است که مسئوليت پذيري جدي در تبليغ و دعوت ديگران به آراء و باور‌هاي وهابيت، به يکي از دغدغه‌هاي ذهني وهابيت بدل گردد.

گرچه تندخويي، تعصب و جمود، در گذشته موجب شده بود که برخوردهاي خشن و جاهلانه هيئت‌هاي امر به معروف در مشاهد شريفه، به عاملي براي طرد زائرين بيت الله الحرام تبديل شود، ولي امروزه به روشني قابل مشاهده است که سرمايه گذاري ويژه‌اي براي جذب زائرين غير شيعي کشور‌هاي اسلامي صورت گرفته و تلاش‌ دارند خود را به عنوان سمبل، نماد و الگوي جهان اسلام معرفي نمايند.

برخي زوّار کشور‌هاي کمتر توسعه يافته اسلامي در مواجهه با ظاهر گرايي وهابيت و توسعه ظاهر شهر‌هاي مکه و مدينه و در خلاء الگويي بديل، به الگو گيري از باور‌ها و سلوک اين فرقه پرداخته و مدينه فاضله را، جامعه‌اي ساخته بر تفکرات وهابيت مي‌پندارند. شرايط مساعد جغرافيايي و سيطره بر قلب و مرکز وحدت بخش امت اسلامي و در کنار امکانات و تجهيزات مادي، موجب شده است تا اهتمام جدي نسبت به تبليغ و دعوت، با استفاده از روش‌هاي کار آمد برقراري ارتباط موثر صورت پذيرد. در کنار مراکز مهم تبليغي هم چون تشکيلات «جماعت تبليغ» و «الرابطه الاسلاميه» برگزاري دوره‌هاي تخصصي و دعوت در سطوح عاليه تحصيلات ديني بر کيفيت بخشي و ارتقاء سطح اين تبليغات افزوده است.

امروزه ما شاهد آن هستيم که برخي محصولات و آثار تبليغي آنان داراي ظواهري متناسب با ذائقه‌هاي مخاطب خاص آنان است و طبائع و سلايق را در توليدات خود ملحوظ مي‌کنند. به طور نمونه، کتاب تبليغي مهمي به نام «دو صد سؤال» از سوي وهابيون به طور گسترده‌ ميان زائرين ايراني توزيع مي‌شد. اين کتاب که با ادبياتي ضعيف و غير سليس نگاشته شده بود، مجددا چاپ و با ادبياتي روان، عنواني مناسب‌تر و با ظاهري‌ زيباتر در حجمي گسترده‌تر از گذشته توزيع مي‌شود. اين تغيير، ناشي از درک ضرورت توجه به ذائقه و سلايق مخاطب است.

5. کاستن از حساسيت‌هاي مخاطب با بکارگيري مباني و مظاهر شيعي

از ديگر رويکرد‌هاي تبليغي وهابيون که در ساليان اخير شيوع بيشتري يافته است، پرهيز از بيان صريح اعتقادات، بدون مقدمه چيني قبلي است. وهابيت دانسته است که ابراز صريح اعتقاداتش بواسطه تنافر با مباني عقلاني و آميخته بودن با جمود و تعصبات جاهلي، واکنش مخاطب را برانگيخته خواهد کرد. بدين جهت است که ديگر هم چون گذشته، مکتب اهل بيت(ع) را تخطئه نکرده و در مقابل تلاش مي‌کند تا در پوشش نام‌ها و ظواهر شيعي، طليعه هجوم خود را سامان داده و در ادامه آراي خود را در لفافه و با کمترين تنافر جدي با ذائقه مخاطب عرضه نمايد.

برگزيدن نام‌هاي شيعي براي نويسندگان، انتخاب عناوين کتاب با بهره‌گيري از اصطلاحات رايج در مکتب تشيع و... از جمله اين اقدامات است. مهم‌تر از اين ظواهر شکلي، تلاش آنان براي نفوذ و رسوخ در باور‌هاي مخاطب شيعي خود از همان مباني مورد پذيرش او است. وهابيت تلاش مي‌کند با عنايت به اهميت جايگاه اهل بيت(علیهم السلام) در گفتمان شيعه، خود را محب و پيرو راستين ائمه اطهار(علیهم السلام) جلوه داده و اين گونه وانمود مي‌کند که ميان شخصيت حقيقي آن بزرگواران با آن چه در طول تاريخ تشيع از آنان تصوير شده است، تفاوت‌هاي ماهوي وجود دارد.

بدين منظور با تکريم جايگاه غير قابل انکار و مکانت علمي، اخلاقي و ديني ائمه اطهار(علیهم السلام) به ويژه اميرالمؤمنين(علیه السلام)، امام باقر(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام) به مخاطب خود اين گونه القا مي‌کنند که آن ذوات مقدس، معاضد و ياريگر مکتب خلفا بوده و نه تنها با آنها خصومتي نداشته‌اند، بلکه محب و دوستدار تمامي صحابه و خلفاي راشدين بوده‌اند.

در اينجا است که با بيان شبهات و برخي روايات مجعول وفراز‌هاي تاريخي تحريف شده تلاش مي‌کند از همان مجراي محبت شيعيان به اهل بيت(علیهم السلام) وارد شده و محبت را فاقد محتواي راستين و تهي از حقايق نمايد. آنها حتي پا را فراتر از اين گذاشته و نظريات خود را منتسب به ائمه(علیهم السلام) جلوه داده و به تشکيک در تصور فرد شيعي از اهل بيت(علیهم السلام) اقدام مي‌کنند. نگارش کتبي هم چون: حقيقت توحيد از ديدگاه ائمه، اهل بيت از خود دفاع مي‌کنند و ... در همين راستا قابل تفسير است. برخورد گزينشي با منابع و کتب شيعي و تقطيع منفعت طلبانه بخش‌هايي از آن و در نتيجه استناد دادن مطالبي خلاف واقع به معصومين(علیهم السلام) و علماي نامدار شيعه، از ديگر اقدامات وهابيون براي کاستن از حساسيت مخاطبان است.

6. سرمايه گذاري بر فعاليت‌هاي خدماتي و خيريه‌اي

وهابيت با کپي‌برداري از اقدامات خيريه‌اي و خدماتي مسيحيت تبشيري در سراسر دنيا که مي‌توان آنرا در زمره مهم‌ترين عوامل گسترش مسيحيت نيز در اقصي نقاط جهان بويژه مناطق محروم دانست، به ايجاد مؤسسات خدماتي اهتمام جدي نموده است. تأسيس بيمارستان‌هاي مجهز، مراکز رسيدگي به امور ايتام و محرومين، ايجاد مدارس و ... در همين راستا قابل تفسير است. خدمات رايگان يا کم هزينه اين مراکز به محرومين و درماندگان جوامع، وهابيت را به عنوان يک نجات بخش رهايي دهنده از رنج‌ها در اذهان نيازمندان جلوه‌گر مي‌سازد. اعطاي کمک‌هاي مالي به خانواده‌هاي کم بضاعت و يا پرداخت مبالغي در قبال تغيير آئين و پذيرش باور‌هاي وهابيت، از ديگر اقدامات اين فرقه براي توسعه جمعيت خود مي‌باشد.

7. تکيه بر دعوت چهره به چهره

انتقال احساسات و عواطف و برقراري ارتباطي پويا در ديدارهاي حضوري، موجب شده است که تبليغات چهره به چهره از رويکردهاي مهم وهابيت دانسته شود. بدين منظور مبلغين وهابيت کمترين امکانات و معمولاً با حداقل تجهيزات به نقاط مختلف سفر کرده و موظف هستند با رفتن سراغ افراد و زدن درب منازل، از طريق موعظه يا همان «بيان» دعوت خود به پذيرفتن عقايد وهابيت را علني نمايند.

8 . تناسب رويکرد‌هاي تبليغي با اقتضائات مخاطب و شرايط بومي

مشاهده مي‌شود که وهابيون در هر فرهنگ و منطقه جغرافيايي در ساليان اخير به اين سمت حرکت کرده‌اند که جزم انديشي و جمود فکري خود را کم رنگ کرده و بيش از پيش خود را با نياز‌هاي مخاطب هماهنگ سازند. آنان درصددند با احصاء شرايط و مشکلات موجود در هر جامعه و آنچه که بخشي از مردم با آن مخالف بوده و در مقابل آن موضع دارند، سطوحي از مردم را به وسيله همنوايي با نظرات آنان، با خود همراه سازند. تعبير اميرالمؤمنين(علیه السلام) که خطاب به خوارج از عبارت «کلمه الحق يراد به الباطل» استفاده نمودند، امروزه در خصوص برخي شعار‌هاي وهابيت قابل انطباق است.

به عنوان شاهدي بر اين مطلب مي‌توان به حجم انبوهي مطالبي که در رد خرافه‌گرايي از سوي وهابيون در مناطق جنوبي کشورمان بيان مي‌شود اشاره کرد. متأسفانه رواج استناد به خواب‌هاي غير صادق و وجود برخي اعتقادات خرافي در بخشي از مناطق محروم جنوبي، اين فرصت را به وهابيت داده است که با ژستي منطق‌گرايانه، خود را مخالف خرافه گرايي جلوه دهند.

9. استفاده از ارهاب و ايجاد ترس به منظور تحميل عقايد خود

برخي احکام تکفيري که منجر به جواز قتل و صدور حکم جهاد در پاره‌اي موارد مي‌شود، به وهابيت اين امکان را داده است که با بهره‌گيري از خشونت و ايجاد ترس، مخاطب را به پذيرش عقايد خود وا دارد. ترس از برخوردهاي خشن وهابيون و احتمال بروز قتل و جرح سبب شده است که برخي از پيروان ساير کيش‌ها و مذاهب، جرأت انجام مناسک خود را نداشته و يا به صورت‌ تحميلي، عقايد وهابيت را بپذيرند و يا به صورت تحميلي، عقايد وهابيت را بپذيرند و يا با تقيه و توريه، رفتار‌هاي گذشته خود را استمرار بخشند. اين ارهاب و ايجاد دلهره و ترس را مي‌توان زمينه‌ساز فعاليت‌هاي تبليغي آتي آنان در آن سرزمين دانست. به همين جهت است که تفکرات آل شيخ، بدون شمشيرهاي آل سعود، مجالي براي گسترش نمي‌يافت و وهابيت مرهون تعامل و همکاري اين دو با يکديگر است.

10. از ميان بردن منابع ديني و فرهنگي ساير فرق و اديان معارض با وهابيت

آتش زدن کتب و از ميان بردن کتابخانه‌هاي مخالفين در تاريخ، که بارها به وقوع پيوسته است، نشان از اهتمام وهابيت به از ميان بردن منابع و تراث رقيبان دارد. به طور مثال، آنان کتابخانه‌ بزرگ «المکتبه العربيه» را که بيش از 60 هزار نسخه خطي منحصر به فرد داشت را به آتش کشيدند و آن را به خاکستر بدل نمودند.

11. حضور در مجامع بين‌المللي

از جمله اقدامات وهابيت، عضويت و حضور در برخي نهادها و مجامع مهم بين المللي است. عضويت «الرابطه الاسلاميه» در برخي نهادهاي مهم بين‌المللي و بيان عقايد و باور‌هاي خود و تأثيرگذاري بر تصميمات اين مجامع از همين رويکرد برخاسته است.

12. تلاش براي آموزش زبان‌هاي خارجي به مبلغان خود

حضور در صحنه‌هاي بين المللي، مستلزم مجهز شدن وهابيت به ابزار‌هاي ارتباطي و از همه مهم‌تر فراگيري زبان‌هاي خارجي توسط مبلغان است. در ساليان اخير، تلاش‌هاي جدي در جهت آموزش زبان‌هاي خارجي به افرادي که داراي قابليت تبليغ باور‌هاي وهابيت دارند، صورت پذيرفته است.

13. ايجاد جبهه هماهنگ در عرصه ديني و سياسي

پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، وهابيت با مرکزيت آل سعود، با احساس خطر نسبت به ايجاد حکومت شيعي، تلاش‌هاي سياسي قابل توجهي را براي انزوا و ضربه زدن به جمهوري اسلامي ايران آغاز نمود. بدين منظور بخشي از تبليغات آنان معطوف به ناکار آمد جلوه دادن نظام و حکومت شيعي در ايران متمرکز شده است.

اين تبليغات سياسي با پشتوانه باور‌هاي ديني وهابيت، زمينه ساز از صحنه برداشتن مهم‌ترين رقيب آنان و در نتيجه فراهم شدن بستر‌هاي تبليغي جهت آنان است.

14. ارائه تلخيصي و موجز مطالب تبليغي

نگاهي به حجم کتب، کليپ‌ها و محصولات تبليغي وهابيت نشان مي‌دهد، تلاش شده است کتبي در قطع جيبي عرضه و در کوتاه‌ترين و سهل‌ترين روش، پيام مورد نظر آنان به مخاطب منتقل شود. اندازه کوچک اين کتب به مخاطب اين امکان مي‌دهد آن را همراه برده و در فرصت مناسب به مطالعه آن بپردازد.

15. سياه‌نمايي و افترا زدن و انتساب اکاذيب به تشيع

وهابيت درصدد است با سياه‌نمايي و انتساب اکاذيب و بيان تهمت‌ها و افتراهايي در آثار خود، تصويري تيره و تار از تشيع در ذهن غير شيعيان ترسيم کند تا بدين وسيله، نفوذ مهم‌ترين رقيب خود را کاهش دهد. بطور مثال در کتاب «الشيعه شاهدون علي انفسهم بالکفر» که بطور گسترده در ايام حج توزيع مي شود، چنين به شيعيان تهمت زده مي‌شود که آنان معتقدند ائمه اطهار(ع) فرزندان خدا هستند و جالب اينجاست که اين مطلب خود را به آدرسي مجعول در کتاب «الغدير» ارجاع مي‌دهند در انتهاي کتاب نيز عکس‌هايي از يکي از موزه‌هاي تهران (موزه تاريخ عبرت ايران) که بازتاب دهنده شکنجه‌هاي انقلابيون ايران توسط شکنجه‌گران نظام شاهنشاهي پهلوي است آورده شده و به دروغ‌ چنين بيان شده است که اين تصاوير مربوط به شکنجه‌ اهل سنت در ايران توسط جمهوري اسلامي است!

اين دروغ‌گويي‌ها به همين جا ختم نشده و برخي تصاوير جنايات خود و کشتار شيعيان توسط وهابيون در کشور‌هايي مانند عراق و افغانستان را با معکوس نمايي به عنوان اقدامات شيعه بر عليه اهل سنت و وهابيون جلوه مي‌دهند و منتشر مي‌نمايند. در کتاب «لله ثم للتاريخ» نيز آدرس‌هاي کذب فراواني مشاهده مي‌شود و نويسنده آن که عالمي شيعه معرفي شده در محضر اساتيدي بوده که اختلاف دوران حيات آنان جاي شبهه‌اي را باقي نمي‌گذارد که وهابيت حتي به خود زحمت نداده‌اند دروغ‌هاي ظاهر الصلاح‌تر و قابل‌باوري در کتب خود ارائه نمايند. بيان اين اباطيل، با هدف بهره‌گيري از خلاء امکانات و ابزارهاي گسترده و متنوع تبليغي در ميان شيعيان و ارائه تصويري کاذب و غير واقعي از آنان صورت مي‌پذيرد. متهم سازي شيعيان به خرافه‌گرايي و بدعت در اين ميان، نقش برجسته‌اي دارند.

16.نشان دادن عملگرايي خود و تلفيق آموزه‌هاي ديني با رفتار عملي

نوع لباس پوشيدن، ظواهر و نحوه رفتار وهابيون درصدد القاي اين مطلب است که آنان به صورت کامل پياده کننده آموزه‌هاي اسلامي و سنت پيامبر(صلّی الله علیه وآله وسلّم) بوده و تجسم قولي وعملي اسلام راستين و بدون هرگونه انحراف و زوائد هستند. اين تبليغ عملي به آنان کمک مي‌کند در ايجاد ذهنيت مثبت در عوام مردم نسبت به خود، موفق شوند.

17. حمايت از احزاب سياسي

گرچه ورود در عرصه سياسي، به ظاهر ارتباط مستقيمي با رويکرد‌هاي تبليغي وهابيت ندارد وليکن آنان بدين وسيله تلاش مي‌کنند جريانات سياسي همراه با خود را حاکم ساخته و در اين تعامل دو جانبه، از آنان پس از استقرار در ساختار‌هاي سياسي جهت مطامع خود و زمينه سازي جهت تبليغات بهره گيرند.

18. ايجاد جاذبه به واسطه طرح شعار‌هاي دلفريب و زيبا

اين ادعا که مي‌خواهيم اسلام را از خرافات و بدعت‌هايي که در طول 1400 سال در آن به وجود آمده است نجات دهيم، توجه اذهان بسياري را به خود معطوف مي‌دارد. به ويژه آن که بخش‌هاي قابل توجهي از سرزمين‌هاي اسلامي، به واسطه درهم تنيدگي فرهنگي و ديني و همزيستي با ساير نحله‌ها و فرق، با حجم قابل توجهي از باور‌هاي خرافي مواجه مي‌باشند. بر همين اساس، اين شعارها مي‌تواند به جلب توجه و نظر افراد نسبت به وهابيت منجر شود.

روش‌شناسي تبليغ وهابيت

از دوره سوم حکومت آل سعود تاکنون، شاهد استفاده از روش‌ها و تکنولوژي‌هاي تبليغي جديد از سوي وهابيت و دست برداشتن از انحصار در روش‌هاي قديمي هستيم. گرچه تمييز روش‌هاي تبليغ وهابيت از رويکرد‌ها و سياست‌هاي تبليغي آنان دشوار است، ولي در اين بخش، آنچه بيشتر ناظر به تکنيک‌هاي روشي آنان در انجام تبليغات خود است، مورد توجه قرار مي‌گيرد:

1.استفاده هم زمان از ابزارهاي متفاوت تبليغي

در بخش شناسنامه يا در پايان اکثر کتب تبليغي وهابيت، مشاهده مي شود که آدرس سايت‌هاي مهم تبليغي آنان ذکر شده است. بدين طريق تلاش مي‌کنند تا با تنوع ابزارها، ذائقه‌هاي مختلف را تحت پوشش خود قرار دهند.

علاوه بر تبليغ چهره به چهره پخش مکتوبات و حضور جدي در فضاي سايبري، شبکه‌هاي ماهواره‌اي نيز از ابزارهاي مهم تبليغاتي آنها مي‌باشند. به طوري که از 1800 شبکه ماهواره‌اي فعال در منطقه، حدود 300 شبکه به مقابله با فرهنگ اهل بيت(علیهم السلام) مي‌پردازند. بر همين اساس است که در جريان اهانت يک روحاني شيعه با عايشه در لندن، مدت‌ها 19 شبکه ماهواره‌اي به صورت همزمان و مداوم به پخش برنامه محکوميت اين اقدام، اهتمام ورزيدند.

2.ايجاد راه‌هاي دسترسي آسان مخاطب به محصولات تبليغي آنان

از جمله اقدامات سياست‌گذاران تبليغي وهابيت، راه اندازي سايت‌ها و در اختيار گذاردن آدرس‌هاي ايميلي جهت ارسال درخواست مخاطبين براي دريافت رايگان کتب تبليغي است. متقاضي مي‌تواند با ثبت درخواست خود و يا ارسال ايميل، کتب را در محل استقرار خود دريافت نمايد. شايان ذکر است که فقط در ايام حج سال 1381، ده ميليون و 685 هزار جلد کتاب به بيست زبان زنده دنيا توسط دولت سعودي در ميان زائرين خانه خدا توزيع گرديد.

3. خود را تابلوي اسلام معرفي کردن و استفاده از عنوان‌هاي عام اسلامي به جاي تصريح به وهابي بودن

در کتب، سايت‌ها و ساير محصولات تبليغي وهابيت مشاهده مي‌شود که عناوين آن عام بوده و صرفاً اسلامي بودن آن محصول را نشان دهد. بدين طريق خود را تابلو و نماد اسلام معرفي کرده و فاصله معنا‌دار خود را با فضاي کلي حاکم بر کليت مذاهب اسلامي را کتمان و مخفي نگه مي‌دارند. ضمن آنکه اين کار به آنان امکان مي‌دهد براي مخاطب کمتر مطلع و نا آگاه، بدون اينکه وي مطلع باشد تغذيه‌اي فراهم شود که ناخودآگاه نظام فکري وهابيت را در ذهن او نهادينه مي‌کند.

4. پايان دادن آثار خود با ژستي حق به جانب و همراه با طرح پرسش‌هايي از مخاطب

مشاهده پايان اکثر کتب تبليغي وهابيت نشان مي‌دهد آنان به منظور پيروز جلوه دادن خود و موفق نشان دادن خويش در اقناع مخاطب، ژست حق به جانب و تفوق يافته گرفته و با طرح پرسش‌هايي از مخاطب مي‌خواهند، ابتدا با باور‌هاي خود بازگشته و تفکر بيشتر نموده سپس به صحت اين مطالب اذعان نمايد. اين فرآيند با تکرار اين مطلب همراه است که تعصب، زيان بخش است و بايد کنار گذاشته شود و اگر فرد غير متعصبانه برخورد کند، اذعان خواهد نمود که اين عقايد وهابيت عين حقيقت خواهد بود.

5. احيا و ترويج آثار و عقايد علماي موهوم شيعه

برخي افراد معلوم الحال که تحصيلات و بعضا آثاري در خصوص تشيع دارند، از سوي وهابيت به عنوان علماي برجسته شيعه معرفي شده و آثار و مکتوبات آنها جمع آوري، باز توليد و مجدداً منتشر مي‌شود جهت برجسته سازي اين افراد براي آنان فضيلت سازي شده و انحرافات و ضعف‌هاي عقيدتي آنان به عنوان تجديد نظر علماي شيعه در عقايد گذشته خود و تمايل به باور‌هاي راستين وهابيت توصيف مي‌شود. به طور نمونه دکتر موسي موسوي ـ نوه مرحوم سيد ابوالحسن اصفهاني از مراجع مشهور شيعه ـ را به عنوان انديشمند شيعي معرفي نموده و همانگونه که حضرت آيت الله سبحاني در مقدمه کتاب «شيعه پاسخ مي‌هد» اشاره مي‌کنند، کتاب وي تحت عنوان «الشيعه و التصحيح» تنها در يک سال با تيراژ ده ميليون نسخه توزيع مي‌گردد. حال آنکه در سوابق اين فرد بويژه در زمان محمد رضا پهلوي، شراب‌خواري، زناکاري، رفتن به کاباره‌ها، نزديکي با ستاره‌هاي سينمايي، اختلاس و کلاهبرداري و ... مشاهده در روزنامه‌هاي آن زمان اين موارد ثبت گرديده است. حتي علت مرگ وي در عربستان، زياده روي در شرب خمر عنوان شده است.

و يا «سيد ابوالفضل برقعي» که از او به عنوان آيت الله و از علماي مطرح شيعه نام برده شده و در شبکه نور، شاهد پخش سخنراني‌هاي او مي‌باشيم، در زمان آيت الله بروجردي به تدريس رسائل و مکاسب در قم اشتغال داشته و بواسطه حرف‌هاي بي‌اساس و توهين‌هايش، مردم قم وي را از شهر بيرون نموده‌اند. در تهران نيز اين حادثه براي وي تکرار گرديد. البته استاد حسيني قزويني به نقل از يکي از دوستان نزديک وي به نام آقاي حسيني ورجاني نقل کرده‌اند که وي در آخر عمر از اعمال گذشته خود توبه کرده و به صراحت در وصيت خود، با اذعان به اشتباهاتش، اعتقاد خويش به مکتب اماميه و عصمت 12 امام را مورد تأکيد قرار داده بود.

از سوي ديگر از 70 اثر وي، حدود 30 کتاب به نفع تشيع نگاشته شده که وهابيون هيچ اشاره‌اي به آن نمي‌کنند.

6. استفاده از اسامي شيعي در عناوين کتب و نام نويسندگان

اين اقدام به مخاطب چنين القا مي‌کند که اين کتاب از سوي فردي شيعه نگاشته شده است که دغدغه اصلاح برخي انحرافات به وجود آمده در تشيع را دارد.

7. استفاده از برخي نمادهاي رايج در ميان تشيع

براي نمونه در آثار آنان مشاهده مي‌شود که با توجه به نامأنوس بودن استفاده از(رضی الله عنه) در تجليل از اولياء و ائمه ديني در ميان شيعيان، آنان بر خلاف روش مرسوم خود، از(علیه السلام) بهره مي‌گيرند. اين کار به آنان کمک مي‌کند تا ضمن حساسيت زدايي، فضايي فراهم آورند که مخاطب با متن ارائه شده احساس غربت و نامأنوسي نکند.

8. سرمايه گذاري بر روش مناظره

آنان ضمن آشنا سازي مبلغان خود با روش‌هاي مناظره، تلاش مي‌کنند از فرصت سرمايه گذاري کمتر حريفان خود بر روي آگاهي از تکينک‌ها و روش‌هاي موفقيت در مناظره، سوء استفاده کرده و به کمک‌ اين تسلط خود بر فنون مناظره، ضعف‌هاي محتوايي خود را پوشانده و چهره‌اي پيروز از خود ترسيم نمايند. در کنار مناظره، سخنراني نيز از جمله قالب‌هاي مهم وهابيت براي بيان عقايد خود مي‌باشد. تعداد قابل توجه مناظرات صوري در شبکه‌هاي ماهواره‌اي وابسته به وهابيت، حاکي از اهميت اين شيوه براي آنان است.

9. استخراج گزينشي وجهت دار فتاواي مراجع شيعه

بي شک فقه شيعه به عنوان يک نظام فکري، داراي روشمندي خاصي بوده و اصول هماهنگ و منسجمي را عرضه مي‌کند. از جمله رفتار‌هاي ناجوانمردانه وهابيت، استخراج برخي فتاوا، بدون ارائه توضيع در مورد فضاي حاکم بر آن حوزه از فقه و تنقيح ادله و تبيين جزئيات و جوانب آن است. تقطيع در برخي فتاوا و ارائه بخشي از آن‌ و رها کردن بخش‌هاي ديگر که مکمل‌ آن است، از ديگر اقدامات آنان در همين زمنيه مي‌باشد.

10. حذف موارد مخالف مدعيات خود از کتب اهل سنت

مشاهده مي‌شود که در ساليان اخير، جريان هدفمندي جهت حذف برخي روايات، فتاوا و نظر نظرات علماي اهل سنت که مخالف نظرات وهابيت است از کتب اهل سنت صورت گرفته است. هم چنين مقايسه ميان برخي نسخ قديمي و جديد از تراث آنان نشان مي‌دهد که علاوه بر حذف موارد مخالف عقايدشان به بهانه تلخيص کتب، بخش‌هايي که به مخالفين وهابيت امکان مي‌هد به نقد آراي آنان بپردازند، ارائه نشده و در زمره مباحث تلخيص شده قرار گرفته است. در مواردي هم قسمت‌هاي غير مطلوب براي آنان با گذاردن چند نقطه به نشانه «و غيره» تقطيع و آورده نشده است.

11. نگارش کتب به نام علماي شيعه

در اين کتب، دروغ‌ها و افتراهايي مطرح مي‌شود و به منظور آنکه اين عقايد به شيعيان نسبت داده شود، از اسم علماي نامدار شيعه به عنوان نويسنده اين کتب استفاده مي‌شود.

اين اقدام تا بدانجا پيش رفت که آثاري را به نام علماي برجسته شيعي همچون علامه عسگري و آيت الله سبحاني منتشر نمودند. حضرت آيت الله سبحاني در نامه خود به دکتر قرضاوي ـ رئيس الازهر ـ به اين مطلب چنين اشاره مي‌فرمايند:

«آيا اطلاع داريد که در عربستان سعودي و امارات، روزي نمي‌گذرد مگر اين که رساله‌اي يا کتابي مقاله‌اي و... آنان حتي به اين حد اکتفاء نکرده و کتاب‌هايي در نقد شيعه، به نام علماء شيعه چاپ و منتشر مي‌کنند. حتي کتابي به نام اين جانب و کتابي به نام مرحوم علامه عسگري(رحمه الله) چاپ و منتشر کرده‌اند و هر دو نفر را مبلغ وهابيت و منتقد شيعه معرفي کرده‌اند.»

12. مخاطب قرار دادن افراد و طبقات مختلف با شيوه نامه‌نگاري

نگارش ده‌ها نامه توسط محمد بن عبدالوهاب و بيان اعتقادات و موعظه‌ها و تذکرات خود در اين قالب نشان مي‌دهد که علاوه بر استفاده از هر مکاني براي بيان نظرات، مخاطبين متنوعي را براي اين نامه‌ها در نظر مي‌گرفته است. بررسي شيوه نگارش محتوا و نيز مخاطبين اين نام‌ها مي‌تواند در آشنا سازي با شيوه‌هاي تبليغ بنيان گذار وهابيت بسيار موثر باشد.

13. بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي حج

مؤسسات بسياري هم چون «مجلس الشوي لدعوه و الارشاد»، «مجلس الاعلي و الشئون الاسلاميه»، «رئاسه شئون الحرم المکي و الحرم المدني»، «الجماعه الخيريه لتحفيظ القرآن الکريم» و ... زير نظر وزارت حج عربستان، در خدمت تبليغ وهابيت بويژه در موسوم حج مي‌باشند. لذا وهابيت بيش از هر چيز، مرهون در اختيار داشتن امتياز تولي گري حج است. بويژه آنکه اغلب مسلمانان خارج از منطقه خليج فارس، عربستان را جلوه‌گاه واقعي اسلام و وهابيون را به عنوان پرده داران خانه کعبه، داراي جايگاه والايي مي‌دانند.

آنان به خوبي از اين فرصت بهره گرفته و در قالب‌هايي غير حساسيت زا و به ظاهر عادي، مطامع و اهداف خود را پي مي‌گيرند.

به طور مثال «مکتب الوکلاء» که متصدي راهنمايي مديران کاروان‌ها است، خود به مثابه مرکزي براي توزيع اقلام تبليغي وهابيت عمل مي‌کند. در اتوبوس‌هاي مربوط به حمل و نقل زوار نيز، با پخش تلاوت‌هايي از قرآن کريم، به طور غير مستقيم، همراهي وهابيت با قرآن به مخاطب القا مي‌شود.

14. اتخاذ رويکرد تهاجمي از طريق القاي شبهات

از آنجايي که هميشه طرح يک شبهه آسان‌تر از پاسخ دادن به آن است و زمان قابل ملاحظه‌اي از مخاطب رقيب، در تبليغات خود،‌ بهره بسيار مي‌برد. بر همين اساس است که در شهر قطيف و احصاء، با کاميون به توزيع کتب ضد شيعي در سطح شهر اقدام نموده و يا در کويت بيش از صد هزار نسخه از کتاب «اهل بيت از خود دفاع مي‌کنند» را در اين کشور توزيع نمودند.

مخاطب شناسي وهابيت

گرچه وهابيت نهادهايي را براي سامان دادن امور تبليغي و ترويجي در ميان تمام اقشار و گروه‌هاي اجتماعي، ترتيب داده است ولي به شهادت آمار ها، نمي‌توان اين فرقه را در مخاطب‌ گيري از تمام اقشار، موفق دانست. تعريف ابزارهاي وسيع رسانه‌اي براي جريان سازي اجتماعي و ترويج منشورات فراواني با تيراژ‌هاي قابل توجه جهت تأثير گذاري بر انديشه‌هاي اقشار عموماً عامي اجتماع، در کار تأسيس و تقويت دانشگاه‌ها و مراکز عالي تخصصي جهت آقايان و خانم‌ها، گواهي بر برنامه‌ريزي اين فرقه بر روي گره‌هاي مختلف اجتماعي است. اين اقشار هدف، چه در داخل جوامع آنان و براي تقويت باور‌ها و اعتماد عمومي آن‌ها به صحت و کار آمدي وهابيت، تحت اين تبليغات قرار گرفته و چه در ساير فرق و ملل، مخاطب دعوت وهابيون مي‌باشند. به طور مثال، اگر در گذشته ديدگاه‌هاي سخت گيرانه و متعصبانه‌ وهابيت، مانع از لحاظ کردن زنان جامعه عربستان به عنوان مخاطب فعاليت‌هاي ديني و مذهبي بود، امروزه نهاد‌هاي علمي و فرهنگي متعددي مختص بانوان تشکيل گرديده است. اين نهادها و مراکز، ظرفيت زنان به عنوان نيمي از اجتماع و پرورش دهنده نسل آينده را به خوبي در خدمت اشاعه آراي وهابيت گرفته‌اند و در نهادينه سازي انديشه‌هاي اين فرقه در خانواده‌ها توفيقاتي کسب نموده‌اند. کودکان و نوجوانان نيز به صورت ويژه تحت آموزش‌هاي اعتقادي قرار داشته و انبوه خردسالان و نوجوانان که در حلقه‌هاي تربيتي در مسجد النبي و مسجد الحرام گرد آمده و با حضور مربي، آموزش‌هاي قرآني، حديثي و اعتقادي مي‌بينند، حاکي از سرمايه گذاري وهابيت بر تربيت از سنين پايه مي‌باشد. نگاهي به محتواي کتب جيبي «متون طالب العلم» که به عنوان متن آموزشي در اختيار اين کودکان قرار گرفته و پس از حفظ احاديث آن با دريافت هدايايي مورد تشويق قرار مي‌گيرند، به خوبي نشانگر آن است که مفاهيم مورد تأکيد وهابيت چگونه از همان سنين ابتدايي، در ذهن و روان اين افراد توطن مي‌يابد. مشاهدات از نحوه رفتار و سلوک اعتقادي اين نونهالان و نوجوانان و پرسشگري از آموخته‌هاي آنان، هر ناظري را به اين اعتراف وا مي‌دارد که بيش از هر چيز، آنان تعصب، جمود و احتراز داشتن از گفتگو و شنيدن سخن و منطق ديگران را آموخته‌اند. اطلاق عنوان «وزارة التربية و التعليم» به وزارت آموزش و پرورش عربستان خود حاکي از اهتمام وهابيت به تربيت و مقدم دانستن آن بر تعليم است. در فضاي بيرون از قلمرو حکومت وهابيون در عربستان سعودي، مروري بر اکثر منشورات و توليدات رسانه‌اي وهابيت و انبوه استدلال‌هاي عرفي و عوامانه‌ اين آثار، بيانگر آن است که سرمايه گذاري ويژه‌اي از سوي اين فرقه بر روي طبقه عمومي و عوام اجتماع صورت پذيرفته است. تظاهر به عمل گرايي به آموزه‌هاي شريعت اسلامي و تلفيق قول و عمل، به آنان امکان داده است خود را نماينده‌اي از امت حقيقي رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) جلوه دهند و از همين موضع، مردم عامي را مخاطب تبليغات خود قرار دهند. استدلالات جدلي و مغالطات فراوان و تناسب مداخل و مناهج بحث با علايق و ادبيات رايج در ميان عوام اجتماع، موجب گرديده پس از ناکامي‌ از همراه سازي اقشار فرهيخته جوامع شيعي و سني، دل به پذيرش گروه‌هاي عامي و کمتر تحصيل کرده‌ي کشور‌هاي ديگر ببندند. گرچه مخاطب عام شيعي چندان به اين دعوت‌ها و تبليغ‌ها پاسخ مثبتي نداده است ولي اقشار عامي اهل سنت به ويژه در نقاط محروم و دور افتاده، از اين هجمه‌ها تأثيراتي را پذيرفته‌اند.

از ديگر سو، در سطح بين المللي و وراي مرز‌هاي اطراف حکومت‌ سعودي، بشر تشنه‌ي معارف آسماني و و وحياني که از نسخه‌هاي بشري خسته شده و پوچي و سر درگمي از زندگي فارغ از معنويت، آنان را آزار داده است، رويکرد جدي به آموزه‌هاي حيات بخش اسلامي يافته‌اند. اينجاست که در آمد هنگفت حاصل از نفت و در اختيار داشتن مراکز قدرتمد تبليغي، به وهابيت اين امکان را داده است که با ساخت مساجد و مراکز اسلامي و از طريق اعزام مبلغ، نگاه‌هاي تشنه‌ي انديشه‌هاي اسلامي را به سمت و سوي خود معطوف نمايند.

اين اهتمام به گسترش انديشه‌هاي وهابيت در اقصي نقاط عالم و ضعف‌ گروه‌هاي رقيب و در رقابت تجهيزاتي و مالي، در کنار لبخند رضايت آميز نظام سلطه به نمايش چهره‌ ي وهابي و سلفي از اسلام، به وهابيون امکان داده است در کشور‌هاي مختلفي بتوانند نيرو‌هايي را از ميان علاقه‌مندان و گرايش يافتگان به اسلام براي خود فراهم آورند. از ويژگي‌هاي وهابيت آن است که با زمان شناسي و احصاء ويژگي‌هاي بومي و فرهنگي، در هر منطقه جغرافيايي خود را در لباس آن قوم و فرهنگ و با لحاظ دغدغه‌هاي آنان، عرضه مي‌‌نمايد. اگر در کشور ما، برخي چهره‌هاي وهابي با ژستي روشنفکر مآبانه، فراوان سخن از مذمت خرافه‌گرايي و اعتقادات غير عقلاني مي‌زنند، و حال آنکه وهابيت مشحون از تحجر و باور‌هاي غير عقلاني است، بي‌ ارتباط با هدف گذاري آنان براي تأثير گذاري بر قشر دانشجو و تحصيل کرده‌ي جامعه ايراني نيست. بدين جهت است که هر چند اندک ولي مخاطباني از طبقه فرهيختگان جامعه نيز مي‌توان براي وهابيت بر شمرد.

در ميان فرق مذاهب نيز ناهمخواني بنيادين باور داشت‌هاي وهابيت با آموزه‌ها و اعتقادات شيعي منجر گرديده است که علي رغم سرمايه‌ گذاري قابل توجه بر جلب مخاطبان شيعه، بيش از آن نسبت به جوامع سني ساکن در ايران توجه شده و بر روي همگرايي آنان با انديشه‌هاي وهابيت تمرکز و اهتمام صورت پذير.

به خدمت گرفتن ثروت در اختيار وهابيت براي جذب اقشار آسيب پذير اجتماع و کساني که به واسطه مشکلات ميعشتي در تنگنا قرار گرفته‌اند، موجب گرديده مخاطبيني نيز از ميان اين گروه‌ها بيابند.

شايد يکي از عوامل مهمي که موجب شده هنوز تبليغات مکتوب و رسانه‌اي و نيز دعوت‌هاي چهره به چهره ي وهابيت ثمره‌ي چنداني را عايد اين فرقه نکند، باور‌ها و نوع نگاه درون اين مکتب فکري است. جايگاه اجتماعي و منزلتي که علماي وهابي براي زنان ملحوظ کرده‌اند، بزرگترين مانع بر سر آن است که وهابيت بتوانند ظرفيت‌هاي برجسته بانوان براي تبليغات و دعوت‌هاي عمومي و بويژه براي جريان سازي اجتماعي بهره ببرد. به همين جهت است که هنوز شاهد تمرکز فعاليت‌هاي رسانه‌اي و تبليغي بر روي زنان به عنوان مهم‌ترين انتقال دهنده‌ي ارزش‌ها در يک جامع نبوده‌ايم.

به همين نسبت، ضعف در فعاليت‌هاي تبليغي آنان بر روي کودکان و تأثير گذاري بر انديشه‌هاي آنان جهت پذيرش و تمايل به آموزه‌هاي وهابيت، مانع از آن شده است که جوامع شيعي و سني در اين دو قشر مهم اجتماع، چندان دچار احساس خطر و نگراني نشوند.

مجموع اين شرايط موجب گرديده است که نتوان در شرايط برابر رقابتي، وهابيت را در جلب آراء و تمايلات اقشار مختلف اجتماعي موفق دانست. بيش از اتقان محتواي مورد تبليغ، به مراتب اين ابزارها و امکانات در اختيار آنان و نيز خلاء حضور ديدگاه‌هاي رقيب و بديل بوده است که موفقيت‌هاي سطحي و موقتي را براي آنان به همراه داشته است.

منبع: نشریه مرزبان نامه؛ رصد آخرين تحولات اديان و مذاهب، شماره 2، معاونت فرهنگی تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.

بازدید: 1 مرتبه

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
14 + 5 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .