وحدت از دیدگاه امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری(مدظله)

وحدت شيعه و سني در كلام حضرت امام خميني (ره)
امام خمینی ره در بیانات خود به این مسئله اشاره فرموده که گزیده ای از آن خدمتتان ارسال می شود:

پیامبر(ص)در حدیث قرطاس چه می خواست بنویسد؟

یكی از سوالاتی كه ذهن هر حق جویی را به خود مشغول میكند این است كه پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم در آخرین لحظات حیات چه میخواستند بفرمایند؟

گريه رسول خدا (ص) در عزاي امام حسين (ع)

قال رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم :

يَا فَاطِمَةُ كُلُّ عَيْنٍ بَاكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا عَيْنٌ بَكَتْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْنِ فَإِنَّهَا ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ بِنَعِيمِ الْجَنَّة .

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏44، ص: 293 .

اى فاطمه! هر چشمى فرداى قيامت گريان است غير از چشمى كه در مصيبت حسين گريه كند ؛ صاحب آن چشم خندان است و مژده نعمت‏هاى بهشت به وى داده خواهد شد .

عزادارى وگريه از سنّتهاى آفرينش :

جواب شبه ی عدم شهادت حضرت محسن

در تاریخ یعقوبی آمده که محسن در کودکی مرده است این با گفته های شما که جنین بوده و مرده تناقض دارد:

اولا: در تاریخ یعقوبی چنین نوشته شده است:
(علی را چهارده فرزند ذکور بود: حسن و حسین و محسن که در کودکی مرد.مادرشان فاطمه دختر پیامبر خداست........) (تاریخ یعقوبی ج2ص139)
اما نظر مورخین شیعه در مورد محسن:
بزرگان شیعه دو دسته هستند. جمهور علما می گویند: محسن جنین شش ماه ایی بوده است. که به دلیل ضربات وارده سقط شد.
حتی علمای بزرگ اهل سنت نیز این مطلب را قبول دارند:
عن الجاحظ: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة عليها السلام يوم البيعة حتّى ألقت الجنين من بطنها وكان عمر يصيح : إحرقوا دارها بمن فيها ، وماكان فى الدار غير علىّ وفاطمة والحسن والحسين وزينب (عليهم السلام) .

اثبات حدیث قرطاس(دوات و قلم) با استناد به منابع اهل سنت

لطفا حدیث قرطاس یا همان دوات و قلم را با استناد به منابع مهم اهل سنت اثبات بفرمایید؟

حدیث قرطاس یا همان دوات و قلم از احادیث صحیحه و متیقن است که علاوه بر اینکه تمام علمای بزرگ شیعه آنرا در کتبشان نقل کرده اند؛ بسیاری از علمای اهل سنت نیز بدان اقرار کرده و آنرا ذکر کرده اند ؛ ما برای روشن شدن مطلب به بررسی اسناد این قضیه در کتب اهل سنت می پردازیم:
قضیه از اين قرار بود كه در روزهاى پايانى عمر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) آن حضرت به جمعى از اصحاب كه به عيادتش رفته بودند، فرمود: «قلم و دواتى برايم حاضر كنيد تا براى شما نامه اى بنويسم كه پس از آن هرگز گمراه نشويد». ولى بعضى از صحابه به مخالفت برخاستند و مانع نوشتن اين نامه شدند!