شيعه شناسى،آشنايى با مذاهب اسلامى،وحدت اسلامى و پاسخ به شبهات بى‏آزار شيرازى

كتابخانه تخصصي حج > آموزش کارگزاران حج > شيعه شناسى،آشنايى با مذاهب اسلامى،وحدت اسلامى و پاسخ به شبهات

هدف از تالیف این کتاب
9
مقدمه
11
درس نخست شیعه از منظر قرآن و حدیث
13
هدف از این درس
14
اشکالات وارده بر آیات سوره مائده(آیات3، 55 و 67)
17
پاسخ به اشکالات وارده بر آیات سوره مائده
17
خلاصه درس نخست
23
نمونه سؤالات تشریحی
24
نمونه سؤالات تستی
25
درس دوم تفاوتهاي امامت و سيره حاكمان و فعاليتهاي حضرت علي ( علیه السلام ) در زمان خلفای راشدین
29
هدف از اين درس
30
1ـ جمع آوري قرآن و نشر علوم و سنت پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم )
34
2ـ برقراري وحدت و آرامش ميان مسلمين براي پيشبرد اسلام
34
3ـ شركت دادن ياران و فرزندان خود در فتوحات و جنگهاي اسلامي
35
4ـ ارائه مشاوره هاي سياسي به خليفه دوم و سوم و حضور ياران حضرت بعنوان والي و مسئول مناطق فتح شده
36
5ـ خزانه دار علوم پيامبر( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم )
36
خلاصه درس دوم
42
نمونه سؤالات تشريحي
43
نمونه سؤالات تستي
44
درس سوم اثبات امامت ائمه صحابه وموضع شيعه در مورد نقل حديث ازايشان
49
هدف از اين درس
50
اثبات امامت ائمه دوازده گانه( علیهم السلام )، و موضع ما در مورد نقل حديث از عامه
51
خلاصه درس سوم
57
نمونه سؤالات تشريحي
58
نمونه سؤالات تستي
59
درس چهارم مذاهب و جريانهاي شيعي در طول زمان
63
هدف از اين درس
64
خلاصه درس چهارم
73
نمونه سؤالات تشريحي
74
نمونه سؤالات تستي
75
درس پنجم مذاهب اهل سنت
81
هدف از اين درس
82
مذهب حنفي
84
مذهب مالكي
87
مذهب شافعي
88
مذهب حنبلي
90
مذهب ظاهري
91
خلاصه درس پنجم
92
نمونه سؤالات تشريحي
93
نمونه سؤالات تستي
94
درس ششم پاره اي از موارد اختلافي بين فريقين
99
هدف از اين درس
100
1ـ قبل از طلوع فجر اذاني گفته مي شود
102
2ـ برخي از عبارات متفاوت در اذان مانند
102
3ـ در مسأله وضو
103
4ـ شستن پاها
103
5ـ وجوب نماز جماعت از نظر برخي از مذاهب
105
6ـ نظم در صفوف
105
7ـ عبور از مقابل نمازگزار
106
8ـ گفتن بسم الله در نمازهاي جماعت حرمين شريفين
106
9ـ آمين گفتن در نماز
107
10ـ قنوت نماز در ميان مذاهب اسلامي
107
11ـ خواندن نماز و اقتدا به غير هم مذهب
108
12ـ سجده كردن بر روي فرش
108
13ـ شبهه خان الامين
109
14ـ توضيحاتي پيرامون كيفيت مناسك حج در مذاهب اسلامي و طواف نساء
110
15ـ چرت زدن بعد از وضو
110
خلاصه درس ششم
112
نمونه سؤالات تشريحي
113
نمونه سؤالات تستي
114
درس هفتم توسل و وسيله
119
هدف از اين درس
120
انواع وسيله ها براي رسيدن به خدا
123
1ـ توسل به اسماء و صفات الهي
123
2ـ توسل به ايمان
124
3ـ توسل به اعمال صالح
124
4ـ توسل به پيامبر اكرم ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم )
124
انواع توسل هاي مذموم
126
الف ـ توسل به طاغوت
126
ب ـ توسل به بت، در، ديوار، سقاخانه، قبر، درخت و ...
126
ج ـ اعتقاد به تأثير ذاتي و مستقل ائمه بدون اذن خدا
126
د ـ توسل به بندگان خدا بصورت تذلّل و عبوديت
127
هـ ـ توسل به معناي پارتي بازي
127
توسل هاي غيرمذموم
128
الف ـ توسل به پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) ائمه( علیهم السلام ) و اولياء الهي بعد از وفاتشان
128
نظر علماي اماميه درباره توسل
129
ب ـ توسل جستن شعراي نامي اهل سنت به 14 معصوم( علیهم السلام )
130
ج ـ توسل جستن به حق و مقام معصومين( علیهم السلام )
131
د ـ توسل در زمان حيات آري؟ در زمان ممات خير!
134
هـ ـ آيا توسل به مرده خطاب به معدوم است؟
135
خلاصه درس هفتم
137
نمونه سؤالات تشريحي
138
نمونه سؤالات تستي
139
درس هشتم پاسخي به كتاب منهاج السنه / ابن تيميه
143
هدف از اين درس
144
مقدمه
145
شايعه دخالت خواجه نصير در سقوط خلافت عباسيان
146
تهمت هاي خلاف واقع
149
بعضي از حماقت هايي كه به شيعه نسبت مي دهند
155
نتيجه گيري كلي
158
خلاصه درس هشتم
161
نمونه سؤالات تشريحي
162
نمونه سؤالات تستي
163
درس نهم وحدت اسلامي گامي فراتر از تقريب از ديدگاه امام خميني( رحمة الله علیه )
167
هدف از اين درس
168
ديدگاه امام خميني( رحمة الله علیه ) در مورد وحدت اسلامي
169
مقدمه
169
1ـ توحيد كلمه: مقصد انبياء ( علیهم السلام )
170
2ـ وحدت: رمز قدرت
171
3ـ وحدت: رمز پيروزي انقلاب اسلامي ايران
172
4ـ تاكيد قرآن بر وحدت
172
5ـ تلاش پيامبر اكرم ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) براي وحدت
173
6ـ اتحاد و برادري پيامبر اكرم ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) و علي ( علیه السلام )
173
7ـ تلاش امام علي بعد از پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) براي حفظ وحدت
174
8ـ عوامل وحدت
174
الف ـ اتكال به خدا
174
ب ـ اسلام
174
ج ـ ايمان
175
د ـ رحماني بودن
175
هـ ـ توجه به معنويت
175
و ـ ضيافت الله
175
ز ـ اراده الهي
176
ح ـ لطف و تأييد الهي
176
ط ـ نماز جمعه
176
ي ـ فريضه حج
176
ك ـ امامت و تشكيل حكومت
177
ل ـ اجتماعات مذهبي عاشورا
177
9ـ عوامل تفرقه
178
الف ـ سب و لعن و مطاعن
178
ب ـ برافروختن اختلافات تاريخي
178
ج ـ تعصبات جاهلانه
179
د ـ ملي گرايي
180
هـ ـ فرقه گرايي
180
نتيجه گيري
182
خلاصه درس نهم
184
نمونه سؤالات تشريحي
185
نمونه سؤالات تستي
186
منابع و مآخذ
191

كتابخانه تخصصي حج > آموزش کارگزاران حج > شيعه شناسى،آشنايى با مذاهب اسلامى،وحدت اسلامى و پاسخ به شبهات

بسم الله الرحمن الرحیم
هدف از تألیف این کتاب
یقینا کمیت و کیفیت برگزاری سفرهای زیارتی در جوامع اسلامی بعنوان یکی از شاخص ها و محورهای توسه اعتقادی،فرهنگی،اقتصادی و ... بشمار می آید که پیامدها و دستاوردهای آن چنانچه بدرستی صیانت و ترویج شود،تأثیر ویژه ای در بخش های اجرائی کشور بجا خواهد گذاشت.
رشد فزاینده زائران و متقاضیان سفرهای زیارتی،سازمان حج و زیارت را بر آن داشت تا نسبت به ارتقای سطح ارشاد و آموزش دست اندرکاران خدمت به زائران گامهای مؤثر و مناسب بردارد تا از این رهگذر جمع کارآمد و کادر ورزیده و آگاه در کسوت خدمتگذاری به زائران گرامی وارد این عرصه مقدس شود.
بنابراین با توجه به ضرورت تأمین و پرورش نیروی انسانی کارآمد و ماهر بعنوان خادمان امور زیارتی ، تهیه و تدوین و تألیف متون آموزشی علمی و کاربردی متناسب با نیازهای فراگیران در سطوح مختلف را کاملاً ضروری مینماید.لذا تنظیم و ارائه سلسله انتشارات توسط اداره آموزش کارگزاران معطوف به همین امر می باشد که امیدواریم مورد توجه خوانندگان قرار گیرد.
اداره آموزش کارگزاران
سازمان حج و زیارت
________________________________________ 9 ________________________________________
مقدمه
از مدتها پیش ضرورت تدریس مباحثی که از رهگذر آن بتوان کارگزار زیارتی را با محیط و عرصه فعالیت،بیشتر آشنا و سازگار کرد، احساس میشد.
از سویی دیگر مقام معظم رهبری پیوسته در جمع دست اندرکاران حج تمتع هر سال به مسأله وحدت،تقریب و دوری از تفرقه و تنش تأکید میکردند.
این مسأله باعث شده تا اداره آموزش کارگزاران سازمان حج و زیارت به فکر تدوین دروسی در زمینه شیعه شناسی،آشنایی با مذاهب اسلامی و وحدت اسلامی افتاده و در این راستا با متولیان اصلی و رسمی این عرصه که همان مجمع جهانی تقریب و دانشگاه مذاهب اسلامی باشد وارد مذاکره و تعامل شود. در این ارتباط ضبط 9 درس برنامه آموزشی توسط حجت الاسلام و المسلمین دکتر بی آزار شیرازی و نیز تدریس همزمان همین درس در مرکز آموزش کارگزاران تهران توسط جناب استاد بی آزار شیرازی در دستور قرار گرفت.
آنچه در این کتاب ملاحظه میفرمائید سخنان جناب استاد است که بر روی کاغذ پیاده شده و پس از مستند سازی،فصل بندی و یا به حسب ضرورت افزودن برخی از نکات از سوی گردآورنده جهت استفاده تقدیم میگردد.
بدیهی است جلسات هشتم و نهم بر گرفته از مقالات قبلی جناب استاد میباشد و گردآورنده در آن دخل و تصرفی نداشته است. از دیگر سوی هدف و نگاه این نیست که مدیران و معاونان مباحث را همچون مبلغین و زبان دانان بسیار جزء به جزء و تخصصی فرا گیرند،لذا سعی بر این بوده تا مباحث با زبانی ساده و عامیانه مطرح شوند.
________________________________________ 11 ________________________________________
در عین حال مزیت این اثر به روز بودن آن و طرح برخی از آخرین شبهات میباشد که انتقادات و پیشنهادهای استادان فن مزید امتنان است.
در پایان از زحمات مدیریت محترم آموزش سازمان جناب حجت الاسلام و المسلمین مهدی شهسواری کمال تشکر را دارم و امیدوارم این اثر گامی باشد در جهت نزدیکی قلوب مسلمین و کاهش تنشها و افزایش بازدهی عملکرد کارگزاران و ارتقای سطح بینش و دانش آنان در عرصه عملیات حج و زیارت.
والسلام
العبد بشیر سلیمی
11/5/88
________________________________________ 12 ________________________________________
درس نخست
شيعه از منظر قرآن و حديث
________________________________________ 13 ________________________________________
هدف از این درس
شناخت شیعه در لغت و اصطلاح و از منظر قرآن و کلام شریف نبوی.
پاسخ به اشکالات وارده در سوره مبارکه « مائده » که مورد استناد شیعیان میباشد:
1) آیه اکمال دین / سوره مائده آیه 3 /
2) آیه ولایت / سوره مائده آیه 55 /
3)آیه بلاغ / سوره مائده آیه 67 /
________________________________________ 14 ________________________________________

شيعه در لغت به معناي پيرو است. در قرآن كريم آمده كه: «و انّ مِنْ شيعَتِهِ لاَبراهيم».(1) يعني يكي از پيروان حضرت نوح، ابراهيم است.
شيعه در اصطلاح به جماعتي از مسلمين گفته مي‏شود كه معتقدند پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) پيش از درگذشت خود، جانشين خويش و خليفه مسلمين را در مناسبتهاي متعددي از جمله در روز هجدهم ذي‏الحجة، سال دهم هجري كه به روز «غدير خم» معروف است در يك اجتماع بزرگ معين فرمودند و او را به عنوان مرجع سياسي، علمي و ديني پس از خود تعيين نمودند.
اينان كه از همان ابتدا به مرجعيت علي ( علیه السلام ) اعتقاد داشتند به شيعه علي ( علیه السلام ) نيز نام گرفتند كه عبارتند از جمعي از بزرگان صحابه همچون: سلمان، ابوذر، مقداد، جناب بن ارت و . . .
البته طبق برخي روايات نبوي كه حتي در منابع برادران اهل سنّت نيز موجود است اين لقب را پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) در حال حيات خود به پيروان امير مؤمنان عطا نمودند:
«والذي نفسي بيده، انَّ هذا و شيعته لهم الفائزون يوم القيامة».(2)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- سوره صافات، آيه 83.
2- سيوطي جلال‏الدين، در المنثور، ج 6، در تفسير آيه هفتم از سوره بينه به نقل از كتاب شيعه پاسخ مي‏دهد، سيد رضا حسيني‏نسب، صص 2-21.
________________________________________ 15 ________________________________________
سوگند به آن كه جان من در دست اوست او (علي) ( علیه السلام ) و پيروان وي در روز رستاخيز رستگارانند.
ابان ابن تغلب شاگرد برجسته امام صادق ( علیه السلام ) كه امام امر مي‏كردند شيعيان دينشان را از وي بگيرند در تعريف شيعه آورده كه شيعيان كساني هستند كه اگر مردم در روايت از پيغمبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) اختلاف كردند روايت علي ( علیه السلام ) از پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) را مي‏گيرند و هرگاه مردم در قول علي ( علیه السلام ) اختلاف كنند شيعيان قول جعفر صادق از علي ( علیه السلام ) را مي‏گيرند.(1)
از جمله گامهاي نخستين در زمينه شناخت مذاهب و بويژه شيعه آشنايي با مباني نظري اين مذهب از ديدگاه آيات شريف قرآن مي‏باشد. يكي از مهمترين سوره‏هاي قرآن كه در آن آيات مربوط به مسايل بنيادين شيعه آمده سوره مباركه مائده مي‏باشد.
ما در اينجا قصد داريم تا سه آيه از اين سوره را بررسي كنيم و پس از طرح اشكالاتي كه از سوي علماي عامه بر آنها وارد شده به آنها پاسخ دهيم.
آيات مورد نظر به قرار زير مي‏باشند:
1ـ «اليوم اَكْمَلْتُ لكم دينكم و اتممتُ عليكم نعمتي و رَضيت لكم الاسلامَ دينا».(2)
از نظر شيعه اين آيه در روز غدير خم و پس از اعلام جانشيني علي ( علیه السلام ) نازل شده و اين اعلان خود به معني اكمال دين اسلام است و علي ( علیه السلام ) جانشين بلامنازع پيامبر مي‏باشد و لذا خلافت امري انتصابي و از جانب خدا بوده و كاري نبوده كه به انتخاب و شورا و اهل حل و عقد گذارده شود.
2ـ «انما وليكم اللّه‏ و رسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة و يوتون الزكاة و هم راكعون».(3)
اين آيه به هنگامي نازل شده كه حضرت مشغول نماز بوده‏اند و در اين حين سائلي به
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- التفسير الكاشف، محمدجواد مغنيه، ج 4، ص 412.
2- مائده / 3.
3- مائده / 55.
________________________________________ 16 ________________________________________
طلب حاجت مادي برآمده و حضرت در حين نماز و در حال ركوع انگشتري خويش را به سائل بخشيده‏اند كه خداوند از ايشان به عنوان ولي مردم و مؤمنين بعد از خدا و رسول ياد كرده‏اند.
3ـ «يا اَيُّها الرسول بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اليك مِنْ ربك و اِنْ لم تَفْعَلْ فما بَلَّغْتَ رِسالته واللّه‏ُ يَعْصِمُكَ مِن النّاس اِنَّ اللّه‏َ لا يهدي القومَ الكافرين».(1)
اين آيه شريفه كه قبل از حادثه غدير نازل شده مؤكدا پيامبر را به تعيين جانشين بعد از خود و اجراي حادثه عظيم غدير خم وا مي‏دارد.
و اما اشكالات وارده بر اين آيات:
1ـ آيه سوم از سوره مائده در وسط آيه آمده و قبل و بعد آن در خصوص مواد غذايي صحبت كرده حال چگونه مي‏تواند راجع به جانشيني علي ( علیه السلام ) باشد.
2ـ آيه 55 از سوره مائده بصورت جمع آمده است و لذا نمي‏تواند در خصوص يك نفر باشد. (الذين ـ يوتون ـ راكعون)
3ـ آيه 67 از سوره مائده نيز، اگر قبل و بعدش را توجه كنيم راجع به يهوديت است و لذا ارتباطي با مسأله جانشيني در روز غدير خم ندارد.
پاسخ به اين اشكالات:
در پاسخ به اين اشكالات بايد گفت: كه اگر قبل و بعد آيات با وسط آيه نمي‏خواند آيا اين به منزله تحريف نيست يعني بر فرض صحت ادعاي كسي كه بر آيه اشكال وارد مي‏كند آيا عدم هماهنگي تمامي اجزاي يك آيه به معني تحريف آن آيه نيست؟ يعني بايد نهايتا قائل شويم كه آيات جابجا شده‏اند كه اين همان حرف مستشرقين است كه قايل به تحريف قرآن هستند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- مائده / 67.
________________________________________ 17 ________________________________________
ولي ما در تفسير كاشف با توجه به تناسب و ترادف آيات اثبات كرده‏ايم كه اينطور نيست. يعني آنجا اين آيه را با توجه به فضاي كل سوره ديده‏ايم كه نهايتا اثبات كرده‏ايم كه به طور مثال در عين ارتباط با مواد غذايي با ولايت علي ( علیه السلام ) هم در ارتباط است.(1)
جالب است مفسر بزرگي چون فخر رازي تحت تأثير قبل و بعد آيه 67 مي‏گويد: چون قبل و بعد آيه راجع به يهوديان است لذا ما از روايات ثبوتيه ولايت دست برمي‏داريم. توضيح اينكه برخلاف نظر فخر رازي بايد خاطرنشان كنيم كه اتفاقا با توجه به فضاي كل آيات آيه‏هاي ماقبل اين آيات كاملاً در مورد ولايت علي ( علیه السلام ) صدق مي‏كنند.
يعني با توجه به فضاي تاريخي سوره و اينكه سوره مائده جزو آخرين سوره‏هاي نازله بر پيامبرست، عقلاً و نقلاً ضرورت جانشيني در اين برهه امري بايسته مي‏باشد. از طرفي ديگر ما با پديده مهاجرت يهوديان به مدينه روبرو هستيم كه به خاطر نشانه‏هايي كه از پيامبر آخرالزمان در تورات داشتند به رسول‏اللّه‏ روي آوردند و حضرت هم استقبال كردند و در پي آن قانون (اُمة واحدة) را نوشتند و به سوي مسجدالاقصي نماز خواندند.
اما شرايط در طول زمان مطابق با روح استكباري يهوديان كه مي‏خواستند پيامبر از نسل بني‏اسرائيل باشد نه بني‏اسماعيل پيش نرفت. از طرفي پيامبر زمينه‏هاي اين سلطه استكباري را از بين بردند و يهوديان را كه از افتراق اوس و خزرج به نفع خود سود برده بودند آشتي داده و اين دو طايفه را به صلح دعوت كردند.
از ديگر اقدامات پيامبر اكرم ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) و اصولاً پروسه اسلام، دادن كتاب و علم به اعراب بود كه در پي آن نظر يهوديان را كه فقط خود را اهل كتاب و علم مي‏دانستند و از اين موقعيت براي برتري‏جويي علمي و قصه‏سرايي و نقل اسرائيليات سود مي‏بردند، خنثي نمود.
«قل يا اهل الكتاب لَسْتُمْ علي شي‏ء حتّي تُقيموا التوراةَ و الانجيلَ و ما اُنْزِلَ اليكم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- جهت اطلاعات بيشتر رجوع كنيد به تفسير كاشف / دكتر بي‏آزار شيرازي و دكتر سيد محمدباقر حجّتي.
________________________________________ 18 ________________________________________
مِنْ رَّبكم و ليزيدنَّ كثيرا منهم ما انزل اليك مِنْ رَبّك طُغيانا و كفرا فلا تأسَ علي القومِ الكافرين».(1)
يعني صرف عمل كردن به تورات كافي نيست بلكه بايد به قرآن هم به عنوان يك كتاب آسماني و تكميل‏كننده تورات و انجيل عمل كنيد و عدم عمل به قرآن به معني عمل نكردن به قسمتي از خود تورات است.
جالب است بدانيم آيه فوق زماني نازل شد كه يهوديان از اين موضوع يعني از دست دادن وجه علمي خود احساس خطر كرده، لذا به نزد پيامبر آمدند و گفتند: قرآن مورد اختلاف است و تورات مورد اتفاق.(2)
خوب ببينيد پس اينجا يك روزنه اميد بيشتر براي يهوديان باقي نماند و آن مسأله جانشيني بود، بدين معني كه چون پيامبر پسر و جانشين ندارد پس از فوت ايشان همه چيز تمام مي‏شود و يهود به ولايت خويش بازمي‏گردد. (مهم)
اما درست همين‏جا بود كه اين آخرين دريچه اميد كفار و منافقان با نزول آيه (اكمال) (اليوم اكملت لكم دينكم) از بين رفت و آيه انتهايي اين فراز هم ناظر به همين موضوع است (فلا تخشوهم فخشوني)
يعني از توطئه يهود و منافقين نترسيد كه با اين كار اسلام استمرار مي‏يابد.
بنابراين اگر تمام مسايل اسلامي اعم از اصول و فروع دين را استقصاء كنيم مي‏بينيم آنچه در اين‏جا تازه است و بحثي در مورد آن نشده همين مسأله (ولايت اسلامي) است و افزون بر اين در آنچه گذشت نشان داديم كه فضاي سوره و زمان هم دال بر اين مدعاست و لذا سخن فخر رازي را نمي‏توان صحيح دانست.
بنابراين با نزول اين آيه دوران ولايت طولاني مدت بني‏اسرائيل به پايان رسيده و به مسلمانان منتقل شده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- مائده / 68.
2- مجمع‏البيان لعلوم القرآن، ج 3، ص 446.
________________________________________ 19 ________________________________________
در اينجا خاطره‏اي برايتان نقل كنم و آن اينكه: در سالي به موسم حج رفته و به دانشگاه مدينه مي‏روند و به آنها تفسير مجمع‏البيان را هديه مي‏دهند آنها هم متقابلاً تفسير فتح‏القدير / شوكاني را به ايشان مي‏دهند: شوكاني كسي بود كه ابتدا وهابي بود و بعد زيدي مسلك شد. تفسيري كه نوشته بيشتر روايي است يعني در آن از احاديث بسيار استفاده كرده است.
آن وقت در آن كتاب در مورد آيه (يا ايها الرسول بلغ . . .) به نقل از ابن مسعود آورده است كه: بلغ ما انزل اليك من ربك (في ولايه علي بن ابي‏طالب). يعني اي پيامبر ابلاغ كن آنچه از جانب خدايت بر تو نازل شده كه اين در مورد ولايت علي ( علیه السلام ) است.
از اين دست موارد كه عامه در احاديث‏شان نسبت به ولايت علي ( علیه السلام ) و غدير و آن حادثه مهم اشارات و روايات آورده‏اند زياد است و اين را مي‏شود گفت جزو آخرين موارد است كه در تفاسير مورد قبول ايشان آمده است.
شما اگر نگاهي به كتاب الغدير / مرحوم علامه اميني و يا كتاب المراجعات / سيد عبدالحسين شرف‏الدين موسوي بيفكنيد متوجه مي‏شويد ما چقدر احاديث فراواني از ناحيه علماي عامه در مورد اين مسأله داريم.(1) اما صرف نظر از اين مباحث لازم است تا در اينجا اين پرانتز بزرگ را ببنديم و به ادامه بحث پاسخ به اشكالات بپردازيم.
يادتان باشد گفتيم اشكالي كه به آيه 55 / مائده دارند به صورت جمع آمدن ضماير و افعال اين آيه است. يعني اگر تنها كسي كه انگشتر را در هنگام نماز به فقير بخشيده علي ( علیه السلام ) بوده پس چرا آمده (يقيمون الصلاة) و آمده (هم راكعون) اينها همه جمع است و بر بيش از يك نفر دلالت مي‏كند.
اينجا خود زمخشري كه از علماي صاحب رأي در تفسير نزد اهل سنت است جواب داده كه درست است كه بصورت جمع آمده ولي در يك مورد خاص است. يعني
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- نگاه كنيد به المراجعات، رهبري امام علي ( علیه السلام ) در قرآن و سنت / سيد عبدالحسين شرف‏الدين موسوي، ترجمه محمدجعفر امامي.
________________________________________ 20 ________________________________________
روايات شأن نزول در اين مورد آنقدر زياد است و در عين حال فقط در مورد حضرت علي ( علیه السلام ) است كه خاص بودن آيه در مورد يك نفر را تأييد مي‏كنند.
اشكال ديگري كه شايد اينجا لازم باشد به آن بپردازيم و در عين حال ممكن بود به ذهن هر كسي بيايد اينكه چطور مي‏شود حضرت علي ( علیه السلام ) در نماز حواسش متوجه خدا نيست، شخصي كه آنقدر در نماز متوجه خداست كه تيري را كه در پايش رفته فقط مي‏گويند در حين نماز مي‏شود از پايش خارج كرد چون آن موقع احساس درد نمي‏كند. آيا مي‏شود كه اين‏جور حواسش پرت شود و به دادن زكات مال بپردازد؟
در پاسخ اين سؤال بايد گفت: كه توجه توأمان حضرت به نماز و زكات باهم منافاتي ندارد و اتفاقا اين برگرفته از دستورات قرآني است.
در قرآن نماز و زكات عدل هم آمده‏اند و هرجا سخن از نماز است بلافاصله به بحث زكات و اهميت آن هم تأكيد شده.
«لان اقمتم الصلاة و آتيتم الزكاة و امنتم برسلي و عزّرتموهم و اقرضتم اللّه‏ قرضا حسنا لاُكَفِّرَنَّ عنكم سَيّئاتكم و لاَءُدْخِلَنَّكُمْ جَناتٍ تَجْري مِنْ تَحْتها الأَنْهار . . .».(1)
اشكال ديگري كه از ديرباز اهل سنت به اين آيه مي‏گيرند و بيشتر به يك عدم پذيرش عمدي و فرافكني شبيه است، تا اشكالي كه برخاسته از دانستن موضوع است، و تا به امروز هم مطرح مي‏كنند اين است كه ولايت در آيات مورد نظر به معني (دوستي) است.
اما اين مفهوم با آيات و هدف پيامبر و تمامي آنچه توضيح داده شد تناسبي ندارد.
آيا دوستي در آيه مد نظر با ادامه آيه كه مي‏فرمايد (واللّه‏ يعصمك من الناس) خداوند تو را از دست مردم حفظ مي‏كند جور درمي‏آيد؟
اشكال ديگر كه در عصر ما خيلي روي آن صحبت مي‏شود اين است كه مسأله غدير خم را حضرت بايد در مكه و منا مي‏گفتند نه در غدير خم هنگامي كه مسلمانان از حضرت جدا شدند!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- مائده / 12.
________________________________________ 21 ________________________________________
پاسخ ما اين است كه اتفاقا اين كار كاملاً از روي مصلحت انجام شده زيرا همراهان يمني حضرت كه در جنوب عربستان زندگي مي‏كردند از پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) دلخور بودند لذا حضرت اين مسأله را زماني مطرح كردند كه يمني‏ها از آنها جدا شده بودند و به جنوب رفته بودند و آنها بسوي شمال غرب در حركت بودند.(1)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- براي اطلاعات بيشتر نگاه كنيد به المراجعات، نامه 36، ص 268.
________________________________________ 22 ________________________________________
خلاصه درس نخست
شيعه در لغت به معني پيرو مي‏باشد و در اصطلاح به معني قائلان به مرجعيت سياسي، ديني و علمي علي ( علیه السلام ) پس از پيامبر اطلاق مي‏شود و لفظ شيعه در منابع برادران اهل سنت نيز آمده است. طبق بررسي سه آيه از سوره مباركه مائده و پاسخ به اشكالات پيرامون آنها متوجه مي‏شويم كه هيچيك از اشكالات وارد نبوده و ولايت امام علي ( علیه السلام ) قابل اثبات مي‏باشد. از سويي ديگر علماي يهود و نصاري علاقه‏مند نبودند تا بعد از آنها كسي ديگر صاحب كتاب و ولايت باشد لذا به دشمني با ولايت علي ( علیه السلام ) پرداختند و درست در همين موقع با نزول آيه اكمال آخرين دريچه‏هاي اميد به روي آنها بسته شد.
علاوه بر منابع قرآني منابع روايي، تفسيري و تاريخي همچون تفسير ابن مسعود، كتاب الغدير و المراجعات و . . . حاكي از ولايت همه‏جانبه امام علي ( علیه السلام ) مي‏باشند.
________________________________________ 23 ________________________________________
نمونه سؤالات تشریحی
1ـ شيعه را از نظر لغوي و اصطلاحي تعريف كنيد.
2ـ اشكالات وارده بر آيه سوم از سوره مائده را بررسي و تحليل كنيد.
3ـ ضمن طرح اشكالات وارده بر آيه 55 از سوره مائده به ذكر رئوس پاسخ‏ها بپردازيد.
4ـ چگونه مي‏توان با توجه به ظاهر ناسازگار قبل و بعد آيه 67 از سوره مائده ارتباط آن را با واقعه غدير خم بيان داشت؟
________________________________________ 24 ________________________________________
نمونه سؤالات تستي
1ـ شيعه در لغت بمعني: الف ـ رهبر ب ـ پيرو ج ـ جماعت د ـ گروه مي‏باشد.
2ـ غدير خم در چه روزي اتفاق افتاد؟
الف ـ 18 ذي‏الحجة سال 10 هجري ب ـ 13 رجب سال 14 قبل از بعثت
ج ـ 17 ربيع‏الاول سال 10 هجري د ـ 18 ذي‏الحجة سال 5 هجري
3ـ آيه اكمال دين كدام است؟
الف ـ يا ايها الرسول بلغ ما انزل . . .
ب ـ اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي . . .
ج ـ انما وليكم اللّه‏ و رسوله . . .
د ـ كتب عليكم الصيام . . .
4ـ كدام يك از موارد زير در مورد آيه سوم از سوره مائده مطرح است:
الف ـ قبل و بعد آيه در مورد مواد غذايي مي‏باشد.
ب ـ آيه فوق زماني نازل شد كه يهوديان از موضوع وجهه علمي خود احساس خطر مي‏كردند
ج ـ تنها بحثي كه در اين آيه تازگي دارد مسأله (ولايت اسلامي) است
د ـ تمام موارد
5ـ جمع آمدن ضماير آيه 55 از سوره مائده با توجه به چه دليلي قابل حل است:
الف ـ در يك مورد خاص است ب ـ فراواني روايات شان نزول
ج ـ موقعيت اجتماعي حضرت علي ( علیه السلام ) د ـ موارد الف و ب
________________________________________ 25 ________________________________________
6ـ تفسير فتح‏القدير شوكاني چگونه تفسيري مي‏باشد:
الف ـ عقلي ب ـ فلسفي و كلامي
ج ـ بيشتر روايي است د ـ فقهي
________________________________________ 26 ________________________________________
درس دوم
تفاوتهاي امامت و
سيره حاكمان و فعاليتهاي حضرت علي ( علیه السلام )
در زمان خلفاي راشدين
________________________________________ 29 ________________________________________
هدف از اين درس:
ـ يادآوري تفاوتهاي ميان مقام امامت و خلافت و اينكه مقام امامت به اذن الهي بوده و توسط كسي نمي‏تواند از بين برود.
ـ اقدامات حضرت علي ( علیه السلام ) پس از رحلت پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) .
ـ اقتدا به سيره امام علي ( علیه السلام ) در شرايطي كه جامعه نيازمند حفظ آرامش و وحدت است و اينكه وحدت و امنيت جامعه بر همه چيز مقدم مي‏باشد.
________________________________________ 30 ________________________________________

در اين درس در صدديم تا به بررسي تفاوتهاي خلافت امام علي ( علیه السلام ) و نوع عملكرد ايشان در دوران خلفاي سه گانه بپردازيم.
اين بحث خيلي مهم است از اين جهت كه بسياري از سوء تعبيراتي كه براي ما شيعيان بوجود مي‏آيد ناشي از نداشتن شناخت كافي در مورد شأن و جايگاه واقعي حضرت علي ( علیه السلام ) مي‏باشد كه اين منجر مي‏شود به مقايسه ايشان با اصحاب پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) بايد بگويم اين مقايسه از اساس غلط است و هركس را بايد با ميزان و معيار خودش سنجيد.
1ـ به هر روي اين درس را با يك سؤال اساسي آغاز مي‏كنيم و آن اينكه اگر امامت علي ( علیه السلام ) انتصابي بوده و بر مبناي شوراي اهل حل و عقد نبوده، چرا حضرت در برابر خلفا قيام نكردند؟ مسلما اگر ايشان قيام مي‏كردند خداوند به ايشان كمك مي‏كردند و نصرت الهي شامل حال ايشان مي‏شد.
خداوند در قرآن مي‏فرمايند:
«إنّا لَنَنْصُر رُسُلَنا والَّذين آمَنوا في الحياةِ الدنيا و يوم يَقوم الاشهاد».(1)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- غافر / 51.
________________________________________ 31 ________________________________________
يعني همانا ما پيامبرانمان و كساني را كه ايمان آوردند در اين زندگي و در روزي كه شاهدان بپا مي‏خيزند نصرت مي‏دهيم.
اين يك پرسش اساسي است. اما در همين ارتباط پرسش ديگري نيز مطرح است و آن مسأله افضل بودن علي ( علیه السلام ) بر ساير خلفاست.
2ـ سؤال اين است كه در دوران خلافت پنج ساله علي ( علیه السلام ) ما شاهد يك ركود اجتماعي و جنگهاي پيوسته داخلي هستيم، بدون اينكه حتي ذره‏اي به قلمرو حكومت اسلامي اضافه شود ولي در زمان خلفاي قبلي اينطور نبوده و بسياري از فتوحات در زمان آنها انجام شده. بطور مثال ايران در زمان عمربن خطاب فتح شد و اسلام وارد ايران شد.
با اين حال آيا باز هم مي‏توان گفت: علي ( علیه السلام ) افضل خلفا و اصحاب است؟
خوب ببينيد اينجا دو سؤال مطرح شد كه جواب هر دو را مي‏توان با اشاره‏اي كه در ابتداي صحبتمان شد بدهيم.
و بايد گفت كه پيامبران و اولياء الهي چون سلاطين داراي تاج و تخت و خدم و حشم و لباس فاخر و زرق و برق نيستند.
سيد قطب از مفسرين معاصر اهل سنت و كسي كه مدت زيادي را در غرب به سر برد و شخص مقام معظم رهبري هم يكي از كتابهاي ايشان را ترجمه كرده‏اند(1) نظر جالبي در اين زمينه مي‏دهد به اين مضمون كه: ما در مورد بسياري از انبياء الهي در كوتاه‏مدت نصرتي نمي‏بينيم و در درازمدت پيوسته شاهد نصرت هستيم.
ايشان مثال مي‏زنند ابراهيم نبي ( علیه السلام ) را كه در زمان ايشان حكومت ظاهري از آن نمرود بود و كار تا جايي پيش رفت كه نمرود ايشان را در منجنيق گذاشت و در آتش پرتاب كرد ولي به اذن الهي آتش سرد و سلام شد.
درست است كه ايشان در زمانه خود نتوانست بطور كامل بت‏پرستي را ريشه‏كن كند ولي در نسلهاي بعدي پيام وي به تمامه اثر خود را گذاشت و شما مي‏بينيد كه در قرآن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- آينده در قلمرو اسلام.
________________________________________ 32 ________________________________________
كريم هم از مكتب ابراهيم به عنوان يك مكتب يكتاپرستي كامل نامبرده مي‏شود و معياري است براي ساير اديان بزرگي چون يهوديت، مسيحيت و اسلام.
خداوند در قرآن مي‏فرمايد:
«ما كانَ ابراهيمُ يهوديا و لا نصرانيا ولاكن كانَ حَنيفا مسلما».(1)
يا «مِلَّةَ اَبيكُمْ ابراهيم».(2)
و يا حضرت يوسف ( علیه السلام ) كه ايشان ظاهرا به چاه افتاد ولي اين مقدمه‏اي بود كه از آنجا به مصر برود. علم تأويل‏الاحاديث را ياد بگيرد و نبي الهي شود. ظاهرا وزير شاه بود ولي در باطن يوسف زمام امور را به دست داشت.
بنابراين نصرت و پيروزي پيامبران موقتي نيست.
سيد قطب در ادامه به رمز پيروزي عاشورا و تأثير آن تا به امروز سخن مي‏گويد و اينكه حضرت ابا عبداللّه‏ ( علیه السلام ) علي‏رغم اينكه شهيد شدند ولي صاحب دو نصرت شدند يكي رسوايي طاغوت و ديگري زنده ماندن عاشورا تا به امروز.
پس علي ( علیه السلام ) خليفه خدا بود و شخصيت وي تماما الهي بود. ايشان براي فتح و كشورگشايي نيامده بود ظاهرا پشت صحنه بود ولي مهمترين كارها به دست ايشان بود و يا خود پيامبر اكرم ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) در مورد امام حسن و حسين ( علیهما السلام ) مي‏فرمايند: (اِبْناي هذان امامان قاما او قَعَدا)(3) يعني اين دو پسر من امام‏اند چه قيام كرده باشند و چه در حال سكوت باشند و به پا نخاسته باشند.
آري علي ( علیه السلام ) امام بود اگرچه 25 سال پس از وفات پيامبر خليفه شد. مقام خلافت ايشان چيزي نبود كه توسط شوراي اهل حل و عقد گرفته و يا داده شود. آنچه منصوب از جانب خدا باشد هيچ گاه با ظواهر امور از بين نمي‏رود و اين است معني خلافت به نص كه شيعه بر آن قايل است و لذا مي‏بينيم كه حضرت در طول اين سالها دست به اقدامات بسيار
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- سوره آل عمران، آيه 67.
2- سوره حج / آيه 78.
3- بحارالانوار، ج 1، ص 306، ارشاد مفيد، ص 181.
________________________________________ 33 ________________________________________
مهمي زدند و خود را تشبيه به سنگ زيرين آسياب دولت اسلامي كرده‏اند.
(اِنّ علي منها مَحَل القُطب مِنْ الرحي . . .).(1) و يا (اَمَا واللّه‏ لَقَدْ تَقَمَّصَها فلانٌ و اِنّه لَيعلَمُ اَنّ مَحلِّي مِنها مَحلُّ القُطبِ مِن الرّحي).(2)
اقدامات حضرت علي ( علیه السلام ) پس از وفات رسول‏اللّه‏ ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) و تا قبل از حكومت ايشان به شرح زير است:
1ـ جمع‏آوري قرآن و نشر علوم و سنت پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم )
ايشان بعد از رحلت پيامبر اكرم به جمع‏آوري قرآن پرداختند و سوگند خوردند تا آنرا ننويسند، ردا بر دوش نيندازند و از خانه خارج نشوند مگر براي خواندن نماز، و براساس ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و ظاهر و باطن قرآن به تعليم و تفسير قرآن پرداخته و شاگرداني چون ابن عباس و ابن مسعود را تربيت كردند تا پاسخگوي تهاجمات و شبهات دانشمندان كشورهاي تازه فتح شده باشند.(3)
2ـ برقراري وحدت و آرامش ميان مسلمين براي پيشبرد اسلام
توضيح اينكه حضرت در پاسخ كساني كه بعد از وفات پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) آمدند و دست بيعت دراز كردند مانند عموي پيامبر و ابوسفيان گفتند: (شقّوا اَمواج الفِتَنِ بِسُفُن النّجاه)(4) يعني موجهاي فتنه را با كشتي نجات درهم شكنيد. و اين درست در همان موقع بود كه خيلي‏ها مي‏پنداشتند علي ( علیه السلام ) بايد شمشير به دست مي‏گرفت و خليفه ابوبكر را از
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- شرح نهج‏البلاغه، ج 1، ص 153، (20 جلد در 10 جلد، كتابخانه آيت‏اللّه‏ مرعشي، قم 1404 ه . ق) و بحارالانوار، ج 29، ص 509 (110 جلدي مؤسسه الوفاء بيروت، 1404 هجري قمري).
2- نهج‏البلاغه / خطبه 3 ـ يعني: ابوبكر لباس خلافت را بر تن كرد و او مي‏دانست كه من در گردش حكومت اسلامي همچون قطب و محور سنگهاي آسيابم و چشمه‏ها از كوهسار من جاري است.
3- الاستيعاب، ابن عبدالبر، ص 1109 و احتجاج طبرسي، ص 239.
4- بحارالانوار، ج 28 ، ص 233 و نهج‏البلاغه، خطبه 5.
________________________________________ 34 ________________________________________
بين مي‏برد. ولي حفظ وحدت و آرامش در جامعه اسلامي نخستين رمز ادامه حيات اسلام است و اين اسلام نوپا تاب آن را نداشت كه در برابر موجهاي سهمگين فتنه پايداري كند و اگر نبود كشتي نجات علي ( علیه السلام ) ، اسلام در درياي مصايب و فتنه‏ها غرق مي‏شد و اين‏جا رمز جاودانگي اسلام فهميده مي‏شود. آري رمز و كليد صيانت اسلام و تداوم آن در قرون و اعصار بدست علي ( علیه السلام ) رقم مي‏خورد. بنابراين ايشان در اين سالها انتخاب شأنيت وزير در حكومت اسلامي را برمي‏گزينند و به دادن مشاوره به خلفا در زمينه‏هاي مهم حكومتي مي‏پردازند. (و اَنَا لكم وَزيرا خير لكم منّي اميرا)(1) و من براي شما وزير باشم بهتر است از آن كه امير باشم.
براي نمونه مي‏توان به موارد زير اشاره كرد:
الف ـ دادن مشاوره‏هاي جنگي: ابوبكر درباره فتح شام با علي ( علیه السلام ) مشورت كرد و خيلي از اين مشورت استقبال نمود. او در اين باره مي‏گويد: «اين وارث علم پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) است سخن او در جهاد با روم مرا تشويق، تحريض و دلگرم ساخته است».(2)
3ـ شركت دادن ياران و فرزندان خود در فتوحات و جنگهاي اسلامي:
الف ـ شركت مالك اشتر در جنگ قادسيه و فتح نصيبين و نيز شركت وي در جنگ روم.(3)
ب ـ شركت حذيفة‏بن يمان در جنگ نهاوند كه تستر و اردبيل به دست وي فتح شد. عمار ياسر نيز در اين جنگ فرمانده سواركاران بود.(4)
ج ـ حضور فعال حجربن عدي در جنگ قادسيه.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- خطبه 92، نهج‏البلاغه، ترجمه محمد دشتي، انتشارات نسيم حيات، بهار 72، البته بايد توجه داشت كه اين خطبه پس از قتل عثمان ايراد شده است. تحليلي بر مواضع سياسي امام علي ( علیه السلام ) از رحلت پيامبر تا قتل عثمان / قائدان.
2- الفتوح، ابن اعثم، ج 1، ص 97.
3- اخبارالطوال، دينوري، ص 120.
4- العبر في خبر من غبر، ذهبي، ج 1، ص 25، و فتوح الشام، واقدي، ج 2، ص 36.
________________________________________ 35 ________________________________________

كتابخانه تخصصي حج > آموزش کارگزاران حج > شيعه شناسى،آشنايى با مذاهب اسلامى،وحدت اسلامى و پاسخ به شبهات

4ـ ارائه مشاوره‏هاي سياسي به خليفه دوم و سوم و حضور ياران حضرت بعنوان والي و مسئول مناطق فتح شده:
الف ـ سلمان فارسي در زمان عمر والي مدائن مي‏شود.
ب ـ پس از عزل سعد عمار ياسر والي كوفه مي‏شود.
ج ـ عثمان بن حنيف مسؤول خراج و دارايي كوفه مي‏شود.
د ـ حذيفة بن يمان به معاونت عثمان بن حنيف به مساحي زمين‏هاي كوفه مي‏پردازد.(1)
5ـ خزانه دار علوم پيامبر( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم )
ابن اعثم از پيامبر نقل مي‏كند: اين علي وارث علم پيامبر است. هر كسي در راستي او شك كند منافق است. (الفتوح، ابن اعثم، ج 1، ص 97)
يكي از وظائف امامت و ولايت ديني كه از وظائف خلافت و رياست جمهور بسيار مهم‏تر و والاتر است پاسداري از قرآن و خزائن علوم پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) و انتقال آن به علما، دانشمندان و مردم است.
اهميت اين مسأله وقتي مهم خواهد شد كه بدانيم چه بسيار كشورها كه در اثر ضعف فرهنگ در هنگام تهاجم دشمن در دشمن حل شدند از آنها هيچ باقي نماند و چه كشورهايي كه فرهنگ بيگانه را نيز در خود حل كردند. بطور مثال وقتي مغول‏ها به ايران حمله كردند در اثر قوت اعتقاد و فرهنگ اسلامي در ما حل و پيرو مذهب تشيع شدند.
اما به عكس آن را مي‏توان در دوران معاصر در انقلاب الجزاير، مصر و پاكستان ديد كه بعلت ضعف فرهنگي شكست خوردند و اكنون ما شاهد اشاعه فرهنگ غربي در اين كشورها هستيم.
لذا حضرت با توجه به اين مهم به نشر علوم مختلف در جهان اسلام مبادرت ورزيدند كه عبارتند از:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- الغدير، ج 8، ص 121، فتوح‏البلدان بلاذري، ص 269.
________________________________________ 36 ________________________________________
الف ـ تفسير قرآن كريم: حضرت در بين چهار خليفه آن چنان كه خود اهل سنت نيز اذعان دارند صاحب بيشترين رواياتهاي تفسيري هستند(1) و از طرفي شاگردان ايشان در مكه و مدينه و كوفه كه از آنان بعنوان صحابيان و نيز تابعيان ياد مي‏شود خود صاحب مكتب تفسيري شدند.
اينكه مي‏گوييم مكتب تفسيري يك مسأله ساده‏اي نيست اينكه شخصي در زمينه مباحث قرآني چه تفسير و قرائت صاحب‏رأيي قوي و متقن باشد و تا جايي پيش برود كه خود صاحب مكتبي باشد براي مردم آن شهر و ديار و اين تفكر در سالهاي بعدي و تا عصر ما ادامه يابد و به قول او استناد شود مثلاً گفته شود كه در تفسير فلان آيه چند نظر وجود دارد كه يكي از اين نظرها نظر ابن عباس است اين خيلي مهم است زيرا خود سازنده نوعي تفكر در جهان اسلام خواهد بود كه نهايتا سرمنشأ آن به علي ( علیه السلام ) برمي‏گردد كه توانسته است چنين شاگرداني را با چنين سطحي از تعقل و تفكر تربيت كند.
ب ـ علم نحو: اين علم كه در آن به نقش كلمات در جمله مي‏پردازد و مشخص مي‏كند كه كدام كلمه فاعل، مفعول، فعل و . . . است كه در معني قرآن و صيانت آن از برداشتهاي نادرست خيلي مهم است. اينجا حضرت به ابوالاسود دوئلي دستور مي‏دهد كه قوانيني براي اين علم وضع كند كه ماجراي اين دستور و پيدايش علم نحو خيلي جالب است.(2)
ج ـ علم كلام: علم كلام كه در آن به عقايد اسلامي مي‏پردازد و از آن دفاع مي‏كند داراي ادبياتي مخصوص است. واژه‏هايي چون ازلي، ابدي، قديم، حادث، ممكن، وجود، وجوب و . . . نخستين بار در كلمات حضرت به آن اشاره شد. نهج‏البلاغه مملو از اين واژگان است.
و لذا ابن ابي‏الحديد معتزلي در مقدمه نهج‏البلاغه به اين موضوع اشاره دارد و
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- سيوطي، الاتقان و دايرة‏المعارف بزرگ اسلامي و علامه عسكري (نقش ائمه در احياي دين).
2- اطوار الثقافة، ج 2، ص 35، طبقات النحويين، ج 7، ص 14.
________________________________________ 37 ________________________________________
مي‏گويد: علم كلام و اعتقادات كه اشرف علوم است از كلام امام علي ( علیه السلام ) اقتباس شده است.
اربلي در كشف‏الغمه نيز مي‏گويد: پيشوايان كلامي همه خود را منسوب به علي ( علیه السلام ) مي‏دانند.(1)
ه ـ فقه: در فقه نيز پيشوايان مذاهب اربعه با واسطه شاگرد حضرت علي ( علیه السلام ) بوده‏اند به اين ترتيب كه مالك و ابوحنيفه شاگردان امام صادق ( علیه السلام ) بوده‏اند و احمدبن حنبل فقه را از شافعي و شافعي از محمدبن حسن و مالك آموخت.(2)
حتي جالب است بدانيد كه نظرات فقهي حضرت در دوران خليفه دوم نيز بكار مي‏آمده. در مكاسب شيخ انصاري از قول امام باقر ( علیه السلام ) از خصال شيخ صدوق آمده كه درآمد زمينهاي مفتوحٌ عنوه مستدل به روايت علي ( علیه السلام ) است.
كه مي‏فرمايند: اِنّ القائمَ بعدَ صاحبه ـ يعني عصر ـ كانَ يُشاورني في مَواردِ الامورِ و مَصادرها فيصدرها عَنْ اَمري و يُناظِرني في غَوامضها فَيَمضيها عَنْ رَأْيي.(3)
و ـ نهج‏البلاغه: اين كتاب اوج فصاحت، بلاغت و آيين كشورداري است. اين كتاب خود مبنايي براي علوم بلاغي شده و اصول آن جملگي در سخنان حضرت وجود دارد. همچنين اصول كشورداري و تربيتي، بسياري از نكات اخلاقي و عرفاني به بهترين وجه در اين كتاب موجود است.
ز ـ علم حقيقت و باطن: بسياري از عرفا و متصوفه ايشان را رهبر خود مي‏دانند در شجره‏نامه‏هايي كه منتسب به فرق مختلف تصوف است تلاش زيادي شده تا شجره خود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- اربلي، كشف‏الغمه في معرفة الائمه، ج 1، ص 131.
2- در اين باره روايات فقهي امام صادق ( علیه السلام ) در فقه اهل سنت و يا كتاب (موسوعة فقه علي‏بن ابيطالب) نوشته (رواس قلعجي) راه‏گشاست. همچنين بنگريد به كتاب (عبدالحكيم جندي).
3- المكاسب، شيخنا الانصاري، چاپ تبريز 1375، ص 78 و نيز الخصال، شيخ صدوق، ج 2، ص 125، باب السبعه، حديث 45.
يعني: خليفه دوم همواره در موارد امور و مصادر آنها با من مشورت مي‏نمود و آنها را به دستور من صادر مي‏كرد و در مشكلات امور با من مناظره و گفتگو با نظر من آنها را امضاء مي‏كرد.
________________________________________ 38 ________________________________________
را نهايتا به علي ( علیه السلام ) برسانند و اين بخاطر اوج عرفان ايشان و اوج بلنداي زهد ايشان در مسائل عرفاني است. پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) در حديثي فرمودند: (انا مدينه العلم و علي بابها)(1) يعني راه رسيدن به علوم پيامبر از علي ( علیه السلام ) مي‏گذرد.
دكتر ابوالوفا غنيمي تفتازاني استاد دانشگاه قاهره و شيخ طريقت در مقدمه كتاب خود بر كتاب وسايل‏الشيعه مي‏نويسد: مشايخ و اصحاب طريقت مانند رفاعي، بدوي، دسوقي و گيلاني از اجله علماي اهل سنت در طريقت خود به ائمه اهل بيت و از طريق آنها به امام علي ( علیه السلام ) و از او به پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) استناد مي‏كنند زيرا پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) فرمود: من شهر علمم و علي ( علیه السلام ) دروازه آن.
* * *
احمد بن حنبل كه يكي از پيشوايان مذاهب اربعه فعلي مي باشد و فقه كشور عربستان هم منبعث از اين شخص است در مورد حضرت علي ( علیه السلام ) حرف جالبي دارد و مي‏گويد: تمام خلفا اعتبار خودشان را از مقامشان گرفتند ولي حضرت هيچ زينتي از مقام خلافت نگرفتند بلكه به مقام خلافت زينت داد.(2)
بنابراين متوجه مي‏شويم كه اين پرسش كه در ابتداي درس دوم مطرح شد مبني بر اينكه حضرت چرا در برابر خلفا قيام نكرد و بايد با آنها مي‏جنگيد و حق خود را مي‏گرفت از اساس پرسشي غلط است چرا كه حضرت وحدت را مهمترين مسأله در آن شرايط مي‏دانستند، از طرفي مقام خلافت الهي چيزي نبود كه كسي بتواند از ايشان غصب كند همچنان كه در طول اين 25 سال حضرت اقدامات الهي و خليفة اللهي بسياري انجام دادند كه به آنها به طور فشرده اشاره شد. اما اين كه گفته شده در زمان خلفاي سه گانه ما تماما شاهد فتوحات اسلامي هستيم ولي در زمان علي ( علیه السلام ) اين مسأله متوقف شده و مردم دچار جنگ داخلي و ركود اقتصادي و اجتماعي شدند هم حرف درستي نيست.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- وسائل‏الشيعه، ج 27، ص 34 و امالي صدوقي مجلس 83، ص 561.
2- شرح نهج‏البلاغه، ابن ابي‏الحديد، ج 1، ص 52.
________________________________________ 39 ________________________________________
حضرت اين را قبول نداشتند ايشان مي‏فرمايند: (ما اصبح بالكوفة احد الا ناعما اِنّ ادناهم منزلة يا كل البر و يجلس في الظّل و يشرب من مآءِ الفرات).
يعني كسي كه در كوفه كه مركز خلافت بود صبح نمي‏كرد جز اينكه در بدترين حالت منزلت غذاي خوب مي‏خورد. در سايه مي‏نشست (يعني مسكن داشت) و از آب فرات مي‏نوشيد. (خوردن بهترين آب)
پس مردم از لحاظ مايحتاج اوليه زندگي در رفاه بودند و زمينه‏هاي آزادي‏هاي اجتماعي فراهم بوده است، كسي اضطراب مسكن و غذا نداشته است و مي توانسته به عبادت و درس و كار خود بپردازد.
اما اين تمام ماجرا نيست حضرت در نخستين خطبه خود رسيدگي به اموال مشروع و نامشروع و پس گرفتن آن حتي اگر در مهر زنان شده باشد را بسيار جدي مطرح كردند و به آن عمل كردند. اين يعني اوج عدالت اجتماعي.
اصولاً نوع حكومت داري ايشان با سه خليفه قبلي متفاوت است و در جهت رفاه و عدالت گام برمي‏دارد. شرقاوي نويسنده مصري مي گويد: زندگي حضرت امير ( علیه السلام ) در سه كلمه خلاصه مي‏شود كه از پيامبر آموخته است كه ايشان فرمودند: اَلا اَدُلُّكُم عَلي خَيرِ اَخلاق الدنيا و الآخرةَ تَصِلْ مَنْ قَطَعَكْ وَ تُعطي مَنْ حَرمك وَ تعفو عمّن ظلمك.(1) يعني آيا راهنمايي نكنم شما را به بهترين اخلاق دنيا و آخرت، به آن كس كه از تو بريده صله رحم بجاي آور و به آنكه تو را محروم داشته عطا كن و از كسي كه به تو ظلم روا داشته درگذر.
و چه كسي جز امير مي‏تواند كه چنين باشد و قاتل خود را كه شقي‏ترين افراد است ببخشد و به لشكر ظالم معاويه كه آب را به روي او بست آب بدهد. و به مالك كه راهي سرزمين مصر جهت حكومت بر آنهاست بگويد كه با غير مسلمين نيز مهربان باش و چون حيوان درنده‏اي نسبت به آنان مباش. زيرا كه: فَأمّا اخٌ لك في الدين اَوْ نَظيرٌ لك
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- بحارالانوار، ج 40، ص 328.
________________________________________ 40 ________________________________________
في الخَلق. يعني يا برادر ديني تو هستند و يا همسان تو در آفرينش هستند.
و اين چنين است كه نسل ايشان تا كنون باقي است و روز به روز افزون مي‏گردد ولي از ديگران نجوايي هم به گوش نمي‏رسد. چنانكه امروزه علاوه بر سادات ايران شرفاي مكه و مراكش و ديگر بلاد نيز خود را از نسل امام حسن مجتبي ( علیه السلام ) مي دانند و اين است نصرت الهي براي علي ( علیه السلام ) هم در دنيا و هم در سراي آخرت.
________________________________________ 41 ________________________________________
خلاصه درس دوم
شأن امامت با خلافت متفاوت است و زندگي امامان و پيامبران همچون خلفا و سلاطين نيست. امامت بر مبناي نص است و شوراي اهل حل و عقد هيچ تأثيري در بودن يا نبودن آن ندارد.
حضرت علي ( علیه السلام ) حفظ وحدت و امنيت جامعه نوپاي اسلامي را بر هر امري مقدم مي‏داشت و لذا در طول 25 سال كناره‏گيري از حكومت به اقدامات سازنده‏اي چون جمع‏آوري قرآن و علوم پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) ، شركت دادن ياران و فرزندان خود در فتوحات اسلامي، دادن مشاوره‏هاي سياسي به خليفه دوم و سوم، پايه‏گذاري علوم نحو، كلام و فلسفه، پرداختند و چه كسي جز امام و پيشوا مي‏تواند چنين اقدامات سازنده‏اي را براي حفظ و استمرار اسلام انجام دهد.
________________________________________ 42 ________________________________________
نمونه سؤالات تشریحی
1ـ اقدامات حضرت علي ( علیه السلام ) در طول حكومت خلفاي راشدين را نام ببريد.
2ـ تفاوت مقام حكومت الهي و غير آن در چيست؟
3ـ سخن احمدبن حنبل در مورد امام علي ( علیه السلام ) را بيان فرماييد.
4ـ علت انتساب مكاتب عرفاني به امام علي ( علیه السلام ) چيست؟
5ـ نقش حضرت امير را در زمان خلفاي راشدين از ديدگاه حكومتي بيان فرماييد.
6ـ در خصوص وضع رفاه اجتماعي مردم در زمان حكومت ظاهري امام علي ( علیه السلام ) توضيح دهيد.
7ـ چگونه مي‏توان حضرت علي ( علیه السلام ) را خزانه‏دار علوم پيامبر دانست؟
8ـ سخن سيد قطب در مورد امام حسين ( علیه السلام ) را بيان كنيد.
9ـ تحليل شما از نصرت الهي در مورد اهل بيت ( علیه السلام ) تا به امروز با توجه به توضيحات مطروحه در درس دوم چيست؟
________________________________________ 43 ________________________________________
نمونه سؤالات تستي
1ـ قرآني كه حضرت علي ( علیه السلام ) جمع كرد بر چه مبنايي بود؟
الف ـ بزرگي و كوچكي سور
ب ـ مكي و مدني
ج ـ ناسخ و منسوخ، محكم و متشابه، ظاهر و باطن
د ـ حوادث تاريخي و شأن نزول
2ـ نخستين رمز حفظ اسلام چيست؟
الف ـ ايمان ب ـ حفظ وحدت و آرامش در جامعه
ج ـ اجراي عدالت د ـ امر بمعروف و نهي از منكر
3ـ مالك اشتر در زمان خلفاي قبل از علي ( علیه السلام ) در چه جنگهايي شركت جُست؟
الف ـ قادسيه، نهاوند، جلولاء
ب ـ قادسيه، نصيبين، روم
ج ـ روم، نهروان، خيبر
د ـ تستر، اردبيل، دندانقان
4ـ خزانه‏دار بودن علم پيامبر با توجه كدام يك از موارد زير در مورد علي ( علیه السلام ) صادق است:
الف ـ تفسير قرآن كريم، وضع علم نحو و كلام
ب ـ فصاحت و بلاغت در نهج‏البلاغه
ج ـ علم حقيقت و عرفان و اقتداي مذاهب اسلامي در عرفان به ايشان
د ـ تمام موارد
________________________________________ 44 ________________________________________
5ـ چه عللي نشان‏دهنده تفاوت كيفي سيره امام علي ( علیه السلام ) و خلفاي قبلي مي‏باشد:
الف ـ وضع خلافت ايشان از جانب خدا
ب ـ اعترافات برادران اهل سنت و طريقت
ج ـ پايه‏گذاري علم تفسير و تربيت شاگرداني كه هريك خود صاحب نظر بودند
د ـ تمام موارد
________________________________________ 45 ________________________________________
درس سوم
اثبات امامت ائمه
صحابه و موضع شيعه در مورد
نقل حديث از ايشان
________________________________________ 49 ________________________________________
هدف از اين درس:
بررسي اسناد امامت ائمه در منابع اهل سنت
موضع علما و شعراي اهل سنت در مورد اهل بيت
احاديث مشترك و چگونگي نقل حديث فريقين از همديگر
موضع شيعيان و شافعيان در خصوص عدالت تمامي صحابه
________________________________________ 50 ________________________________________

اثبات امامت ائمه دوازده گانه، و موضع ما در مورد نقل حديث از عامه
(ولَقَدْ اَخَذَ اللّه‏ُ ميثاقَ بني اسرائيل و بَعَثْنا منهم اثني عَشَرَ نقيبا).
چنانكه در آيه فوق آمده است خداوند از ميان قوم يهود دوازده نقيب برانگيخت تا هريك به رهبري قوم بپردازند. و لذا در ميان امت اسلامي نيز دوازده امام وجود دارند كه همگي از قريش‏اند و از نسل فاطمه ( علیها السلام ) و علي ( علیه السلام ) كه در منابع اهل سنت اين مطلب به وفور به چشم مي‏خورد.(1)
پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) : تعداد خلفاي بعد از من مانند تعداد نقباي بني اسرائيل دوازده تن است. همچنين بسياري از بزرگان اهل سنت به اين مسأله اذعان دارند از آن جمله:
1ـ محمد ابراهيم جويني خراساني متوفي 730 ق. كه از محدثان شافعي است در كتاب فرائد السمطين في فضائل المرتضي و البطول والسبطين و الائمة من ذريتهم، مي‏گويد روايت در اين زمينه از طرق اهل سنت به پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) مي‏رسد.(2)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- صحيح بخاري، كتاب 93، ب 51، صحيح مسلم جزء 12، ص 158، حديث ش 4662، سنن الترمذي، جزء 6، ص 442، سنن ابي‏داود، حديث ش 4277، مسند احمدبن حنبل حديث ش 20419.
2- تحقيق محمدباقر محمودي، مؤسسه المحمودي، بيروت، چاپ اوّل، 1398 ه . ق.
________________________________________ 51 ________________________________________
جالب است بدانيد كه اهل سنت در مورد اين كه مهدي( عَجَّل‏ اللّه‏ تعالي فرجَه الشريف ) از ولد فاطمه ( علیها السلام ) است اتفاق نظر دارند.
2ـ در كتاب ينابيع المودة لذوي القربي / فصل 76 نوشته شيخ سلمان بن ابراهيم قندوزي (متوفي 1294 ه . ق) آمده: روايت دوازده خليفه از 20 طريق وارد شده است.
3ـ ابن حجر هيثمي (م 974 ه . ق) در كتاب الصواعق المحرقة في الرد علي اهل البدع و الزندقه، به اثبات ائمه دوازده گانه مي‏پردازد.
4ـ بسياري از شعراي اهل سنت در ديوانهاي شعري خود به اين مسأله اشاره دارند.
الف ـ احمد جامي (م 538 ه . ق) در انيس التائبين:
من ز مهر حيدرم هر لحظه اندر دل صفات از پي حيدر حسن آنرا امامي رهنماست
همچو كلب افتاده‏ام بر خاك درگاه حسن خاك نعلين حسن اندر دو چشمم توتياست
عابدين تاج سرم باقر دو چشم روشنم دين جعفر بر حق است و مذهب موسي رواست
ب ـ معين الدين حفصكي از شعراي عرب (م 553).
ج ـ شيخ فريد الدين عطار نيشابوري در تذكرة‏الاولياء سرآغاز كتاب را با امام صادق ( علیه السلام ) شروع كرده و حسن ختام آنرا امام باقر ( علیه السلام ) قرار داده است. در اين كتاب كه شرح حال بزرگان عرفان و زهدست وي ابتدا و انتهاي كتاب را به اين دو امام اختصاص داده است.
د ـ سبط ابن جوزي در كتاب (تذكرة خواص الاُمة) (متوفي 644 ه . ق) وي از اعقاب محمدبن ابي بكرست بطوري كه مورد احترام مذاهب اسلامي بوده و فريقين اختلافات خود را به وي رجوع مي‏دادند. وي از طلايه‏داران تسنن دوازده امامي بوده و كتابي در اين خصوص تأليف كرده بنام (تذكرة خواص الائمة) ـ ايشان در دمشق در مراسم
________________________________________ 52 ________________________________________
عزاداري امام حسين ( علیه السلام ) شركت مي‏كرد و مرثيه مي‏سرود و مي‏گريست.(1)
ه ـ جلال الدين رومي (م 644 ه . ق)
تو ترازوي احد خو بوده‏اي بل زبانه هر ترازو بوده‏اي
يا در جاي ديگري مي‏فرمايد:
در شجاعت شير رباني استي در مروت خود كه داند كيستي
و يا در وصف امام حسين ( علیه السلام ) مي‏فرمايد:
كجاييد اي شهيدان خدايي بلاجويان دشت كربلايي(2) و ...
و ـ شيخ صفي الدين اردبيلي (م 735 ه . ق)
ز ـ حمد اللّه‏ مستوفي (م 750 ه . ق) مورخ و جغرافيدان معروف و از نسل حربن يزيد رياحي است، كه در تاريخ گزيده خود پس از ذكر خلفاي راشدين خلاصه زندگي ائمه دوازده‏گانه را آورده و به عصمت آنان اذعان دارد و در كتاب ظفرنامه نيز با شعر خلاصه زندگي هريك را آورده است.
ح ـ افضل‏الدين خواجوي كرماني (م 735) شافعي كه براي 14 معصوم شعر سروده است:
يارب به حق آن چمن‏آراي لو كشف كو بود سرو خوش‏نظر باغ لافتي و ...
يارب به حق موسي كاظم كه چون كليد بودي به طور قرب و روز در دعا و ...(3)
ط ـ سيد نورالدين نعمت‏اللّه‏ ولي شافعي (م 834 ه . ق) مي‏گويد: در دو عالم چهارده معصوم را بايد گزيد و نهايتا بزرگاني چون خواجه محمد پارساي در فصل‏الخطاب، فضل‏بن روزبهان اصفهاني از اهالي خليج فارس در كتاب وسيله الخادم الي المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم زيارت امام رضا ( علیه السلام ) توسط خالد نقش بندي شافعي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- ابن كثير و ذهبي در العِبَر به ذكر مراثي وي پرداخته‏اند. البعر، ج 2، ص 89 و تاريخ اسلام حوادث سنه 353، ص 11، و مستدرك سفينة‏البحار، ج 7، ص 239.
2- مثنوي آخر دفتر نخست.
3- منظومه عشق، مجموعه شعر شاعران بزرگ اهل تسنن در مدح اهل بيت / سيد احمد زرهاني، ص 17، 173.
________________________________________ 53 ________________________________________
(متوفي 1249 ه . ق) و سرودن اشعاري جالب در اين زمينه.
صرف نظر از اينها در فرهنگ و تمدن ايران زمين نيز از ديرباز عشق و ارادت اهل بيت جايگاه خاصي داشته تا جايي كه محراب مدرسه امامي يا بابا قاسم در اصفهان در زمان غزنويان شاهد كاشي‏كاري با نام دوازده امام است.
و اين فراتر رفته و در مسجد مدينه هم در پيشاني حياط اين مسجد اسامي پنج تن آل عبا آمده است. شما اگر به تركيه برويد در آنجا هم در بسياري از مساجد در كنگره‏ها و ايوان داخلي بالاي سقف اسامي پنج تن آمده است.
آثار باستاني بجاي مانده در خراسان و بويژه جنوب آن دراين زمينه بسيار جالب توجه است، محبت دوازده امام آنقدر در ميان مردم هرات و مشهد زياد بود كه سلطان حسين ميرزا بايقرا در سال 873 ه . مي‏خواست در خطبه‏نامه ائمه اثني عشري را ذكر كند.(1)
در ميان اهل طريقت نيز بسياري بويژه در مصر ائمه را بعنوان اسوه حسنه قرار داده‏اند و خود شيعيان كه در بين اهل سنت قرار گرفتند كم‏كم از عقايد اصلي خود منحرف شدند ولي به صوفيه گرايش يافتند و اين اعتقاد را از طريق مساله فتوت و جوانمردي ادامه دادند.
مي‏دانيم كه در ميان چهار فرقه رسمي اهل سنت فرقه مالكي تنها گروهي است كه با دست باز نماز مي‏خواند و قطعا براي اين كار خود دليلي دارد.
وقتي از دليل اين مبنا جويا مي‏شويم به سخن پيشواي اين فرقه مي‏رسيم آنجا كه گفت: من به فقهاي مدينه از جمله جعفربن محمد نگريستم كه با دست باز نماز مي‏خواند.(2)
بحث ديگر ما پذيرش روايت‏هاي فريقين از هم است. به اين معني كه آيا شيعيان در جوامع حديثيشان مانند الكافي، بحارالانوار و ديگر موارد فقط از اهل بيت و دوازده امام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- تاريخ تشيع در ايران، ج 2، ص 775.
2- الفقه التقريبي و المقارن (1)، ص 106.
________________________________________ 54 ________________________________________
به نقل روايت پرداخته‏اند و يا اينكه از اهل سنت نيز با قبول شرايطي روايت نقل مي‏كنند و در مقابل آيا اهل سنت و جماعت نيز فقط از ميان خودشان به نقل حديث مي‏پردازند و يا اينكه با تحمل شرايطي نقل حديث از شيعيان را جايز مي‏دانند؟
در پاسخ بايد گفت كه:
در ميان فريقين چيزي وجود دارد بنام مشتركات حديثي يعني فلان حديث كه در شيعه نقل شده عين يا نزديك به آن در ميان اهل سنت هم نقل شده كه اين مشتركات حديثي در حدود 70 درصد مي‏باشد.
مثلاً صفت حج پيامبر به نقل از جابربن عبداللّه‏ انصاري به نقل از امام باقر ( علیه السلام ) اين چيزي است كه فريقين آنرا قبول دارند و در ميان اهل سنت هم نقل شده و لذا ما در مورد مساله حج اعمالمان به هم شبيه است.
در ميان اهل سنت هم به اين مسأله زياد عنايت شده كه اخيرا كتابي چاپ شده با نام «معجم فقه السلف عترةً و صحابةً و تابعين» در 9 جلد كه در دانشگاه ام‏القراي مدينه موجود است.
در زمينه نقل حديث شيعه از اهل سنت هم جواب مثبت است بدين معني كه اگر در كتابهاي رجال شيعه تصريح به وثاقت اشخاص غير امامي شده باشد نقل حديث از آنان مانع و مشكلي ندارد و در اقسام حديث در اصطلاح علم‏الحديث به آن حديث مُوَثَّق مي‏گويند.(1)
اما مسأله اصلي كه تا حدودي هم بحث برانگيز بوده نقل از تمامي صحابيان است اينجا نكته‏اي وجود دارد و اينكه اهل سنت قائل به عدالت تمامي اصحاب پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) هستند و لذا به قول آنها عمل مي‏كنند و مي‏گويند: «مثلُ اصحابي كالنجوم بأيِهم اِقْتَدَيْتُهم اِهْتَدَيْتم».
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- براي اطلاعات بيشتر رجوع كنيد به علم‏الحديث و درايه الحديث مرحوم شانه‏چي، بخش دوم، ص 45.
________________________________________ 55 ________________________________________
يعني: مثال اصحاب و ياران مثال ستارگان است كه به هركدام اقتدا كنيد هدايت شده‏ايد. ولي شيعيان اين را قبول ندارند و مي‏گويند در ميان صحابيان عده‏اي با هم به نزاع برخاستند و حتي يكديگر را كشتند، پس نمي‏توان به همگي آنها اقتدا كرد ولذا بايد به اين نكته توجه داشت كه هنگامي كه صحابي سند حديث را به پيامبر برساند و از نزد خود چيزي گويد اين با رعايت اصول دراية الحديث نقل و يا عمل به آن خالي از اشكال است ولي آن هنگام كه صحابي قول رسول‏اللّه‏ را به خود نسبت دهد اينجا موضع شيعه دستور ائمه است كه فرمود:
«خذوا ماروا وذروا ما رأي» يعني آنچه روايت مي‏كند را بگيريد و آنچه كه رأي خود آنهاست از آن پرهيز كنيد. اين مسأله را هم اضافه كنيم كه شافعيان هم قول و اجتهاد صحابيان را حجت نمي‏دانند، حتي خود شاگردان ابوحنيفه هم در هنگام استدلال با فقهاي مدينه بر اينكه ما در فقه خود از علي ( علیه السلام ) بسيار نقل كرده ايم ولي شما در بسياري از موارد اختلافي از ابن عمر و ابوهريره مي‏گوييد تأكيد داشته‏اند و اين را نقطه قوت فقه خود بر فقهاي مدينه مي‏دانند و لذا نمي‏توان در ميان اهل سنت هم قول به عدالت تمامي صحابيان را موضعي يكسان و قطعي دانست.(1)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- براي اطلاعات بيشتر رجوع كنيد به كتاب الحجة علي اهل المدينة / تصحيح گيلاني و موسوعة فقه‏الامام علي بن ابيطالب، محمد رواس قلعه‏چي.
________________________________________ 56 ________________________________________
خلاصه درس سوم
طبق روايات موجود در كتب درجه اول اهل سنت دوازده خليفه كه همگي از قريش هستند بر اين امت حكومت خواهند كرد.
اكثر علما و شعراي مشهور اهل سنت به مدح و ابراز ارادت به اهل بيت پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) و 14 معصوم پرداخته‏اند.
در فرهنگ اسلامي و ايران‏زمين بويژه در حياط مسجدالنبي ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) ، مساجد تركيه، جنوب ايران و . . . اسامي پنج تن ذكر شده.
فريقين با قبول شرايطي به نقل حديث از هم مي‏پردازند و در ميان مذاهب اسلامي شاهد احاديث مشتركه بسياري هستيم.
برخي از اهل سنت قائل به عدالت تمامي صحابه هستند ولي نمي‏توان به عدالت تمامي آنان قائل شد بلكه بايد فقط به آنچه از رسول خدا ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) نقل مي‏كنند اعتماد كرد و هرآنچه كه نظر شخصي آنان است در سطح نقل از رسول خدا ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) نمي‏باشد.
________________________________________ 57 ________________________________________
نمونه سؤالات تشریحی
1ـ امامت ائمه دوازده گانه را با توجه به منابع اهل سنت بررسي كنيد.
2ـ عشق و ارادت به اهل بيت را در فرهنگ ايران‏زمين و ساير بلاد اسلامي بررسي كنيد.
3ـ در خصوص حديث موثَّق توضيح دهيد.
4ـ موضع شيعيان به نقل از پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) در مورد نقل حديث از صحابه چيست؟
5ـ نظر شافعيان در مورد قول صحابي چيست؟
________________________________________ 58 ________________________________________
نمونه سؤالات تستي
1ـ كدام گزينه درست است:
الف ـ اهل بيت پيامبر مانند نقباي بني‏اسرائيل 12 تن هستند.
ب ـ اهل بيت پيامبر همان زنان پيامبر هستند.
ج ـ در ميان امت اسلامي محمدابراهيم جويني، سلمان قندوزي و فردوسي از اهل سنت به امامت 12 تن از نسل فاطمه ( علیها السلام ) و از قريش اعتقاد دارند
د ـ در كتاب ينابيع المودة روايت 12 خليفه جزو اخبار آحاد آمده
2ـ شيخ عطار نيشابوري در . . . . . . . . . . . سرآغاز كتاب را با امام . . . . . . . . . . . . شروع كرده و حسن ختام آن را امام . . . . . . . . . . . . قرار داده.
الف ـ مصيبت‏نامه، كاظم ( علیه السلام ) ، جواد ( علیه السلام )
ب ـ ديوان اشعار، علي ( علیه السلام ) ، مهدي ( علیه السلام )
ج ـ غزليات، صادق ( علیه السلام ) ، باقر ( علیه السلام )
د ـ تذكرة‏الاولياء، صادق ( علیه السلام ) ، باقر ( علیه السلام )
3ـ سبط ابن جوزي از پيشگامان . . . . . . . . . . . . در كتاب . . . . . . . . . . به مسأله 12 امام اشاره كرده است.
الف ـ تقريب، امام حسين ( علیه السلام )
ب ـ تسنن دوازده امامي، تذكرة خواص الائمه
ج ـ وحدت، وسيلة‏الخادم الي المخدوم
د ـ فقه شافعي، الأُمّ
________________________________________ 59 ________________________________________
4ـ حمداللّه‏ مستوفي . . . . . . . . . . و از نسل . . . . . . . . . در دو كتابي . . . . . . . . . . . و . . . . . . . . . . . . به 12 امام پرداخته است.
الف ـ فيزيكدان، قريش، ظفرنامه و تاريخ گزيده
ب ـ محدِّث، ايوبيان، ظفرنامه و علوم حديث
ج ـ مورخ و جغرافي‏دان، حربن يزيد رياحي، ظفرنامه و تاريخ گزيده
د ـ هيچكدام
5ـ محراب مدرسه . . . . . . . . . . . در عهد . . . . . . . . . . . . شاهد كاشي‏كاري با نام 12 امام است.
الف ـ علميه، غزنويان ب ـ امامي، سلجوقيان
ج ـ بابا قاسم، غزنويان د ـ امامي، فاطميان
6ـ صفت حج پيامبر به نقل از . . . . . . . . . . . . مورد قبول فريقين است.
الف ـ ابوايوب انصاري از علي ( علیه السلام )
ب ـ جابربن عبداللّه‏ انصاري از امام باقر ( علیه السلام )
ج ـ زراره از امام صادق ( علیه السلام )
د ـ ابن هشام از امام رضا ( علیه السلام )
________________________________________ 60 ________________________________________

كتابخانه تخصصي حج > آموزش کارگزاران حج > شيعه شناسى،آشنايى با مذاهب اسلامى،وحدت اسلامى و پاسخ به شبهات

درس چهارم
مذاهب و جريانهاي شيعي در طول زمان
________________________________________ 63 ________________________________________
هدف از اين درس:
ـ آشنايي با فقه مذاهب شيعه همچون زيدي و اسماعيلي و نيز آشنايي با عقايد اباضيه.
ـ آشنايي اجمالي با برخي از مكتوبات اصيل اماميه و نيز فقه شيعه از منظر ديگر متفكرين اسلامي.
ـ اصالت فقه اماميه.
________________________________________ 64 ________________________________________

صرف نظر از علل و عوامل اصلي ايجاد فرق در جوامع بشري و اديان جهان اعم از اديان الهي و غير آن چون هندويسم، بوديسم، و ... دراين فصل برآنيم تا به معرفي مذاهب و انشعابات اصلي شيعيان بپردازيم.
مقدمتا بايد گفت كه از اواخر قرن نخست هجري ما شاهد رشد و توسعه سه جريان فكري در جهان اسلام هستيم كه عبارتند از:
1ـ اصحاب حديث در مدينه.
2ـ اصحاب رأي و قياس در عراق و كوفه كه در مقابل تفكرات حديثي و علماي مدينه قرار دارند.
3ـ اهل بيت: كه مدارس شيعيان خود به سه شاخه اصلي تقسيم مي‏شود: فقه اماميه، زيديه و اسماعيليه.
ما در مورد مدارس مدينه و عراق در جاي خود مفصل بحث خواهيم كرد. در اين‏جا مي‏پردازيم به مدارس و جريانات فكري شيعه.
1ـ فقه امامي: منسوب به امام علي ( علیه السلام ) و امام صادق ( علیه السلام ) و ساير ائمه ( علیهم السلام ) است.
اگر چه در دوران بعد از پيامبر و تا اواخر بني‏اميه زمينه براي فقه شيعه مهيا نبود ولي از همان ابتدا ائمه ميراث مكتوبي در زمينه مسائل فقهي از خود بجاي گذاردند. كتاب (جامعه) علي كه در آن علاوه بر احاديث رسول خدا به مسايل فقهي هم اشاره شده
________________________________________ 65 ________________________________________
دلالت بر تقدم اين فقه از صدر اسلام دارد.
در وصف اين كتاب چنين آمده: اين كتاب حاصل جلسات خصوصي پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) با علي ( علیه السلام ) است و به املاء پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) و خط علي ( علیه السلام ) است.
ولي پس از اين دوران و پس از شهادت امام علي ( علیه السلام ) عرصه بر شيعيان تنگ شد و تا اواخر اين سلسله زمينه‏اي براي گسترش فقه شيعه نبود. اما با فضايي كه در اثر تضارب سلسله عباسي و اموي به وجود آمد امامان باقر ( علیه السلام ) و صادق ( علیه السلام ) زمينه را براي كار علمي مهيا ديدند و لذا به تبيين و بسط فقه شيعه پرداختند كه به تربيت حدود چهار هزار شاگرد منجر شد.
افزون بر اينها شخصيت والاي امام صادق ( علیه السلام ) نيز براي همه علما ارزشمند بود. مالك بزرگترين فقيه مدينه در ميان عامه در توصيف امام صادق ( علیه السلام ) در سفر حج مي‏گويد:
نديدم حضرت را جز در يكي از اين سه حال:
1ـ صائم 2ـ قائم بالليل 3ـ مشغول به ذكر.(1)
اين روند ادامه داشت و فقه امامي توسط اساتيدي چون كليني، شيخ طوسي و مفيد به صورت مدون و باب‏بندي شده در كتاب‏هاي فقهي گردآوري شد و اين به ثبت آكادميك فقه شيعه كمك كرد.
در عهد سلجوقي و ايوبي به شيعه و تأليفاتش آسيب‏ها و صدمات زيادي وارد آمد. سلجوقيان كه در سه بخش شام، روم و ايران قلمرو خود را گسترش دادند در ايران بر روي مذهب حنفي تعصب خاصي ورزيدند و لذا اين قضيه مشكلات زيادي را بويژه در بغداد و محله كرخ آن بوجود آورد. ايوبيان نيز به ريشه‏كني فاطميان و قتل عام بسياري از مردم در مصر پرداختند.(2)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- ابن تيميه، التوسل والوسيله، ص 52، به نقل از حيات فكري و سياسي امامان شيعه، رسول جعفريان، ص 327. و يا به اين طريق كه: 1ـ مصليا 2ـ صائما 3ـ يقرا القرآن.
2- براي اطلاعات بيشتر رجوع كنيد به شيعيان بغداد، محمدطاهر يعقوبي و تاريخ سياسي شيعيان اثني عشري در ايران، پروين تركمني آذر.
________________________________________ 66 ________________________________________
ولي در عين حال فقه شيعه تا به حال باقي مانده است و لازم است تا در زمينه اصالت فقه شيعه به نظرات مختلفي اشاره كرد:
دكتر عبدالهادي فضلي از علماي شيعه در عربستان مي‏گويد: حيات ائمه در امتداد حيات رسول خداست كه از مصادر تشريع محسوب مي‏شوند و اين يعني روايت از پيامبر و خدا. شيخ طوسي در زمينه علم امامان اشاره‏اي جالب دارد: علم امام به احكام از ناحيه پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) است.(1)
امام باقر ( علیه السلام ) مي‏فرمايند: «هرچه را به شما مي‏گويم از جانب پيامبرست و از جانب خود نمي‏گويم».(2)
از مجموع سخنان بالا به اين جمع‏بندي مي‏رسيم كه در فقه شيعه اصالت چه از ناحيه صدور آن ازپيامبر و معصومين و چه در نحوه انتقال آن، مصونيتي خاص وجود دارد بدين معني كه تا امروز ضامن بقا و حركت آن بوده است و لذا در بستر زمان شاهد رشد و نمو اين مكتب بوده‏ايم.
در زمان حيات خود معصومين نيز كتابهايي تأليف شده كه علاوه بر كتاب جامعه علي كه املاء رسول و خط علي ( علیه السلام ) است كتاب مسائل علي‏بن جعفر ( علیه السلام ) نيز به عنوان نخستين كتاب فقه شيعه به شمار مي‏رود. كتاب ديگري كه بايد به آن اشاره كرد و جزو نخستين كتب فقه شيعه است الشرايع شيخ صدوق پدر مي‏باشد.(3)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- منظور اين است كه اهل بيت ( علیهم السلام ) به سيره جدشان پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) استنان داشته‏اند بطور مثال بكيربن اعين از ابوجعفر باقر ( علیه السلام ) آورده است كه او فرمود: آيا كيفيت وضوي رسول خدا ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) را براي شما تعريف بنمايم آنگاه كفي از آب برگرفت و . . . ـ الكافي، ج 3، ص 24-27 به نقل از تاريخ عمومي حديث دكتر مجيد معارف، ص 275.
2- براي اطلاعات بيشتر رجوع كنيد به معالم المدرستين، مرحوم علامه عسگري و نيز بحارالانوار، ج 2، ص 249 به نقل از كشي.
3- كتاب مسائل علي‏بن جعفر، شامل مجموعه سؤالات و پاسخ‏هايي است كه علي‏بن جعفر ( علیه السلام ) از برادر بزرگ خويش امام موسي كاظم ( علیه السلام ) نقل كرده به همراه جواب‏هاي آن حضرت در موضوع حلال و حرام.
از كتاب شيخ صدوق پدر كه در زمان غيبت صغري مي‏زيسته در حال حاضر اثري نيست. جناب آقاي ابوالقاسم گرجي در كتاب تاريخ فقه و فقها نيز ليستي از نخستين مدونان فقه ارائه فرمودند.
________________________________________ 67 ________________________________________
به هر روي ما در اينجا سخن خود را با كلامي از دو متفكر متقدم و متأخر اهل سنت به پايان مي‏رسانيم.
ابن خلدون در مقدمه خود مي‏گويد: فقه اهل سنت در مصر منقرض شد و با پيدايش دولت شيعه فاطمي فقه اهل بيت در جهان اسلام حرف نخست را مي‏زد و همچنان گسترش داشت حتي زماني كه دولت فاطمي هم از بين رفت در عراق و... گسترش داشت. دكتر بدران ابوالعينين (داراي درجه جهاني استادي در شريعت اسلامي) مي‏گويد: مذاهب شيعه امامي و زيدي در گذشته توسعه زيادي داشتند كه به عنوان نمونه مي‏توان به فاطميان در مغرب اشاره كرد.(1)
2ـ زيدي: اين مذهب منسوب به زيدبن علي‏بن زين العابدين ( علیه السلام ) مي‏باشد اين مذهب نخست در كوفه نشو و نمو يافته و سپس به يمن منتقل شد.
از جمله اصول مهم اين مذهب عبارتند از ايمان به كتاب (قرآن) سنت، امر به معروف و نهي از منكر و جهاد با ظالمين. در مورد تاريخچه اين مذهب و علت قيام و شهادت زيد آنچه مهم است اين است كه زيد علت قيام خود عليه حكومت وقت را امر به معروف و نهي از منكر مي‏دانست ولي ادعاي امامت نداشت و قصد نداشت تا مذهبي براي خود تشكيل دهد و اين افراد بعد از او بودند كه اين مذهب را منتسب به او كردند و نكته ديگر اينكه ابوحنيفه با زيد بيعت كرد و نظر زيد راجع به خلفا اين است كه علي ( علیه السلام ) افضل صحابه بود ولي به خاطر مصالح مسلمين خلافت به ابوبكر تفويض گرديده است.
از جمله مشتركات فقه زيدي و امامي در موارد زير است:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- براي اطلاعات بيشتر رجوع كنيد به الفقه المقارن للاحوال الشخصية بين المذاهب الاربعة السنية والمذهب الجعفري والقانون، بدران ابوالعينين.
________________________________________ 68 ________________________________________
1ـ خمس 2ـ ذكر حي علي خيرالعمل در اذان 3ـ تكبير براي جنازه 4ـ عدم مسح بر خُفّين 5ـ بدعت بودن نماز تراويح 6ـ جايز نبودن تزويج با اهل كتاب و خوردن ذبيحه غير مسلمان 7ـ قايل بودن به اجتهاد مجتهد 8ـ اولي بودن تقليد از اهل بيت 9ـ وجوب خروج بر حاكم ظالم و قيام به سيف.
زيديه تا كنون 144 امام داشته كه از مهمترين آنها مي‏توان به:
احمدبن عيسي بن زيد، الناصر الكبير، الهادي يحيي بن الحسين و امام الناصر اشاره كرد. از كتب مهم زيديه مي‏توان به موارد زير اشاره كرد:
البحرالزاحر، احمدبن يحيي (متوفي 840 ه . ق) الجامع لمذاهب العلماء الامصار نوشته امام احمدبن يحيي (متوفي 840 ه . ق)، مجموع امام زيد.
از مهمترين فرق زيديه مي‏توان به جاروديه و سليمانيه اشاره كرد.
3ـ اسماعيليه: اسماعيل فرزند ارشد امام جعفر صادق ( علیه السلام ) است كه در زمان خود امام صادق ( علیه السلام ) رحلت كرده. اختلاف شيعه و اسماعيليه هم از همين‏جا شروع مي‏شود زيرا آنان قايل به امامت فرزند ارشد امام صادق ( علیه السلام ) اند. گفته شده كه اسماعيل بعد از رحلتش در مصر ظاهر شده و مجددا ظهور خواهد كرد.
خلفاي فاطمي مصر پيرو اين مذهب بوده‏اند كه اين حكومت از سال 909 الي قرن 12 هجري به طول انجاميده و لذا شاهد تأثيرات زياد اين مذهب در جهان اسلام هستيم كه نمونه آن دعوت مبلغين اين مذهب در زمان خود و جذب شخصيتي چون ناصر خسرو قبادياني و يا تشكيل قلعه الموت حسن صباح در قزوين و ترور شخصيتهاي مهم آن زمان چون خواجه نظام‏الملك هستيم.
از ديگر اقدامات اينان تأسيس دانشگاه الازهر مصر بدست المعزبالدين اللّه‏ قاضي‏القضات قاهره مصر است.
محور عقايد فاطميون:
1ـ ذات الهي 2ـ تقديس امام و اينكه وجود امام امري ضروري است. 3ـ قايل بودن به ظاهر و باطن مسايل ديني يعني يك شخص باطني مذهب، بايد هم به ظاهر و هم به باطن
________________________________________ 69 ________________________________________
دين ايمان داشته باشد. در تفاسير قرآني اسماعيليان شاهد تاويل آيات قرآن و نيز آميخته شدن تفاسير با فلسفه افلاطون هستيم.
در زمينه علماي اسماعيليه فقهاي مشهوري را جز معدودي نمي‏توان ذكر كرد مانند: قاضي نعمان مغربي متوفي 363 / صاحب كتاب دعائم الاسلام.
رياست فعلي شاخه‏اي از اسماعيليان بدست آقاخان مي‏باشد كه يك دهم اموال را به وي مي‏دهند و حدود 8 تا 12 ميليون اسماعيلي در سراسر دنيا وجود دارند كه به دو بخش شرقي و غربي تقسيم مي‏شوند. اسماعيليان شرقي بيشتر در هند و پاكستان و غربي در جنوب عربستان، آفريقاي شرقي و كوههاي لاذقيه سوريه زندگي مي‏كنند.
پس از حمله صلاح‏الدين ايوبي به مصر وي با شدت به مبارزه با فاطميون پرداخت و ارتباط اين مذهب با مصر به كلي قطع شد و لذا جمعيت اينان رو به كاهش نهاد كه در حال حاضر شاهد انشعابات زير در بين اسماعيليان هستيم:
الف ـ مستعليه يا بُهَرِه‏ها: بُهَرِه‏ها داراي جمعيت زيادي مي‏باشند و بيشتر در هند و شرق آفريقا و بويژه شهر گجرات مستقر هستند و به دو شاخه داوودي و سليماني تقسيم مي‏شوند.
ب ـ نزاري يا آقاخانيان: كه در بالا اشاره كوتاهي به آن شد.
اينان نخست در ايران توسط حسن صباح در قلعه الموت دست به فعاليت گسترده زدند و پس از حمله مغول قلع و قمع شدند و سپس در سال 1255 ه . ق آقاخان محلاتي در ناحيه كرمان عليه محمدشاه قاجار قيام كرد و شكست خورد. به بمبئي گريخت و در آنجا دست به تبليغ زد كه پس از آن به آقاخانيه مشهور شدند.(1)
ج ـ دروزيه: در لبنان و سوريه حضور دارند. طبق آمار سال 1956 تعداد آنها در لبنان 88100 نفر و طبق آمار 1947 در سوريه تعداد آنها در حدود 96641 نفر مي‏باشد. از معروف‏ترين بزرگان اين مذهب سيد جمال‏الدين عبداللّه‏ تنوفي (884 م) است كه قبر وي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- رباني گلپايگاني، علي، فرق و مذاهب كلامي، ص 96.
________________________________________ 70 ________________________________________
در لبنان از سوي دروزيان زيارت مي‏شود.
از جمله اعتقادات اينان مي‏توان به: تناسخ ارواح و سرّ مكتوم(1) اشاره كرد. ورود يا خروج از فرقه خود را نمي‏پذيرد و در لبنان براي خود داراي محاكم خاص هستند.
4ـ نُصَيريه (علويان): اينان در لاذقيه و سه استان ديگر سوريه سكونت دارند، تعدادشان در حدود دو ميليون نفرست و خود نصير از موالي امام يازدهم بوده. به اين فرقه علويان هم مي‏گويند.(2)
در انتهاي اين بحث نيز به معرفي يك مذهب ديگر مي‏پردازيم كه البته جزو جريان‏هاي شيعي نيست ولي مزيد اطلاع خوانندگان محترم آورده مي‏شود:
5ـ اباضيه: منسوب به جابربن زيد متوفي 93 ه . ق از علماي تابعين و شاگرد مكتب فقهي ابن عباس است.
از جمله اعتقادات اينان: 1ـ عينيت ذات و صفات الهي 2ـ عدم رؤيت خدا 3ـ عدم جواز مسح بر خفين 4ـ انداختن دست به هنگام نماز 5ـ ابعد الاجلين براي عده حاملگي(3) 6ـ تبري جويي از غلاة خوارج 7ـ تقدم نظر علي ( علیه السلام ) بر ديگر اصحاب مي‏باشد.
به لحاظ پراكندگي جغرافيايي در كشورهاي عمان، ليبي و تونس مستقر مي‏باشند كه به تازگي ملاقاتي بين خليلي مفتي اعظم كشور عمان و اينجانب صورت گرفته است و ايشان خاطرنشان ساختند كه فرقه اباضيه از سوي مجمع جهاني تقريب به رسميت شناخته شده
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- نوري كه از پشوايي به پيشواي بعدي منتقل مي‏شود.
2- در مورد نصيريان در منابع تاريخي گزارشهاي ضد و نقيضي داده شده و حتي برخي اينان را جزو غلاة مي‏دانند كه قائل به الوهيت امام علي ( علیه السلام ) هستند و اينكه سلمان فارسي فرستاده حضرت است. ولي خود نصيريان تمام اين اتهامات را رد مي‏كنند و خود را دسته‏اي از شيعيان دوازده امامي مي‏دانند از جمله يكي از متفكرين معاصر اين مذهب بنام (شيخ علي عزيز ابراهيم) كه با آيت‏اللّه‏ سيد محسن امين و امام موسي صدر ديدار داشته و كتابي در اين خصوص بنام (العلويون بين الغلو و الفلسفة و التصوف و التشيع) را چاپ كرده است.
3- يعني هريك از عده طلاق و وفات كه مدتش بيشتر بود بايد به آن عمل كرد.
________________________________________ 71 ________________________________________
و در فقه اباضي نظر علي ( علیه السلام ) بر ساير اصحاب مقدم است.
از جمله كتاب‏هاي اين فرقه مي‏توان به موارد زير اشاره كرد:
1ـ النيل و شفاءالعليل / ضياءالدين عبدالعزيز ابن ابراهيم الثميمي (متوفي 1223 ه . ق)، شارح: شيخ محمدبن يوسف الطفيش (متوفي 1332 ه . ق) در 17 جلد، كه بعنوان كتاب فقهي اين مذهب مورد استفاده قرار مي‏گيرد.
2ـ المصنف / شيخ احمد بن كندي.
3ـ الأيضاح عامربن علي شمّاخي.
4ـ جوهر النظام في عامي الاديان و الاحكام ابومحمد عبداللّه‏ ابن حميد السالمي (1914-1871). فقه اباضيه بصورت شعر.
5ـ الجامع / ابن بركت در دو جزء.
6ـ قاموس الشريعة الحاوي طرقها، جميل بن خميس السعدي (قرن 11).
________________________________________ 72 ________________________________________
خلاصه درس چهارم
مذاهب شيعي به جريانهاي اصلي اماميه يا دوازده امامي، اسماعيلي و زيدي تقسيم مي‏شوند كه ما در مذهب اسماعيلي شاهد تقسيم‏بنديهاي خاصي هستيم كه در حال حاضر مذاهب آقاخاني، بُهَره و دروزي را مي‏توان برشمرد.
در ميان مذاهب شيعي شاهد مشتركات بسيار زيادي هستيم، فقه اسماعيلي منسوب به فرزند ارشد امام صادق ( علیه السلام ) است، خلفاي فاطمي مصر پيرو مذهب اسماعيلي بودند و فقه زيدي منسوب به زيدبن علي‏بن زين‏العابدين ( علیه السلام ) است كه عليه حكومت وقت قيام كرد و شهيد شد.
________________________________________ 73 ________________________________________
نمونه سؤالات تشریحی
1ـ سه جريان عمده فكري جهان اسلام در اواخر قرن نخست را نام ببريد.
2ـ در مورد كتاب جامعه امام علي ( علیه السلام ) توضيح دهيد.
3ـ در مورد اصول اعتقادي زيديان توضيح دهيد.
4ـ محور عقايد فاطميون را نام ببريد.
5ـ در خصوص پراكندگي جغرافيايي فاطميون توضيح دهيد.
6ـ فقه اباضيه منسوب به كيست؟ چهار مورد از عقايد ايشان را ذكر كنيد.
________________________________________ 74 ________________________________________
نمونه سؤالات تستي
1ـ كتاب جامعه به املاء . . . . . . . . . . . . و به خط . . . . . . . . . . . . است.
الف) علي ( علیه السلام ) ، امام حسين ( علیه السلام )
ب) پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) ، زيدبن ثابت
ج) پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) ، علي ( علیه السلام )
د) پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) ، گروهي از اصحاب
2ـ فقه امامي توسط اساتيدي چون . . . . . . . . . . . . به صورت باب‏بندي شده درآمد.
الف) هشام، زراره، ابوبصير
ب) شيخ كليني، طوسي، مجلسي
ج) شيخ كليني، طبرسي، حر عاملي
د) شيخ كليني، طوسي، مفيد
3ـ در عهد . . . . . . . . . . . . و . . . . . . . . . . . . به تأليفات شيعي صدمات زيادي وارد آمد.
الف) سلجوقي و ايوبي ب) مغول و سلجوقي
ج) اسماعيليان و غزنويان د) ايوبي و فاطمي
4ـ زيدبن علي علت قيام خود را چه مي‏دانست:
الف) گرفتن حق و حقوق قانوني خود
ب) امر به معروف و نهي از منكر
ج) تقسيم عادلانه بيت‏المال
د) خروج عليه حاكم ظالم
________________________________________ 75 ________________________________________
5ـ از جمله مشتركات فقه زيدي و امامي عبارت است از:
الف) خمس، ذكر حي علي خير العمل، تكبير براي جنازه
ب) عدم مسح بر خفين، بدعت بودن نماز تراويح
ج) وجوب خروج بر حاكم ظالم، اطاعت از فقه امام صادق ( علیه السلام )
د) موارد الف و ب
6ـ اسماعيل فرزند . . . . . . . . . . . . است كه . . . . . . . . . . . . رحلت نمود.
الف) امام باقر ( علیه السلام ) ، در زمان امام كاظم ( علیه السلام )
ب) امام صادق ( علیه السلام ) ، پس از پدر رحلت نمود
ج) ارشد امام صادق ( علیه السلام ) ، پس از پدر رحلت نمود
د) ارشد امام صادق ( علیه السلام ) ، قبل از پدر رحلت نمود
7ـ دانشگاه . . . . . . . . . . . . در زمان . . . . . . . . . . . . به دست . . . . . . . . . . . . تأسيس شد.
الف) جامع بغداد، عباسيان، المعز بالدين اللّه‏
ب) الازهر مصر، فاطميان، خواجه نظام‏الملك
ج) الازهر مصر، فاطميان، قاضي‏القضات قاهره
د) الازهر مصر، اسماعيليان، خواجه نصير طوسي
8ـ در تفاسير اسماعيلي . . . . . . . . . . . . و . . . . . . . . . . . . به هم آميخته شده.
الف) حديث و تاريخ ب) فلسفه اسلامي و افلاطوني
ج) فلسفه تحليلي و تجربي د) تأويل آيات قرآن و تفسير
9ـ از جمله علماي اسماعيلي . . . . . . . . . . . . صاحب كتاب . . . . . . . . . . . . است.
الف) حسن صباح، قلعه الموت
ب) نعمان مغربي، دعائم التاويل
ج) قاضي نعمان، دعائم الاسلام
د) آقاخان، الموطا
________________________________________ 76 ________________________________________
10ـ در حال حاضر اسماعيليان به شاخه‏هاي زير تقسيم مي‏شوند:
الف) مستعليه، بُهَرِه، نزاريه و دروزيه
ب) داوودي، سليماني، نصيريه، جاروديه
ج) نزاري، آقاخاني، اباضيه
د) بهره، داووي و سليماني، آقاخانيه
11ـ مذهب رسمي كشور عمان كدام است؟
الف) دروزيه ب) نصيريه ج) اباضي د) فاطمي
________________________________________ 77 ________________________________________
درس پنجم
مذاهب اهل سنت
________________________________________ 81 ________________________________________
هدف از اين درس:
ـ آشنايي با مذاهب چهارگانه اهل سنت، مؤسسين آن
ـ آشنايي با كتابهاي مهم اين مذاهب
ـ آشنايي با شخصيت‏ها و متفكرين اصلي اين مذاهب
ـ اطلاعاتي پيرامون علاقه رؤساي مذاهب فقهي عامه به اهل بيت ( علیهم السلام )
________________________________________ 82 ________________________________________

همانطور كه قبلاً گفته شد در صدر اسلام دو مدرسه كوفه و مدينه پديد آمد كه باهم رقابت سازنده داشتند كه موجب رشد و ترقي فقه در جهان اسلام بود. با مهاجرت حضرت امير ( علیه السلام ) از مدينه به كوفه در حدود 150 صحابي با آن حضرت به كوفه آمدند (قبلاً هم عبداللّه‏ بن مسعود در آنجا بود) و احاديث فراواني را از مدينه به كوفه آوردند. در اين شهر حضرت شاگردان زيادي را پرورش دادند از جمله:
1ـ علقمه نخعي 2ـ مسروق همداني (متوفي 63) 3ـ اسود نخعي (متوفي 95) 4ـ حارث جحفي 5ـ عبيدة سلماني (متوفي 72) 6ـ شريح قاضي (م 78 ه )(1) از اين شاگردان حضرت امير طبقه سومي پديد آمد من جمله: 1ـ ابراهيم نخعي (95 هجري) 2ـ عامر شعبي (104 هجري) 3ـ سعيدبن جبير (95 هجري).
بعد از اين مرحله طبقه چهارم كه شاگردان اينها بودند پديد آمدند:
1ـ ابو حنيفه (متوفي 150 هجري)
2ـ سفيان ثوري (متوفي 161 هجري)
از شاگردان ابوحنيفه نسل ديگري پديد آمد كه از جمله آنهايند:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- در مورد اينكه شريح از صحابه بوده يا تابعين ميان مورخين اختلاف نظرست. بطور خلاصه مي‏توان گفت وي جزء بزرگان تابعيني بوده كه محضر امام علي ( علیه السلام ) ، عُمر، زيدبن ثابت و عبداللّه‏بن مسعود را درك كرده و از آنان علوم مختلف بويژه حديث را فراگرفته.
________________________________________ 83 ________________________________________
1ـ ابويوسف (متوفي 183 هجري)
2ـ محمدبن حسن شيباني (متوفي 189 هجري)
3ـ ابن جراح
4ـ اسماعيل بُحتري
5ـ عبدالوهاب ثقفي
اينان كساني هستند كه در مراحل مختلف فقه كوفي را تشكيل مي‏دهند.
به هر روي آنچه تا كنون باقي مانده فقه حنفي است و فقه سفيان ثوري در حال حاضر پيرواني ندارد.
1ـ مذهب حنفي
منسوب به ابوحنيفه (150-80 ه . ق).نعمان بن ثابت بن كاوس منسوب به قبيله تميم. وي سرسلسله يكي از مذاهب اربعه است. اصل او از فارس است. در كوفه براي تحصيل آمده و در كنار آن به خريد و فروش خز مي‏پرداخته. وي صاحب مسندي است و كتاب مخارج در فقه و رساله‏اي كه به وي منسوب است با موضوع اعتقادي بنام الفقه الاكبر و رساله ديگري بنام العالم و المتعلِّم.
وي با علماي كوفه مجالست داشته و از آنان فقه آموخت. از حمادبن ابي سليمان هجده سال درس آموخته كه او شاگرد ابراهيم نخعي(1) و شعبي است و ابراهيم نخعي فقه را از شريح قاضي، علقمه و مسروق بن اجدع گرفته كه آنان نيز معلوماتشان را از حضرت علي ( علیه السلام ) و ابن مسعود گرفته‏اند.
دهلوي(2) مقايسه‏اي بين فقه ابوحنيفه و ابراهيم نخعي كرده كه در اين مقارنه معلوم شده ابوحنيفه صدي هشتاد فقهش مأخوذ از ابراهيم نخعي است. گفته شده در زمان خلفاي عباسي منصور او را به بغداد فراخواند و خواست كه قاضي القضات شود و او نپذيرفت و چون فكر كرد كه اين به خاطر قبول نداشتن خلافت وي است دستور داد تا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- (متوفي 96 ه . ق).
2- حجة‏اللّه‏ البالغة، احمد عبدالرحيم دهلوي، ج 1، ص 146 به نقل از موسوعه فقه ابراهيم حنفي.
________________________________________ 84 ________________________________________
روزي 10 تازيانه به او بزنند تا جايي كه وي مشرف به مرگ شد.
دكتر محمدعلي البار نوشته(1): ابوحنيفه بيش از همه اهل بيت رسول‏اللّه‏ را دوست مي‏داشت و در محضر امام باقر ( علیه السلام ) و زيدبن علي ( علیه السلام ) شاگردي كرده و مؤيد قيام زيدبن علي ( علیه السلام ) بوده است.
شيخ محمد ابوزهره مي‏گويد: ابوحنيفه علاقه فراواني به اهل بيت داشته و خلافت را منحصر در اولاد علي ( علیه السلام ) و فاطمه عليهاالسلام مي‏دانسته و خلفاي معاصر خود را غاصبين امر خلافت مي‏دانسته وقتي ابويوسف و شيباني جاي استاد خود را قرار گرفتند اين دو يك عمل تقريبي انجام دادند و آمدند از كوفه به مدينه مهاجرت كردند و پاي درس مخالفين فقه حنفي نشستند و پس از آشنايي با مباني فقه آنان و استفاده از مالك با آنها گفتگو كردند و بسياري از سوء تفاهمات را بر طرف كردند.
وقتي شاگرد ابوحنيفه، شيباني به كوفه برگشت تمام مسايل مورد اشكال مدنيان را در كتابي بنام «الحجة علي اهل المدينه» پاسخ داد و گفت كه شما در اين مسايل از فقه ابن‏عمر و ابوهريره استفاده كرديد و ما از فقه ابن مسعود و علي ( علیه السلام ) كه از مقدمين اصحاب‏اند، شما از خليفه اول، دوم و سوم گرفتيد و ما از علي ( علیه السلام ) كه سه خليفه قبلي هم مشكلاتشان را از وي مي‏پرسيدند. بنابراين كتاب (الحجه شيباني) نخستين كتاب تقريبي توأم با ادب اختلاف است.(2)
در اين كتاب از روايات امام باقر و صادق ( علیهم السلام ) بسيار استفاده شده و سند برخي از فتاواي ابو حنيفه به اين دو امام برمي‏گردد.
استاد اسد حيدر آمده و شيوخ ابوحنيفه را شمرده و گفته كه برخي از آنها شيعه بوده‏اند مثل:
1) جابربن يزيدبن حارث جحفي كوفي (متوفي 128 ه . ق).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- الامام زيد، حياته و عصر، محمد ابوزهره، قاهره، دارالفكر العربي، ص 38.
2- تاريخ الفقه الاسلامي، محمدعلي السايس، ص 107، مكه، مكتبه احياء التراث الاسلامي، بي‏تا، رواس قلعه‏جي، ج 1، ص 134-139، مصر، مطالع الهيئة، 1339.
________________________________________ 85 ________________________________________
2) حبيب بن ابي ثابت ابو يحيي بن قيس كوفي (متوفي 119 ه . ق).
3) فخول بن راشد نحوي (متوفي 141 ه . ق).
4) اسماعيل بن عبد الرحمان كوفي (متوفي 127 ه . ق).
5) عدي بن ثابت انصاري (متوفي 116 ه . ق).
6) شيخ اجلح كندي (متوفي 145 ه . ق)
برخي از علما مثل شيخ محمد عبده در تفسير آيه «و لا ينال عهدي الظالمين» بيان مي‏كند كه ابوحينفه اعتقاد داشت امامت مخصوص علويان است.(1)
بيشترين پيروان در ميان مذاهب اربعه مربوط به حنفيان است و مذهب غالب عراق در دوران عثماني بوده. و در مصر، سوريه، پاكستان، تركستان و آسياي ميانه، چين، آمريكاي جنوبي و بلوچستان و تركمن صحرا و قسمتي از خراسان ايران پيرو مكتب حنفي هستند. پس از قرآن و حديث توصيه زيادي بر قياس، عرف و شرع مَنْ قبلنا دارند.
مشهورترين شاگردان ابوحنيفه عبارتند از:
1ـ ابويوسف كه قاضي‏القاضات بوده ونخستين كسي بود كه روحانيان را به لباس مخصوص مزين كرد.
2ـ محمدبن حسن شيباني (متوفي 189 ه . ق) در زمان ابويوسف رياست فقه را برعهده داشته است.
3ـ ابوهُذيل (متوفي 158 ه . ق): در مذهب او رأي و قياس غلبه دارد.
4ـ حسن‏بن زياد: وي به روايت بيشتر اهميت داده است.
لازم به ذكرست كه بسياري از فتاواي ابوحنيفه توسط ابويوسف و شيباني تغيير كرده و علماي مدينه شيباني را جزو اصحاب الحديث برشمرده‏اند.
مهمترين كتاب‏هاي حنفيان عبارتند از:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- تفسير القرآن الكريم، رشيد رضا، ج 1، ص 8-457.
________________________________________ 86 ________________________________________
1ـ ظاهرالروايه / شيباني(1)، الجامع الكبير والصغير ـ السير الكبير و الصغير. 2ـ المبسوط / سرخسي م 483/ 3ـ الأصل 4ـ الزيادات 5ـ النوادر / محمدبن حسن شيباني 6ـ الكافي / حاكم شهيد مرزوي 7ـ بدايع الصنايع في ترتيب الشرايع / كاشاني م 5117 ه . ق 8ـ مختصر الهدايه / مرغيناني م 593 (مشهورترين و مختصرترين كتاب فقه حنفي) 9ـ شرح ابن عابدين و مجله الاحكام العدلية كه در زمان عثماني بعنوان كتاب قانون درتمام مناطق تحت سلطه عثمانيان پخش مي‏شد.
2ـ مذهب مالكي
منسوب به مالك بن انس (93-179 ه . ق) است. وي از فقه امام صادق، زهري و ربيعة الراي استفاده كرده.(2) هرگاه از او سؤالي و مسأله‏اي مي‏پرسيدند و نمي‏دانست هيچ عيبي براي خود نمي‏ديد كه بگويد: نمي‏دانم.
منابع فقه وي: قرآن، سنت، اجماع، قياس، قول صحابي، استحسان، استصلاح، سد ذرايع و عمل اهل مدينه مي‏باشد.
مالك فردي بود با هيبت و وقتي هارون‏الرشيد به مدينه آمد گفت: هارون بايد پيش اهل علم بيايد و عالمان به نزد سلاطين نمي‏روند. وي قيام محمد نفس زكيه را تأييد كرد. وي بيعت با منصور عباسي را مكروه و ساقط از اعتبار مي‏دانست. مالك را توسط حكومت تازيانه زدند و اين وسيله‏اي شد تا مالك در نزد مردم محبوب شود.(3)
از جمله كتابهاي مالك: 1ـ موطأ 2ـ تفسير غريب‏القرآن 3ـ رساله‏هاي منسوب به او را مي‏توان برشمرد. مالك الموطأ را به ترتيب ابواب فقهي نوشته كه درآن رواياتي از امام سجاد و باقر عليهماالسلام به چشم مي‏خورد.
گفته شده از مالك خواستند تا موطأ را تكثير كنند و در سراسر جهان اسلام پخش كنند تا همه از كتاب او استفاده نمايند ولي مالك اجازه نداد و گفت: در سراسر جهان اسلام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- ابي عبداللّه‏ محمدبن الحسن الشيباني.
2- ضميري، محمدرضا، جستاري در انديشه فقهي مذاهب، ص 272، از: گلستان معرفت، تابستان 84.
3- الفهرست، ابن نديم.
________________________________________ 87 ________________________________________

كتابخانه تخصصي حج > آموزش کارگزاران حج > شيعه شناسى،آشنايى با مذاهب اسلامى،وحدت اسلامى و پاسخ به شبهات

اصحاب پراكنده شده‏اند و مسلمانان طبق نظر اصحاب عمل كرده‏اند و اگر اكنون بخواهند طبق نظر وي عمل كنند اين خود موجب اختلاف خواهد شد.
مالك داراي پانزده شاگرد بود كه اين شاگردان در سرزمين‏هاي قاره آفريقا منتشر شدند و مذهب مالكي را در آفريقا شيوع دادند از جمله شاگردان وي مي‏توان به اين اشخاص اشاره كرد: 1ـ ابو عبدالرحمان قاسم مصري (متوفي 191 ه . ق / صاحب كتاب المدونة است كه اين نخستين كتاب مالكيان است. 2ـ ابومحمد عبداللّه‏ بن وهب (متوفي 199 ه . ق) و 3ـ اشهب بن عبد العزيز قيسي وي مذهب مالكي را در مصر شيوع داد (م 204) و 4ـ ابو عبداللّه‏ بن عبد الحكم (متوفي 214 ه . ق) و 5ـ سهنون عبدالسلام بن تنوهي.
مذهب مالكي در مدينه، مغرب، حجاز و آندلس منتشر شد. مصريان در زمان حيات خود مالك پذيراي اين مذهب شد.
3ـ مذهب شافعي
منسوب به محمد بن ادريس شافعي است متولد (سال 150 ه . ق در غزه همزمان با رحلت ابوحنيفه). مادرش وي را به وطن پدري ايشان در مكه مي‏برد و در حالي كه يتيم بوده قرآن را حفظ مي‏كند و در مدينه از درس مالك در حدود نُه سال استفاده كرده و جزو شاگردان وي بشمار رود. وقتي مالك در سال 179 ه . ق فوت مي‏كند شافعي به يمن رفته و در آنجا از فقهاي شيعه زيدي استفاده مي‏كنند و لذا در آنجا مي‏گويند كه شيعه شده و خود در شعري مي‏گويد:
لو كان حُبّ آل محمد رافضا فاعلموا ايها الثقلان انا رافضي
بعلت حمايت‏هايي كه وي از شيعيان مي‏كرد وي و گروهي را دستگير مي‏كنند و نزد هارون‏الرشيد مي‏برند و چيزي نمانده بود كه در اين راه جان خود را از دست بدهد.
سپس در بغداد چند سالي نزد محمد شيباني مانده و از درس او استفاده مي‏كند و بنابراين هم با مكتب فقه اصحاب الحديث آشنا مي‏شود و هم با مكتب فقهي اصحاب الراي و هم با مذهب شيعه زيدي و در واقع فقه شافعي يك فقه ميانه و معتدل بين اين مكاتب است و لذا علت نزديكي فقه شافعي به شيعه از اينجا ناشي مي‏شود. شافعي به حضرت علي ( علیه السلام ) علاقه زيادي داشت و هنگامي كه شخصي سائل نزد وي آمد و از
________________________________________ 88 ________________________________________
ايشان در خصوص مسأله‏اي فقهي پرسيد، شخص سائل گفت: نظر شما برخلاف سخن امام علي ( علیه السلام ) است. شافعي در جواب گفت: اگر ثابت كنيد اينطورست من پيشاني را بر خاك مي‏سايم و از نظر خود برمي‏گردم و عذرخواهي مي‏كنم.
وي در كتاب فقهي خود در بخش احكام البُغات تماما از سنت علي ( علیه السلام ) اخذ نموده و لذا بعضي گفتند اين نشانه‏ايست كه شافعي شيعه است و در اين زمينه احمد بن حنبل از استاد خود دفاع مي‏كند.
اصول و مباني فقه شافعي عبارتند از :
1ـ قرآن 2ـ سنت 3ـ قياس 4ـ استصحاب 5ـ او قول اصحاب را حجت نمي‏داند همچنان كه است استحسان و مصالح مرسله، عمل اهل مدينه و شرع مَن قبلنا را حجت نمي‏داند.
پيروان اين مذهب در مصر، اردن، عراق، يمن، چين، اندونزي، سيلان، جزاير فيليپين، جاوه، هند، پاكستان، كردستان ايران و ديگر مناطق وجود دارند.
مردم عربستان در زمان شرفاء زيدي مذهب بودند و سپس براي حفظ موقعيت خودشان شافعي شدند.
مشهورترين شاگردان امام شافعي عبارتند از:
1) يوسف‏بن يعقوب (متوفي 231 ه . ق) كه توسط شافعي جانشين وي در مصر شد.
2) اسماعيل بن يحيي مُزني (متوفي 264 ه . ق).
3) الربيع بن سليمان (متوفي 270 ه . ق).
4) هرملة بن يحيي (متوفي 266 ه . ق).
5) ابوثور ابراهيم خالد بن كلبي (متوفي 240 ه . ق).
مشهورترين كتب اين فرقه عبارتند از:
1. الاُمّ / امام شافعي در موضوع فقه.
2. مختصر مُزني (مختصر الام).
3. فتح العزيز.
________________________________________ 89 ________________________________________
4. العزيز شرح الوجيز معروف به شرح كبير / عبدالكريم‏بن محمدبن عبدالكريم بن فضل رافعي (م 623).
5. روضة الطالبين / النووي الدمشقي (متوفي 676 ه . ق).
6. المهذب في فقه الامام الشافعي / ابواسحاق شيرازي (م 476 ه ).
7. الحاوي الكبير / في فقه مذهب الامام الشافعي / علي‏بن محمدبن حبيب ماوردي بصري (م 450 ه . ق).
8. المجموع شرح المهذب / يحيي بن شرف نووي (م 676).
9. منهاج الطالبين / النَوَوي الدمشقي.
10. نهاية المهتاج الي شرح المنهاج / شمس‏الدين محمد مشهور به شافعي صغير (م 1004).
11. تحفة المحتاج بشر المنهاج / شهاب‏الدين احمدبن محمدبن حجر هيتمي (م 974).
4ـ مذهب حنبلي
احمدبن حنبل (متولد 164 ه . ق در شهر بغداد و متوفي 241 ه . ق) كتابي دارد بنام مُسند داراي 30 هزار حديث كه در كتابش فضايل زيادي راجع به علي و اهل بيت علي ( علیه السلام ) نوشته. مذهب وي در عراق و خارج آن منتشر شد و بعدها ابن تيميه و ابن‏القيم در رشد آن كوشيدند و امروزه به عنوان مذهب وهابيان عربستان برگزيده شد.
در فلسطين، شام و عراق هم پيرواني دارند. بعلت تعصبي كه در پيروان اين مذهب وجود دارد و نيز عدم پذيرش مناصب دولتي و قضايي از سوي علماي اين مذهب و دور بودن از مباحث عقلي كمترين پيروان را در ميان مذاهب اربعه دارا هستند. در اين مذهب پيروي از: كتاب ـ سنت ـ اجماع(1) ـ قياس ـ سد ذرايع متداول است ـ از شرع من قبلنا(2) و
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- البته خود احمدبن حنبل اعتقادي به اجماع نداشت و معتقد به آن را دروغ‏گو مي‏پنداشت.
2- يعني اگر احكام شرايع وحياني قبلي در اسلام نسخ نشده باشد مي‏توان از آنها استفاده كرد.
________________________________________ 90 ________________________________________
مذهب صحابه نيز استفاده مي‏شود.
از جمله كتابهاي حنبليان مي‏توان به موارد زير اشاره كرد:
1ـ المغني، ابن قدامه مقدسي (م 620 ه . ق).
2ـ الطرق الحكيمة في السياسة الشرعية، ابن قيم جوزي (م 751 ه . ق).
3ـ الفتاوي الكبري، ابن تيميه (م 728 ه . ق).
5-مذهب ظاهري
در اين زمينه مذهب ديگري هم هست بنام مذهب ظاهري كه امروزه پيرواني ندارد. اگرچه در گذشته بسياري از فقها پيرو اين مذهب بوده‏اند. اين مذهب منسوب به ابوسليمان داوود بن علي اصفهاني مي‏باشد.
ابو داوود ابتدا پيرو شافعي بوده ولي بعدها به مقام فقاهت رسيده و در آندلس پيرواني داشته در اين مذهب پيروي از رأي و قياس بشدت طرد شده است.(1)
اين بود مختصري از مذاهب فقهي اهل سنت كه در حال حاضر در جهان اسلام از آنها استفاده مي‏شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- داودبن علي‏بن خلف ابي سليمان (متولد 202 ه . ق و متوفي 270 ه . ق). وي جهت فراگيري تفسير و حديث به نزد اسحاق‏بن راهويه در نيشابور رفته. ابن حزم آندلسي (متوفي 384 ه . ق) در ترويج و گسترش آن بسيار كوشيده.
________________________________________ 91 ________________________________________
خلاصه درس پنجم
با آمدن امام علي ( علیه السلام ) به كوفه بسياري از صحابه با ايشان از مكه و مدينه به عراق منتقل شدند و اين باعث شكل‏گيري طبقات علمي، رشد علوم و مكاتب جالب تفسيري شد. در اين ميان در بين مذاهب اهل سنت چهار مذهب رسمي تاكنون باقي مانده كه به مذاهب اربعه شهرت دارند كه عبارتند از فقه حنفي، شافعي، مالكي و حنبلي.
فقه حنفي منسوب به ابوحنيفه مي‏باشد كه در آن از عقل و قياس بهره برده ولي در عين حال فتواي امام علي ( علیه السلام ) را بر ساير صحابه مقدم مي‏دارند.
ابوحنيفه علاقه زيادي به اهل بيت پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) داشت.
مذهب مالكي منسوب به مالك‏بن انس است وي با خلفاي عباسي رابطه خوبي نداشت و اين فقه بيشتر در آفريقا شايع است كتاب پيشواي اين مكتب (الموطا) نام دارد. در فقه شافعي كه منسوب به محمدبن ادريس شافعي مي‏باشد به نوعي ميان مذاهب اهل سنت جمع شده و لذا فقه شافعي فقهي معتدل است كتاب پيشواي اين مذهب (الام) نام دارد. در مذهب حنبلي كه در حال حاضر در عربستان شايع است شاهد تعصبات خاص خود هستيم كه همين باعث شده تا شاهد كم‏ترين پيروان در ميان ايشان باشيم. اين مذهب منسوب به احمدبن حنبل است. كتاب ايشان (مُسند) نام دارد.
________________________________________ 92 ________________________________________
نمونه سؤالات تشریحی
1ـ با ورود امام علي ( علیه السلام ) به كوفه چه تغيير و تحولاتي در زمينه شكل‏گيري علما رخ داد؟
2ـ فقه حنفي منسوب به كيست؟ مهمترين كتابها و اصول عقايد حنفيان را نام ببريد.
3ـ اقدامات تقريبي صورت گرفته توسط شاگردان ابوحنيفه را نام ببريد.
4ـ در خصوص علاقه ابوحنيفه به اهل بيت توضيح دهيد.
5ـ علت نزديكي فقه شافعي به شيعه چيست؟
6ـ چرا مذهب حنبلي كمترين پيروان را در ميان مذاهب اربعه دارد؟
7ـ در خصوص كتاب الموطأ و منع مالك از توزيع آن به سراسر جهان اسلام توضيح دهيد.
________________________________________ 93 ________________________________________
نمونه سؤالات تستي
1ـ فقه حنفي منسوب به . . . . . . . . . . . . است.
الف) محمدبن حسن شيباني ب) ابوحنيفه نعمان‏بن ثابت
ج) امام مالك د) محمدبن حنفيه
2ـ طبق مقايسه دهلوي در كتاب حجت‏اللّه‏ البالغه به چه نكته‏اي در فقه حنفي مي‏رسيم:
الف) صدي پنجاه فقه حنفي از ابراهيم نخعي اخذ شده
ب) صدي هشتاد از شريح قاضي فقه را آموخته
ج) تمام روايات فقه حنفي با سه واسطه به امام علي ( علیه السلام ) مي‏رسد
د) صدي هشتاد فقه حنفي مأخوذ از ابراهيم نخعي است
3ـ كتاب (الحجة علي اهل المدينه) حاصل چه روندي است؟
الف) حركت تقريبي شاگردان ابوحنيفه در جهت گفتگوي مستقيم با فقهاي مدينه
ب) نتيجه آشنايي با مباني فقه مخالفين فقه حنفي و پاسخ به اشكالات آنها
ج) مقايسه احاديث اخذ شده از صحابه و تابعين
د) موارد الف و ب
4ـ طبق تفسير مرحوم عبده ذيل آيه (و لا ينال عهدي الظالمين) ابوحنيفه چه عقيده‏اي را ابراز مي‏دارد؟
الف) حضرت ابراهيم به مقام امامت نرسيد
ب) عهد الهي به ستمكاران نمي‏رسد
ج) امامت مخصوص علويان است
د) مشروعيت خلافت بعد از پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم )
________________________________________ 94 ________________________________________
5ـ كدام يك از موارد زير در مورد جناب مالك‏بن انس درست نيست:
الف) وي در زمان هارون‏الرشيد و منصور عباسي مي‏زيست
ب) قيام محمد نفس زكيه را تأييد كرد
ج) عمل اهل مدينه از جمله منابع فقه وي مي‏باشد
د) مالك اجازه داد تا كتاب وي به سراسر جهان اسلام پخش شود
6ـ مالك كتاب . . . . . . . . . . . . را به ترتيب ابواب فقهي نوشت.
الف) الام ب) مختصر الهدايه
ج) الموطا د) فتح العزيز
7ـ پس از فوت امام مالك، شافعي به كجا رفته و از درس كدام مكتب بهره برده؟
الف) بغداد، محمد شيباني ب) يمن، اباضيه
ج) يمن، زيديه د) مدينه، ابن مسعود
8ـ مردم عربستان در زمان شرفاء . . . . . . . . . . . . بودند و سپس براي حفظ موقعيت خود . . . . . . . . . . . . شدند.
الف) اسماعيلي، شافعي ب) فاطمي، وهابي
ج) زيدي، شافعي د) شيعه، حنبلي
9ـ مذهب رسمي وهابيان عربستان كدام است؟
الف) مالكي ب) حنبلي ج) سعودي د) حنفي
________________________________________ 95 ________________________________________
درس ششم
پاره‏اي از موارد اختلافي بين فريقين
________________________________________ 99 ________________________________________
هدف از اين درس:
آشنايي با فقه مذاهب اسلامي بويژه اختلافات فقهي در موسم حج و عمره و دلايل آن از ديدگاه هريك از مذاهب اسلامي.
________________________________________ 100 ________________________________________

آشنايي از فرهنگ و فقه ساير برادران مسلمان و مذاهب اسلامي در درك متقابل ما از هم و كاهش اختلافات بويژه در موسم حج و عمره بسيار مؤثر است.
يكي از مطالب جالبي كه تمام مذاهب اسلامي بر آن اتفاق نظر دارند مسأله عدم جواز اجتهاد در برابر نص است ـ بدين معني كه اگر پيامبر اكرم ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) در مورد مسأله‏اي سخني فرموده باشند و يا دستور از جانب خدا باشد، ديگر هيچ شخصي نمي‏تواند در برابر اين موضع الهي حرفي بزند كه در مقابل آن باشد. البته تفسير رسول و امام در مورد مصاديق و مفاهيم كلي اشكالي ندارد لاكن مشكل آنجاست كه سخن صحابي ويا امام در برابر و متضاد با نص باشد. بنابراين ما در اين گونه از موارد باهم اختلاف چنداني نداريم و اختلاف در مورد مسايلي است كه ما نص صريحي در مورد آن مساله نداريم و از همين رو شاهد برداشتهاي متفاوت اجتهادي در ميان صحابه هستيم.
يك اصل پسنديده‏اي در ميان مسلمين وجود دارد بنام «استحباب الخروج من الخلاف». يعني مستحب بودن خروج از اختلاف و اينكه بايد كاري كرد تا از اختلاف خارج شويم در فقه اماميه ما (تقيه مداراتي) داريم كه به جهت پرهيز از اختلاف با برادران اهل سنت اعمال مي‏كنيم و اين نشان دهنده اهميت وحدت است. خداوند در قرآن كريم
________________________________________ 101 ________________________________________
مي‏فرمايند: «إنَّ هذه اُمَّتكم اُمة واحِدَةً و انا رَبُّكُم فأعبدون»(1) و يا (فَاتَّقون) يعني تقواي الهي بجوئيد و از تفرقه بپرهيزيد.
به هر روي در موسم حج، حجاج با مسائلي رو به رو مي‏شوند و از جمله آنها موارد زير است:
1ـ قبل از طلوع فجر اذاني گفته مي‏شود:
اين اذان از قديم در آنجا متداول بوده و براي كساني كه مي‏خواهند خود را براي نماز شب آماده كنند و يا از نقاط دور به مسجدالحرام يا مدينة‏النبي بيايند گفته مي‏شود.
2ـ برخي از عبارات متفاوت در اذان مانند:
الف ـ (الصلاةُ خيرٌ مِن النَّوم) كه در نماز صبح گفته مي‏شود ولي اين جزو اذان نيست و گفته شده كه بلال به جهت اينكه مردم در نماز صبح خواب نمانند از پيش خود گفته است.
ابو حنيفه با توجه به حديثي از امام علي ( علیه السلام ) مي‏گفت: (الصلاة خيرٌ من النوم) را در بين اذان و اقامه بگوييد. زيرا كه شخصي در حضور علي ( علیه السلام ) در كوفه اين جمله را گفت و حضرت فرمودند: چيزي كه داخل در اذان نيست وارد آن نكنيد و در كتاب الأم شافعي آورده كه ايشان گفت: من حتي اينكه در بين اذان و اقامه هم گفته شود كراهت دارم.(2) منتهي در مدينه بنابر حديثي كه از بلال دارند اين را مي‏گويند و اين تسرّي پيدا كرده و در بسياري جاها هم اين جمله را مي‏گويند.
ب ـ (حَي عَلي خَيرالعمل) در اذان و اقامه مسجدالنبي نيست ولي در كتب اهل سنت از قول امام زين العابدين ( علیه السلام ) آمده كه ايشان اين را در اذان و اقامه مي‏فرمودند. از ابن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- سوره انبياء / آيه 92، سوره مؤمنون / آيه 52.
2- نيل‏الاوطار، شوكاني، ج 1، ص 338.
________________________________________ 102 ________________________________________
عمر هم نقل شده كه وي هم در اذان اين ذكر را مي‏گفت.(1)
3ـ در مسأله وضو:
در مسأله وضو يك اختلاف در نحوه شستن دست است كه ناشي از نوع برداشت ما از آيه «فَاغْسِلوا وُجُوهَكُم وَ اَيْديَكُم إلي المَرافِق» مي‏باشد.
يعني تا مرفق و اهل سنت مي‏گويد بهترست كه از انگشتان تا مرفق را بشوييم. در عين حال بسياري از علماي فريقين مي‏گويند كه: (الي) به معني (مع) مي‏باشد و اين حرف مي‏خواهد حدود را معين كند نه انتها را و اگر آيه در مقام بيان انتها حد شستن بود مي‏بايست آيه مي‏فرمود: «مِن المصابعِ الي المرافق».
سيد مرتضي در اين مورد مي‏گويد: اگر كسي از انگشتان شروع كند و به مرفق ختم كند وضويش اشكالي ندارد چون در هر حال عمل به آيه كرده و خدا فرموده كه دست‏ها را بشوييد ولي نگفته كه از كجا شروع كنيد و به كجا ختم كنيد. ولي قول جمهور فقهاي اماميه شستن از بالا به پايين است. در عين حال بسياري از فقهاي اهل سنت هم شستن دست از بالا به پايين را باطل نمي‏دانند.
4ـ شستن پاها:
شستن پاها و اينكه بايستي شست و يا مسح كرد. در آيه شريفه قرآن اين چنين آمده است:«يا ايها الذين آمنو اذا قُمْتُم الي الصلوة فاغسلوا وجوهَكم و ايديَكم الي المرافق وامسحوا بِروسِكم و ارجُلَكم الي الكعبِين».(2)
اينجا اختلافي كه حاصل شده و در اثر آن گروهي پا را مي‏شويند و گروهي مسح مي‏كنند ناشي از نوع قرائت كلمه (ارجلكم) مي‏باشد كه بعضي به نصب و بعضي به جر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- همان منبع سابق، ج 2، صص 38 و 83 به نقل از بحث‏هايي از فقه تطبيقي، مهدي پيشوايي و حسين گودرزي، ص 24.
2- سوره مائده / آيه 6.
________________________________________ 103 ________________________________________
خوانده‏اند و ظاهر آيه اين است كه اگر ارجلكم به جر باشد بايد همراه با سر مسح كرد ولي ظاهر آيه كه نصب ارجلكم است عطف آن را بر غسل وجوه و ايدي مي‏داند منتها شيعيان دو استدلال نحوي در اين زمينه دارند كه طي آن ظاهر آيه به دلايل زير متصل است:
الف ـ عطف ارجلكم بنابر محل است و به روسكم برمي‏گردد و ديگر اينكه عطف ارجلكم بر وجوهكم و ايديكم عطف دور و غريب است.
ب ـ در هر صورت علاوه بر مسايل نحوي شيعيان دلايلي هم براي خود دارند كه ناشي از سنت است و ثابت مي‏كنند كه حضرت رسول هم پاي خود را مسح مي‏كرده بطور كلي مذاهب اسلامي هر يك در اين زمينه براي خود دلايلي دارند كه در مجموع به 17 دليل مي‏رسد.(1)
ج ـ شيخ الازهر مصر مي‏گويد: آن كسي كه طبق آيات قرآن و روايات به اين مطلب رسيده است كه پاي را بايد شست و نيز آن كس كه طبق آيات و روايات به اين مطلب رسيده است كه پاي را بايد مسح كرد هيچ يك كار خطايي نكرده‏اند، چون خلاف نصّ صريح قرآن عمل نكرده‏اند. طبق روايات اهل بيت ( علیه السلام ) پاي را بايد مسح كرد و فرموده‏اند كه (الغسل للنظافة) شستن پا براي نظافت است و لذا براساس روايات موجود در وسايل الشيعه از حضرت علي ( علیه السلام ) حضرت قبل، بعد و يا احيانا در اثناء وضو پاي خود را مي‏شستند منتها از باب نظافت و عمل به تكليف شرعي را مسح پا مي‏دانستند و لذا اين بدان معني نيست كه با پاي آلوده و با بوي بد وارد مسجد شويم همچناني كه قبل از وضو به شستن و نظافت دست‏ها مي‏پردازيم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- اماميه، زيديه و جماعتي از صحابه و تابعين همچون ابن عباس، عكرمة، انس، ابي‏العالية، شعبي و غير ايشان قايل به مسح بوده‏اند. الفقه التقريبي و المقارن (1)، الدكتور عبدالكريم بي‏آزار شيرازي، ص 47.
________________________________________ 104 ________________________________________
5ـ وجوب نماز جماعت از نظر برخي از مذاهب:
در ميان مذاهب اسلامي نماز جماعت مستحب مؤكد است به غير از مذهب حنبلي كه نماز جماعت را واجب مي‏داند و لذا بهتر است كه زائرين و مديران محترم كاروانها به اين مسأله توجه داشته باشند كه مردم عربستان نماز جماعت را واجب مي‏دانند و خيلي بد مي‏دانند كه كسي نماز جماعت را ترك كند.
6ـ نظم در صفوف:
امام جماعت مسجدالحرام و مسجدالنبي به نظم در صفها خيلي اهميت مي‏دهند تا جايي كه قبل از شروع نماز مي‏گويند: (سوّا صفوفكم) يعني صفهايتان را يكسان كنيد و تا صف اول كامل نشده ديگر صفها نبايد تشكيل بشوند و در ميان صفها نبايد فاصله باشد. البته اين منحصر به اهل سنت نيست و در شيعه به نقل از مستدرك آمده كه: حضرت علي ( علیه السلام ) اين مسأله را از جانب پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) سفارش مي‏كردند و بحث اتصال صفها در فقه اماميه وجود دارد و به آن تأكيد مي‏شود.
البته گاهي اوقات شاهد هستيم كه برخي با يك فاصله‏اي در حرمين شريفين مشغول نماز خواندن هستند و اين مربوط به نوع فتواي علماء هر مذهب است كه به طور مثال در فقه شافعي اگر امام و مأموم در يك مسجد باشند هر دو يك مكان محسوب شده و تا 300 ذراع فاصله مانعي نمي‏باشد و اگر خارج از مسجد باشد و بيش از 300 ذراع نباشد آن نماز را اشكال نمي‏دانند مشروط بر اينكه حائلي همچون خانه و ديوار بين امام و مأموم نباشد.
نكته ديگر در مورد امام جماعت است كه از نظر تمامي مذاهب اسلامي وي بايد جلوتر از مأموم باشد و اگر كسي مقدم بر امام جماعت نماز بخواند، نمازش باطل است. البته نماز استداره‏اي (دايره‏اي دور خانه خدا) استثناء شده است.
در فقه اماميه مرحوم صاحب عروة‏الوثقي آيت‏اللّه‏ سيد محمد كاظم يزدي و امام خميني اين مسأله را جايز مي‏دانستند منتها به شرطي كه مأموم در پشت خط دايره‏اي باشد.
________________________________________ 105 ________________________________________
7ـ عبور از مقابل نمازگزار:
يكي از مشكلات حجاج در آنجا هنگامي است كه بعد از اتمام نماز واجب افراد شروع به خواندن نافله و يا نماز ميت مي‏كنند در همين حين هم برخي از ايرانيان عزيز قصد خروج از مسجد را دارند كه نا خواسته بايد از جلوي اين نمازگزاران رد شوند كه آنها نيز بعضا جلوگيري مي‏كنند و اين بر مي‏گردد به نوع دستورات فقهي، كه در فقه اماميه اين عمل مكروه است ولي در مذاهب اربعه اشكال دارد البته با شدت و ضعف در هريك از مذاهب و لذا عبور در صورتي جايز است كه چيزي و مانعي همچون عصا در جلوي خود قرار داده باشد كه زائرين و كارگزاران عزيز بايد به اين مسأله توجه كنند.
8ـ گفتن بسم‏اللّه‏ در نمازهاي جماعت حرمين شريفين:
در آنجا امام جماعت يا بسم‏اللّه‏ را نمي‏گويد ويا آهسته مي‏خواند و اين بدين خاطر است كه طبق نظر برخي از مذاهب اسلامي بسم‏اللّه‏ جزو سوره نيست - در مذهب مالكي گفتن بسم‏اللّه‏ در نماز مكروه است ولي اعتقادشان بر اين است كه براي حفظ وحدت مستحب است.
يعني يك مالكي مذهب اگر در نماز جماعت شافعيان حاضر شد چون مستحب است كه حفظ وحدت كند او هم چون شافعيان در نمازهاي جهريه بسم‏اللّه‏ را بلند مي‏خواند همچنان كه در فقه شيعه نيز بسم‏اللّه‏ جزو سوره حمد است و در نمازهاي جهريه آن را بلند مي خوانيم و در نمازهاي اخفائيه مستحب است كه بلند خوانده شود ولي عكس آن نيز اشكالي ندارد و در ركعت سوم و چهارم نماز اگر بجاي تسبيحات اربعه حمد بخوانيم آنجا ديگر اشكال ندارد كه بسم‏اللّه‏ را آهسته بخوانيم.(1) بطور كلي آهسته و يا بلند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- نظر اماميه و شافعيان مستند به عمل حضرت علي ( علیه السلام ) است كه فخر رازي در ابتداي تفسيرش به مشروح دلايل را آورده و اشاره داشته كه بني‏اميه سعي در محو بلند خواندن بسم‏اللّه‏ كردند و هرگاه امر بين علي ( علیه السلام ) و نظر صحابه باشد بايد به نظر حضرت علي ( علیه السلام ) عمل كرد زيرا پيامبر فرمودند: (علي مع الحق و الحق مع علي). التفسير الكبير، فخر رازي، ج 1، ص 205.
________________________________________ 106 ________________________________________
خواندن بسم‏اللّه‏ منوط به اين است كه آن را جزو آيات سوره حمد بدانيم يا نه.
9ـ آمين گفتن در نماز:
اين مسأله در ميان اهل سنت مستحب است و در اماميه برخي اين عمل را مبطل در نماز و برخي مكروه مي‏دانند علت اينكه فقهاي اماميه خواندن آمين بين حمد و سوره را جايز نمي‏دانند اين است كه چون تمامي اذكار نماز برگرفته از قرآن است و كلمه آمين در قرآن نيامده لذا صحيح نيست كه آن را در نماز بگوييم.
(آمين) يعني خدايا اجابت كن و مي‏گويند كه زماني كه حضرت موسي به تنهايي به درگاه خدا ناله و دعا مي‏كرد خداوند در پاسخ فرمود. (قَدْ اُجيبَتْ دَعْوَتُكُما)(1) يعني دعاي هر دوي شما را اجابت كردم و چون حضرت هارون هم آمين گفته بود در حالي كه فقط حضرت موسي دعا مي‏كرد لذا خداوند به هر دو پاسخ داد و لذا اهل سنت اين مسأله را مستحب مي‏دانند با توجه به اينكه در گذشته هم كلمه آمين وجود داشته است.
10ـ قنوت نماز در ميان مذاهب اسلامي:
تنها اماميه و شافعيان هستند كه در نماز صبح قنوت دارند ولي در ساير مذاهب اينطور نيست و قنوت ندارند آنها مي‏گويند تمام نماز قنوت است ولي قنوتي دارند بنام (عندالنازله) كه در هنگام مصايب و بلايا بجاي مي‏آورند مثلاً در فاجعه كشتار مردم بوسني و افغانستان اين قنوت را در مسجدالنبي انجام دادند.
در مورد دعاي قنوت نيز اهل سنت ذكر (اللهم اهدني فيمن هديت و عافني فيمن عافيت) را مي‏خوانند كه اين دعا منقول از امام حسن مجتبي ( علیه السلام ) است كه ايشان نيز از جد بزرگوارشان رسول‏اللّه‏ آموخته‏اند و مذاهب اسلامي اين دعا را در قنوت نماز وتر و شافعيان نيز در نماز صبحشان مي‏خوانند.(2)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- سوره يونس / آيه 89.
2- الفقه التقريبي و المقارن (1)، ص 124.
________________________________________ 108 ________________________________________
11ـ خواندن نماز و اقتدا به غير هم مذهب:
در مذهب مالكي و حنبلي اگر نماز امام از نظر خودش درست باشد براي مامومين از هر مذهب ديگر نيز جايز است كه به او اقتدا كنند. اما در مذهب شافعي و حنفي نماز امام بايد از نظر ماموم نيز درست باشد تا بتوان به او اقتدا كرد و از همين جهت است كه شافعيان و حنفيان پشت سر هم نماز نمي‏خوانند زيرا شافعيان مي‏گويند حنفيان نيت را در وضو شرط نمي‏دانند و از همين جهت وضوي آنها را صحيح نمي‏دانند و پشت سر آنها نماز نمي‏خوانند و لذا اين مساله در مورد شيعيان نيز صدق مي‏كند زيرا بر اين باورند كه چون شيعيان در وضو پاي خود را نمي‏شويند لذا نمي‏توان پشت سر آنها نماز خواند ولي بسياري از علماي عامه همچون و هبه الزحيلي از بزرگان شافعي و علماي الازهر نماز خواندن پشت سر شيعيان را جايز مي‏دانند.
12ـ سجده كردن بر روي فرش:
سجده بر روي فرش از ديد شيعه صحيح نمي‏باشد ولي در حرمين شريفين از باب تقيه مداراتي علماي مكتب جايز دانسته‏اند ولي دسته‏اي از علما احتياط كرده و فرموده‏اند: آنجايي كه مي‏توان بر سنگ سجده كرد بر فرش سجده نكنند و چون سجده بر روي مهر ممكن است باعث سوء تفاهم شود از اين مسأله نهي شده، البته سجده بر روي خاك دستور اسلام است چنانكه فرمود: (و جُعِلت لي الارض مسجدا و طهورا)(1) يعني زمين جايي است كه محل سجده‏گاه است. و از سويي در زمان پيامبر فرش و قالي نبوده و مردم روي زمين و بوريا نماز مي‏خواندند و حتي در سنن نسايي(2) آمده: كه برخي از اصحاب سنگي را روي دست خود نگه مي‏داشتند تا خنك شود و سپس روي آن نماز مي‏خواندند و يا يك چيزي مثل حصير كوچك مي‏بافتند و روي آن سجده مي‏كردند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- وسائل‏الشيعه، ج 3، ص 593 به نقل از الفقه التقريبي و المقارن (1)، الدكتور بي‏آزار شيرازي، ص 96.
2- سنن نسايي، ج 2، ص 204 (باب تبريد الحصي للسجود).
________________________________________ 108 ________________________________________
ولي برخي در ذهن مردم عربستان كرده‏اند كه مهر شيعيان بتشان است و ما خاك ائمه عليهم‏السلام را مي‏پرستيم، در صورتي كه ما اين كار را (رَجما لشيطان) مي‏كنيم و اين يادآور مسأله سجده نكردن انسان بر شيطان است و شيطان بر انسان سجده نكرد چون گفت: اين انسان از خاك است و لذا ما بر خاك سجده مي‏كنيم علي‏رغم شيطان كه در اثر تكبر اين كار را نكرد. در فقه المقاصد حضرت زهرا عليهاالسلام يكي از هدف‏هاي نماز را دور نگه داشتن انسان از تكبر مي‏داند و اين مهر گذاشتن خود وسيله‏اي براي جلوگيري از اين مساله است.
مسأله ديگر سجده كردن بر روي اين فرشهاي گرانبهاست. امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند كه سجده كردن بر روي خوردنيها و پوشيدنيها جايز نيست. سپس از حضرت علت را پرسيدند و ايشان جواب دادند كه مردم دنيا بنده خوردنيها و پوشيدنيها هستند و شخص نمازگزار صحيح نيست كه پيشاني خود را بر روي معبود دنيا پرستان بگذارد و لذا شيعيان بر روي فرش سجده نمي‏كنند مگر براي حفظ وحدت.(1)
13ـ شبهه خان الامين:
برخي‏ها در پايان نماز سه بار دستها را بالا مي‏برند و تكبير و ذكر اللّه‏ اكبر مي‏گويند كه متأسفانه اين القاء را براي مردم عربستان بوجود آورده‏اند كه شيعيان مانند يهوديان اعتقاد به خيانت جبرئيل دارند و جبرئيل به جاي اينكه وحي را براي علي ( علیه السلام ) بياورد براي رسول اكرم برده است و لذا اينان سه بار در پايان نماز مي‏گويند: (خانَ‏الأمين) يعني جبرئيل خيانت كرده و چون اين مسأله در كتاب (منهاج‏السنة) ابن‏تيميه نيز آمده خيلي به آن اعتقاد دارند و لذا بهتر است كه شيعيان در حرمين شريفين از باب (اتّقوا مِن مَواضع التُّهم) اين كار را انجام ندهند و انسان از موضعي كه مورد تهمت قرار مي‏گيرد بايد پرهيز كند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 87، علل الشرايع، ص 121.
________________________________________ 109 ________________________________________
14ـ توضيحاتي پيرامون كيفيت مناسك حج در مذاهب اسلامي و طواف نساء:
بنابراين ملاحظه مي‏فرماييد كه اين اختلافات در جايي است كه نص صريحي از قرآن نيست ولي بحمداللّه‏ در مورد مناسك حج اختلاف مذاهب اسلامي بسيار جزيي است چرا كه همگي از حديث حج امام باقر و صادق عليهم‏السلام از جابربن عبداللّه‏ انصاري از رسول‏اللّه‏ ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) استفاده مي‏كنند، كه در اين حديث طولاني تمام كيفيت حديث پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) شرح داده شده و ابن‏كثير نيز مبناي نقل خود را از اين روايت برگرفته.(1)
تنها مورد اختلاف در مورد طواف نساء است كه در ميان اهل سنت به آن طواف وداع ـ افاضه‏اي و يا زيارت هم مي‏گويند كه طي آن زن بر شوهر حلال مي‏شود. بطور كلي تمام مسلمين پس از بازگشت از منا دو طواف واجب انجام مي‏دهند كه با يكي از آنها زن بر شوهر حلال مي‏شود و لذا اختلاف در اينجا فقط اختلاف در اسم است.(2)
15ـ چرت زدن بعد از وضو:
طبق روايتي كه در ميان اماميه موجود است خواب مبطل وضوست ولي اين روايت در كتابهاي اهل سنت وجود ندارد و اين روايت به شرح زير است كه از امام صادق ( علیه السلام ) پرسيدند كه آنجايي كه قرآن مي‏فرمايد: «اِذا قُمْتم الي الصَلاة فاغسلوا وُجُوهَكم و ...» مقصودم از (قُمْتُم) چيست؟ حضرت فرمودند: (اذا قُمْتُم مِن النّوم) يعني هرگاه از خواب بر خاستيد و لذا خوابي كه بر چشم و گوش مستولي گردد اين ناقض وضوست. ولي در اهل سنت (اذا قُمْتُم إلي الصَّلاة) را عام مي‏دانند يعني مي‏گويند هرگاه برخاستيد براي نماز فرقي نمي‏كند كه از خواب باشد، يا بستر و ... لذا اينان خواب را عامل مستقلي براي تجديد وضو نمي‏دانند و لذا اگر در خواب موارد ابطال وضو حادث شود آنگاه نياز به تجديد وضو مي‏باشد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- الفقه التقريبي و المقارن (1)، الدكتور بي‏آزار شيرازي، ص 208 الي 211.
2- همان منبع سابق، ص 240.
________________________________________ 110 ________________________________________
البته در مذهب شافعي و حنبلي اكثريت قائل‏اند كه خواب به نفسه ناقض وضو خواهد بود.(1) و لذا حجاج و زائرين محترم تعجب نكنند اگر كه شاهد اين مسأله‏اند كه در صفوف نماز برادران اهل سنت به خواب مي‏روند و سپس بدون تجديد وضو به اقامه نماز مي‏پردازند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- همان منبع سابق، ص 44.
________________________________________ 111 ________________________________________

كتابخانه تخصصي حج > آموزش کارگزاران حج > شيعه شناسى،آشنايى با مذاهب اسلامى،وحدت اسلامى و پاسخ به شبهات

خلاصه درس ششم
عمده اختلاف‏هاي فقهي مذاهب اسلامي در جايي است كه نص صريح از قرآن و يا روايت‏هاي قطعي الصدوري از ناحيه معصوم وجود ندارد.
در موسم حج شاهد عمل‏هاي متفاوتي از ساير برادران اهل سنت در مقايسه با عمل فقهي خود هستيم كه از آن جمله مي‏توان به گفتن اذان قبل از طلوع فجر، عبارت (الصلاة خير من النوم) در نماز صبح، حذف (حيّ علي خيرالعمل) از اذان، تفاوت در نحوه شستن دست و پا و مسح سر، عبور از مقابل نمازگزار، نحوه گفتن (بسم‏اللّه‏ الرحمان الرحيم)، آمين گفتن پس از حمد، سجده بر روي فرش، چرت زدن بعد از وضو و . . . هستيم.
لذا آگاهي از علل و نحوه انجام مناسك ساير برادران مسلمان در كاهش تنش‏ها و فهم بهتر يكديگر به كارگزاران و زائران گرامي كمك شاياني خواهد نمود.
________________________________________ 112 ________________________________________
نمونه سؤالات تشریحی
1ـ در خصوص اصل (استحباب الخروج من الخلاف) توضيح دهيد.
2ـ نظرات مختلف در مورد (الصلاةُ خيرٌ من النوم) را توضيح دهيد.
3ـ اختلاف و نظرات مختلف در مورد نحوه شستن دست در وضو را بيان كنيد.
4ـ ديدگاه‏هاي مختلف در مورد نظم در صفوف جماعت را بيان كنيد.
5ـ نماز استداره‏اي را توضيح دهيد.
6ـ به چه علت امام جماعت حرمين شريفين (بسم اللّه‏ الرحمن الرحيم) را آهسته مي‏خواند يا نمي‏گويد؟
7ـ دليل اماميه در مورد عدم آمين گفتن در نماز را بيان فرماييد.
8ـ علت عدم جواز سجده اماميه بر فرش طبق نظر معصوم را بيان فرماييد.
9ـ منظور از شبهه خان‏الأمين چيست؟
10ـ علت اختلاف اندك مذاهب اسلامي در مورد مناسك حج چيست؟
________________________________________ 113 ________________________________________
نمونه سؤالات تستي
1ـ از علل اصلي اختلافات مباني فقهي مذاهب اسلامي كدام است؟
الف) اجتهاد در برابر نص
ب) نبود نصِّ صريح در مورد پاره‏اي از احكام فقهي
ج) نقل غيرمكتوب
د) غرض‏ورزي راويان سلسله احاديث
2ـ سخن جناب شافعي ناظر به چيست: كراهت دارم حتي در بين اذان و اقامه گفته شود.
الف) حي علي خيرالعمل ب) الصلاة خير من النوم
ج) الصلاة، الصلاة د) آمين
3ـ تفاوت شستن دست هنگام وضو ناشي از چيست؟
الف) مسائل بهداشتي
ب) عمل به قول صحابي
ج) برداشت‏هاي متفاوت از اعراب ظاهري آيه
د) احاديث ضعيف
4ـ طبق رواياتي كه امام علي ( علیه السلام ) بعد از وضو پاي خود را مي‏شستند علت اين كار چيست؟
الف) به جهت نظافت نه اينكه داخل در وضو باشد
ب) نظافت پا بر مسح واجب مقدم است
ج) حفظ وحدت
د) تقيّه مداراتي
________________________________________ 114 ________________________________________
5ـ (سَوّ صفوفكم) يعني:
الف) صفهايتان را يكسان كنيد و در حرمين شريفين قبل از نماز توسط امام جماعت گفته مي‏شود.
ب) پشت سر هم قرار بگيريد
ج) صفهايتان را مساوي كنيد
د) آماده نماز باشيد با حفظ نظم
6ـ نماز استداره‏اي يعني:
الف) نماز گردشي ب) دايره‏اي دور خانه خدا
ج) نماز نافله د) نماز آيات
7ـ در چه صورتي در حرمين شريفين عبور از مقابل نمازگزار جايز است:
الف) نماز مستحبي باشد
ب) هم مذهب ما باشد
ج) مانعي همچون عصا در جلوي خود قرار داده باشند
د) در هيچ صورتي جايز نيست
8ـ در مذهب مالكي حكم گفتن (بسم‏اللّه‏ الرحمن الرحيم) چيست؟
الف) حرام ب) مكروه ج) مباح د) جايز
9ـ در فقه شيعه (بسم اللّه‏ الرحمن الرحيم) چه حكمي دارد؟
الف) جزو سوره حمد است
ب) در نمازهاي جهريه آنرا بلند مي‏خوانيم
ج) مستحب است در نمازهاي اخفائيه بلند خوانده شود
د) تمام موارد فوق‏الذكر
10ـ كدام يك از مذاهب اسلامي در نماز صبح قنوت دارند؟
الف) اماميه ب) حنفي ج) شافعي د) موارد الف و ب
________________________________________ 115 ________________________________________
11ـ منظور از قنوت (عندالنازله) چيست؟
الف) هنگام نازل شدن
ب) قنوت نمازهاي يوميه
ج) در هنگام مصايب و بلايا بجا مي‏آورند
د) در هنگام نزول قرآن در عصر پيامبر خوانده مي‏شده
12ـ به چه علت شافعيان در نماز به حنفيان اقتدا نمي‏كنند؟
الف) چون از مذهب ديگري هستند
ب) در فقه حنفي از قياس زياد استفاده شد
ج) اختلافات تاريخي
د) حنفيان نيت را در وضو شرط نمي‏دانند
13ـ علماي اماميه سجده بر روي فرش در حرمين شريفين را از چه منظري جايز مي‏دانند؟
الف) استصحاب ب) اجماع
ج) عمل به سنت د) تقيه مداراتي و حفظ وحدت
14ـ علت عدم سجده بر روي فرش، خوردني و پوشيدني از نظر امام صادق ( علیه السلام ) چيست؟
الف) مردم دنيا بنده خوردني‏ها و پوشيدني‏ها هستند
ب) شايسته نيست پيشاني را بر روي معبود دنياپرستان بگذاريم
ج) منع بهداشتي
د) موارد الف و ب
________________________________________ 116 ________________________________________
درس هفتم
توسل و وسيله
________________________________________ 119 ________________________________________
هدف از اين درس:
ـ آشنايي با معني لغوي و اصطلاحي توسل
ـ انواع توسل‏هاي مجاز و مورد اتفاق مسلمين
ـ توسل‏هاي غيرمجاز
ـ نقد دلايل وهابيان در خصوص توسل به پيامبر بعد از رحلت ايشان
________________________________________ 120 ________________________________________

«يا ايها الذين آمنو اتّقوا اللّه‏ و ابتغوا اليه الوسيله».(1)
مهم‏ترين مسأله‏اي كه در قرن‏هاي اخير باعث شكاف و دوري بين مسلمانان شده مسأله توسل و وسيله است. در ميان مردم عربستان اينطور تبليغ شده كه شيعيان قبرستان بقيع را مي‏پرستند، قبور را زيارت مي‏كنند و از اينها حاجت مي‏طلبند و اين مساوي با شرك است و لذا آنها با شدت فراوان مي‏خواهند ساير مسلمين را محكوم به شرك كنند، از طرفي هم مسلمين فكر مي‏كنند كه خشونت وهابي‏ها در اين زمينه در پي كنيه وهابي‏ها به اهل بيت ( علیهم السلام ) است و لذا وقتي اين دو گروه با هم روبه‏رو مي‏شوند مي‏خواهند واكنش شديدي نسبت به هم نشان بدهند.
لذا ما ضروري ديديم تا با علماي وهابي بنشينيم و به آسيب‏شناسي اين مسأله بپردازيم ببينيم كه آنها توسل را چطور تعريف مي‏كنند، تا چه حدي با ما اشتراك فكري دارند و تا چه ميزان توسل را قبول دارند. لذا ما كتاب‏هاي جديد و قديم آنها را مطالعه و سعي كرديم كه جواب‏هاي ما منطبق با پاسخ‏هاي آنان باشد. به هر روي يكي از آيات مورد احتجاج آيه «يا ايها الذين آمنو اتقوا اللّه‏ و ابتغوا اليه الوسيله»(1) مي‏باشد. يعني اي كساني كه ايمان آورده ايد تقواي الهي پيشه كنيد و بجوييد بسوي خداوند وسيله‏اي.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- سوره مائده/ 35.
________________________________________ 121 ________________________________________
بنابراين ما بايد ببينيم كه وسيله چيست و شامل چه چيزهايي مي‏شود؟ و در برابر اين آيه ما بايستي چه كار كنيم و چه وظايفي داريم؟
همانطور كه مي‏دانيم هدف از خلقت تقرب به خداوند و رسيدن به مقام خلافت‏اللهي است. و خداوند انسان را از آغاز بعنوان خليفه قرار داده است «انّي جاعل في الارض خليفة»(1) براي اينكه انسان خليفه و جانشين خدا بر روي زمين باشد احتياج به وسيله دارد و بدون آن وسايل نيل انسان به قله كمال ميسر نيست و لذا است كه خداوند براي تقرب به خود در قرآن سفارش به بهره‏گيري از وسيله مي‏كند.
حال كه اهميت موضوع روشن شد بايد ديد كه اين وسيله چيست؟
در ميان مردم عربستان توسل به معناي تقرب است يعني همان معناي اصلي آن كه در تفاسير فريقين آمده يعني وظيفه داريم كه بخداوند نزديك شويم. در ميان ايرانيان توسل يعني وسيله قرار دادن مثلا براي رفتن به مسافرت شما توسط وسيله اي بنام ماشين اياب و ذهاب مي‏كنيد.
پس حال كه گفته مي‏شود ما اهل بيت را وسيله قرار مي‏دهيم يعني بوسيله ايشان به خدا تقرب مي‏جويم يعني با پيروي از راه و روش ايشان قصد نزديك شدن به خداوند را داريم. ولي مردم عربستان از اين بيان ما دچار سوء برداشت شده‏اند بدين معنا كه ما با وسيله قرار دادن اهل بيت ( علیهم السلام ) ايشان را عبادت مي‏كنيم و به آنها تقرب مي‏جوييم. پس ملاحظه فرماييد كه اختلاف در مفهوم اين كلمه است و نهايتا وقتي ما كلمه توسل را به كار مي‏بريم يك معناي بدي از آن استنباط مي‏كنند. از نظر علامه طباطبايي و راغب اصفهاني در كتاب مفردات وسيله در لغت به معني رسيدن به چيزي با رغبت است و حقيقت آن عبارت است از مراعات كردن راه خدا با علم و عبادت و پيمودن راه شريعت و اين يك وسيله ارتباطي است ميان خدا و انسان كه اگر انسان راه شريعت را بپيمايد به خدا نزديك
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- سوره بقره / 30.
________________________________________ 122 ________________________________________
خواهد شد.(1) مرحوم طبرسي مي‏فرمايند: منظور از وسيله عمل به احكام شريعت و پيروي از خداوند و الگو گرفتن از اهل بيت است.(2)
پس شيعيان وقتي مي‏گويند توسل، منظورشان همين مساله فوق الذكر است. برخلاف برخي از مردم حجاز كه نسبت به اين مساله دچار سوء برداشت شدند و مي‏پندارند كه ما با وسيله قرار دادن اهل بيت آنان را مي‏پرستيم تا طي آن به حاجات خود برسيم. ذكر اين نكته ضروري است كه برخي از اعمال و رفتار عوام هر دو گروه به اين نوع برداشت‏ها دامن زده است و حجازيان مي‏پندارند كه شخص متوسل قصد دارد كه حاجات خود را بجاي خدا ازاين قبر بگيرد و آن وقت است كه اصطكاك بين مسلمانان در مكه و مدينه ظهور مي‏كند.
انواع وسيله‏ها براي رسيدن به خدا:
وسايلي كه بالاتفاق همه علماي اسلامي بر آن اجماع دارند به شرح زيرست:
1ـ توسل به اسماء و صفات الهي:
خداوند در قرآن مي‏فرمايد «وللّه‏ الاسماء الحسني فادعوه بها».(3)
براي خداوند اسم‏هاي نيكوست پس خداوند را به توسط آنها بخوانيد.
در دعاي كميل و ديگر ادعيه اهل بيت ( علیهم السلام ) نيز در بسياري از موارد خداوند توسط اسم‏هاي نيكويشان ستايش و به آنها توسل شده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- ترجمه تفسير الميزان، ج 5، ص 495.
2- مجمع‏البيان لعلوم القرآن، ج 3، ص 328 البته ايشان در معني وسيله موارد زير را ذكر مي‏كنند:
1ـ اجتناب از معاصي 2ـ نزديكي با طاعات 3ـ بالاترين درجات بهشت.
3- اعراف / 180.
________________________________________ 123 ________________________________________
2ـ توسل به ايمان:
«ربنا إنّنا سَمِعْنا مُناديا يُنادي للايمان اَنْ آمنوا بِرَبّكم فآمنّا ربنا فاغفرلنا ذنوبنا».(1)
3ـ توسل به اعمال صالح:
آيه «يا ايها الذين آمنوا اتقو اللّه‏ و ابتغوا اليه الوسيله».(2)
علماي بزرگي چون طبرسي و علامه طباطبايي اين توسل را به عمل صالح تفسير كرده‏اند و لذا از همين روي است كه علماي شيعه كتب خود را به نام وسيله نام‏گذاري كرده‏اند. وسائل‏الشيعه، تحريرالوسيله، وسيلة‏المقلّدين و ... .
مرحوم آقا بزرگ طهراني نام چهل كتاب را در شيعه ذكر مي‏كنند كه در آن اسم وسيله آمده است.
4ـ توسل به پيامبر اكرم( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ):
در اينجا توسل داراي مراحلي است:
الف) توسل به حضرت رسول قبل از تولد جمادي ايشان: در تفاسير آمده كه آدم پس از اخراج از بهشت و هبوط وي براي توبه به پيامبر اكرم ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) متوسل شدند تا گناهانش آمرزيده شود و حتي ابن تيميه نيز اين حديث را در تفسيرش آورده بدون اينكه آن را رد كند.
ب) توسل به حضرت رسول به معني طلب دعا از ايشان در دنيا: اين به كرات نقل شده كه اصحاب پيامبر اسلام و نيز ساير پيامبران از ايشان درخواست مي‏كردند كه پيامبر برايشان دعا كند.(3)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- آل عمران / 193.
2-سوره مائده/ 35.
3- مسند احمدبن حنبل، ج 4، ص 138، روايات عثمان‏بن حنيف.
________________________________________ 124 ________________________________________
قرآن كريم در اين مورد مي‏فرمايد: «ولو أنّهم إذ ظَلَموا انفسهم جاؤوك فاسْتَغفروا اللّه‏ واسْتَغْفَرَ لهم الرسولُ لَوَجَدوا اللّه‏ توابا رحيما».(1)
يعني: هرگاه آنان زماني كه بر خويش ستم كرده‏اند نزد تو بيايند و از خدا طلب مغفرت كنند و پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) نيز براي آنان طلب مغفرت كند، خدا را توبه‏پذير و رحيم خواهند يافت. اين مطالب را تمام مذاهب اسلامي وحتي وهابيان قبول دارند.
ج) توسل به پيامبر اكرم ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) در قيامت: «مَنْ ذا الّذي يَشْفَعُ عِنْدَه إلاّ بِأذنه»(2) يعني: چه كسي مي‏تواند در روز قيامت شفاعت كند مگر كسي كه از جانب خداوند به او اذن داده شده و به شهادت كتب اهل سنت و شيعه و آنچه در صحاح اهل سنت آمده، پيامبر در روز قيامت شفاعت خواهند نمود.(3)
د) توسل به معناي ايمان و محبت به پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ): وقتي كه مي‏گوييم: (اَللّهُم إنّي اَسْئَلُكَ بنبيّك) يعني: خدايا ما با ايمان به رسول تو و عمل به دستورات وي و نيز با محبت او به تو توسل مي‏جوييم. جالب است كه ابن تيميه مي‏گويد: اگر (نبيّك) اينجا منظور مطالب فوق باشد امري پسنديده و خوب است. و لذا در ادعيه شيعه آمده كه (وبِحُبّكم و بِقُربِكم ارجوا نَجاةً مِن اللّه‏ِ) يعني به وسيله دوست داشتن و نزديكي به شما اهل‏بيت ( علیهم السلام ) اميد نجات و رستگاري از جانب خداوند متعال داريم.
ه ) توسل به پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) در زمان حيات ايشان: در اين زمينه هم شواهد و قرائن زيادي وجود دارد از جمله هنگامي كه پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) از منا حلق و تقصير مي‏كردند اصحاب موي حضرت را به عنوان تبرك برمي‏داشتند. و يا گفتن جملاتي چون (لا تنسانا مِنْ دعائك).(4)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- سوره نساء / 64.
2- سوره بقره/ 255.
3- تفسير القرطبي، جزء 3، ص 268.
4- بخاري در صحيح خود آورده كه هرگاه پيامبر وضو مي‏گرفت نزديك بود مسلمانان باهم بجنگند. صحيح بخاري، ج 3، باب مايجوز من الشروط في الأسلام.
________________________________________ 125 ________________________________________
ما را از دعاي خود فراموش مكن و يا هنگامي كه حضرت وضو مي‏گرفتند اگر آبي از دست مبارك مي‏چكيد اصحاب در گرفتن آن بر هم سبقت مي‏جستند. به هر روي اين مطالب از اقسام توسل‏هاي مجاز و مقبول در ميان تمامي فرق و مذاهب اسلامي مي‏باشد و لذا نيازي به بحث و آوردن دليل براي غير هم مذهب نمي‏باشد.(1) اما اقسامي از توسل هم كه ما آنها را به عنوان توسل‏هاي غير مجاز مي‏دانيم به شرح زير است:
انواع توسل‏هاي مذموم
الف ـ توسل به طاغوت:
«يُريدون اَنْ يَتحاكَموا إلي الطّاغوتِ وَ قَدْ اُمروا اَنْ يَكفُروا به».(2) يعني: مي‏خواهند كه دادخواهي خود را نزد حكام ناروا و غير مشروع ببرند واين در حالي است كه امر به كفر و تكذيب كردن آنها شده‏اند.
ب ـ توسل به بت، در، ديوار، سقاخانه، قبر، درخت و ...
اين به اتفاق همه مذاهب اسلامي مردود است و ما هيچ كجا هيچ حديث يا آيه‏اي نداريم كه به فلان قبر، يا فلان در و پنجره متوسل بشويم.
قران در اين باره به نكوهش پرداخته آنجا كه مي‏فرمايد:
«و يَعْبدون مِن دون اللّه‏ِ ما لا يَضُرُّهُم و لا يَنْفَعُهُمْ».(3)
مشركين عبادت مي‏كنند به جاي خدا چيزهايي را كه نه براي آنها ضرر دارد و نه نفعي.
ج ـ اعتقاد به تأثير ذاتي و مستقل ائمه بدون اذن خدا:
اگر كسي معتقد باشد كه ائمه بدون كمك و اذن خدا مي‏توانند كسي را شفا دهند و يا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- ر. ك. شرح المواهب، ج 8، ص 304 و المجموع، ج 8، ص 274، ابن عابدين، ج 5، ص 254.
2- سوره نساء / 60.
3- سوره يونس / 18.
________________________________________ 126 ________________________________________
شفاعت كنند، اين اعتقادي باطل است. «مَن ذا الذي يشفع عنده الا بأذنه».(1)
كيست كه بتواند بدون اجازه از نزد خدا به شفاعت بپردازد.
د ـ توسل به بندگان خدا بصورت تذلّل و عبوديت:
«إنّ الذين تدعون مِن دون اللّه‏ عبادٌ امثالكم».(2)
يعني خشوع، تذلل و عبادت فقط مخصوص خداست و اينان هم همچون شما بنده خدا هستند.(3)
ه ـ توسل به معناي پارتي بازي:
يعني اگر شخص هيچ عمل صالحه‏اي نداشته باشد، تارك صلاة و روزه باشد و فقط بخواهد با يك سفره انداختن و مسايلي از اين دست ائمه را در قيامت شفيع خود قرار دهد كه اين درست نيست. درست مانند دانشجويي كه وقت امتحانش فرا رسيده و درس نخوانده و قصد دارد با تملق و چاپلوسي نزد استاد به نمره مطلوب دست يابد كه اين غيرممكن است و به درگاه الهي هيچ راهي ندارد.
«و لا يَشْفَعون إلاّ لِمَنْ ارتَضي وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتهِ مُشْفِقونَ»(4) يعني از كساني شفاعت مي‏كنند كه مورد رضايت باشند نه از كساني كه مورد رضايت نيستند.
همچنين كسي كه با اصل ايمان و اسلام در تضاد است مورد شفاعت قرار نمي‏گيرد:
از رسول اكرم( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) منقول است كه: (شفاعت براي ترديدكنندگان، مشركان و كافران نيست
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- سوره بقره / 255.
2- سوره اعراف / 194.
3- توجه داشته باشيد كه ما اينجا در مقام نفي شأن رفيع ائمه نيستيم بلكه با خواري و ذلت و خود را سگ ائمه و ديگر چيزها ناميدن مخالفيم اينها نكوهش شده. طبق روايات اماميه هنگامي كه واژة كلب (سگ) در احاديث ما بيايد منظور دشمنان ائمه است. (وسائل‏الشيعه، ج 23، ص 342).
4- سوره انبياء / 28.
________________________________________ 127 ________________________________________
بلكه براي مومنان يكتاپرست است).(1)
و يا (كسي كه ذريه رسول اكرم را آزار داده باشد مورد شفاعت قرار نمي‏گيرد).(2)
به هر روي اينها مواردي است كه تمامي مسلمانان آنرا جايز نمي‏دانند. اما مواردي هم وجود دارد كه مورد اختلاف بين وهابيان و ساير ملتهاي اسلامي اعم از شيعه و سني مي‏باشد و اين موارد عبارتند از:
توسل‏هاي غيرمذموم
الف ـ توسل به پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) ائمه و اولياء الهي بعد از وفاتشان:
يعني آيا جايز است كه ما بگوييم: (اللهم اني اسئلك بنبيك) يا (بوجه نبيك) يا (بحق نبيك) در اينجا سه ديدگاه وجود دارد:
الف) قول به كراهت كه بعضي از حنفيان قايل‏اند.
ب) قول به جواز كه اكثر مسلمين به آن قايل‏اند.
ج) قول به عدم جواز كه نظر وهابيان و پيروان ابن تيميه است.
جمهور علماي اسلامي مي‏گويند توسل به پيامبر، پيامبران، ائمه و اوليا بعد از وفات جايز است. و اهل سنت در اين باره روايتي را نقل مي‏كند:
روزي منصور عباسي براي زيارت بارگاه حضرت رسول به مدينه آمد و به مالك گفت: من رو به قبله دعا كنم و يا رو به قبر حضرت رسول ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) ؟ مالك در جواب مي‏گويد: چرا از پيامبر روي بگرداني چرا كه او وسيله تو و پدر تو حضرت آدم در روز قيامت است. رو به او كن و از او شفاعت بخواه.(3) اگر ما به آداب زيارت همه مذاهب اسلامي نظر بيفكنيم خواهيم ديد كه در تمامي آنها مسأله شفاعت پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) بعد از وفات ايشان وجود دارد و استدلال همگي آنها به اين آيه از قرآن مجيد مي‏باشد: «وَ لَوْ أنَّهُمْ إِذْ ظَلَموا اَنْفُسَكُم جآووك و استغفراللّه‏َ و اسْتَغْفَرَلَهُم الرَّسول لوَجَدوا اللّه‏َ تَوابا رَحيما».(4)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- ميزان‏الحكمه، ج 4، ص 1472.
2- صدوق، ص 370، بحارالانوار، ج 93، ص 218، ح 4.
3- شرح‏المواهب، ج 8، صص 5-304، وفاء الوفاء، ج 4، ص 1371.
4- سوره نساء / 64.
________________________________________ 128 ________________________________________
و اگر آنها به آن هنگام كه به خويشتن ستم كردند پيش تو آيند و طلب آمرزش از خدا كنند و پيامبر برايشان طلب مغفرت كند، خدا را توبه‏پذيري مهربان خواهند يافت.
ابن قدامه حنبلي در المغني در آداب زيارت پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) مي‏گويد: به كنار قبر مي‏روي و مي‏گويي: (اَتيتك مُسْتَغْفِرا من ذنوبي، مُسْتَشْفِعا بكَ الي ربّي) آمدم نزد تو در حالي كه از گناه خود استغفار مي‏كنم و تو را شفيع خود در نزد پروردگارم قرار مي‏دهم.(1) غزالي در احياء العلوم اين مطلب را آورده و بدنبال آن مي‏گويد «مستحب است كه زائر هر روز به زيارت بقيع برود و بعد از سلام به پيامبر و زيارت ائمه مدفون در آن (حضرات باقر ( علیه السلام ) ، صادق ( علیه السلام ) ، امام حسن ( علیه السلام ) و علي‏بن الحسين ( علیه السلام ) ) بپردازد و پس از آن در مسجد فاطمه ( رضی الله عنها ) نماز بخواند».(2)
اخيرا علماي اسلامي كتابي نوشته‏اند در جواز زيارت پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) و اولياي الهي پس از مرگ و 75 تن از فقها آنرا امضاء كرده‏اند.(3) اين نظري است كه علماي اهل سنت در اين باره دارند.
نظر علماي اماميه درباره توسل
بطور كلي اين عزيزان مي‏فرمايند كه وسيله محبت به پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم )، اطاعت و دعاي آن حضرت است و مرحوم علامه طباطبايي در تفسير: (وابتغوا اليه الوسيله) نوشته‏اند كه: وسيله به معناي محقق ساختن حقيقت عبوديت و رويكرد خاضعانه و نيازمندانه به حضرت حق است كه لازمه وابراز اين رابطه، علم و عمل است. در تفسير منسوب به
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- المغني مع‏الشرح، ج 3، ص 588.
2- احياء علوم‏الدين، ج 1، صص 261-258.
3- شيخ خليل احمد سهارنپوري، عقائد اهل سنت و جماعت در رد وهابيت و بدعت، ترجمه عبدالرحمان سربازي، ص 86.
________________________________________ 129 ________________________________________
علي‏بن ابراهيم قمي اخباريان رواياتي را نقل كرده‏اند كه: الوسيله اينجا منظور امام است. يعني وابتغوا اليه بالامام / يعني به سوي خدا بوسيله امام تقرب بجوييد.
علامه طباطبايي مي‏فرمايند يعني بوسيله اطاعت از امام - «قُلْ اِنْ كُنْتم تُحِبّونَ اللّه‏َ فَاتَّبعوني يُحْبِبْكُم اللّه‏ و يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكم»(1) بگو اگر خدا را دوست داريد پس مرا پيروي كنيد كه خدا نيز شما را دوست خواهد داشت و گناهان شما را مي‏بخشايد. بنابراين وسيله به معناي تبعيت و پيروي مي‏باشد نه به معناي پارتي بازي. متأسفانه بعضي از عوام‏الناس وسيله را به پارتي بازي معنا مي‏كنند كه اين از نظر علامه طباطبايي معناي اشتباهي مي‏باشد.(2)
ب ـ توسل جستن شعراي نامي اهل سنت به 14 معصوم( علیهم السلام )
شعراي نامي اهل سنت به چهارده معصوم توسل جسته‏اند و توسل به معني قسم دادن به حق اهل بيت و ائمه ( علیهم السلام ) تا قبل از ظهور عبدالوهاب و ابن تيميه امري متداول و نيكو بوده است.
1ـ سعدي شيرازي كه از علماي شافعي است به حق فرزندان فاطمه زهرا ( علیها السلام ) به خدا توسل مي جويد:
خدايا به حق بني فاطمه كه بر قول ايمان كنم خاتمه(3) اگر دعوتم رد كني ور قبول من و دست و دامان آل رسول

2ـ و يا خواجوي كرماني كه حافظ از او الهام گرفته و خواجو نيز از علماي شافعي است اشعاري دارد براي توسل به چهارده معصوم:
يا رب به حق آن چمن آراي لَوْ كُشِف يا رب به حق آن گل سيراب تشنه لب
يا رب به حق آن علي عالي آستان كو بود در سماك توحيد پادشا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- سوره آل عمران / 31.
2- علامه طباطبايي، الميزان، ج 6، صص 332-328 و الذريعه، ج 25، صص 92-69.
3- سعدي، بوستان، در نيايش خداوند.
________________________________________ 130 ________________________________________
و تا آنجا كه به حق حضرت مهدي( عَجَّل‏ اللّه‏ تعالي فرجَه الشريف ) نيز قسم مي‏خورد(1)
3ـ سنايي:
كردگار را به جان پاك رسول به علي و حسين و سبط بتول
كه دل ما ز غير خود بستان از هواي هواي خود برهان(2)

4ـ مولانا خالد نقشبندي كه پيروان بسياري در جهان اسلام دارد در ضمن سفري كه به مشهدالرضا ( علیه السلام ) دارد توسل به امام جسته است:
جانا به شاه مسند لولاك كه از شرف بر تارك شهان اولوالعزم افسر است
آنگه به حق آن كه بر اوراق روزگار بابي ز دفتر هنرش باب خيبرست
5ـ شيخ رضا طالباني:
يارب به كرامات رسول و ثقلين يا رب به قضا كننده بدر و حنين
عصيان مرا دو حصه كن در عرفات نيمي به حسن ببخش و نيمي به حسين
ج ـ توسل جستن به حق و مقام معصومين( علیهم السلام ):
آيا توسل جستن به اين معني كه بگوييم خداوند به حق يا به جاه و مقام رسول‏اللّه‏ يا ائمه ( علیهم السلام ) ما را ببخش درست است؟
الف) قول به كراهت: بعضي‏ها مي‏گويند اين كار مكروه است و حنفيان از امام ابوحنيفه نقل كرده‏اند كه وي گفته: من از به كار بردن به حق پيامبر و به حق اولياء، كراهت دارم، چون اينها حقي به گردن خداوند ندارند.(3)
در پاسخ به اين سخن برخي علماي حنفي پاسخ داده‏اند كه حق اينجا بر دو نوع است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- ديوان خواجوي كرماني، به اهتمام احمد سهيلي خوانساري.
2-
و يا سراسر جمله عالم پر زنانند زني چون فاطمه خير النسا كو
سراسر جمله عالم پر شهيدست شهيدي چون حسين كربلا كو
(سنايي، ديوان اشعار، قصايد)
3- الموسوعة الفقهية الكويتية، ج 7، ص 263.
________________________________________ 131 ________________________________________

كتابخانه تخصصي حج > آموزش کارگزاران حج > شيعه شناسى،آشنايى با مذاهب اسلامى،وحدت اسلامى و پاسخ به شبهات

يكي حق وجوبي كه اين فرض باطل است يعني هيچ موجودي بر خداوند حق وجوبي ندارد. ولي حق ديگري است كه خداوند خود فرض كرده چنان كه فرمود: «و كذلك حَقا عَلينا نُنْجي المومنين»(1) و لذا از اين منظر اشكالي ندارد. ابن تيميه با استناد به سخن ابوحنيفه اين كراهت را كراهت تحريفي دانسته در صورتي كه بنابر نظر علماي حنفي كراهت در مسائل اعتقادي كراهت تنزيهي مي‏باشد. به هر روي بر فرض صدق، اين مدعي فقط براي پيروان اين عقيده واجب الطاعه است، نه ساير مسلمانان و اين به شرطي است كه جمهور و يا قاطبه علماي اين مذهب بر آن اجماع داشته باشند كه در عالم واقع خلاف آنرا مشاهده مي‏كنيم.
ب) دليل دوم كه در راستاي نظريه كراهت آورده‏اند عدم توسل به اصحاب در زمان حياتشان مي‏باشد يعني اصحاب خدا را به پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) به جهت توسل قسم نداده‏اند. در پاسخ اين اشكال و اعتقاد بايد گفت كه: اولاً در برخي روايات آمده كه ما به خدا توسل مي‏جوييم (بنبيّنا يعني بِحَقَّ نبيّنا).
ثانيا عدم عمل اصحاب دالّ بر حجيّت نيست و بسياري از فقها از جمله شافعيان قول و فعل اصحاب را حجت نمي‏دانند و برخي از علماي حنفي هستند كه قول اصحاب را حجت مي دانند.
در ادامه دلايل برخي از سلفيان كه توسل به حضرت رسول ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) بعد از وفات را حجت نمي‏دانند و در آن به عمل اصحاب استناد كرده‏اند ما شاهد رواياتي در تفسير ابن كثيرو ... هستيم كه در زمان خلافت عثمان سائلي حاجتش را با عثمان بن حنيف در ميان گذاشت، وي گفت: وضو بگير و در مسجد نماز بگزار. آنگاه بگو پروردگارا من بوسيله رسول تو، رو به سوي تو مي‏آورم و از تو درخواست مي‏كنم كه حاجتم را برآورده كني و اين مرد چنين كرد و حاجتش برآورده شد.(2)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1-سوره یونس / 103
2-براي اطلاعات بيشتر رجوع كنيد به دلائل النبوة بيهقي و موسوعة الفقهية الكويتية، ج 24 و المعجم الصغير طبراني، ج 1، ص 183.
________________________________________ 132 ________________________________________
ج ـ دليل ديگر سلفيه بر عدم جواز توسل استدلال به آيه شريفه «فلا تدعوا مع اللّه‏ احدا»(1) مي‏باشد، يعني با خدا كسي را نخوانيد.
در پاسخ به اين اشكال بايد گفت كه اگر تأملي به قبل اين آيه داشته باشيم متوجه مي‏شويم كه آيه در مورد كساني است كه همراه با خدا افراد بشري را مي‏پرستيدند و لذا قبل از اين آيه مي‏فرمايد: «و اِنَّ الذين تدعون مِنْ دونِ اللّه‏ عبادٌ امثالُكُمْ».(2) و بعد در ادامه مي‏گويد «فلا تدعوا مع اللّه‏ احدا» و اگر منظور از خواندن و دعا در آيه همان خواندني باشد كه در برابر خدا انجام مي‏دهيم آري هيچ كس از مسلمانان آنرا جايز نمي‏داند، ولي بايد توجه داشت كه هر دعايي عبادت نيست - مثلاً وقتي كسي را صدا مي‏زنيم مي‏گوييم يا جعفر يا رضا اين معني عبادت نيست. در روايات نيز كه آمده (الدعاءُ هو العبادة)(4) يعني دعاي خداوند از جمله عبادات است ولي هر صدا زدني به معني عبادت محسوب نمي‏شود.
دليل ديگر بر نفي توسل آيه (إنْ تدعوهم لا يسمعوا دعائكم) مي‏باشد. يعني اگر آنها را بخوانيد صداي شما را نمي‏شنوند.
د ـ و نيز آيه «والّذين تدعون من دون اللّه‏ لا يملكون من قطمير».(4)
يعني كساني را كه به غير از خدا مي‏خوانيد اينان مالك هسته خرمايي هم نيستند.
و نيز آيه «وَ لَوْ سَمِعُوا ما استَجابوا لَكُمْ»(5) يعني اگر هم بشنوند دعاي شما را اجابت نمي‏كنند.
بايد توجه داشت كه اين آيات در مورد بت‏پرستان است كه بت‏ها را مي‏پرستيدند و از آنها طلب ياري مي‏خواستند و قياس آن با مسلمانان كه به خداي يكتا ايمان دارند و
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- سوره جن/ 18.
2- سوره اعراف/ 194.
3- مناوي، الفيض، ج 3، ص 540.
4- سوره فاطر/ 13.
5- سوره فاطر/ 14.
________________________________________ 133 ________________________________________
پيامبران را نمي‏پرستند، يك قياس مع الفارق است ـ در آيه «عبادٌ امثالكم» هم كه ذكر آن گذشت راجع به مشركان است كه بت‏ها را در ادامه جهان شريك خداوند مي‏دانستند و حال آيا اين را مي‏توان با مسلماني كه پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) را بنده و فرستاده خدا مي‏داند و هر روز در نمازش بارها مي‏گويد (و اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمدا عَبْدُه و رَسُوله) مقايسه كرد؟
و بنا به گفته ابن عبدالوهاب پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) در قبرش زنده است و زندگي برزخي ايشان از برخي شهدا عالي‏تر است و صداي درودگويان را مي‏شنوند.(1)
ه ـ آيه ديگري كه امروزه و در سالهاي اخير وهابيان زياد روي آن تاكيد دارند اين آيه شريفه است: «ما يَعْبدونَهم إلاّ لِيُقَرِّبونا إلي اللّه‏ زُلفي».(2)
يعني وقتي به بت‏پرستان گفته مي‏شد كه اين‏ها را چرا عبادت مي‏كنيد مي‏گفتند ما اين‏ها را وسيله تقرب به خدا قرار مي‏دهيم و سپس طبق اين آيه متوسلين به رسول و ائمه را كافر مي‏دانند، اما آيا به راستي نعوذ باللّه‏ شأن و جايگاه رسول خدا با بت گلي و چوبين يكي است از طرفي در ادامه آيه مي‏فرمايد «اِنّ اللّه‏َ لا يَهدي مَنْ هو كاذبُ كَفار» يعني اينها اصلاً خداي خود را قبول نداشتند و در جواب مسلمين به دروغ مي‏گفتند كه ما بت را نمي‏پرستيم و آن صرفا وسيله تقرب ماست.
د ـ توسل در زمان حيات آري؟ در زمان ممات خير!
دليل ديگر وهابيان اين است كه ما دليلي بر توسل نداريم چون پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) رحلت كرده و ديگر كاري از ايشان ساخته نيست ولي در زماني كه ايشان در قيد حيات بودند توسل را قبول داريم در اينجا بسياري از علما همچون دكتر رمضان بوطي از سوريه پاسخ گفته‏اند كه چون ما قايل به تأثير ذاتي رسول و ائمه در شفاعت نيستيم لذا فرقي در زمان حيات و ممات اين حضرات نمي‏كند به طور مثال زماني كه اصحاب در منا و در حين حلق
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- ابن عبدالوهاب، رساله كشف‏الشبهات به نقل از الرسول يدعوكم، ص 295.
2- سوره زمر، آيه 3.
________________________________________ 134 ________________________________________
و تقصير به موي ايشان تبرك جستند، طبيعي است كه موي حضرت پس از جدا شدن جان ندارد و مرده است چون از ريشه و پياز مو منقطع شده و در هيچ يك از احاديث فريقين هم نيامده كه رسول خدا ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) بفرمايند اي مردم اين موي من را تا وقتي كه من زنده هستم به آن تبرك بجوييد.(1)
ه ـ آيا توسل به مرده خطاب به معدوم است؟
دليل ديگر وهابيان اين است كه توسل به مرده حرف زدن با يك جسم متلاشي شده و معدوم است و لذا تاثيري ندارد. در پاسخ بايد گفت اين سخن خلاف آيات، روايات و سيره مسلمانان و حتي قول خود عبدالوهاب مؤسس اين فرقه است. از قرآن مي‏خوانيم كه «و لا تَحْسَبَنَّ الذين قُتِلوا في سبيلِ اللّه‏ِ اَمواتا بَلْ اَحياءٌ عِنْدَ رَبِّهِم يُرْزَقون»(2) يعني اين شهدا زنده‏اند و نزد پروردگارشان روزي مي‏خورند. امروزه مردم بر سر مزار حضرت رسول ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) مي‏گويند (السلام عليك يا نبيّ اللّه‏) پس پيامبر مي‏شنوند كه ما به ايشان سلام مي‏دهيم و سلام بر حضرت در تمام فقه فرق اسلامي وارد شده است. عبدالوهاب هم قايل به حيات برزخي بوده و لذا هيچ دليلي وجود ندارد كه مي‏توان از حضرت در روز قيامت و زمان حياتشان طلب شفاعت كرد ولي در حيات برزخي ايشان اين غير ممكن است.
از طرفي علم ارتباط با ارواح نيز اين مسأله را تأييد مي‏كند:
فريد وجدي در دائرة‏المعارف خود مي‏نويسد: «پروردگار متعال در عصر ما دو دريچه از علم به روي ما برگشوده و دلايل اين دو براي اثبات اين كه انسان داراي روحي است كه مي‏تواند بدون احتياج به بدن به زندگي و فعاليت مستقل بپردازد كاملاً قانع‏كننده و بي‏اشكال مي‏باشد.(3)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- دكتر رمضان بوطي، فقه السنة، ص 355.
2- سوره آل عمران/ 169.
3- دائرة‏المعارف قرن بيستم، ماده «روح»، ج 14، ص 365.
________________________________________ 135 ________________________________________
از قرن نوزدهم علم اسپري‏تيسم (Spirtisme) يا مخابره با ارواح پس از يك سلسله مطالعات و آزمايش‏هاي دقيق توسط بزرگ‏ترين محققان جهان به حقيقت آن پي برده شد و در امريكا و اروپا احضار روح وارد دنياي علم گرديد.(1)
از معلومات و حقايقي كه از ناحيه ارواح در جلسات احضار روح براي دانشمندان كشف و مشاهده شد مي‏توان نتيجه گرفت كه مسلما انسان در ماوراي اين بدن داراي روحي مستقل است كه با مرگ از بين نمي‏رود و ارتباط ارواح مردگان با ساكنين زمين بهترين دليل بر استقلال و بقاي روح و توانمندي بيشتر آنها بر بسياري از كارها به اذن خداوند است.(2)
ارواح خجسته و پرهيزگار كه از قفس دنيا آزاد گشته‏اند احساس و ادراكاتشان فزوني يافته و در مسير صعودي خود مرز و انتهاي محدود زمان و مكان نداشته با كمال سهولت به اعماق آسمانها و در دل درياها راه يابند و آنها را با همان عظمت و شكوه مشاهده كنند.
در نهايت ذكر اين نكته بايسته است كه با نظري در سخنان و دعاهاي معصومين عليهم‏السلام درمي‏يابيم كه سخنان اين بزرگان توحيد ناب است و پيوسته آكنده از ذكر (يا رب) است. در مفاتيح‏الجنان به نقل از امام صادق عليه‏السلام در آداب زيارت حضرت رسول آمده كه در طلب حاجت خود پس از زيارت پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) رو به قبله كن و حاجت خود را بخواه. ولي بعضي از وهابيان فكر مي‏كنند كه ما پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) را مي‏پرستيم كه اين كاملاً اشتباه است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- براي تفصيل رجوع شود به كتاب عالم پس از مرگ، اثر لئون دني، صص 78-82.
2- گذشته و آينده جهان، اثر نويسنده، صص 96-101.
________________________________________ 136 ________________________________________
خلاصه درس هفتم
توسل در لغت به معني تقرب است و در اصطلاح داراي معني وسيعي مي‏باشد كه بطور كلي شامل هر نوع وسيله مشروعي جهت رسيدن به قرب الهي مي‏باشد. توسل داراي دو نوع مجاز و غيرمجاز مي‏باشد كه توسل‏هاي مجاز عبارتند از: توسل به اسماء و صفات الهي، توسل به ايمان، توسل به اعمال صالح، به نبي مكرم اسلام و توسل‏هاي غيرمجاز عبارتند از: توسل به طاغوت، بت، در، ديوار، توسل به صورت تذلل، پارتي‏بازي و تأمل به تأثير مستقل بودن. در اين ميان برخي از مسلمانان توسل به پيامبر بعد از وفات را قبول ندارد ولي در مقابل بسياري از علما و شعراي نامي اهل سنت و يا عمل خود خلفاي راشدين خلاف اين مطلب را ابراز مي‏دارند.
________________________________________ 137 ________________________________________
نمونه سؤالات تشریحی
1ـ معني لغوي توسل را توضيح دهيد. (با توجه به سخنان راغب و علامه طباطبايي)
2ـ توسل‏هايي كه به اتفاق همه علماي اسلامي جايز مي‏باشند را نام ببريد.
3ـ مراحل توسل به پيامبر اكرم ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) را نام برده و توضيح دهيد.
4ـ توسل‏هاي غيرمجاز را نام ببريد.
5ـ در زمينه توسل به معصومين بعد از وفاتشان نظرات مختلف را ذكر كنيد و به تحليل آنها بپردازيد.
6ـ برخي از حنفيان مي‏گويند كه توسل جستن به حق پيامبر مكروه است. اين سخن را با دلايل علمي و حديثي نقد و بررسي كنيد.
7ـ وهابيان توسل به پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) بعد از وفات را جايز نمي‏دانند، علت اين اعتقاد چيست؟ با دلايل عقلي و نقلي به نقد و بررسي آن بپردازيد.
________________________________________ 138 ________________________________________
نمونه سؤالات تستي
1ـ علت منع دولت عربستان از زيارت قبرستان بقيع كدام يك از موارد زير نيست؟
الف) آنها فكر مي‏كنند ما اصحاب قبور را مي‏پرستيم
ب) آنها فكر مي‏كنند شيعيان حاجت خود را مستقيما از صاحب قبر مي‏خواهند
ج) آنها اين كار را شرك مي‏دانند
د) آنها با اهل بيت رابطه خوبي ندارند
2ـ يكي از مهم‏ترين آيات در مورد توسل آيه . . . . . . . . . . . . است.
الف) مائده / 35 ب) بقره / 120
ج) احزاب / 33 د) دهر / 8
3ـ در ميان مردم عربستان توسل به چه معني مي‏باشد؟
الف) تقرب ب) پارتي‏بازي ج) شفاعت د) تمام موارد
4ـ از نظر مرحوم طبرسي منظور از وسيله چيست؟
الف) اجتناب از معاصي ب) نزديكي با طاعات
ج) بالاترين درجات بهشت د) تمام موارد
5ـ از جمله شواهد توسل مردم به پيامبر در زمان حيات ايشان كدام يك از موارد زير است:
الف) سبقت جستن برهم هنگام وضوي پيامبر جهت استفاده از آب وضوي حضرت
ب) برداشتن موي حضرت بعنوان تبرك در زمان حلق يا تقصير
ج) تنسانا من دعائك
د) تمام موارد
6ـ آيه (و يعبدون من دون‏اللّه‏ ما لا يضرهم و لاينفعهم) ناظر به كدام يك از اقسام توسل است:
________________________________________ 139 ________________________________________
الف) اعتقاد به تأثير ذاتي و مستقل ائمه
ب) توسل به بت، در، ديوار و . . .
ج) توسل با تذلل
د) توسل به معني پارتي‏بازي
7ـ امام محمد غزالي در . . . . . . . . . . . . مي‏گويد: مستحب است تا زائر هر روز به زيارت بقيع برود و بعد از سلام به پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) . . .
الف) المغني ب) احياءالعلوم
ج) الميزان د) تهافة الفلاسفه
8ـ توسل جستن به حق و مقام اولياء الهي در ميان كدام يك از مذاهب اسلامي مكروه است؟
الف) زيدي ب) حنبلي ج) حنفي د) اسماعيلي
9ـ طبق روايت موجود در تفسير ابن كثير از اهل سنت در زمان كدام يك از خلفا شخص سائل با وسيله قرار دادن پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) حاجت خود را از خداوند مسألت نمود؟
الف) جناب ابوبكر ب) جناب عمر
ج) جناب عثمان د) منصور عباسي
10ـ بنا به گفته . . . . . . . . . . . . پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) در قبرش زنده است و زندگي برزخي ايشان از شهدا عالي‏تر است.
الف) احمدامين مصري ب) جبران خليل جبران
ج) ابن عبدالوهاب د) ابن تيميه
11ـ كدام يك از دلايل زير ناقض اين سخن است: توسل به مرده خطاب به معدوم است.
الف) عدم قائل بودن به تأثير ذاتي در شفاعت
ب) سوره آل عمران / آيه 169 ـ و لا تحسبنّ الذين قتلوا في سبيل‏اللّه‏ امواتا
ج) علم مخابره با ارواح (spirtisme)
د) موارد ب و ج
________________________________________ 140 ________________________________________
درس هشتم
پاسخي به كتاب منهاج‏السنه / ابن تيميه
________________________________________ 143 ________________________________________
هدف از اين درس:
ـ آشنايي با شخصيت ابن تيميّه و علل بدبيني وي به شيعيان
ـ بررسي شايعه دخالت خواجه نصير در براندازي حكومت وقت
ـ پاسخ به برخي اتهامات وارده در كتاب منهاج‏السنه
________________________________________ 144 ________________________________________
مقدمه
تقي‏الدين احمدبن عبدالحليم مشهور به ابن تيميه حراني دمشقي حنبلي در سال 661 ه . ق در شهر حران تركيه نزديك شهر اورفا متولد شد. هنوز به سن هفت سالگي نرسيده بود كه مغول‏ها بعد از تصرف عراق به حران حمله كردند و خانواده‏اش مجبور به مهاجرت به شام شدند.
ابن تيميه در عصر فتنه مغول زندگي مي‏كرد و بسياري از عمر خود را در زندان و يا تبعيد و يا مسافرت بين شام و مصر گذراند. او به مصر سفر كرد تا حاكمان آن ديار را بر ضد مغول‏ها به جهاد تشويق نمايد.
در آن روزگار مغولان كه از اختلاف و تخاصم شديد شيعه و سني و قتل عام شيعيان در كرخ بغداد باخبر شده بودند، فرصت را غنيمت شمردند، و به عراق حمله كردند و اين سرزمين را به تصرف خود درآوردند و كتابخانه‏ها را غارت و علما را آواره ساختند.
خواجه نصيرالدين طوسي، عالم بزرگ شيعه با تدبيري كه داشت براي بازگرداندن علما و كتاب‏ها، وزارت اقتصاد هلاكو را پذيرفت، و با تأسيس كتابخانه‏اي بزرگ و رصدخانه مراغه، كتاب‏هاي به غارت رفته و علماي آواره شده را جمع كرد.
اما دشمنان و متعصبين شايع كردند كه خواجه نصير، مغول‏ها را راهنمايي كرده كه به
________________________________________ 145 ________________________________________
بغداد حمله كنند و خليفه عباسي المستعصم را به قتل برسانند و بسياري از علما و مسلمانان را بكشند و صدها كتابخانه و صدها هزار جلد كتاب‏هاي علمي را نابود كنند.
در آن زمان يكي از علماي بزرگ شيعه، جمال‏الدين، ابن مطهر حلي معروف به محقق حلي (648-726 ه . ق) كه در علم كلام شاگرد خواجه نصير طوسي بود و كتاب
وي تجريد الاعتقاد را شرح كرده بود كتابي در اثبات امامت نوشت بنام «منهاج الكرامة».
ابن تيميه كه از شهر حران، شهر ناصبيان و دشمنان اهل بيت ( علیهم السلام ) به شام شهر غاليان اسماعيلي مهاجرت كرده و از حمله مغول بسيار خشمگين بود، باعث شد كه شايعه دخالت خواجه نصير و شيعيان در هدايت مغول‏ها براي حمله به كشورهاي اسلامي را بدون تحقيق بپذيرد، و كارهاي غلوآميز فرقه‏هاي غلاة نصيريه و غلاة اسماعيلي را به تمام شيعيان تعميم دهد، و كتابي در رد «منهاج الكرامه» علامه حلي به نام «منهاج السنة النبوية في نقض كلام الشيعة القدرية» بنويسد و در آن شيعه را با فرقه يهود و نصاري مقايسه كند وبه تكفير آنان بپردازد. به عنوان نمونه در فصل اول مي‏نويسد:
«روافض با كفار و منافقان يهودي، مسيحي، مشرك و اصناف مختلف ملحدان مثل نصيريه، اسماعيليه و غيره دوست بوده هنگام اختلاف، مشركان و اهل كتاب را بر عليه مسلمانان ياري مي‏دهند همچنان كه اين كار به مراتب تكرار و تجربه شده است مثل ياري مغولان و غيره بر ضد مسلمانان در خراسان، عراق، جزيره، شام و ...».(1)
شايعه دخالت خواجه نصير در سقوط خلافت عباسيان
عبداللّه‏ بن فضل شيرازي كه كتاب خود را حدود سال 729 ه . ق به رشته تحرير درآورده مي‏نويسد: «خليفه به عياشي و خوش‏گذراني مشغول بود و وزيرش ابن علقمي بر امور تسلط داشت، فاجعه كرخ كه فرماندهي آن را پسر خليفه به عهده داشت و براي حمله به كرخ و به اسارت گرفتن پسران و دختران كه در بين آنها علوي‏ها هم بودند سپاهي روانه كرد، سبب شد تا ابن علقمي دست به انتقام‏جويي بزند، اين حادثه او را واداشت تا با مغول‏ها مراسله نمايد و آنان را به بغداد فرا خواند».(2)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- مختصر منهاج‏السنه، ابن تيميه، ترجمه اسحاق دبير، انتشارات حقيقت 1386، ص 59.
2- حسن امين، اسماعيليون و مغول و خواجه نصيرالدين طوسي، ترجمه مهدي زنديه تهران، مؤسسه دائرة‏المعارف فقه اسلامي، 1382، ص 389-390.
________________________________________ 146 ________________________________________
همان‏طور كه از اين گزارش برمي‏آيد، عياشي مستعصم آخرين خليفه عباسي از سويي، و به راه انداختن اختلاف بين شيعه و سني و كشتار و اسير گرفتن شيعيان و دختران و پسران علوي توسط پسر خليفه در كرخ بغداد از سوي ديگر، عامل اساسي پراكنده‏سازي مردمان و لشكريان و سقوط ارتش نفوذناپذير بغداد بود اما سياستمداران جنگ ميان مسلمانان و مغولان را به جنگ داخلي ميان شيعه و سني كشاندند و توسط
متعصبين همه تقصيرها را متوجه ابن علقمي شيعه كردند، در صورتي كه كار لشكر و ارتش در دست ابن‏علقمي نبود، بلكه برعهده شرابي بود.
حتي اگر اين مسئله درست باشد كه ابن علقمي متوسل به بيگانگان شده باز عامل اصلي آن اختلافات و تفرقه‏افكني‏ها و فسادهاي فراوان و ظلم و ستم بي‏حد خليفه و پسرش و درباريان بوده است.
و از آنجا كه خواجه نصيرالدين طوسي با علم و درايت فراواني كه داشت وزارت اقتصاد و دارايي هلاكوخان را پذيرفت تا به كنترل مظالم آنان بپردازد و به جمع‏آوري كتاب‏هاي به غارت رفته، و علماي متواري شده همت گمارد، او را متهم كردند كه كشتن خليفه و سقوط خلافت به راهنمايي او بوده است. ابن تيميه در مجموعه الرسائل خود مي‏نويسد:
«مغولان با كمك ملحدان [اسماعيلي] و كارگرداني نصيرالدين طوسي بر كشورهاي اسلامي يورش بردند، او بود كه دستور كشتن خليفه و از ميان بردن حكومت وي را صادر كرد».(1)
دكتر عبدالهادي حائري كه در اين باره با منابع دست اول تحقيق شايسته‏اي به عمل آورده مي‏نويسد:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- مجموعه الرسائل، ابن تيميه، قاهره 1905، ص 97.
________________________________________ 147 ________________________________________
ما در اين زمينه نمي‏توانيم بيش از چند ماخذ را مورد توجه قرار دهيم، يكي از آنها طبقات ناصري است كه از سوي منهاج سراج جوزجاني در سال 658 ه . ق يعني چند ماه پس از سقوط بغداد نوشته شده است. جوزجاني بارها پيرامون خليفه وقت المستعصم، سخناني ستايشگرانه آورده ولي هرگز هجوم مغولان به بغداد را به طوسي پيوند نداده است.
كتاب ديگر تاريخ مختصر الدول ابن العبري (624-681 ه . ق) مي‏باشد، اين ماخذ دست يكم بخش كوتاه و فشرده پيرامون خواجه نصير طوسي دربر دارد ولي هرگز از اينكه خواجه نصير نقشي در فتح بغداد داشته است سخني به ميان نمي‏آورد.
سومين منبع مهم در اين زمينه الحوادث الجامعه ابن القوطي است كه تاريخ نگارش آن به 657 ه . ق يكسال پس از فتح بغداد برمي‏گردد، وي ضمن سخن از سقوط بغداد و كشته شدن خليفه آنرا به طوسي نسبت نمي‏دهد.
سرانجام بايد از نوشته‏هاي خود طوسي در اين زمينه ياد كنيم: وي درباره يورش مغولان رساله‏اي با عنوان «كيفيت واقعه بغداد» نوشته، ولي در زمينه فعاليت خود در اين يورش سخني نگفته است.
بدين‏سان در كهن‏ترين منابع هيچ دليل و نشانه‏اي درباره نقش موثر طوسي در يورش هلاكو به بغداد نمي‏توان يافت.(1)
اخيرا كتابي از سوي يكي از پژوهشگران وهابي عربستاني بنام دكتر سعدبن حذيفه الغامدي عضو هيات علمي گروه تاريخ دانشكده ادبيات دانشگاه ملك سعود چاپ و منتشر شده بنام: سقوط الدوله العباسيه و دور الشيعه بين الحقيقه و الاتهام.
اين كتاب در سال 1425 ه . ق از سوي دار ابن حذيفه در رياض به چاپ رسيده است مؤلف در بخشي از فصل پنجم كتاب (ص 330 تا 351) به بررسي تهمت نقش داشتن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- عبدالهادي حائري، ايران و جهان اسلام، مشهد مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوي، 1368، ص 110.
________________________________________ 148 ________________________________________
شيعيان در سقوط بغداد پرداخته و آنرا نقد كرده است. وي همچنين با بررسي موشكافانه و عالمانه‏اي آخرين وزير خليفه عباسي يعني مويد الدين محمد بن علقمي را نيز از اين تهمت بري دانسته است.(1)
امروز ايادي آمريكا نيز مي‏كوشند كه وانمود كنند كه اين كار شيعه در تمام طول تاريخ تا به امروز است و حمله آمريكا و انگليس به بغداد و افغاستان را به شيعيان نسبت دهند و اسلحه القاعده را از خود به سوي شيعيان بچرخانند در صورتي كه در طول تاريخ همواره شيعيان جانب برادران اهل سنت را نگاه داشته به عنوان نمونه كريم خان زند بر همين اساس بصره را تخليه كرد و عباس ميرزا به قبول عهدنامه ارض روم تن در داد و دولت ايران در جنگ روس و عثماني دهه آخر سده سيزدهم هجري از ورود در توطئه با روسيه براي استفاده از موقع شكست عثماني به عذر هم‏ديني خودداري كرد.(3) و با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، شيعيان، آمريكا و صهيونيسم را از مملكت بيرون نمودند و سفارتخانه اسرائيل را به فلسطينيان دادند و تا به امروز اكثر كمك‏ها را مردم ايران به مردم فلسطيني كردند كه سني هستند.
تهمت‏هاي خلاف واقع
ابن تيميه در فصل دوم، شيعيان را به يهوديان تشبيه مي‏كند تا بگويد شيعه زاييده يهود بوده و براي براندازي اسلام است. وي مي‏نويسد:
1ـ يهوديان مي‏گويند: تا زمان خروج مسيح، جهاد در راه خدا لازم نيست، و روافض نيز مي گويند تا زمان خروج مهدي جهاد در راه خدا لازم نيست.(3)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- انديشه‏هاي صادق، شماره 16-12 پاييز 83 تا تابستان 84، تهران، دانشگاه امام صادق عليه‏السلام ، ص 68.
2- مقدمه كتاب اسلام آئين همبستگي بقلم استاد محيط طباطبايي، تهران، مؤسسه نشر زكات علم، 1377.
3- مختصر منهاج السنه، ابن تيميه، ترجمه اسحاق دبير، انتشارات حقيقت، 1368، ص 62.
________________________________________ 149 ________________________________________
* پس آن همه مبارزه بزرگ علماي اصولي در زمان ميرزاي شيرازي اول و دوم، و شيخ الشريعه، عليه انگليس و علماي دوره مشروطه و انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني (ره) عليه آمريكا و مبارزه حزب‏اللّه‏ لبنان عليه صهيونيسم چيست؟ شگفت اينكه كسي اين ايراد را بر شيعه مي‏گيرد كه خود معتقد است بايد در برابر حاكمان ظالم و فاسق سكوت كرد.
2ـ يهوديان نماز را تا هنگام ظاهر شدن كامل ستارگان به تعويق مي‏اندازند و روافض نماز مغرب را تا ظاهر شدن ستارگان به تاخير مي‏اندازند.(1)
* اولاً بعضي از فقهاي شيعه وقت نماز مغرب را همان اول غروب مي‏دانند و بسياري وقت مغرب را هنگام برطرف شدن سرخي مشرقي مي‏دانند نه ظاهر شدن كامل ستارگان. تقريبا همان مقداري كه در مسجدالنبي نماز مغرب را بعد از اذان به تأخير مي‏اندازند.
3ـ يهوديان اندكي از قبله‏شان متمايل مي‏شوند، روافض نيز چنين‏اند.
* شيعيان مانند ساير مسلمانان براساس قبله‏نما و ساير علائم تشخيص قبله نماز مي‏خوانند و هرگز از جهت قبله تعيين شده متمايل نمي‏شوند و چنين چيزي نه در فقه شيعه است و نه در فقه يهود.
اما يهوديان وقتي به نماز مي‏ايستند، كسي نبايد از جلو آنها عبور كند(2) سنيان نيز چنين‏اند. و حتي بعضي شخص عابر را به شدت كنار مي‏زنند(3) آيا اين دليل بر پيروي اهل سنت از فقه يهود است؟!
4ـ يهوديان در نمازشان دست و پا تكان مي‏دهند، روافض نيز چنين‏اند.
* اولاً هرگز شيعه در نماز دست و پايش را تكان نمي‏دهد؟ ثانيا يهوديان در نماز آمين مي‏گويند، اهل سنت هم در نماز آمين مي‏گويند آيا درست است كه بگوييم مذاهب اهل سنت زاييده دين يهودند؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- همان، ص 63.
2- شرعيات دين يهود، ص 29.
3- الفقه الاسلامي و ادلته، وهبه الزحيلي، ج 2، ص 964.
________________________________________ 150 ________________________________________
5ـ يهوديان عده‏اي براي زنان قائل نيستند، روافض نيز چنين‏اند.
* عده زنان نص صريح قرآن است و تاكنون هيچ شيعه‏اي آنرا ملغي ندانسته است.
6ـ يهوديان تورات را تحريف كردند، روافض نيز قرآن را تحريف كردند.
* هرگز شيعه قرآن را تحريف نكرده و جمهور علماي شيعه قائل به عدم تحريف قرآنند و تنها چند نفر نظر شخصي به تحريف قرآن داده و ساير علما به شدت آنرا پاسخ داده‏اند.
7ـ يهوديان مخلصانه به مؤمنان سلام نمي‏كنند، و بلكه مي‏گويند: السام عليكم و «سام» به معني مرگ و نابودي است، روافض نيز چنين‏اند.
* اين مسئله كه افتراي محض است اما در مورد سلام اين حقيقت دارد كه اگر كسي به يهودي در حال نماز سلام كند هرچند شخص مهمي باشد نبايد جواب سلامش را بدهد(1) در مذاهب اربعه نيز چنين است اما در مذهب اماميه واجب است سلام را مانند آن جواب داد.(2) به دستور قرآن كه مي‏فرمايد: اذِ حُييتُم بتَحيهٍ فَحُيوا باحسنِ مِنها او رُدّوها.(3)
8ـ يهوديان ماهي زناب و مار ماهي را نمي‏خورند، روافض نيز چنين‏اند.
در فقه اماميه هر نوع ماهي كه فلس ندارد، خوردن آن جايز نيست براساس روايت امام صادق عليه‏السلام (4) نه بر اساس شريعت يهود.
9ـ يهوديان مسح بر خفين را جايز نمي‏دانند، روافض نيز چنين‏اند.
* يهوديان در وضويشان مسح پا ندارند، اهل سنت هم ندارند پس فقه اهل سنت از يهود گرفته شده است؟!
10ـ يهوديان اموال همه مردم را براي خود مباح مي‏شمارند، روافض نيز چنين‏اند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- شرعيات دين يهود به اهتمام هاراويديد آذرچيان، بي‏تا، ص 29.
2- الفقه علي المذاهب الخمسه محمد جواد مغنيه، ص 145.
3- نساء: 86.
4- من لا يحضره الفقيه، صدوق ابن بابويه، ج 2، ص 105، وسائل‏الشيعه، ج 16، ص 330.
________________________________________ 151 ________________________________________
* اما شيعيان هرگز مال مردم را براي خود مباح ندانسته و اين يك افتراي محض است.
11ـ خداوند در قرآن در مورد يهود مي‏فرمايد: «قالُوا ليسَ عَلينا فِي الاُميين سَبيل» (ما در برابر اميين غير يهود، مسئول نيستيم) و روافض نيز چنين‏اند.
* كدام شيعه چنين سخن گفته به عكس شيعه همواره در كنار مردم مظلوم فلسطين و بوسني ايستاده و خود را مسئول دانسته است.
12ـ يهوديان با گذاشتن يك طرف سر بر روي زمين سجده مي‏برند، روافض نيز چنين‏اند.
* آنچه در فقه اماميه آمده و همه به آن عمل مي‏كنند گذاشتن پيشاني بر روي زمين و خاك است نه يك طرف سر.
13ـ يهوديان قبل از سجده سرشان را مثل ركوع چندين مرتبه تكان مي‏دهند، روافض نيز چنين‏اند.
* چنين چيزي نه در فقه شيعه آمده و نه در فقه يهود ولي يهوديان در نماز دست‏ها را روي پايين سينه قرار مي‏دهند به طوري كه دست راست روي دست چپ قرار مي‏گيرد مانند غلامي كه در حضور اربابش ايستاده،(1) اهل سنت نيز همين كار را مي‏كنند و شيعيان اين عمل را انجام نمي‏دهند. آيا درست است كه نتيجه‏گيري كنيم كه مذاهب اهل سنت ريشه در يهود دارند؟
14ـ يهوديان با جبرئيل دشمني مي‏ورزند، و مي‏گويند: او دشمن ما از بين ملائكه است روافض نيز چنين‏اند و مي‏گويند: جبرئيل با وحي بر محمد به اشتباه رفت.
* و اين نيز يكي ديگر از تهمت‏هاي خنده‏آور است و شيعه هرگز دشمن جبرئيل نبوده است و قائل به اشتباه وي نيست. و مسئله «خان الامين» از ساخته‏هاي دشمنان شيعه است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- شرعيات فقه يهود، ص 28.
________________________________________ 152 ________________________________________
15ـ يهوديان فريب مردم را روا مي‏دانند، روافض نيز چنين‏اند.
* شيعه فريب دادن مردم و غش در معامله را به شدت حرام مي‏داند.
16ـ يهوديان مي‏گويند: طلاق جز به هنگام قاعدگي واقع نمي‏شود، روافض نيز چنين‏اند.
* عجيب مثل اينكه شايعه‏سازان همه چيز را وارونه به اطلاع ايشان رسانده‏اند. برعكس در مذهب شيعه طلاق به هنگام قاعدگي واقع نمي‏شود.
17ـ يهوديان در گور لحد نمي‏سازند، روافض نيز چنين‏اند در حالي كه براي پيغمبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) لحد ساخته شد.
* طرح اين مسائل نشان مي‏دهد كه چقدر ايشان از فقه شيعيان بي‏اطلاعند و رجما با لغيب سخن مي‏گويند در فقه شيعه صريحا آمده كه از مستحبات دفن، حفر لحد ديواره قبر است (بان يحفر في حائط القبر مما يلي القبله حفيرة بقدر ما تسع جئته فيوضع فيها).(1)
18ـ بعضي از روافض مثل يهوديان گوشت مرغابي و شتر را حرام مي‏دانند.
* هرگز در هيچ يك از كتب فقهي شيعه گوشت مرغابي و شتر حرام نشده و شيعيان از گوشت مرغابي و شتر مي‏خورند.
19ـ مثل يهوديان هميشه دو نماز را با هم جمع مي‏كنند و در نتيجه در شبانه‏روز تنها در سه نوبت نماز مي‏خوانند.
* اولاً يهوديان دو نماز را با هم جمع نمي‏كنند بلكه سه نماز دارند نماز در صبح، نماز در شب و هنگام خواب اما دليل جمع خواندن شيعه اين است كه در صحيح مسلم از ابن‏عباس آمده است كه رسول خدا ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) در مدينه نماز ظهر و عصر را جمع كردند. بدون اينكه در خوف و يا در سفر باشند، ابن عباس مي‏افزايد: پيامبر اكرم ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) مي‏خواستند كه هيچ يك از امتشان به زحمت نيفتند.(2)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- تحرير الوسيله امام خميني، نجف مطبعه الاداب، 1390 ه . ، ج 1، ص 89-90.
2- صحيح مسلم، ج 5، ص 215-216، كتاب صلاة‏المسافرين، باب الجمع بين الصلاتين في الحضر، حديث 705، 49، 50، 51، 54 و 57.
________________________________________ 153 ________________________________________
20ـ مثل يهوديان مي‏گويند: طلاق جز در صورت حضور شاهد واقع نمي‏شود.(1)
* درست است كه شيعيان شرط وقوع طلاق را حضور دو شاهد عادل دانسته‏اند اما نه به پيروي از يهود بلكه به پيروي از قرآن كريم كه مي‏فرمايد: و اشهدوا ذوي عدل منكم.(2)
و بزرگان اهل سنت مانند شيخ ابو زهره آنرا برگزيده‏اند و گفته‏اند براي حفظ خانواده از انحلال مناسب‏تر است.(3)
همانطور كه ملاحظه كرديد اغلب مشتركات ذكر شده در كتاب منهاج السنه خلاف واقع است اما مي‏توان مشتركاتي ميان فقه يهود يا فقه مذاهب اسلامي شيعه و سني يافت كه دليل بر اين نيست كه مذاهب اسلامي از فقه يهود گرفته شده است بلكه دليل بر اينست كه اصل شريعت نوح، ابراهيم، موسي و عيسي، محمد (سلام‏اللّه‏ عليهم) يكي است.
چنانكه قرآن مي‏فرمايد:
«شَرَعَ لكم مِن الدّين ما وَصّي به نوحا و الذي اَوْحَينا اليك و ما وصينا بِه ابراهيم و موسي و عيسي».(4)
(آييني را براي شما شريعت قرار داد كه به نوح توصيه كرده بود، و آنچه را بر تو وحي فرستاديم و به ابراهيم و موسي و عيسي سفارش كرديم).
جاي تعجب است كه اكثر فقهاي اهل سنت مانند جمهور فقهاي حنفي و مالكي و بعضي از شافعيان و در روايت راجحي از احمد كه ابن تيميه پيرو آنست، شرايع پيشين از
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- محتضر منهاج‏السنه، ص 70.
2- سوره طلاق: آيه 2.
3- الاحوال الشخصيه، ابوزهره، ص 365.
4- سوره شوري، آيه 13.
________________________________________ 154 ________________________________________
جمله شريعت يهود را در صورت عدم نسخ براي مسلمانان حجت مي‏دانند، و اتفاقا شيعه و بيشتر شافعيان شريعت پيشين را حجت نمي‏دانند.(1)
بنابراين اگر بنا باشد تشابه برخي از احكام فقهي مذاهب را با فقه يهود، دليل بر نشأت گرفتن آن مذهب از يهود بدانيم، مذاهب غير شيعه و شافعي، اولويت دارند.
بعضي از حماقت‏هايي كه به شيعه نسبت مي‏دهند
و باز هم ابن تيميه با استفاده از شايعات انتشار يافته توسط دشمنان شيعه، در بخشي از كتاب «منهاج السنه» حماقت‏هايي را به شيعه نسبت مي‏دهد و متأسفانه امروزه نويسندگان افراطي وهابي همين شايعات را در كتاب‏هاي جديد خود نقل مي‏كنند، بي‏آنكه كوچكترين تحقيقي در مورد آنها به عمل آورند به عنوان نمونه مي‏نويسد:
1ـ بعضي از ايشان توت شامي نمي‏خورند، در حالي كه بسي بديهي است كه پيغمبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) و يارانش از پنيري كه در سرزمين‏هاي كفار درست مي‏شد مي‏خوردند.(2)
* در هيچيك از كتب فقهي شيعه راجع به توت شامي چيزي نيامده، شايد عده‏اي توت شامي را دوست نداشتند و نمي‏خوردند.
2ـ از استعمال كلمه عشره = ده و يا انجام كاري كه متضمن ده باشد و حتي از ساختن خانه با ده ستون خودداري مي‏ورزند. و . . . علت اين امر دشمني روافض با بهترين صحابه پيغمبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) مي‏باشد كه ده نفر بودند. و در همين دنيا به آنها وعده بهشت داده شده بود. كه عبارت بودند از ابوبكر، عمر، عثمان، علي، طلحه، زيبر، سعدبن ابي وقاص، سعيد بن زيد، عبدالرحمن‏بن عوف، و ابوعبيدة بن جراح. حتي اگر به فرض ده نفر در دنيا پيدا شدند كه كافرترين مردم باشند باز هم ترك استعمال واژه ده لازم نيست و جاي بسي تعجب است كه روافض عدد نه را دوست ندارند.(3)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- الوجيز في اصول الفقه، وهبه الزحيلي، تهران، نشر احسان، 1423 ه . ص 102-103.
2- مختصر منهاج‏السنه، ص 71.
3- همان
________________________________________ 155 ________________________________________

كتابخانه تخصصي حج > آموزش کارگزاران حج > شيعه شناسى،آشنايى با مذاهب اسلامى،وحدت اسلامى و پاسخ به شبهات

يكي حق وجوبي كه اين فرض باطل است يعني هيچ موجودي بر خداوند حق وجوبي ندارد. ولي حق ديگري است كه خداوند خود فرض كرده چنان كه فرمود: «و كذلك حَقا عَلينا نُنْجي المومنين»(1) و لذا از اين منظر اشكالي ندارد. ابن تيميه با استناد به سخن ابوحنيفه اين كراهت را كراهت تحريفي دانسته در صورتي كه بنابر نظر علماي حنفي كراهت در مسائل اعتقادي كراهت تنزيهي مي‏باشد. به هر روي بر فرض صدق، اين مدعي فقط براي پيروان اين عقيده واجب الطاعه است، نه ساير مسلمانان و اين به شرطي است كه جمهور و يا قاطبه علماي اين مذهب بر آن اجماع داشته باشند كه در عالم واقع خلاف آنرا مشاهده مي‏كنيم.
ب) دليل دوم كه در راستاي نظريه كراهت آورده‏اند عدم توسل به اصحاب در زمان حياتشان مي‏باشد يعني اصحاب خدا را به پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) به جهت توسل قسم نداده‏اند. در پاسخ اين اشكال و اعتقاد بايد گفت كه: اولاً در برخي روايات آمده كه ما به خدا توسل مي‏جوييم (بنبيّنا يعني بِحَقَّ نبيّنا).
ثانيا عدم عمل اصحاب دالّ بر حجيّت نيست و بسياري از فقها از جمله شافعيان قول و فعل اصحاب را حجت نمي‏دانند و برخي از علماي حنفي هستند كه قول اصحاب را حجت مي دانند.
در ادامه دلايل برخي از سلفيان كه توسل به حضرت رسول ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) بعد از وفات را حجت نمي‏دانند و در آن به عمل اصحاب استناد كرده‏اند ما شاهد رواياتي در تفسير ابن كثيرو ... هستيم كه در زمان خلافت عثمان سائلي حاجتش را با عثمان بن حنيف در ميان گذاشت، وي گفت: وضو بگير و در مسجد نماز بگزار. آنگاه بگو پروردگارا من بوسيله رسول تو، رو به سوي تو مي‏آورم و از تو درخواست مي‏كنم كه حاجتم را برآورده كني و اين مرد چنين كرد و حاجتش برآورده شد.(2)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1-سوره یونس / 103
2-براي اطلاعات بيشتر رجوع كنيد به دلائل النبوة بيهقي و موسوعة الفقهية الكويتية، ج 24 و المعجم الصغير طبراني، ج 1، ص 183.
________________________________________ 132 ________________________________________
ج ـ دليل ديگر سلفيه بر عدم جواز توسل استدلال به آيه شريفه «فلا تدعوا مع اللّه‏ احدا»(1) مي‏باشد، يعني با خدا كسي را نخوانيد.
در پاسخ به اين اشكال بايد گفت كه اگر تأملي به قبل اين آيه داشته باشيم متوجه مي‏شويم كه آيه در مورد كساني است كه همراه با خدا افراد بشري را مي‏پرستيدند و لذا قبل از اين آيه مي‏فرمايد: «و اِنَّ الذين تدعون مِنْ دونِ اللّه‏ عبادٌ امثالُكُمْ».(2) و بعد در ادامه مي‏گويد «فلا تدعوا مع اللّه‏ احدا» و اگر منظور از خواندن و دعا در آيه همان خواندني باشد كه در برابر خدا انجام مي‏دهيم آري هيچ كس از مسلمانان آنرا جايز نمي‏داند، ولي بايد توجه داشت كه هر دعايي عبادت نيست - مثلاً وقتي كسي را صدا مي‏زنيم مي‏گوييم يا جعفر يا رضا اين معني عبادت نيست. در روايات نيز كه آمده (الدعاءُ هو العبادة)(4) يعني دعاي خداوند از جمله عبادات است ولي هر صدا زدني به معني عبادت محسوب نمي‏شود.
دليل ديگر بر نفي توسل آيه (إنْ تدعوهم لا يسمعوا دعائكم) مي‏باشد. يعني اگر آنها را بخوانيد صداي شما را نمي‏شنوند.
د ـ و نيز آيه «والّذين تدعون من دون اللّه‏ لا يملكون من قطمير».(4)
يعني كساني را كه به غير از خدا مي‏خوانيد اينان مالك هسته خرمايي هم نيستند.
و نيز آيه «وَ لَوْ سَمِعُوا ما استَجابوا لَكُمْ»(5) يعني اگر هم بشنوند دعاي شما را اجابت نمي‏كنند.
بايد توجه داشت كه اين آيات در مورد بت‏پرستان است كه بت‏ها را مي‏پرستيدند و از آنها طلب ياري مي‏خواستند و قياس آن با مسلمانان كه به خداي يكتا ايمان دارند و
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- سوره جن/ 18.
2- سوره اعراف/ 194.
3- مناوي، الفيض، ج 3، ص 540.
4- سوره فاطر/ 13.
5- سوره فاطر/ 14.
________________________________________ 133 ________________________________________
پيامبران را نمي‏پرستند، يك قياس مع الفارق است ـ در آيه «عبادٌ امثالكم» هم كه ذكر آن گذشت راجع به مشركان است كه بت‏ها را در ادامه جهان شريك خداوند مي‏دانستند و حال آيا اين را مي‏توان با مسلماني كه پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) را بنده و فرستاده خدا مي‏داند و هر روز در نمازش بارها مي‏گويد (و اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمدا عَبْدُه و رَسُوله) مقايسه كرد؟
و بنا به گفته ابن عبدالوهاب پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) در قبرش زنده است و زندگي برزخي ايشان از برخي شهدا عالي‏تر است و صداي درودگويان را مي‏شنوند.(1)
ه ـ آيه ديگري كه امروزه و در سالهاي اخير وهابيان زياد روي آن تاكيد دارند اين آيه شريفه است: «ما يَعْبدونَهم إلاّ لِيُقَرِّبونا إلي اللّه‏ زُلفي».(2)
يعني وقتي به بت‏پرستان گفته مي‏شد كه اين‏ها را چرا عبادت مي‏كنيد مي‏گفتند ما اين‏ها را وسيله تقرب به خدا قرار مي‏دهيم و سپس طبق اين آيه متوسلين به رسول و ائمه را كافر مي‏دانند، اما آيا به راستي نعوذ باللّه‏ شأن و جايگاه رسول خدا با بت گلي و چوبين يكي است از طرفي در ادامه آيه مي‏فرمايد «اِنّ اللّه‏َ لا يَهدي مَنْ هو كاذبُ كَفار» يعني اينها اصلاً خداي خود را قبول نداشتند و در جواب مسلمين به دروغ مي‏گفتند كه ما بت را نمي‏پرستيم و آن صرفا وسيله تقرب ماست.
د ـ توسل در زمان حيات آري؟ در زمان ممات خير!
دليل ديگر وهابيان اين است كه ما دليلي بر توسل نداريم چون پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) رحلت كرده و ديگر كاري از ايشان ساخته نيست ولي در زماني كه ايشان در قيد حيات بودند توسل را قبول داريم در اينجا بسياري از علما همچون دكتر رمضان بوطي از سوريه پاسخ گفته‏اند كه چون ما قايل به تأثير ذاتي رسول و ائمه در شفاعت نيستيم لذا فرقي در زمان حيات و ممات اين حضرات نمي‏كند به طور مثال زماني كه اصحاب در منا و در حين حلق
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- ابن عبدالوهاب، رساله كشف‏الشبهات به نقل از الرسول يدعوكم، ص 295.
2- سوره زمر، آيه 3.
________________________________________ 134 ________________________________________
و تقصير به موي ايشان تبرك جستند، طبيعي است كه موي حضرت پس از جدا شدن جان ندارد و مرده است چون از ريشه و پياز مو منقطع شده و در هيچ يك از احاديث فريقين هم نيامده كه رسول خدا ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) بفرمايند اي مردم اين موي من را تا وقتي كه من زنده هستم به آن تبرك بجوييد.(1)
ه ـ آيا توسل به مرده خطاب به معدوم است؟
دليل ديگر وهابيان اين است كه توسل به مرده حرف زدن با يك جسم متلاشي شده و معدوم است و لذا تاثيري ندارد. در پاسخ بايد گفت اين سخن خلاف آيات، روايات و سيره مسلمانان و حتي قول خود عبدالوهاب مؤسس اين فرقه است. از قرآن مي‏خوانيم كه «و لا تَحْسَبَنَّ الذين قُتِلوا في سبيلِ اللّه‏ِ اَمواتا بَلْ اَحياءٌ عِنْدَ رَبِّهِم يُرْزَقون»(2) يعني اين شهدا زنده‏اند و نزد پروردگارشان روزي مي‏خورند. امروزه مردم بر سر مزار حضرت رسول ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) مي‏گويند (السلام عليك يا نبيّ اللّه‏) پس پيامبر مي‏شنوند كه ما به ايشان سلام مي‏دهيم و سلام بر حضرت در تمام فقه فرق اسلامي وارد شده است. عبدالوهاب هم قايل به حيات برزخي بوده و لذا هيچ دليلي وجود ندارد كه مي‏توان از حضرت در روز قيامت و زمان حياتشان طلب شفاعت كرد ولي در حيات برزخي ايشان اين غير ممكن است.
از طرفي علم ارتباط با ارواح نيز اين مسأله را تأييد مي‏كند:
فريد وجدي در دائرة‏المعارف خود مي‏نويسد: «پروردگار متعال در عصر ما دو دريچه از علم به روي ما برگشوده و دلايل اين دو براي اثبات اين كه انسان داراي روحي است كه مي‏تواند بدون احتياج به بدن به زندگي و فعاليت مستقل بپردازد كاملاً قانع‏كننده و بي‏اشكال مي‏باشد.(3)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- دكتر رمضان بوطي، فقه السنة، ص 355.
2- سوره آل عمران/ 169.
3- دائرة‏المعارف قرن بيستم، ماده «روح»، ج 14، ص 365.
________________________________________ 135 ________________________________________
از قرن نوزدهم علم اسپري‏تيسم (Spirtisme) يا مخابره با ارواح پس از يك سلسله مطالعات و آزمايش‏هاي دقيق توسط بزرگ‏ترين محققان جهان به حقيقت آن پي برده شد و در امريكا و اروپا احضار روح وارد دنياي علم گرديد.(1)
از معلومات و حقايقي كه از ناحيه ارواح در جلسات احضار روح براي دانشمندان كشف و مشاهده شد مي‏توان نتيجه گرفت كه مسلما انسان در ماوراي اين بدن داراي روحي مستقل است كه با مرگ از بين نمي‏رود و ارتباط ارواح مردگان با ساكنين زمين بهترين دليل بر استقلال و بقاي روح و توانمندي بيشتر آنها بر بسياري از كارها به اذن خداوند است.(2)
ارواح خجسته و پرهيزگار كه از قفس دنيا آزاد گشته‏اند احساس و ادراكاتشان فزوني يافته و در مسير صعودي خود مرز و انتهاي محدود زمان و مكان نداشته با كمال سهولت به اعماق آسمانها و در دل درياها راه يابند و آنها را با همان عظمت و شكوه مشاهده كنند.
در نهايت ذكر اين نكته بايسته است كه با نظري در سخنان و دعاهاي معصومين عليهم‏السلام درمي‏يابيم كه سخنان اين بزرگان توحيد ناب است و پيوسته آكنده از ذكر (يا رب) است. در مفاتيح‏الجنان به نقل از امام صادق عليه‏السلام در آداب زيارت حضرت رسول آمده كه در طلب حاجت خود پس از زيارت پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) رو به قبله كن و حاجت خود را بخواه. ولي بعضي از وهابيان فكر مي‏كنند كه ما پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) را مي‏پرستيم كه اين كاملاً اشتباه است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- براي تفصيل رجوع شود به كتاب عالم پس از مرگ، اثر لئون دني، صص 78-82.
2- گذشته و آينده جهان، اثر نويسنده، صص 96-101.
________________________________________ 136 ________________________________________
خلاصه درس هفتم
توسل در لغت به معني تقرب است و در اصطلاح داراي معني وسيعي مي‏باشد كه بطور كلي شامل هر نوع وسيله مشروعي جهت رسيدن به قرب الهي مي‏باشد. توسل داراي دو نوع مجاز و غيرمجاز مي‏باشد كه توسل‏هاي مجاز عبارتند از: توسل به اسماء و صفات الهي، توسل به ايمان، توسل به اعمال صالح، به نبي مكرم اسلام و توسل‏هاي غيرمجاز عبارتند از: توسل به طاغوت، بت، در، ديوار، توسل به صورت تذلل، پارتي‏بازي و تأمل به تأثير مستقل بودن. در اين ميان برخي از مسلمانان توسل به پيامبر بعد از وفات را قبول ندارد ولي در مقابل بسياري از علما و شعراي نامي اهل سنت و يا عمل خود خلفاي راشدين خلاف اين مطلب را ابراز مي‏دارند.
________________________________________ 137 ________________________________________
نمونه سؤالات تشریحی
1ـ معني لغوي توسل را توضيح دهيد. (با توجه به سخنان راغب و علامه طباطبايي)
2ـ توسل‏هايي كه به اتفاق همه علماي اسلامي جايز مي‏باشند را نام ببريد.
3ـ مراحل توسل به پيامبر اكرم ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) را نام برده و توضيح دهيد.
4ـ توسل‏هاي غيرمجاز را نام ببريد.
5ـ در زمينه توسل به معصومين بعد از وفاتشان نظرات مختلف را ذكر كنيد و به تحليل آنها بپردازيد.
6ـ برخي از حنفيان مي‏گويند كه توسل جستن به حق پيامبر مكروه است. اين سخن را با دلايل علمي و حديثي نقد و بررسي كنيد.
7ـ وهابيان توسل به پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) بعد از وفات را جايز نمي‏دانند، علت اين اعتقاد چيست؟ با دلايل عقلي و نقلي به نقد و بررسي آن بپردازيد.
________________________________________ 138 ________________________________________
نمونه سؤالات تستي
1ـ علت منع دولت عربستان از زيارت قبرستان بقيع كدام يك از موارد زير نيست؟
الف) آنها فكر مي‏كنند ما اصحاب قبور را مي‏پرستيم
ب) آنها فكر مي‏كنند شيعيان حاجت خود را مستقيما از صاحب قبر مي‏خواهند
ج) آنها اين كار را شرك مي‏دانند
د) آنها با اهل بيت رابطه خوبي ندارند
2ـ يكي از مهم‏ترين آيات در مورد توسل آيه . . . . . . . . . . . . است.
الف) مائده / 35 ب) بقره / 120
ج) احزاب / 33 د) دهر / 8
3ـ در ميان مردم عربستان توسل به چه معني مي‏باشد؟
الف) تقرب ب) پارتي‏بازي ج) شفاعت د) تمام موارد
4ـ از نظر مرحوم طبرسي منظور از وسيله چيست؟
الف) اجتناب از معاصي ب) نزديكي با طاعات
ج) بالاترين درجات بهشت د) تمام موارد
5ـ از جمله شواهد توسل مردم به پيامبر در زمان حيات ايشان كدام يك از موارد زير است:
الف) سبقت جستن برهم هنگام وضوي پيامبر جهت استفاده از آب وضوي حضرت
ب) برداشتن موي حضرت بعنوان تبرك در زمان حلق يا تقصير
ج) تنسانا من دعائك
د) تمام موارد
6ـ آيه (و يعبدون من دون‏اللّه‏ ما لا يضرهم و لاينفعهم) ناظر به كدام يك از اقسام توسل است:
________________________________________ 139 ________________________________________
الف) اعتقاد به تأثير ذاتي و مستقل ائمه
ب) توسل به بت، در، ديوار و . . .
ج) توسل با تذلل
د) توسل به معني پارتي‏بازي
7ـ امام محمد غزالي در . . . . . . . . . . . . مي‏گويد: مستحب است تا زائر هر روز به زيارت بقيع برود و بعد از سلام به پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) . . .
الف) المغني ب) احياءالعلوم
ج) الميزان د) تهافة الفلاسفه
8ـ توسل جستن به حق و مقام اولياء الهي در ميان كدام يك از مذاهب اسلامي مكروه است؟
الف) زيدي ب) حنبلي ج) حنفي د) اسماعيلي
9ـ طبق روايت موجود در تفسير ابن كثير از اهل سنت در زمان كدام يك از خلفا شخص سائل با وسيله قرار دادن پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) حاجت خود را از خداوند مسألت نمود؟
الف) جناب ابوبكر ب) جناب عمر
ج) جناب عثمان د) منصور عباسي
10ـ بنا به گفته . . . . . . . . . . . . پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) در قبرش زنده است و زندگي برزخي ايشان از شهدا عالي‏تر است.
الف) احمدامين مصري ب) جبران خليل جبران
ج) ابن عبدالوهاب د) ابن تيميه
11ـ كدام يك از دلايل زير ناقض اين سخن است: توسل به مرده خطاب به معدوم است.
الف) عدم قائل بودن به تأثير ذاتي در شفاعت
ب) سوره آل عمران / آيه 169 ـ و لا تحسبنّ الذين قتلوا في سبيل‏اللّه‏ امواتا
ج) علم مخابره با ارواح (spirtisme)
د) موارد ب و ج
________________________________________ 140 ________________________________________
درس هشتم
پاسخي به كتاب منهاج‏السنه / ابن تيميه
________________________________________ 143 ________________________________________
هدف از اين درس:
ـ آشنايي با شخصيت ابن تيميّه و علل بدبيني وي به شيعيان
ـ بررسي شايعه دخالت خواجه نصير در براندازي حكومت وقت
ـ پاسخ به برخي اتهامات وارده در كتاب منهاج‏السنه
________________________________________ 144 ________________________________________
مقدمه
تقي‏الدين احمدبن عبدالحليم مشهور به ابن تيميه حراني دمشقي حنبلي در سال 661 ه . ق در شهر حران تركيه نزديك شهر اورفا متولد شد. هنوز به سن هفت سالگي نرسيده بود كه مغول‏ها بعد از تصرف عراق به حران حمله كردند و خانواده‏اش مجبور به مهاجرت به شام شدند.
ابن تيميه در عصر فتنه مغول زندگي مي‏كرد و بسياري از عمر خود را در زندان و يا تبعيد و يا مسافرت بين شام و مصر گذراند. او به مصر سفر كرد تا حاكمان آن ديار را بر ضد مغول‏ها به جهاد تشويق نمايد.
در آن روزگار مغولان كه از اختلاف و تخاصم شديد شيعه و سني و قتل عام شيعيان در كرخ بغداد باخبر شده بودند، فرصت را غنيمت شمردند، و به عراق حمله كردند و اين سرزمين را به تصرف خود درآوردند و كتابخانه‏ها را غارت و علما را آواره ساختند.
خواجه نصيرالدين طوسي، عالم بزرگ شيعه با تدبيري كه داشت براي بازگرداندن علما و كتاب‏ها، وزارت اقتصاد هلاكو را پذيرفت، و با تأسيس كتابخانه‏اي بزرگ و رصدخانه مراغه، كتاب‏هاي به غارت رفته و علماي آواره شده را جمع كرد.
اما دشمنان و متعصبين شايع كردند كه خواجه نصير، مغول‏ها را راهنمايي كرده كه به
________________________________________ 145 ________________________________________
بغداد حمله كنند و خليفه عباسي المستعصم را به قتل برسانند و بسياري از علما و مسلمانان را بكشند و صدها كتابخانه و صدها هزار جلد كتاب‏هاي علمي را نابود كنند.
در آن زمان يكي از علماي بزرگ شيعه، جمال‏الدين، ابن مطهر حلي معروف به محقق حلي (648-726 ه . ق) كه در علم كلام شاگرد خواجه نصير طوسي بود و كتاب
وي تجريد الاعتقاد را شرح كرده بود كتابي در اثبات امامت نوشت بنام «منهاج الكرامة».
ابن تيميه كه از شهر حران، شهر ناصبيان و دشمنان اهل بيت ( علیهم السلام ) به شام شهر غاليان اسماعيلي مهاجرت كرده و از حمله مغول بسيار خشمگين بود، باعث شد كه شايعه دخالت خواجه نصير و شيعيان در هدايت مغول‏ها براي حمله به كشورهاي اسلامي را بدون تحقيق بپذيرد، و كارهاي غلوآميز فرقه‏هاي غلاة نصيريه و غلاة اسماعيلي را به تمام شيعيان تعميم دهد، و كتابي در رد «منهاج الكرامه» علامه حلي به نام «منهاج السنة النبوية في نقض كلام الشيعة القدرية» بنويسد و در آن شيعه را با فرقه يهود و نصاري مقايسه كند وبه تكفير آنان بپردازد. به عنوان نمونه در فصل اول مي‏نويسد:
«روافض با كفار و منافقان يهودي، مسيحي، مشرك و اصناف مختلف ملحدان مثل نصيريه، اسماعيليه و غيره دوست بوده هنگام اختلاف، مشركان و اهل كتاب را بر عليه مسلمانان ياري مي‏دهند همچنان كه اين كار به مراتب تكرار و تجربه شده است مثل ياري مغولان و غيره بر ضد مسلمانان در خراسان، عراق، جزيره، شام و ...».(1)
شايعه دخالت خواجه نصير در سقوط خلافت عباسيان
عبداللّه‏ بن فضل شيرازي كه كتاب خود را حدود سال 729 ه . ق به رشته تحرير درآورده مي‏نويسد: «خليفه به عياشي و خوش‏گذراني مشغول بود و وزيرش ابن علقمي بر امور تسلط داشت، فاجعه كرخ كه فرماندهي آن را پسر خليفه به عهده داشت و براي حمله به كرخ و به اسارت گرفتن پسران و دختران كه در بين آنها علوي‏ها هم بودند سپاهي روانه كرد، سبب شد تا ابن علقمي دست به انتقام‏جويي بزند، اين حادثه او را واداشت تا با مغول‏ها مراسله نمايد و آنان را به بغداد فرا خواند».(2)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- مختصر منهاج‏السنه، ابن تيميه، ترجمه اسحاق دبير، انتشارات حقيقت 1386، ص 59.
2- حسن امين، اسماعيليون و مغول و خواجه نصيرالدين طوسي، ترجمه مهدي زنديه تهران، مؤسسه دائرة‏المعارف فقه اسلامي، 1382، ص 389-390.
________________________________________ 146 ________________________________________
همان‏طور كه از اين گزارش برمي‏آيد، عياشي مستعصم آخرين خليفه عباسي از سويي، و به راه انداختن اختلاف بين شيعه و سني و كشتار و اسير گرفتن شيعيان و دختران و پسران علوي توسط پسر خليفه در كرخ بغداد از سوي ديگر، عامل اساسي پراكنده‏سازي مردمان و لشكريان و سقوط ارتش نفوذناپذير بغداد بود اما سياستمداران جنگ ميان مسلمانان و مغولان را به جنگ داخلي ميان شيعه و سني كشاندند و توسط
متعصبين همه تقصيرها را متوجه ابن علقمي شيعه كردند، در صورتي كه كار لشكر و ارتش در دست ابن‏علقمي نبود، بلكه برعهده شرابي بود.
حتي اگر اين مسئله درست باشد كه ابن علقمي متوسل به بيگانگان شده باز عامل اصلي آن اختلافات و تفرقه‏افكني‏ها و فسادهاي فراوان و ظلم و ستم بي‏حد خليفه و پسرش و درباريان بوده است.
و از آنجا كه خواجه نصيرالدين طوسي با علم و درايت فراواني كه داشت وزارت اقتصاد و دارايي هلاكوخان را پذيرفت تا به كنترل مظالم آنان بپردازد و به جمع‏آوري كتاب‏هاي به غارت رفته، و علماي متواري شده همت گمارد، او را متهم كردند كه كشتن خليفه و سقوط خلافت به راهنمايي او بوده است. ابن تيميه در مجموعه الرسائل خود مي‏نويسد:
«مغولان با كمك ملحدان [اسماعيلي] و كارگرداني نصيرالدين طوسي بر كشورهاي اسلامي يورش بردند، او بود كه دستور كشتن خليفه و از ميان بردن حكومت وي را صادر كرد».(1)
دكتر عبدالهادي حائري كه در اين باره با منابع دست اول تحقيق شايسته‏اي به عمل آورده مي‏نويسد:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- مجموعه الرسائل، ابن تيميه، قاهره 1905، ص 97.
________________________________________ 147 ________________________________________
ما در اين زمينه نمي‏توانيم بيش از چند ماخذ را مورد توجه قرار دهيم، يكي از آنها طبقات ناصري است كه از سوي منهاج سراج جوزجاني در سال 658 ه . ق يعني چند ماه پس از سقوط بغداد نوشته شده است. جوزجاني بارها پيرامون خليفه وقت المستعصم، سخناني ستايشگرانه آورده ولي هرگز هجوم مغولان به بغداد را به طوسي پيوند نداده است.
كتاب ديگر تاريخ مختصر الدول ابن العبري (624-681 ه . ق) مي‏باشد، اين ماخذ دست يكم بخش كوتاه و فشرده پيرامون خواجه نصير طوسي دربر دارد ولي هرگز از اينكه خواجه نصير نقشي در فتح بغداد داشته است سخني به ميان نمي‏آورد.
سومين منبع مهم در اين زمينه الحوادث الجامعه ابن القوطي است كه تاريخ نگارش آن به 657 ه . ق يكسال پس از فتح بغداد برمي‏گردد، وي ضمن سخن از سقوط بغداد و كشته شدن خليفه آنرا به طوسي نسبت نمي‏دهد.
سرانجام بايد از نوشته‏هاي خود طوسي در اين زمينه ياد كنيم: وي درباره يورش مغولان رساله‏اي با عنوان «كيفيت واقعه بغداد» نوشته، ولي در زمينه فعاليت خود در اين يورش سخني نگفته است.
بدين‏سان در كهن‏ترين منابع هيچ دليل و نشانه‏اي درباره نقش موثر طوسي در يورش هلاكو به بغداد نمي‏توان يافت.(1)
اخيرا كتابي از سوي يكي از پژوهشگران وهابي عربستاني بنام دكتر سعدبن حذيفه الغامدي عضو هيات علمي گروه تاريخ دانشكده ادبيات دانشگاه ملك سعود چاپ و منتشر شده بنام: سقوط الدوله العباسيه و دور الشيعه بين الحقيقه و الاتهام.
اين كتاب در سال 1425 ه . ق از سوي دار ابن حذيفه در رياض به چاپ رسيده است مؤلف در بخشي از فصل پنجم كتاب (ص 330 تا 351) به بررسي تهمت نقش داشتن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- عبدالهادي حائري، ايران و جهان اسلام، مشهد مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوي، 1368، ص 110.
________________________________________ 148 ________________________________________
شيعيان در سقوط بغداد پرداخته و آنرا نقد كرده است. وي همچنين با بررسي موشكافانه و عالمانه‏اي آخرين وزير خليفه عباسي يعني مويد الدين محمد بن علقمي را نيز از اين تهمت بري دانسته است.(1)
امروز ايادي آمريكا نيز مي‏كوشند كه وانمود كنند كه اين كار شيعه در تمام طول تاريخ تا به امروز است و حمله آمريكا و انگليس به بغداد و افغاستان را به شيعيان نسبت دهند و اسلحه القاعده را از خود به سوي شيعيان بچرخانند در صورتي كه در طول تاريخ همواره شيعيان جانب برادران اهل سنت را نگاه داشته به عنوان نمونه كريم خان زند بر همين اساس بصره را تخليه كرد و عباس ميرزا به قبول عهدنامه ارض روم تن در داد و دولت ايران در جنگ روس و عثماني دهه آخر سده سيزدهم هجري از ورود در توطئه با روسيه براي استفاده از موقع شكست عثماني به عذر هم‏ديني خودداري كرد.(3) و با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، شيعيان، آمريكا و صهيونيسم را از مملكت بيرون نمودند و سفارتخانه اسرائيل را به فلسطينيان دادند و تا به امروز اكثر كمك‏ها را مردم ايران به مردم فلسطيني كردند كه سني هستند.
تهمت‏هاي خلاف واقع
ابن تيميه در فصل دوم، شيعيان را به يهوديان تشبيه مي‏كند تا بگويد شيعه زاييده يهود بوده و براي براندازي اسلام است. وي مي‏نويسد:
1ـ يهوديان مي‏گويند: تا زمان خروج مسيح، جهاد در راه خدا لازم نيست، و روافض نيز مي گويند تا زمان خروج مهدي جهاد در راه خدا لازم نيست.(3)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- انديشه‏هاي صادق، شماره 16-12 پاييز 83 تا تابستان 84، تهران، دانشگاه امام صادق عليه‏السلام ، ص 68.
2- مقدمه كتاب اسلام آئين همبستگي بقلم استاد محيط طباطبايي، تهران، مؤسسه نشر زكات علم، 1377.
3- مختصر منهاج السنه، ابن تيميه، ترجمه اسحاق دبير، انتشارات حقيقت، 1368، ص 62.
________________________________________ 149 ________________________________________
* پس آن همه مبارزه بزرگ علماي اصولي در زمان ميرزاي شيرازي اول و دوم، و شيخ الشريعه، عليه انگليس و علماي دوره مشروطه و انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني (ره) عليه آمريكا و مبارزه حزب‏اللّه‏ لبنان عليه صهيونيسم چيست؟ شگفت اينكه كسي اين ايراد را بر شيعه مي‏گيرد كه خود معتقد است بايد در برابر حاكمان ظالم و فاسق سكوت كرد.
2ـ يهوديان نماز را تا هنگام ظاهر شدن كامل ستارگان به تعويق مي‏اندازند و روافض نماز مغرب را تا ظاهر شدن ستارگان به تاخير مي‏اندازند.(1)
* اولاً بعضي از فقهاي شيعه وقت نماز مغرب را همان اول غروب مي‏دانند و بسياري وقت مغرب را هنگام برطرف شدن سرخي مشرقي مي‏دانند نه ظاهر شدن كامل ستارگان. تقريبا همان مقداري كه در مسجدالنبي نماز مغرب را بعد از اذان به تأخير مي‏اندازند.
3ـ يهوديان اندكي از قبله‏شان متمايل مي‏شوند، روافض نيز چنين‏اند.
* شيعيان مانند ساير مسلمانان براساس قبله‏نما و ساير علائم تشخيص قبله نماز مي‏خوانند و هرگز از جهت قبله تعيين شده متمايل نمي‏شوند و چنين چيزي نه در فقه شيعه است و نه در فقه يهود.
اما يهوديان وقتي به نماز مي‏ايستند، كسي نبايد از جلو آنها عبور كند(2) سنيان نيز چنين‏اند. و حتي بعضي شخص عابر را به شدت كنار مي‏زنند(3) آيا اين دليل بر پيروي اهل سنت از فقه يهود است؟!
4ـ يهوديان در نمازشان دست و پا تكان مي‏دهند، روافض نيز چنين‏اند.
* اولاً هرگز شيعه در نماز دست و پايش را تكان نمي‏دهد؟ ثانيا يهوديان در نماز آمين مي‏گويند، اهل سنت هم در نماز آمين مي‏گويند آيا درست است كه بگوييم مذاهب اهل سنت زاييده دين يهودند؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- همان، ص 63.
2- شرعيات دين يهود، ص 29.
3- الفقه الاسلامي و ادلته، وهبه الزحيلي، ج 2، ص 964.
________________________________________ 150 ________________________________________
5ـ يهوديان عده‏اي براي زنان قائل نيستند، روافض نيز چنين‏اند.
* عده زنان نص صريح قرآن است و تاكنون هيچ شيعه‏اي آنرا ملغي ندانسته است.
6ـ يهوديان تورات را تحريف كردند، روافض نيز قرآن را تحريف كردند.
* هرگز شيعه قرآن را تحريف نكرده و جمهور علماي شيعه قائل به عدم تحريف قرآنند و تنها چند نفر نظر شخصي به تحريف قرآن داده و ساير علما به شدت آنرا پاسخ داده‏اند.
7ـ يهوديان مخلصانه به مؤمنان سلام نمي‏كنند، و بلكه مي‏گويند: السام عليكم و «سام» به معني مرگ و نابودي است، روافض نيز چنين‏اند.
* اين مسئله كه افتراي محض است اما در مورد سلام اين حقيقت دارد كه اگر كسي به يهودي در حال نماز سلام كند هرچند شخص مهمي باشد نبايد جواب سلامش را بدهد(1) در مذاهب اربعه نيز چنين است اما در مذهب اماميه واجب است سلام را مانند آن جواب داد.(2) به دستور قرآن كه مي‏فرمايد: اذِ حُييتُم بتَحيهٍ فَحُيوا باحسنِ مِنها او رُدّوها.(3)
8ـ يهوديان ماهي زناب و مار ماهي را نمي‏خورند، روافض نيز چنين‏اند.
در فقه اماميه هر نوع ماهي كه فلس ندارد، خوردن آن جايز نيست براساس روايت امام صادق عليه‏السلام (4) نه بر اساس شريعت يهود.
9ـ يهوديان مسح بر خفين را جايز نمي‏دانند، روافض نيز چنين‏اند.
* يهوديان در وضويشان مسح پا ندارند، اهل سنت هم ندارند پس فقه اهل سنت از يهود گرفته شده است؟!
10ـ يهوديان اموال همه مردم را براي خود مباح مي‏شمارند، روافض نيز چنين‏اند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- شرعيات دين يهود به اهتمام هاراويديد آذرچيان، بي‏تا، ص 29.
2- الفقه علي المذاهب الخمسه محمد جواد مغنيه، ص 145.
3- نساء: 86.
4- من لا يحضره الفقيه، صدوق ابن بابويه، ج 2، ص 105، وسائل‏الشيعه، ج 16، ص 330.
________________________________________ 151 ________________________________________
* اما شيعيان هرگز مال مردم را براي خود مباح ندانسته و اين يك افتراي محض است.
11ـ خداوند در قرآن در مورد يهود مي‏فرمايد: «قالُوا ليسَ عَلينا فِي الاُميين سَبيل» (ما در برابر اميين غير يهود، مسئول نيستيم) و روافض نيز چنين‏اند.
* كدام شيعه چنين سخن گفته به عكس شيعه همواره در كنار مردم مظلوم فلسطين و بوسني ايستاده و خود را مسئول دانسته است.
12ـ يهوديان با گذاشتن يك طرف سر بر روي زمين سجده مي‏برند، روافض نيز چنين‏اند.
* آنچه در فقه اماميه آمده و همه به آن عمل مي‏كنند گذاشتن پيشاني بر روي زمين و خاك است نه يك طرف سر.
13ـ يهوديان قبل از سجده سرشان را مثل ركوع چندين مرتبه تكان مي‏دهند، روافض نيز چنين‏اند.
* چنين چيزي نه در فقه شيعه آمده و نه در فقه يهود ولي يهوديان در نماز دست‏ها را روي پايين سينه قرار مي‏دهند به طوري كه دست راست روي دست چپ قرار مي‏گيرد مانند غلامي كه در حضور اربابش ايستاده،(1) اهل سنت نيز همين كار را مي‏كنند و شيعيان اين عمل را انجام نمي‏دهند. آيا درست است كه نتيجه‏گيري كنيم كه مذاهب اهل سنت ريشه در يهود دارند؟
14ـ يهوديان با جبرئيل دشمني مي‏ورزند، و مي‏گويند: او دشمن ما از بين ملائكه است روافض نيز چنين‏اند و مي‏گويند: جبرئيل با وحي بر محمد به اشتباه رفت.
* و اين نيز يكي ديگر از تهمت‏هاي خنده‏آور است و شيعه هرگز دشمن جبرئيل نبوده است و قائل به اشتباه وي نيست. و مسئله «خان الامين» از ساخته‏هاي دشمنان شيعه است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- شرعيات فقه يهود، ص 28.
________________________________________ 152 ________________________________________
15ـ يهوديان فريب مردم را روا مي‏دانند، روافض نيز چنين‏اند.
* شيعه فريب دادن مردم و غش در معامله را به شدت حرام مي‏داند.
16ـ يهوديان مي‏گويند: طلاق جز به هنگام قاعدگي واقع نمي‏شود، روافض نيز چنين‏اند.
* عجيب مثل اينكه شايعه‏سازان همه چيز را وارونه به اطلاع ايشان رسانده‏اند. برعكس در مذهب شيعه طلاق به هنگام قاعدگي واقع نمي‏شود.
17ـ يهوديان در گور لحد نمي‏سازند، روافض نيز چنين‏اند در حالي كه براي پيغمبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) لحد ساخته شد.
* طرح اين مسائل نشان مي‏دهد كه چقدر ايشان از فقه شيعيان بي‏اطلاعند و رجما با لغيب سخن مي‏گويند در فقه شيعه صريحا آمده كه از مستحبات دفن، حفر لحد ديواره قبر است (بان يحفر في حائط القبر مما يلي القبله حفيرة بقدر ما تسع جئته فيوضع فيها).(1)
18ـ بعضي از روافض مثل يهوديان گوشت مرغابي و شتر را حرام مي‏دانند.
* هرگز در هيچ يك از كتب فقهي شيعه گوشت مرغابي و شتر حرام نشده و شيعيان از گوشت مرغابي و شتر مي‏خورند.
19ـ مثل يهوديان هميشه دو نماز را با هم جمع مي‏كنند و در نتيجه در شبانه‏روز تنها در سه نوبت نماز مي‏خوانند.
* اولاً يهوديان دو نماز را با هم جمع نمي‏كنند بلكه سه نماز دارند نماز در صبح، نماز در شب و هنگام خواب اما دليل جمع خواندن شيعه اين است كه در صحيح مسلم از ابن‏عباس آمده است كه رسول خدا ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) در مدينه نماز ظهر و عصر را جمع كردند. بدون اينكه در خوف و يا در سفر باشند، ابن عباس مي‏افزايد: پيامبر اكرم ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) مي‏خواستند كه هيچ يك از امتشان به زحمت نيفتند.(2)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- تحرير الوسيله امام خميني، نجف مطبعه الاداب، 1390 ه . ، ج 1، ص 89-90.
2- صحيح مسلم، ج 5، ص 215-216، كتاب صلاة‏المسافرين، باب الجمع بين الصلاتين في الحضر، حديث 705، 49، 50، 51، 54 و 57.
________________________________________ 153 ________________________________________
20ـ مثل يهوديان مي‏گويند: طلاق جز در صورت حضور شاهد واقع نمي‏شود.(1)
* درست است كه شيعيان شرط وقوع طلاق را حضور دو شاهد عادل دانسته‏اند اما نه به پيروي از يهود بلكه به پيروي از قرآن كريم كه مي‏فرمايد: و اشهدوا ذوي عدل منكم.(2)
و بزرگان اهل سنت مانند شيخ ابو زهره آنرا برگزيده‏اند و گفته‏اند براي حفظ خانواده از انحلال مناسب‏تر است.(3)
همانطور كه ملاحظه كرديد اغلب مشتركات ذكر شده در كتاب منهاج السنه خلاف واقع است اما مي‏توان مشتركاتي ميان فقه يهود يا فقه مذاهب اسلامي شيعه و سني يافت كه دليل بر اين نيست كه مذاهب اسلامي از فقه يهود گرفته شده است بلكه دليل بر اينست كه اصل شريعت نوح، ابراهيم، موسي و عيسي، محمد (سلام‏اللّه‏ عليهم) يكي است.
چنانكه قرآن مي‏فرمايد:
«شَرَعَ لكم مِن الدّين ما وَصّي به نوحا و الذي اَوْحَينا اليك و ما وصينا بِه ابراهيم و موسي و عيسي».(4)
(آييني را براي شما شريعت قرار داد كه به نوح توصيه كرده بود، و آنچه را بر تو وحي فرستاديم و به ابراهيم و موسي و عيسي سفارش كرديم).
جاي تعجب است كه اكثر فقهاي اهل سنت مانند جمهور فقهاي حنفي و مالكي و بعضي از شافعيان و در روايت راجحي از احمد كه ابن تيميه پيرو آنست، شرايع پيشين از
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- محتضر منهاج‏السنه، ص 70.
2- سوره طلاق: آيه 2.
3- الاحوال الشخصيه، ابوزهره، ص 365.
4- سوره شوري، آيه 13.
________________________________________ 154 ________________________________________
جمله شريعت يهود را در صورت عدم نسخ براي مسلمانان حجت مي‏دانند، و اتفاقا شيعه و بيشتر شافعيان شريعت پيشين را حجت نمي‏دانند.(1)
بنابراين اگر بنا باشد تشابه برخي از احكام فقهي مذاهب را با فقه يهود، دليل بر نشأت گرفتن آن مذهب از يهود بدانيم، مذاهب غير شيعه و شافعي، اولويت دارند.
بعضي از حماقت‏هايي كه به شيعه نسبت مي‏دهند
و باز هم ابن تيميه با استفاده از شايعات انتشار يافته توسط دشمنان شيعه، در بخشي از كتاب «منهاج السنه» حماقت‏هايي را به شيعه نسبت مي‏دهد و متأسفانه امروزه نويسندگان افراطي وهابي همين شايعات را در كتاب‏هاي جديد خود نقل مي‏كنند، بي‏آنكه كوچكترين تحقيقي در مورد آنها به عمل آورند به عنوان نمونه مي‏نويسد:
1ـ بعضي از ايشان توت شامي نمي‏خورند، در حالي كه بسي بديهي است كه پيغمبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) و يارانش از پنيري كه در سرزمين‏هاي كفار درست مي‏شد مي‏خوردند.(2)
* در هيچيك از كتب فقهي شيعه راجع به توت شامي چيزي نيامده، شايد عده‏اي توت شامي را دوست نداشتند و نمي‏خوردند.
2ـ از استعمال كلمه عشره = ده و يا انجام كاري كه متضمن ده باشد و حتي از ساختن خانه با ده ستون خودداري مي‏ورزند. و . . . علت اين امر دشمني روافض با بهترين صحابه پيغمبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) مي‏باشد كه ده نفر بودند. و در همين دنيا به آنها وعده بهشت داده شده بود. كه عبارت بودند از ابوبكر، عمر، عثمان، علي، طلحه، زيبر، سعدبن ابي وقاص، سعيد بن زيد، عبدالرحمن‏بن عوف، و ابوعبيدة بن جراح. حتي اگر به فرض ده نفر در دنيا پيدا شدند كه كافرترين مردم باشند باز هم ترك استعمال واژه ده لازم نيست و جاي بسي تعجب است كه روافض عدد نه را دوست ندارند.(3)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- الوجيز في اصول الفقه، وهبه الزحيلي، تهران، نشر احسان، 1423 ه . ص 102-103.
2- مختصر منهاج‏السنه، ص 71.
3- همان
________________________________________ 155 ________________________________________

كتابخانه تخصصي حج > آموزش کارگزاران حج > شيعه شناسى،آشنايى با مذاهب اسلامى،وحدت اسلامى و پاسخ به شبهات

* قضاوت اين تهمت نيز به عهده خوانندگان. در ميان شيعيان معاصر هيچ تنفري از عدد ده يافت نمي‏شود و اگر در گذشته گروهي چنين در ميان غاليان سوريه بوده‏اند بهتر است مستند ذكر شود و همان گروه آن عصر مورد انتقاد قرار گيرند.
3ـ خداوند مي‏فرمايد: «اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون اللّه‏»(1) (آنان [يهوديان و مسيحيان]، دانشمندان و راهبان خويش را معبودهايي در برابر خدا قرار دادند).
در ترمذي و غيره حديث صحيحي روايت شده كه عدي بن حاتم گفت: اي رسول خدا آنها كه علماي خود را عبادت نمي‏كردند، پيغمبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) فرمودند:
انهم احلّو لهم الحرام و حرموا عليهم الحلال فاطاعوهم، فكانت تلك عبادتهم اياهم.
يعني علما حرام را براي آنها حلال مي‏كردند و حلال را حرام مي‏نمودند، و مردم اطاعت مي‏كردند و همين به منزله عبادت كردن علما مي‏باشد.
يهود و نصاري مردمي كه وجود خارجي داشتند پروردگار مي‏ناميدند و روافض حلال و حرام را به امامي معدوم معلق مي‏سازند سپس هرچه واسطه‏هاي دروغين امام بگويند مي‏پذيرند، حتي اگر مخالف قرآن، سنت و اجماع سلف صالح باشد حتي اگر خودشان بر سر دو قول اختلاف نمودند، قولي را صواب و درست مي‏شمارند كه قائلش ناشناخته باشد، زيرا همان را قول معصوم مي‏دانند و حلال و حرامي را كه اين معدوم تشريح كرده مي‏پذيرند، معدومي كه بعضي از خود روافض مي‏گويند او وجود دارد ولي هيچ كس او را نمي‏شناسد و هيچ كس نمي‏تواند چيزي از او نقل كند.(2)
* اين سخن ممكن است در برخي از عوام غلاة اسماعيلي و نصيريه در زماني صادق بوده ولي در شيعه امامي شارع فقط خدا و پيامبر اكرم ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) اند، و قول و نقل ائمه و
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1-سوره توبه / 31
2-مختصر منهاج السنه،ص 75-78.
________________________________________ 156 ________________________________________
اهلبيت ( علیهم السلام ) را به جهت اينكه كاشف از قول پيامبر اكرم ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) است حجت مي‏دانند همچنان كه ائمه مذاهب اربعه در بسياري از موارد به روايات ائمه و اهل بيت ( علیهم السلام ) استناد كرده‏اند و حتي ابن عابدين در حاشيه خود مي‏نويسد: المروي عن علي بن ابيطالب و ابن مسعود كالمروي عن رسول اللّه‏(1) و خود ائمه ( علیهم السلام ) فرموده‏اند ما از خود چيزي نمي‏گوييم، و هرچه مي‏گوييم از قرآن يا سنت جدمان، پيامبر خداست. و مكررا تاكيد كرده‏اند كه هر چيزي از ما روايت مي‏شود اگر مطابق قرآن بود بپذيريد و هر چه مخالف قرآن بود آنرا رها سازيد.(2)
4ـ و از حماقت‏هاي روافض اينكه: حيواني و چيزي را به جاي شخصيت‏هاي منفور خود گذاشته‏اند و آنها را شكنجه مي‏دهند، و يا صحنه‏هايي را از اين طريق بازسازي مي‏كنند، مثلاً: گوسفند ماده‏اي كه غالبا سرخ رنگ نيز مي‏باشد - به خاطر مشهور بودن عايشه(رض) به حميرا - مي‏آورند و با كندن موهايش و كارهايي از اين قبيل آن را اذيت و آزار مي‏دهند و گمان مي‏كنند كه اين كار به منزله عقوبت عايشه(رض) مي‏باشد.
و يا مشكي پر از روغن مي‏آورند و سپس شكم آنرا چاك مي‏كنند، تا روغن از آن بيرون بريزد و آن روغن را مي‏نوشند و مي‏گويند: اين كار مثل شمشير زدن به عمر و نوشيدن خون اوست.
و يا اينكه مثلاً: دو الاغي را كه به كار چرخاندن سنگ آسياب گماشته شده‏اند، ابوبكر و عمر مي‏نامند و سپس آن دو را شكنجه مي‏دهند، و گمان مي‏كنند كه ابوبكر و عمر را شكنجه كرده‏اند.
گاهي بعضي از آنها اسامي ابوبكر و عمر را بر كف پاهايشان مي‏نويسند و حتي يكي از واليان پاهاي يكي از اين افراد را شلاق مي‏زد، با اين تصور كه ابوبكر و عمر را شلاق مي‏زند و مي‏گفت: من دارم ابوبكر و عمر را شلاق مي‏زنم! و اين كار را آنقدر ادامه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- حاشيه ابن عابدين، ج 3، ص 371.
2- رجوع شود به مقدمه كتاب، اصول كافي كليني.
________________________________________ 157 ________________________________________
مي‏دهم تا هر دو را اعدام نمايم.
* به راستي اگر در زماني يا در مكاني كه چنين افرادي وجود داشته‏اند يا ديوانه بودند و يا دشمنان دانايي بوده‏اند كه از سوي مغولان خواسته‏اند بدين وسيله ميان مسلمانان دشمني ايجاد كنند و مسلمانان بجاي تبري از مغولان از يكديگر تبري بجويند، و با يكديگر بجنگند. و متأسفانه بعضي آنقدر اسير تعصبات و حب و بغض شده كه اين نوع كارهاي احمقانه را به حساب يك عده از شيعيان سوريه گذاشته و آنگاه آنها را تا به امروز به كل شيعيان نسبت مي‏دهند، و آن چنان كينه شيعه را با اين دروغ‏ها در دل جوانان پرورش مي‏دهند كه آنان را به هر عمل تروريستي و ارهابي مي‏كشانند، اينان فرداي قيامت چه پاسخي دارند. آيا اينان جاهل قاصرند يا جاهل مقصر كه حاضر نيستند در جمع شيعيان بيايند و با آنان به گفتگو بنشينند و يا لااقل از اهل سنت ايران بپرسند كه آيا اين كارهاي احمقانه را تاكنون ديده و يا شنيده‏اند كه شيعيان مرتكب چنين اعمال احمقانه‏اي شوند و آيا كساني كه چشم و گوش بسته و بدون تحقيق اين تهمت‏ها را از ابن تيميه و محمدبن عبدالوهاب مي‏پذيرند و در سطح وسيعي به تمام زبان‏ها ترجمه و منتشر مي‏كنند مصداق آيه اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون اللّه‏ نيستند كه ابن تيميه در سخن قبل آن را از كارهاي شيعه برشمرده است؟!.
نتيجه‏گيري كلي
1ـ همواره اختلاف امت‏ها در طول تاريخ موجب هلاكت و سقوط آنها بوده، باعث شده كه بيگانگان بر آنان مسلط شوند.
2ـ همواره حب و بغض افراطي، فرقه‏ها را كور و كر مي‏كند و براي پذيرش هرگونه شايعه‏اي بي‏اساس عليه طرف مقابل آماده مي‏سازد. تا جايي كه بعضي كينه‏ورزي و حب و بغض افراطي را اصل ايمان مي‏پندارند.
3ـ توصيه قرآن را فراموش نكنيم كه مي‏فرمايد: ان جاء كم فاسق بنبا فتبيّنوا. (اگر فاسقي براي شما خبري آورد درباره آن تحقيق كنيد) متأسفانه ابن تيميه و پيروانش بدون
________________________________________ 158 ________________________________________
تحقيق در اثر حب و بغض افراطي شايعه دخالت خواجه نصير را در سقوط خلافت بغداد پذيرفتند و بسياري به پيروي از اين شايعات در طول تاريخ چه غائله‏هايي به پا كرده و مي‏كنند.
4ـ امروزه بعضي از خاورشناسان كه ايادي استعمارند هرگونه خبر تفرقه‏انگيز را در قالب تحقيقات تاريخي در ميان مسلمانان منتشر مي‏كنند نمونه آن تأييد دخالت خواجه نصير در قتل مستعصم و سقوط بغداد است.
5ـ خود را از تحقيق و سؤال و پرسش بي‏نياز نبينيم كه چه بسيار شايعاتي كه روي مردم اثر مي‏گذارد و بعد تبديل به خبر متواتر مي‏شود و برخي با آن بزرگ شده و حتي وقتي به درجاتي از علم رسيدند همان شنيده‏هاي دوران كودكي را تكرار و مستدل مي‏سازند و آن شايعات بي‏اساس را در كتاب خود مي‏آورند و پس از مدتي همين كتاب براي برخي مقدس و غير قابل خدشه مي‏شود. و بسياري مصداق اين آيه مي‏گردند كه اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون اللّه‏ و مصداق حديث نبوي مي‏شوند كه كوركورانه از حلال و حرام‏هاي علماي خود اطلاعت مي‏كنند.
6ـ حتي اگر شايعات قرون گذشته در مورد دست داشتن خواجه نصير در سقوط بغداد حقيقت داشته باشد، نبايد آنرا به مردم حال حاضر تسري دهيم و با نبش قبور كتب تفرقه‏انگيز مسلمانان امروز را كه هيچ دخالتي در گذشته تاريخ نداشته‏اند، به جان هم اندازيم.
7ـ همواره دو عامل اساسي نقش مهمي در تفرقه و تخاصم مسلمانان داشته است. يكي بي‏اطلاعي و جهالت مسلمان از يكديگر و ديگري سياست‏هاي تفرقه‏انگيز.
8ـ اغلب مواردي را كه به عنوان مشتركات فقه شيعه و يهود و يا حماقت‏هايي را كه به شيعه نسبت داده شده كاملاً خلاف واقع و داراي جوابهاي نقضي است.
9ـ يكي از اشكالات مهم افراط‏گران مذاهب، جزيي‏بيني و كلي‏گويي و حساب دسته‏اي منحرف را به پاي همه گذاشتن است چنانكه در كتاب منهاج السنه اشتباهات فرقه غلاة اسماعيلي و نصيري را به حساب كلي شيعه گذاشته و متقابلاً بعضي از تندروان شيعه
________________________________________ 159 ________________________________________
كار وهابيان افراطي را به حساب كل اهل سنت مي‏گذارند.
10ـ علماي اصولي شيعه از قرن سيزدهم نهضتي علمي عليه اخباريان كردند و آنها را كنار زدند و در نتيجه آن همه فاصله عميق ميان شيعه و سني را كاهش دادند، ولي وهابيان افراطي، همچنان شيعيان امروز را همان شيعيان اخباري و اسماعيلي، و نصيري مي‏پندارند و حاضر نيستند سخني غير از سخنان ابن تيميه و محمدبن عبدالوهاب را بپذيرند گويي كه اين دو پيامبراند.
________________________________________ 160 ________________________________________
خلاصه درس هشتم
ابن تيميه كه متولد سال 661 ه . ق مي‏باشد و صاحب كتاب (منهاج‏السنه) مي‏باشد بعلت زيستن در عصر حمله مغول و مشكلات ناشي از آن و نيز ديدن اعمال برخي از غلاة شيعه به يك نتيجه‏گيري كلي و غيرمنطقي در مورد تمام شيعيان دست زده كه متأسفانه امروزه نيز عقايد وي مبنايي براي فقه حنبلي و برخي از مردم عربستان مي‏باشد.
مبارزه علماي شيعه عليه استعمار، اقامه نماز در اول وقت، عدم تمايل از قبله، استفاده از قبله‏نما، عمل به عده زنان طبق نص قرآن، عدم اعتقاد به تحريف قرآن، عدم دشمني با جبرائيل امين و . . . همگي ثابت‏كننده اين است كه بايد خلاف عقايد اين كتاب انديشيد و تعمق نمود.
________________________________________ 161 ________________________________________
نمونه سؤالات تشریحی
1ـ فضاي عصر و زماني كه ابن تيميه در آن مي‏زيست چه تأثيري در نگرش وي و بدبيني به اماميه داشته است؟
2ـ تهمتهايي را كه به خواجه نصيرالدين مي‏گويند از چه قرار است؟
3ـ كتاب منهاج‏الكرامة نوشته كيست و ابن تيميه در برابر آن چه واكنشي نشان داد.
4ـ با ذكر دلايل مستند شايعه دخالت خواجه نصير در دسيسه حكومتي را بررسي و تحليل كنيد.
5ـ جمع بين دو نماز در ميان اماميه مستند به چه دلايلي است؟
________________________________________ 162 ________________________________________
نمونه سؤالات تستي
1ـ ابن‏تيميه در چه عصري مي‏زيست؟
الف) عصر اموي ب) عصر
ج) عصر حمله مغول‏ها د) عصر معاصر
2ـ كدام يك از خلفاي عباسي با هلاكوخان مغول هم عصرست؟
الف) المستعصم ب) منصور ج) هارون د) مأمون
3ـ ابن تيميه كدام كتاب را در رد كتاب (منهاج‏الكرامة) نگاشت؟
الف) منهاج‏السنة ب) منهاج‏النبويه في نقض الشيعة
ج) تجريدالاعتقاد د) كلام‏الشيعه
4ـ ابن تيميه در كتاب خود شيعيان را با چه كساني مقايسه كرده؟
الف) كافرون ب) مشركان ج) يهود و نصاري د) مغول‏ها
5ـ كدام يك از موارد زير جزو حركت‏هاي وحدت‏آفرين بين فريقين نيست؟
الف) تخليه بصره توسط كريم‏خان زند
ب) قبول عهدنامه ارض روم توسط آقا محمدخان
ج) عدم همكاري ايران با روسيه در خصوص شكست عثماني
د) تخليه سفارت اسرائيل و تحويل آن به فلسطينيان
6ـ خان‏الامين يعني:
الف) روزي كه داوران خيانت كردند
ب) روزي كه به امناء الهي خيانت شد
ج) جبرئيل با وحي بر محمد ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) اشتباه رفت
________________________________________ 163 ________________________________________
د) جبرئيل وحي را بر علي ( علیه السلام ) نازل كرد
7ـ دو عامل اساسي در تفرقه مسلمين كدامند؟
الف) بي‏اطلاعي مسلمين از اصول اسلامي و عدم وحدت
ب) بي‏اطلاعي مسلمين از يكديگر و عدم وحدت
ج) سياست‏هاي تفرقه‏انگيز و بي‏اطلاعي مسلمين از هم
د) استعمار و تندروي‏هاي سلفي‏گرايانه
8ـ يكي از اشكالات مهم افراط‏گران مذاهب، . . . . . . . . . . . . و . . . . . . . . . . . . است.
الف) جزيي‏بيني و كلي‏گويي ب) كلي‏بيني و جزيي‏گويي
ج) جزيي‏بيني و استقراء ناقص د) عدم توجه به مسايل روز و جزيي‏گويي
9ـ نهضت علماي . . . . . . . . . . . . شيعه عليه اخباريون باعث كم شدن فاصله فريقين شد.
الف) فلسفي ب) اصولي ج) كلامي د) تقريبي
________________________________________ 164 ________________________________________
درس نهم
وحدت اسلامي گامي فراتر از تقريب
از ديدگاه امام خميني(ره)
________________________________________ 167 ________________________________________
هدف از اين درس:
ـ آشنايي با ديدگاه امام راحل در خصوص وحدت اسلامي و عوامل اجراي آن در ميان مسلمانان
________________________________________ 168 ________________________________________
اين مقاله در دوازدهمين كنفرانس بين‏المللي وحدت اسلامي تيرماه 1378 ارائه شده است.

وحدت اسلامي گامي فراتر از تقريب از ديدگاه امام خميني(ره)
دكتر عبدالكريم بي آزار شيرازي
ديدگاه امام خميني(ره) در مورد وحدت اسلامي:
«إنّما المؤمنونَ إِخوةٌ فَأَصْلِحوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ»(1)
مؤمنان برادر يكديگرند پس ميان برادران صلح برقرار سازيد.
مقدمه:
امام خميني(ره) يكي از مهم‏ترين و موفق‏ترين مناديان وحدت و اتحاد بودند كه از آغاز دعوت خود در سال 1363 ه . ق تا آخرين روزهاي عمر پربركتشان مسئله وحدت،
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- حجرات، 10.
________________________________________ 169 ________________________________________
محور و اساس پيامشان بود، كه نه تنها از نظر سياست الهي كه بر پايه توحيد و همبستگي است بلكه از نظر عرفاني و اخلاقي، فقهي و عملي، صميمانه به آن ايمان داشتند.
آنچه اغلب مصلحين جهان اسلام به مانند سيد جمال‏الدين اسدآبادي، و شيخ حسن‏البناء و رجال تقريب و مجمع تقريب و مجمع جهاني تقريب به آن مي‏انديشند، تقريب يعني نزديك شدن مذاهب اسلامي پيرامون مشتركات با حفظ مفترقات و كيان طرفين است، اما امام خميني(ره) در سطح بالاتري مي‏انديشيدند و همواره مسلمانان جهان را به وحدت و اسلام ناب محمدي فرا مي‏خواندند و هرگز كلمه تقريب را به كار نبردند.
اين مقاله بر آنست كه به مناسبت كنگره وحدت اسلامي در سال امام خميني(ره) با كلام امام خميني(ره) به تفسير ديدگاه ويژه امام خميني(ره) بپردازد. تا روشن شود كه چگونه مسلمانان مي‏توانند فراتر از تقريب به سوي وحدت اسلامي گام بردارند.
1ـ توحيد كلمه: مقصد انبياء ( علیهم السلام )
از نظر امام خميني(ره) يكي از مقاصد بزرگ شرايع و انبياء عظام ( علیهم السلام )، توحيد كلمه و توحيد عقيده است كه وسيله پيشرفت مقاصد بزرگ و دخيل تام در تشكيل مدينه فاضله و جلوگيري از تعديات ظالمانه و مصلح فردي و اجتماعي است.
و اين مقصد بزرگ انجام نگيرد مگر در سايه وحدت نفوس، و اتحاد امم و الفت و اخوت و صداقت قلبي و صفاي باطني و ظاهري در سايه اين وحدت. افراد جامعه طوري شدند كه نوع بني آدم تشكيل يك شخص دهند و جمعيت به منزله يك شخص باشد و افراد به منزله اعضا و اجزاي آن باشد، و تمام كوشش‏ها و سعي‏ها حول يك مقصد بزرگ الهي و يك مهم عظيم عقلي، كه صلاح جمعيت و فرد است، چرخ زند و اگر چنين مودت و اخوتي در بين يك نوع با يك طايفه پيدا شد بر تمام طوايف و مللي كه بر اين طريقه نباشند، غلبه كند. چنانكه در اوايل طلوع اسلام، چون شمه‏اي از اين اتحاد و وحدت در بين مسلمين بوده، در مدت كمي چه فتوحات بزرگي كردند، در اندك زماني
________________________________________ 170 ________________________________________
به سلطنت‏هاي بزرگ آن زمان كه عمده آن ايران و روم بود، غلبه كردند و با عده كم بر لشكرهاي بي‏كران و جمعيت‏هاي بي‏پايان غالب شدند و پيغمبر اسلام عقد اخوت بين مسلمين اجرا فرمود و به نص «انما المؤمنون اخوه»(1) اخوت بين تمام مؤمنين برقرار شد.(2)
2ـ وحدت: رمز قدرت
امام(ره) افراد جامعه‏اي كه مي‏خواهند به مقصدي واحد نائل گردند را به قطره‏هاي باران تشبيه مي‏كنند كه اگر قطره‏اي از ديگر قطره‏ها جدا باشد، يك برگ را هم تر نمي‏كند و اگر ميلياردها قطره وجود داشته باشند اما پراكنده، باز كاري از آنها برنمي‏آيد، حال اگر باهم اتصال پيدا كردند، نهري تشكيل مي‏دهند و مي‏توانند زميني را آبياري كنند، و اگر اين نهر با ساير نهرها متصل شد، رودخانه‏اي تشكيل مي‏دهد و قدرتش زياد مي‏شود.
و گاهي آن چنان قدرت پيدا مي‏كند كه مي‏تواند با خروش خود درختان و بناها را خراب كنند، و اگر همه رودخانه‏ها در يك‏جا جمع شوند، درياچه‏اي تشكيل مي‏دهند و قدرتش آنقدر افزون مي‏گردد كه يك موجش كشتي‏ها را مي‏شكند.
جامعه ما هم همينطور است، اگر صد ميليون يكي يكي باشند، كاري از آنها بر نمي‏آيد هر كدام به اندازه خودشانند و قدرتشان مانند قطره‏ها بسيار محدود، اگر جمعي با او هم عقيده شدند و با هم در مقصدي شركت كردند، قدرتي است كه از آن كارهاي محدودي مي‏آيد، اما اگر جمعيت ديگري باشند كه در اين راه مخالف و مزاحم باشند، به واسطه اين مزاحمت كارها خنثي مي‏شود نه او به مقصد مي‏رسد نه دسته مخالف و مزاحم.
اينكه مي‏بينيد يك ميليارد مسلمان زير سلطه ابرقدرتي دويست ميليوني هستند به اين
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- حجرات، 10.
2- چهل حديث، ص 309-311.
________________________________________ 171 ________________________________________
علت است كه آن دويست ميليون باهم در مقصدي اجتماع دارند اما اين يك ميليارد جمعيت مسلمان باهم اجتماع ندارند و مخالف هم هستند.(1)
3ـ وحدت: رمز پيروزي انقلاب اسلامي ايران
امام خميني(ره) پيروزي انقلاب اسلامي را كه رمز آن وحدت بود به عنوان نمونه ذكر كرده مي‏فرمايند: همه مردم جهان قدرت ملت ايران را در اثر وحدت كلمه ديدند كه با ايمان چه كرد و چگونه با دست خالي جلو افتاد و سلطنت 2500 ساله را از بيخ كند و با اين‏كه همه قدرت‏ها مثل آمريكا پشتيبانش بودند، نتوانستند كاري بكنند، اگر اين وحدت كلمه را حفظ نكنيم دوباره ما را به حال اول يا بدتر برمي‏گردانند.(2)
بايد همه دست به هم بدهند هر كسي به هر مقدار كه قدرت دارد، خيال نكند يك نفر است وقتي پهلويش نفرها واقع شد همچون قطره‏هاي متصل سيل مي‏شود و چون سيل‏ها
باهم متحد شدند دريا درست مي‏شود.
جماعت وقتي كه باهم شدند پشتيبانشان خداي تبارك و تعالي است: «يداللّه‏ مع الجماعه».(3)
4ـ تاكيد قرآن بر وحدت
در قرآن كريم روي قضيه وحدت با تعبيرهاي مختلف پافشاري و به مردم گوشزد شده است.(4)
خداوند در قرآن «و اعتصموا بحبل اللّه‏ جميعا ولاتفرقوا»(5) را بر مردم واجب كرده
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- امام خميني 9/8/57، صحيفه نور، ج 2، ص 248-246.
2- امام خميني، صحيفه نور، ج 5، ص 53-54.
3- همان، ج 6، ص 79.
4- صحيفه نور، ج 16، ص 4.
5- آل عمران: 103.
________________________________________ 172 ________________________________________
همه باهم باشيد و تفرق در كار نباشد. با تفرق همه فسادها هست و با تمسك به خداوند همه صلاح و سعادت ها.(1)
5ـ تلاش پيامبر اكرم ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) براي وحدت
در روايت حضرت رسول ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) آمده است كه مؤمنين يك دست هستند «المومنون يد واحده علي من سواهم».(2) و حتي تعبير دو دست نفرمودند، و بايد شما اجتماع و وحدتان را به جايي برسانيد كه بين خودتان جدايي نبينيد و اين دستور اسلامي است كه با يكديگر برادر باشيد كه هيچ قدرتي نتواند بر شما چيره شود.(3)
پيغمبر اسلام ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) مي‏خواست در تمام دنيا وحدت كلمه ايجاد كند. مي‏خواست تمام ممالك دنيا تمام ربع مسكون را تحت كلمه توحيد قرار بدهد. منتهي اغراض سياسي آن وقت از يك طرف، اغراض علماي نصاري و يهود و غيره از طرف ديگر مانع شد از اين كه ايشان بتوانند آن كار را انجام بدهند. الان هم مانع هستند.
6ـ اتحاد و برادري پيامبر اكرم ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) و علي ( علیه السلام )
امام خميني، اتحاد و برادري ميان پيامبر اكرم ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) و علي ( علیه السلام ) را به عنوان الگو و نمونه معرفي كرده مي‏فرمايند:
«همانطور كه اين دو بزرگوار (پيامبر اكرم ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) و حضرت علي ( علیه السلام ) ) در عالم غيب با هم متحد بودند در اين دنيا هم كه آمدند اخوت و برادري داشتند و يكي بودند و اين بايد براي ما عبرت باشد ما هم برادري خودمان را حفظ كنيم، از آن اخوتي كه بين آن دو بزرگوار بود تبعيت كنيم، آنها در تمام ايام عمرشان باهم بودند و پشتيبان هم.(4)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- صحيفه نور، ج 7، ص 218.
2- بحارالانوار، ج 28، ص 104.
3- امام خميني، 16/10/61.
4- امام خميني، 1/1/66.
________________________________________ 173 ________________________________________
7ـ تلاش امام علي بعد از پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) براي حفظ وحدت
آن‏گاه امام خميني به تلاش حضرت امير ( علیه السلام ) براي حفظ وحدت بعد از رحلت پيامبر اكرم ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) اشاره كرده مي‏فرمايند:
«حضرت امير ( علیه السلام ) در بسياري از اموري كه برايش خيلي سخت بود، دندان روي جگر مي‏گذاشت و موافقت مي‏كرد، براي مصالح كلي، براي مصالح اسلام، ما اگر از او تبعيت داريم بايد اينطور باشيم».(1)
8ـ عوامل وحدت
عوامل وحدت از نظر امام خميني(ره) عبارتند از:
الف ـ اتكال به خدا
ملت ما به واسطه وحدت كلمه و توجه به اسلام و ديانت اين راه را تا اينجا آمد در صورتي كه قدرت دست آنها بود و ملت ما جز مشت و خون چيزي نداشت لكن اتكال به خدا كرد و وحدت كلمه در بين همه اقشار حاصل شد به طوري كه ديگر ابرقدرتها هم نتوانستند او (شاه) را نگه دارند.(2)
ب ـ اسلام
اين اسلام بود كه همه را با هم مجتمع كرد و اين اسلام بود كه شما را پيروز كرد و اين اسلام است كه سعادت همه انسان‏ها را تامين مي‏كند.(3)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- امام خميني، 23/12/65، صحيفه نور، ج 20، ص 74-75.
2- امام خميني، 19/1/58.
3- امام خميني، 12/3/58.
________________________________________ 174 ________________________________________
ج ـ ايمان
رمز پيروزي، وحدت كلمه بود و ايمان وحدت كلمه را آورد كه سرتاسر اين مملكت همه باهم اجتماع كردند، و شهادت را براي خودشان فوز دانستند.(1)
د ـ رحماني بودن
ما بايد الهي بشويم، در راه خدا خدمت بكنيم، خودمان را فرمانبر خدا بدانيم، خودمان را از او و به سوي او بدانيم. آن وقت وحدت و انسجام حاصل مي‏شود براي اينكه تفرقه از شيطان است و وحدت كلمه و اتحاد از رحمان است وقتي كه شما رحماني شديد دنبال او ديگر تفرقه و اختلاف حاصل نمي‏شود.(2)
ه ـ توجه به معنويت
توجه به معنويت و تكليف الهي و ياد خداوند باعث مي‏شود كه اين وحدت محفوظ و اين برادري برقرار ماند. خوف آن است كه اسلحه در دست شما جوانان عزيز موجب غرور و سركشي شود و آن تحول روحاني عظيم از دستتان برود و شيطان نفس اماره شما را به دام كشد و با سوء رفتار با برادران خود صدق و صفا رخت بربندد.(3)
و ـ ضيافت اللّه‏
اگر در اين ضيافت وارد شده باشيد، دشمن‏ها دستشان كوتاه خواهد شد و تمام اختلافات در دنيا حل مي‏شود.(4)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- امام خميني، 25/3/58.
2- امام خميني، 19/11/61.
3- امام خميني، 12/1/62.
4- امام خميني، 27/2/62.
________________________________________ 175 ________________________________________
ز ـ اراده الهي
اين وحدت كلمه را خدا ايجاد كرد، من نمي‏توانم تصور كنم كه بشر بتواند يك ملت
سي و چند ميليوني را در مدت كوتاهي اين طور، هم‏زبان و هم قلب بكند.(1) ... من اين‏طور فهميدم كه خداي تبارك و تعالي در اين مسئله نظر دارد.(2)
ح ـ لطف و تأييد الهي
امروز روز اتحاد و يگانگي است و اين هم از الطاف بزرگ و تاييدات الهي است كه درست برخلاف تصور و خواست فتنه‏انگيزان و جنگ‏افروزان، همه توطئه‏ها و جنگ‏ها به اتحاد و يكپارچگي ملت بيدار و زنده مادر برابر ابرقدرتها مي‏انجامد.(3)
ط ـ نماز جمعه
امام خميني(ره) يكي از حكمت‏هاي اقامه نماز جمعه را حفظ وحدت و جلوگيري از عوامل تفرقه مي‏دانستند و در احكامي كه براي نصب ائمه جمعه صادر مي‏كردند اين امر مهم را خاطر نشان مي‏ساختند:
«مردم را در خطبه‏هاي نماز جمعه به اتحاد و وحدت كلمه دعوت نماييد، اميد است اهالي محترم از اين فرصت استفاده نموده و به اجتماع بيشتر و هرچه با شكوه‏تر آنرا انجام دهند.»(4)
ي ـ فريضه حج
لازم است زائرين محترم بيت‏اللّه‏ الحرام از هر ملت و مذهبي كه هستند به فرامين قرآن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- امام خميني، 27/11/57.
2- امام خميني، 25/7/59، صحيفه امام، ج 6، ص 172.
3- امام خميني، 25/7/59.
4- امام خميني، 22/8/58.
________________________________________ 176 ________________________________________
كريم گردن نهند و در مقابل سيل شيطاني بنيان كن اسلام‏زدايي شرق و غرب و وابستگان بي‏اراده آنان، دست اخوت اسلامي به هم دهند و به آيات شريف الهي كه آنان را به اعتصام به حبل‏اللّه‏ فراخوانده و از تفرقه و اختلاف تحذير و نهي فرموده است، توجه كنند.(1)
ك ـ امامت و تشكيل حكومت
متأسفانه بعضي از دوستان نادان مسئله امامت و ولايت را وسيله اي براي اختلاف و تفرقه قرار داده در صورتيكه فلسفه امامت براي حفظ نظام و تبديل افتراق مسلمانان به وحدت است.
امام خميني در اين باره مي‏فرمايند:
«تشكيل حكومت براي حفظ نظام و وحدت مسلمين است، چنان كه حضرت زهرا ( علیها السلام ) در خطبه خود مي‏فرمايد كه: «امامت براي حفظ نظام و تبديل افتراق مسلمين به اتحاد است».(2)
ل ـ اجتماعات مذهبي عاشورا
مجالسي كه به اسم روضه‏خواني برپا مي‏كنيم، همه‏اش اخلاق و احكام و عقائد است. آخر منبر هم مظلوميت آن شهيدي كه در راه دين‏داري فداكاري كرد.
اين شعار مذهبي بهترين شالوده براي حفظ وحدت ملي است كه با آن هيچ حكومتي تزلزل پيدا نمي‏كند. يكي از بزرگ‏ترين رمز حيات دنياي شيعه قضيه سيدالشهداء ( علیه السلام ) است.
شما در كجا سراغ داريد كه يك ملتي اين‏طور هماهنگ بشود، اين دسته‏جات با آن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- امام خميني، 29/6/61.
2- امام خميني، ولايت فقيه، ص 26-50 و رساله نوين، ج 4، ص 145.
________________________________________ 177 ________________________________________
محتوا را در كجا سراغ داريد، برويد هندوستان همين بساط، برويد پاكستان همين بساط، برويد اندونزي همين بساط، برويد عراق همين بساط، برويد افغانستان، هرجا برويد همين بساط، اين هماهنگي را از دست ندهيد.(1)
9ـ عوامل تفرقه
از نظر امام خميني(ره) عوامل تفرقه مسلمين از اين قرار است:
الف ـ سب و لعن و مطاعن
متاسفانه بعضي از افراد متعصب و نادان با سب و لعن و نبش قبور كتب مطاعن، ديگران را عليه شيعه تحريك مي‏كنند و در اثر آن جمع متحد مسلمانان را از هم جدا مي‏سازند و احزاب و فرقه‏ها پديد مي‏آورند و هر حزب و باندي نسبت به آنچه مي‏كنند شادمانند و به تعبير قرآن: «كُلُّ حزبٍ بِما لَديهم فَرِحون». امام خميني (ره) اين كار را خيانت به اسلام دانسته مي‏فرمايند:
«يكي جزوه مي‏دهد، و كسي را لعن مي‏كند و يكي جزوه مي‏دهد و آنرا تعريف مي‏كند، هر دو امروز غلط است، دست از ناداني برداريد، خيانت به اسلام نكنيد، آنهايي كه با اسلام دشمن هستند، شما را تحريك نكنند. اين تفرقه امروز خيانت به اسلام است با هر اسمي كه باشد».(2)
ب ـ برافروختن اختلافات تاريخي
در صدر اسلام كه مقام خلافتي بود و خلفا زنده بودند، حضرت امير ( علیه السلام ) و يارانشان، اختلافات را در دائره معقولي محدود و به تعبير امام خميني(ره) تبديل به آرامش و
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- امام خميني، 29/8/58.
2- امام خميني، 15/4/58.
________________________________________ 178 ________________________________________

كتابخانه تخصصي حج > آموزش کارگزاران حج > شيعه شناسى،آشنايى با مذاهب اسلامى،وحدت اسلامى و پاسخ به شبهات

همكاري كردند متأسفانه اكنون كه نه خليفه‏اي است و نه مقام خلافتي دشمنان استعمارگر مي‏كوشند با برافروختن اختلافات تاريخي مربوط به هزار و چهارصد سال پيش، مسلمانان را دچار تفرقه كنند.
امام خميني (ره) درباره اين عامل تفرقه صريحا مي‏فرمايند:
«امروز سر ولايت اميرالمؤمنين ( علیه السلام ) اختلاف كردن، خيانت به اسلام است امروز اين حرف‏ها را طرح نكنيد، مبادا با اعمال شما اسلام فراموش شود. مبادا با اعمال شما اسلام دفن شود، اگر دلسوز اسلام و ملت و كشورتان هستيد دست از تفرق برداريد و اين طرح شيطاني را خنثي كنيد. سر يك نفر آدم كه آيا كافر است يا مسلم بر سر هم نزنيد. به اين مسائل توجه كنيد، مي‏خواهند شما را به جان هم بريزند و آنها نتيجه بگيرند».(1)
ج ـ تعصبات جاهلانه
يكي از عوامل مهم تفرقه، تعصبات جاهلانه است كه اسلام با آن به مبارزه برخاسته و پيامبر اكرم ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) درباره آن فرموده‏اند: كسي كه در دلش خردلي از عصبيت باشد، خداوند او را روز قيامت با عرب‏هاي جاهليت برانگيزاند.(2)
امام خميني(ره) مي‏فرمايد: عصبيت، يكي از اخلاق باطنه نفسانيه است كه آثار آن مداخله كردن و حمايت نمودن از خويشاوندان و مطلق متعلقان است، چه تعلق ديني و مذهبي و مسلكي باشد، يا تعلق وطني و آب و خاكي و غير آن، كه منشاء بسياري از مفاسد اخلاقي است و خود آن في نفسه مذموم است گرچه براي حق يا امر ديني باشد و منظور اظهار حق نباشد، بلكه منظور غلبه خود با هم مسلك خود يا بستگان خود باشد.(3)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- امام خميني، 15/4/58.
2- كافي، ج 2، كتاب‏الايمان، باب‏العصبيه، ح 3.
3- امام خميني، چهل حديث، ص 125-126.
________________________________________ 179 ________________________________________
د ـ ملي‏گرايي
يكي ديگر از عوامل تفرقه، ملي‏گرايي است، پيغمبر اكرم ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) مردم عرب، فارس، روم و . . . را از ملي‏گرايي به اسلام‏گرايي، و از اسلام به ايمان و از ايمان به تقوي و مهاجر في سبيل‏اللّه‏ ارتقاء دادند و درنتيجه همه مسلمانان ملل مختلف را متحد ساختند. استعمار غرب مي‏كوشد تا مسلمانان تَعَرُّب بعد از هجرت نموده و به حالت ابتدايي ارتجاع كنند. امام خميني(ره) در اين باره چنين مي‏فرمايند:
«آن چيز مهمي كه دول اسلامي را بيچاره كرده و از ظِلِّ قرآن كريم دور مي‏كند، نژاد بازي است، اين نژاد ترك است بايد نمازش را هم تركي بخواند. اين نژاد ايراني است بايد الفبايش چه جور باشد. آن نژاد عرب است، عروبيت بايد حكومت كند نه اسلام، نژاد آريايي حكومت كند نه اسلام، نژاد ترك بايد حكومت كند نه اسلام، نژادپرستي يك مسئله بچه‏گانه است كه سران دول را دارند بازي مي‏دهند. غافل از اينكه نكته اتكايي كه همه مسلمين داشتند از مسلمين گرفتند، همين نژاد بازي كه اسلام قلم سرخ روي آن كشيد و يا بين سياه و سفيد و مابين ترك و مغرب و عجم هيچ فرقي نگذاشت و فقط ميزان را تقواي واقعي قرار داد: «اِنَّ اكرمكم عند اللّه‏ اتقاكم».
اسلام فقط اتكاست، ترك و فارس و عرب و عجم ندارد، قضيه نژاد بازي ارتجاعي است چرا مسلمين باهم جنگ مي‏كنند براي اينكه در تحت لواي اسلام نيستند!
ه ـ فرقه‏گرايي
امام خميني (ره) معتقد بودند كه اگر مسلمانان جهان از حصارهاي فرقه‏اي كه بعد از پيامبر اكرم ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) به دور خود كشيده‏اند آزاد و به سوي اسلام ناب محمدي بازگردند، از كثرت فرق و مذاهب فقهي و كلامي به وحدت مي‏رسند و درمي‏يابند كه خداوند يك دين بيشتر ندارد و آن دين حنيف اسلام است. و ما نبايد با ديدگاه‏هاي مختلف فقهي و كلامي مجتهدين را وسيله‏اي براي تقسيم اسلام به فرق گوناگون قرار دهيم، و آنگاه به نفي اسلام يكديگر بپردازيم. همچنانكه بني‏اسرائيل دين حنيف ابراهيم را به صورت دو
________________________________________ 180 ________________________________________
دين يهود و نصاري تقسيم كردند و هركدام ديگري را بي‏اساس خواندند در حالي كه هر دو دسته كتاب آسماني را مي‏خواندند.
و قالت اليهود ليست النصاري علي شي‏ء و قالت النصاري ليست اليهود علي شي‏ء و هم يتلون الكتاب.
خداوند مي‏فرمايد: كساني كه نمي‏دانند سخني مانند سخن اينان مي‏گويند: «قال الذين لايعلمون مثل قولهم».(1)
همينطور امام خميني(ره) با تقسيم كردن مسلمانان به فرقه‏هاي گوناگون بطوري كه در برابر يكديگر باشند مخالف بودند و همواره از مسلمان جهان مي‏خواستند با كنار گذاشتن اين حصارهاي تعصب فرقه‏اي همگي به اسلام ناب محمدي بازگردند و در ديدار با علماي اسلامي فرمودند:
«يك دسته از مسلمانان شيعه هستند و يك دسته‏اي از مسلمانان سني، يك دسته حنفي و دسته‏اي حنبلي و دسته‏اي اخباري هستند، اصلاً طرح اين معني (و اين دسته‏بندي‏ها) از اول درست نبوده. در يك جامعه‏اي كه همه مي‏خواهند به اسلام خدمت كنند و براي اسلام باشند، اين مسائل نبايد طرح شود. ما همه برادر هستيم و با هم هستيم، منتهي علماي شما يك دسته فتوي به يك چيز دادند و شما تقليد از علماي خود كرديد و شديد (به عنوان مثال) حنفي، يك دسته فتواي شافعي را عمل كردند و يك دسته فتواي حضرت صادق ( علیه السلام ) را عمل كردند، اينها شدند شيعه. اينها دليل اختلاف نيست، ما نبايد با هم اختلاف و تضاد داشته باشيم، ما همه باهم برادريم. برادران شيعه و سني بايد از هر اختلافي احتراز كنند».(2)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- بقره: 113.
2- امام خميني، 8 / رمضان / 1400، صحيفه امام، جلد 9، ص 359.
________________________________________ 181 ________________________________________
نتيجه‏گيري
بناي رفيع و باشكوه فرهنگ و تمدن اسلام بر پايه توحيد بنا شده كه در ساختن آن ماهرترين و پاك‏ترين مهندسين از سرزمين‏هاي مختلف سهيم بودند. اين بناي عظيم ساخته فكر و انديشه كسي نبود بلكه ايمان و اشتياق مسلمانان به اسلام و رضاي پروردگار آن را به وجود آورده بود و براي پژوهش درباره آن علما و انديشمندان ملل اسلامي دست به دست هم دادند و خود را از هرگونه تعصب قومي و فرهنگي بجز قوميت اسلام و فرهنگ قرآن، عاري ساختند، عرب، عربي بودن و فارسي، فارسي بودن و رومي، رومي بودن خود را فراموش كرد و خود را در خدمت اسلام و زبان قرآن قرارداد و دسته‏جمعي بناي فرهنگ و تمدن اسلامي را بنا نهادند.
قسمت اعظم آن را مستقيما از اسلام گرفتند، و بخش‏هايي از علوم ساير ملل جهان را با تغيير و تصرفاتي در خدمت اسلام درآوردند تا آنجا كه فلسفه يونان را كه از آن عقائد دوگانه و تثليث اثبات مي‏شد، به رنگ اسلام درآوردند و براي اثبات توحيد و معاد از آن استفاده كردند.
اين فرهنگ و تمدن در سطح جهاني بدرخشيد زيرا كه به همه مسلمانان تعلق داشت و همه خود را در آن شريك مي‏دانستند هر عالم و دانشمندي حق عضويت و شركت در هر بحثي و مراجعه به هر كتاب و اخذ هر رأي و نظريه‏اي داشت و هيچ كس به ديگري كه با او هم‏عقيده و هم‏فكر نبود جز با نظر تقدير و برادري نمي‏نگريست.
خليفه در بغداد كرسي تدريس كلام را به شيخ طوسي سپرده و بسياري از علماي اهل سنت در درس اين عالم امامي شركت مي‏كردند و فقهاي بزرگ شيعه چون شهيد اول و شهيد ثاني در حوزه‏هاي اهل سنت شركت مي‏جستند.
متأسفانه نسل‏هايي وارث اين خانه فرهنگ و تمدن اسلامي شدند كه در آن به نزاع برخاستند و پرده‏هايي ميان خود برافراشتند و هر دسته‏اي در قسمت خود مستقل و مجزا شدند و از ورود ديگران جلوگيري كردند و بدين‏گونه فرهنگ و تمدن اسلامي از جنبه عمومي و اجتماعي به مذاهب بسته تبديل گشت و از مليت عمومي به ملوك‏الطوايفي
________________________________________ 182 ________________________________________
محدود، تنزل نمود و هر عالم و دانشمندي در محيط كوچك خود خانه‏نشين شد و از آنچه در ساير مذاهب بود چشم فروبست و در يافته‏هاي خود تعصب ورزيد و با هر آنچه نمي‏دانست به دشمني برخاست.
و دست‏هاي سياست، پرده‏هاي ميان فرقه‏ها را به ديوارها و حصارهاي مليت مبدل ساخت تا جائي كه حتي در كنار خانه خدا براي هر مكتب فقهي مقامي ساخته شد و هر فرقه‏اي براي خود نماز جماعت جداگانه تشكيل مي‏داد.
هدف امام خميني(ره) اين بود كه با برداشتن ديوارها و حصارهاي مليت و نژاد و كنار زدن پرده‏هايي كه فرق گوناگون ميان خود برافراشته‏اند، اسلام ناب را آشكار سازند و مسلمانان جهان را به وحدت واقعي خود برساند، بي‏آنكه مكتب‏هاي فقهي و كلامي و تفسيري را لغو و يا درهم ادغام كنيم.
________________________________________ 183 ________________________________________
خلاصه درس نهم
از ديدگاه امام راحل وحدت اسلامي در جامعه امروز امري ضروري مي‏باشد كه طي آن توحيد كلمه مقصد همه انبياي عظام است، وحدت رمز قدرت و پيروزي انقلاب اسلامي مي‏باشد.
در اين ميان تأكيدات قرآني و حركت رسول اكرم در جهت وحدت تمامي جهان و معرفي رسول اكرم و علي ( علیه السلام ) بعنوان اسوه وحدت حائز اهميت است.
عواملي كه باعث رسيدن به اين هدف مهم هستند عبارتند از:
اتكال به خدا، اسلام، ايمان، رحماني بودن، توجه به معنويت، اراده الهي، ضيافت‏اللّه‏، لطف و تأييد الهي، نماز جمعه، فريضه حج، امامت و حكومت، اجتماعات مذهبي عاشورا و . . .
در مقابل عوامل زير نيز تهديدي جدي عليه وحدت امت اسلامي مي‏باشد: سب و لعن و مطاعن، برافروختن اختلافات تاريخي، تعصبات جاهلانه، ملي‏گرايي و فرقه‏گرايي.
________________________________________ 184 ________________________________________
نمونه سؤالات تشریحی
1ـ به چه دلايلي امام خميني(ره) وحدت را رمز قدرت مي‏دانند؟
2ـ عوامل وحدت را نام ببريد.
3ـ اجتماعات مذهبي عاشورا چگونه مي‏تواند ضامن وحدت باشد؟
4ـ نظر امام راحل در مورد ملي‏گرايي چيست؟
5ـ آيا امام راحل فرقه‏گرايي را مشروع مي‏دانند؟ چرا؟
________________________________________ 185 ________________________________________
نمونه سؤالات تستي
1ـ طبق كدام آيه قرآن بر وحدت تأكيد شده:
الف) إنّ اكرمكم عنداللّه‏ اتقاكم
ب) واعتصموا بحبل‏اللّه‏ جميعا و لا تفرقوا
ج) قُلْ إنْ كنتم تحبّون اللّه‏ فاتّبعوني
د) إنّ اللّه‏ اصطفي آدم و نوحا
2ـ به چه علت تلاش پيامبر اكرم ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) براي اتحاد جهان آن عصر ناكام ماند؟
الف) اغراض سياسي آن وقت
ب) اغراض علماي نصاري و يهود
ج) عدم عمل به وصيت پيامبر در غدير خم
د) موارد الف و ب
3ـ امام خميني اتحاد و برادري ميان . . . . . . . . . و . . . . . . . . . را بعنوان الگو و نمونه معرفي كرده.
الف) پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) و علي ( علیه السلام )
ب) پيامبر ( صلَّی اللّه علیه و آله و سلم ) و سلمان
ج) امام حسن و حسين عليهماالسلام
د) شيخ شلتوت و سيد جمال‏الدين اسدآبادي
4ـ كدام يك جزو عوامل وحدت از ديد امام راحل نيست؟
الف) اتكال به خدا ب) رحماني بودن
ج) ضيافت‏اللّه‏ د) نصرت الهي
________________________________________ 186 ________________________________________
5ـ كدام يك از عوامل زير از ديدگاه امام راحل جزو عوامل تفرقه نيست؟
الف) سب و لعن و مطاعن ب) برافروختن اختلافات تاريخي
ج) ملي‏گرايي د) جنگهاي بين‏المللي
6ـ اين سخن امام راحل مصداق كدام يك از موارد زير است: (. . . و يكي جزوه مي‏دهد
و آنرا تعريف مي‏كند، هر دو امروز غلط است).
الف) برافروختن اختلافات تاريخي ب) سب و لعن و مطاعن
ج) تعصبات جاهلانه د) فرقه‏گرايي
7ـ از نظر امام راحل امروز بر سر ولايت امام علي ( علیه السلام ) اختلاف كردن چه حكمي دارد؟
الف) جهت حل مشكلات بلامانع است
ب) اختلاف امت رحمت است
ج) خيانت به اسلام است
د) تا حل شدن موضوع بايد موضع خود را حفظ كرد
8ـ طبق نظر امام راحل آثار عصبيت چيست؟
الف) مداخله كردن ب) حمايت نمودن از خويشاوندان
ج) غلبه خود با هم‏مسلك خود د) تمام موارد
________________________________________ 187 ________________________________________
منابع و مآخذ
1ـ قرآن كريم.
2ـ الامام زيد حياته و عصره، محمد ابوزهره، دارالفكر العربي، قاهره.
3ـ الاتقان في علوم‏القرآن، جلال‏الدين عبدالرحمن السيوطي.
4ـ الاحتجاج علي اهل اللجاج، طبرسي احمدبن علي، قم، مكتبة الحيدرية، 1383 ش.
5ـ الاحوال الشخصية، محمد ابوزهره.
6ـ قواعد العقائد من احياء علوم‏الدين، غزالي احمدبن محمد، دار اقراء بيروت، 1985 م.
7ـ اخبار الطوال، دينوري ابي حنيفه احمدبن داود ـ تحقيق عبدالمنعم عامر، قاهره، وزارة الثقافة والارشاد القومي، 1960 م.
8ـ الارشاد، شيخ مفيد.
9ـ الاستيعاب، ابن عبدالبر.
10ـ اسلام آئين همبستگي، محيط طباطبايي، نشر زكات علم، تهران 1377.
11ـ اسماعيليون و مغول و خواجه نصيرالدين طوسي، حسن امين، ترجمه مهدي زنديه، مؤسسه دائرة‏المعارف اسلامي، تهران، 1382.
12ـ اطوارالثقافة والفكر في ضلال العروبة و الاسلام، جندي علي، مكتبة الانجلو المصرية، قاهره 1960.
13ـ امالي صدوق، ترجمه محمدباقر كمره‏اي، انتشارات كتابچي، پائيز 1376.
14ـ انديشه‏هاي صادق، دانشگاه امام صادق ( علیه السلام ) .
________________________________________ 191 ________________________________________
15ـ ايران و جهان اسلام، عبدالهادي حائري، مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوي، مشهد 1368.
16ـ بحارالانوار، علامه محمدباقر مجلسي، 110 جلدي، مؤسسه الوفاء بيروت، 1404 ه . ق.
17ـ بحثهايي از فقه تطبيقي، مهدي پيشوايي، حسين گودرزي، نشر مشعر، پائيز 1381.
18ـ تاريخ الفقه الأسلامي، محمدعلي السايس، مكتبة احياء التراث الاسلامي، مكه، بي‏تا.
19ـ تاريخ سياسي شيعيان اثني عشري در ايران، پروين تركمني آذر، مؤسسه شيعه‏شناسي، تابستان 1383.
20ـ تاريخ عمومي حديث، مجيد معارف، نشر كوير، 1377.
21ـ تحريرالوسيله امام خميني(ره)، مطبعة الآداب، نجف، 1390 ه . ق.
22ـ تحليلي بر مواضع سياسي امام علي ( علیه السلام ) از رحلت پيامبر تا قتل عثمان، اصغر قائدان.
23ـ تفسير القرآن الحكيم، رشيد رضا، محمد (تفسير المنار)، دارالمعرفة بيروت، بي‏تا.
24ـ التفسير الكاشف، محمدجواد مغنيه، دارالعلم للملايين، بيروت، 1968 م.
25ـ التفسير الكبير، فخر رازي، دار احياء التراث العربي، بيروت، بي‏تا.
26ـ الجامع لاحكام القرآن، ابي عبداللّه‏ القرطبي المالكي، دارالكتب العلميه، بي‏تا.
27ـ جستاري در انديشه فقهي مذاهب، محمدرضا ضميري، انتشارات گلستان معرفت، تابستان 1384.
28ـ چهل حديث، امام خميني(ره)، تهران، مؤسسه نشر و تنظيم آثار امام راحل، 1378 ش.
29ـ حاشيه ابن عابدين، چاپ معهد فتح دمشق، با تصحيح دكتر فرنور.
30ـ حجة‏اللّه‏ البالغة، احمد عبدالرحيم دهلوي، دارالتراث، القاهرة، 1355 ه . ق.
31ـ الحجة علي اهل المدينة، محمدبن الحسن الشيباني، تصحيح سيد مهدي حسن گيلاني، بيروت، عالم الكتب، 1385 ه . ق.
________________________________________ 192 ________________________________________
32ـ حيات فكري و سياسي امامان شيعه، رسول جعفريان، سازمان تبليغات اسلامي، 1369.
33ـ دايرة‏المعارف بزرگ اسلامي، (الكبري)، زير نظر سيد محمدكاظم موسوي بجنوردي، مركز دائرة‏المعارف، 1466 ه . ق.
34ـ دائرة‏المعارف قرن بيستم. (دائرة‏المعارف القرن العشرين) فريد وجدي.
35ـ ديوان خواجوي كرماني، به اهتمام احمد سهيلي خوانساري، تهران، پاژنگ، 1369.
36ـ ديوان اشعار سنايي، حكيم ابوالمجد مجدودبن آدم سنايي غزنوي، بسعي و اهتمام مدرس رضوي، تهران، نشر سنايي، 1362 ش.
37ـ سنن ابي‏داوود، ابي‏داوود سليمان ابن الاشعث السجستاني الازدي، داراحياء التراث العربي، 4 جلدي.
38ـ سنن الترمذي، محمدبن عيسي ترمذي، دارالكتب العلميه، 1994، 5 جلدي.
39ـ شرح المواهب المالكي علي المواهب اللدينية للعلامه القسطاني، زرقاني محمدبن عبدالباقي.
40ـ شرح نهج‏البلاغه ابن ابي‏الحديد، 2 جلد در 1 جلد، كتابخانه آيت‏اللّه‏ مرعشي نجفي، قم، 1404 ه . ق.
41ـ شرعيات دين يهود، هاراويديد آذرچيان، بي‏تا.
42ـ شيعيان بغداد، محمدطاهر يعقوبي، ان : شيعه‏شناسي، اول 1385.
43ـ شيعه پاسخ مي‏دهد، سيد رضا حسيني‏نسب، نشر مشعر، چاپ 16، پائيز 1385.
44ـ صحيح بخاري، محمدبن اسماعيل بخاري، 8 مجلد، بيروت، مكتبة الثقافية.
45ـ صحيح مسلم، مسلم‏بن حجاج نيشابوري، بيروت، دارالكتب العلميه، 1992، 2 جلدي.
46ـ صحيفه امام خميني(ره)، صحيفه نور، مجموعه 22 جلدي.
47ـ طبقات النحويين واللغويين، ابي‏بكر محمدبن الحسن الزبيدي الاندلسي، قاهره دارالمعارف، 1984 م.
________________________________________ 193 ________________________________________
48ـ زندگي پس از مرگ، لئون دني، ترجمه و تلخيص عبدالمجيد حكيم، تهران، بهزاد، 1385.
49ـ العبر في خبر من غبر، الذهبي، حقيقه و ضبطه ابوهاجر محمد السعيدبن سيوني زغلول، بيروت.
50ـ عقايد اهل سنت در رد وهابيت و بدعت، شيخ خليل احمد سهار نبوري، ترجمه عبدالرحمان سربازي.
51ـ علل الشرايع، صدوق محمدبن علي بن بابويه، مشهد، الاستانة الرضوية المقدسة، 1408 ه . ق.
52ـ علم‏الحديث و دراية‏الحديث، كاظم مدير شانه‏چي، جامعه مدرسين حوزه علميه قم، دفتر انتشارات اسلامي، 1376.
53ـ الغدير، عبدالحسين اميني.
54ـ فرائد السمطين في فضائل المرتضي و البطول والسبطين و الائمة من ذريتهم، تحقيق محمدباقر بهبودي، مؤسسة المحمودي، بيروت، چاپ نخست، 1398 ه . ق.
55ـ فرق و مذاهب كلامي، علي رباني گلپايگاني، مركز جهاني علوم اسلامي، دوم 1381.
56ـ الفتوح، ابن اعثم محمدبن علي، دارالاضواء، بيروت، بي‏تا.
57ـ فتوح‏البلدان، بلاذري ابوالحسن، بيروت مكتبة الهلال، 1988 م.
58ـ فتوح‏الشام، واقدي ابي عبداللّه‏ محمدبن عمرابن واقد، بيروت، دارالكتب العلمية 1997 م.
59ـ الفقه اسلامي و ادلته، وهبه الزحيلي (الشامل للادلته الشرعيه) دمشق دارالفكر، 1409 ه . ق.
60ـ فقه السيرة النبوية، محمدسعيد رمضان بوطي، دارالفكر المعاصر، دمشق، چاپ دوم 1968، مع موجز لتاريخ الخلفاء الراشده.
61ـ الفقه التقريبي و المقارن، الدكتور بي‏آزار شيرازي، المسائل العبادية و بناء الذات، 1429، ناشر المجمع العالمي للتقريب بين المذاهب الاسلامية بالتعاون مع جامعة
________________________________________ 194 ________________________________________
المذاهب الاسلامية 1429.
62ـ الفقه علي المذاهب الخمسه، محمدجواد مغنيه، ترجمه كاظم پورجوادي، جهاد دانشگاهي 1386.
ـ الفقه المقارن للاحوال الشخصية بين المذاهب الاربعة السفية والمذهب ابي‏جعفري و القانون، بدران ابوالعينين، بيروت، دارالنهضة العربيه.
63ـ الفهرست، ابن نديم محمدبن اسحاق، مكتبة الاسدي، مصحح محمدرضا تجدد.
64ـ الكافي الاصول والروضة، محمدبن يعقوب كليني رازي، مكتبة الاسلاميه، تهران 1381.
65ـ كشف الغمة في معرفة الائمة، علي بن عيسي الارابلي، اسلامية، تهران، مترجم: زاوري علي بن الحسن.
66ـ كيهان انديشه، مؤسسه كيهان، دو ماه‏نامه.
67ـ گذشته و آينده جهان، دكتر بي‏آزار شيرازي، نشر بعثت، 1349.
68ـ مثنوي معنوي، جلال‏الدين محمدبن محمد مولوي، تهران، اميركبير.
69ـ المجموع الحديثي والفقهي، مسند امام زيدبن علي، تحقيق: عبداللّه‏بن حمود العزي، عمان، 2002 م، مؤسسه الامام زيدبن علي الثقافيه.
70ـ مجموعة‏الرسائل، ابن تيميه، قاهره، 1905.
71ـ مختصر منهاج‏السنة، ابن تيميه، ترجمه اسحاق دبير، انتشارات حقيقت، 1386 ش.
72ـ مجمع‏البيان لعلوم القرآن، الامام ابوالفضل بن الحسن الطبرسي، ناشر رابطة الثقافية والعلاقات الاسلامية، 1417.
73ـ المراجعات، رهبري امام علي ( علیه السلام ) در قرآن و سنت، سيد عبدالحسين شرف‏الدين موسوي، ترجمه محمدجعفر امامي.
74ـ مستدرك سفينة البحار، علي نمازي الشاهرودي، قم، البعثة، 1363.
75ـ مسند احمدبن حنبل، السند، احمدبن محمدبن حنبل، دار احياء التراث العربي، بي‏تا، 7 جلدي.
________________________________________ 195 ________________________________________
76ـ المعجم الصغير، طبراني، سليمان ابن احمد، داراحياء التراث العربي، بيروت.
77ـ المغني و الشرح الكبير، ابن قدامه مقدسي، عبداله ابن احمد، دارالفكر بيروت، 4-1983 م.
78ـ فقيه من لايحضره الفقيه، ابوجعفر محمدبن علي‏بن حسين‏بن بابويه، شيخ صدوق.
79ـ موسوعة الفقه ابراهيم حنفي، رواس قلعه جي، مطامع الهيئة، مصر 1339 ه . ق.
80ـ موسوعة فقه الامام علي بن ابيطالب، محمد رواس قلعه‏جي، دمشق، دارالكفر، 1403 ه . ق.
81ـ الموسوعة الفقهية الكويتية، وزارة الاوقاف الكويتية، الطبعة الرابعة، 1414 ه . ق.
82ـ منظومه عشق، مجموعه شعر شاعران بزرگ اهل تسنن در مدح اهل بيت، سيد احمد زرهاني.
83ـ الميزان، ترجمه تفسير الميزان، علامه طباطبايي، ترجمه جمعي از علماء، بنياد علمي و فكري علامه، 1366.
84ـ ميزان‏الحكمة با ترجمه فارسي، محمد محمدي ري‏شهري، مترجم حميدرضا شيخي، دارالحديث 1377.
85ـ الوجيز في اصول الفقه، وهبه الزحيلي، نشر احسان، تهران، 1423 ه . ق.
86ـ وسائل الشيعة الي تحصيل مسائل الشريعه، شيخ حر عامي، 29 جلدي، مؤسسه آل‏البيت قم، 1409 ه . ق.
87ـ وفا الوفا باخبار دارالمصطفي، سمهودي، علي‏بن عبداللّه‏، دارالكتب العلمية، بيروت، 1984 م.
88ـ ولايت فقيه، امام خميني(ره)، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، چاپ نهم، پائيز 1378.
89ـ نيل‏الاوطار، شرح منتقي الاخبار من احاديث سيدالاخبار محمدبن علي شوكاني، دارالفكر، دمشق، 1403 ه . ق.
90ـ نهج‏البلاغه، ترجمه محمد دشتي، انتشارات نسيم حيات، بهار 72.
91ـ نقش ائمه در احياي دين، علامه عسگري، مرتضي، تهران، منير، 1382 ش.
________________________________________ 196 ________________________________________